۱ نفر
۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
کودکان ایران قربانی جنگ‌طلبی تندروها

هیچ جنگی با نخستین شلیک آغاز نمی‌شود. جنگ، بسیار پیش‌تر از آنکه آسمان شهری را دود فرا بگیرد یا آژیرها سکوت شب را بشکنند، در ذهن‌هایی شکل می‌گیرد که خشونت را فضیلت و صلح را ضعف می‌پندارند.

جنگ، ابتدا در زبان متولد می‌شود؛ در واژه‌هایی که مرگ را عادی می‌کنند، نفرت را تقدیس می‌کنند و زندگی را به حاشیه می‌رانند. هنگامی که چنین زبانی بر فضای عمومی مسلط می‌شود، گلوله‌ها تنها آخرین جمله آن روایت‌اند. در این میان، عجیب‌ترین تصویر زمانه ما، تصویر کسانی است که در امنیت و آسایش، از جنگ سخن می‌گویند. آنان که در اتاق‌های خنک، پشت میزها، پشت صفحه‌های تلفن همراه یا تریبون‌های پرطمطراق، نسخه نبرد می‌پیچند، گویی جنگ حادثه‌ای است که همیشه قرار است برای دیگران رخ دهد. آنان از شجاعت می‌گویند، اما شجاعت را نه در تحمل رنج، بلکه در توصیه کردن رنج به دیگران جست‌وجو می‌کنند. فاصله آنان تا میدان جنگ، تنها چند واژه است؛ اما فاصله کودکانی که در میان انفجارها زندگی می‌کنند تا مرگ، گاه تنها چند ثانیه.

جنگ برای این گروه، مفهومی انتزاعی و آغشته به شعار است؛ اما برای کودک، جنگ معنایی کاملاً متفاوت دارد. جنگ، بوی دود در راهروهای مدرسه است. جنگ، کیفی است که صاحبش هرگز به کلاس بازنمی‌گردد. جنگ، تخت خالی بیمارستان کودکان، اسباب‌بازی‌های مدفون در میان آوار، دفترچه‌ای که آخرین مشقش نیمه‌تمام مانده و مادری که دیگر قصه شب نمی‌گوید. آنچه برای برخی، پیروزی یا شکست سیاسی است، برای کودک، پایان طبیعی‌ترین فصل زندگی؛ یعنی کودکی است.

تاریخ بشر را اگر از زاویه نگاه کودکان بخوانیم، شاید هیچ جنگی قهرمانانه به نظر نرسد. در روایت رسمی کشورها، از فتح سرزمین‌ها، پیروزی‌های نظامی و موازنه قدرت سخن گفته می‌شود؛ اما تاریخ کودکان، تاریخ دیگری است؛ تاریخی که در آن، شمار مدرسه‌های ویران، کودکانی که از تحصیل بازمانده‌اند، خانواده‌هایی که از هم پاشیده‌اند و روان‌هایی که تا پایان عمر با زخم جنگ زندگی می‌کنند، اهمیت بیشتری از نقشه‌های نظامی دارد.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز کودک هرگز نباید قربانی محاسبات سیاسی و نظامی شود. حقوق بشردوستانه، کنوانسیون حقوق کودک و اسناد بین‌المللی، همگی بر یک اصل بنیادین تأکید دارند: کودک نه ابزار جنگ است، نه سپر انسانی، نه هدف مشروع و نه خسارتی قابل چشم‌پوشی. کرامت کودک، حتی در دل خونین‌ترین مخاصمات نیز غیرقابل معامله است. هیچ آرمان سیاسی، هیچ شعار ایدئولوژیک و هیچ ادعای امنیتی نمی‌تواند این حقیقت را تغییر دهد.

اما خطرناک‌تر از خود جنگ، عادی‌شدن جنگ است. هنگامی که جامعه به شنیدن خبر مرگ کودکان عادت می‌کند، هنگامی که تصاویر بیمارستان‌های ویران دیگر کسی را تکان نمی‌دهد و هنگامی که شمار قربانیان به اعدادی در پایین صفحه خبر تبدیل می‌شود، باید دانست که پیش از ویرانی شهرها، وجدان عمومی ویران شده است. بی‌حسی اخلاقی، یکی از عمیق‌ترین خسارت‌های جنگ است؛ خسارتی که هیچ آتش‌بسی آن را جبران نمی‌کند.

افراط‌گرایی نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که انسان، انسان را نه با چهره و نام، بلکه با برچسب می‌بیند. در چنین نگاهی، کودک دیگر کودک نیست؛ عضوی از «طرف مقابل» است. مدرسه دیگر محل آموزش نیست؛ هدفی نظامی تلقی می‌شود. بیمارستان دیگر محل درمان نیست؛ بخشی از معادلات جنگی است. وقتی انسانیت پشت برچسب‌ها پنهان شود، نقض حقوق کودک دیگر استثنا نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از منطق جنگ تبدیل می‌شود.

شگفت آنکه بسیاری از بلندترین صداهای جنگ، از امن‌ترین مکان‌ها شنیده می‌شوند. آنان که بیش از همه بر طبل نبرد می‌کوبند، معمولاً کمترین تماس را با واقعیت میدان دارند. جنگ برای آنان، واژه‌ای در سخنرانی‌ها و شبکه‌های اجتماعی است؛ اما برای خانواده‌ای که فرزندش را زیر آوار جست‌وجو می‌کند، جنگ پایان همه واژه‌هاست. میان این دو تصویر، فاصله‌ای وجود دارد که با هیچ شعار حماسی پر نمی‌شود.

دفاع از سرزمین، در هنگامه ضرورت، امری متفاوت از شیفتگی به جنگ است. تاریخ ملت‌ها، از انسان‌هایی که ناگزیر برای دفاع از خانه و مردم خود ایستاده‌اند، با احترام یاد می‌کند؛ اما همان تاریخ، کسانی را که جنگ را به آرزو و خشونت را به فضیلت بدل کرده‌اند، هرگز با احترام به خاطر نخواهد سپرد. اخلاق، مرز روشنی میان «دفاع» و «جنگ‌طلبی» ترسیم می‌کند؛ مرزی که عبور از آن، پیش از آنکه امنیت را نابود کند، انسانیت را از میان می‌برد.

کودکان، نخستین قربانیان جنگ‌اند، اما آخرین کسانی هستند که صدایشان شنیده می‌شود. آنان در هیچ نشست سیاسی حضور ندارند، فرمانده هیچ ارتشی نیستند و تصمیمی برای آغاز مخاصمه نمی‌گیرند؛ با این حال، بیشترین سهم را از ویرانی، آوارگی، گرسنگی، محرومیت از آموزش، آسیب‌های روانی و از دست دادن خانواده می‌برند. این بزرگ‌ترین بی‌عدالتی جنگ است؛ اینکه کسانی بیشترین رنج را تحمل می‌کنند که کمترین نقش را در وقوع آن داشته‌اند.

جامعه‌ای که آینده خود را دوست دارد، پیش از هر چیز باید از کودکانش محافظت کند؛ نه فقط در برابر گلوله، بلکه در برابر گفتمان‌هایی که خشونت را عادی و نفرت را فضیلت جلوه می‌دهند. زیرا آینده یک ملت، نه در زرادخانه‌ها، بلکه در کلاس‌های درس، در امنیت روانی کودکان، در امید آنان به فردا و در حق آنان برای زیستن در صلح ساخته می‌شود.

شاید روزی تاریخ، ما را نه با این معیار که در کدام جبهه ایستاده بودیم، بلکه با این پرسش داوری کند که در روزگاری که کودکان قربانی جاه‌طلبی‌ها، نفرت‌ها و جنگ‌طلبی‌ها بودند، آیا از حق آنان برای زندگی دفاع کردیم یا سکوت را برگزیدیم؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر پیروزی نظامی یا هر شعار سیاسی، سرنوشت اخلاقی یک جامعه را رقم خواهد زد.

* حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

کد مطلب 2263729

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 9
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • فاطمه IR ۱۳:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    تریبون داران انقدر جنگرا به عنوان یک فضیلت تبلیغ کردند تا تمام فرصت های صلح و ارامش از دست رفت
  • ناشناس IR ۱۳:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    اگر جنگ طلبی و تند رو را در متجاوز تعریف می‌کنی که انسان‌ها برای تروریست معنی ندارد اگر جنگ طلب و تندروی رادر ایرانی می بینی دقیقا در زمین دشمن بازی می‌کنی چرا که ملت ایران از خود دفاع می‌کند جنگ را تروریست‌های آمریکایی صهیونی به ملت ایران تحمیل کرده اند و برای تروریست فرقی نمی‌کند طرف کودک است مدرسه است و بیمارستان یا مرکز نظامی ، عده ای یاد گرفتند در قالب کلمات به جامعه القا کنند که جای تروریست را با صلح طلب عوض کند تندرو ها باعث جنگ شدند کامل بی عقلی است تندرو ها به نظر شما همان‌ها هستند از کشور و ملت دفاع می‌کنند
  • سهراب US ۱۳:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    این الان چه تیترو خبریه کار کردین؟همین امثال شماها موجب از دست رفتن اتحاد و ایجاد اختلاف هستید!
  • Aliasgar@1344 IR ۱۵:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    به نظر این آقای حقوقدان واستاد دانشگاه وروابط بین المل پس بهتری کار اینه که ایران عزیز وسرافراز با این تاریخ پراز عظمت وشکوه تسلیم کشوری شود که از تولدش تا امروز فقط ۲۵۰سال میگذرد وحداقل ۲۰۰ سال ازندگی نحسش باکشتار وخونریزی غارت وچپاول دیگران میگذرد وبدون مقاموت ایران باید بگه تسلیم جناب حقوقدان کجاسیر میکنی ... چرا شماها ورفقای اصلاح طلبتان اینقدر غرب پرستید وچقدر بزدل هستید راستی آیا فقط نام حقوقدان یدک میکشید یا هستید وهمچنین نام ایران یدک میکشید یاواقعا هستید.
  • IR ۱۵:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    این نظرات .... است ما به امریکا حمله نکردیم او به ماحمله کرده کی میخوای اینو بفهمی اقای حقوقدان
  • جلیل IR ۱۵:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    بچه جون ترس و خفت شما باعث ادامه همیشگی جنگ است . یک بار مثل مرد در مقابل قلدری و باج خواهی ایستادگی کنی ، یارو دمش رو می‌ذاره روی کولش برای همیشه . پس تفکر تو یعنی جنگ .
  • علی کیان راد IR ۱۶:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    خوبه که این مقاله را انتشار دادند الان فقط میکند جنگ خوبه اونهایی که جنگ نمیخواهند خائنند
  • IR ۲۳:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    0 0
    ما تندروها را لازم نداریم باید به کی بگیم این جماعت نه جان مردم نه طبیعت کشور نه تمدن و فرهنگ مردم هیچی براشون مهم نیست این جماعت بدرد ایران نمی‌خورند بروند کنار همون رفقاشون....
  • IR ۲۳:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
    0 0
    مگر ما جنگ را شروع کردیم یا از ادامه آن خوشحال شدیم و یا طرفدار آن بودیم ؟؟؟؟! به ما سه بار تجاوز شد و عزیزترین مسئولان ما به شهادت رسیدند آن هم مظلومان و بدور از جبهه جنگ میدانی و در نهایت پستی و نامردی دشمن و خنجر از پشت زدن !!!!!؟؟؟؟؟ نمی شود یک کشور تازه به دوران رسیده و یک رژیم اشغالگر هر وقت خواستند به ما حمله کنند و هر وقت خواستند ما را بزنند !؟؟؟ مغزتون کی میخواد راه بیفتد !؟؟؟؟؟ صلح پایدار و به حق و مجازات تجاوزگر و گرفتن غرامت و رفتن دشمن از منطقه و لغو تحریم ها و مجازات سگ زرد و نوکرش جنایتکار جنگی اشغالگر حق ماست و باید مطالبه شود ! اگر بهت فشار میاد که ملتی برای اولین بار در ۳۰۰سال گذشته تمام قد از سرزمینش دفاع می‌کند و یک سانت از زمینش را به دشمن نداده ،فشار باتومی، دیوار نزدیکته سرت رو بزن به دیوار ،،،