۰ نفر
۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۵
دلنوشته‌ای از خلبان آزاده برای روز آزادگان

به مناسبت روز ۲۶ مرداد که روز آزادگان نامگذاری شده، دلنوشته ای را برای مخاطبانم می نویسم.

صدام حسین رهبر عراق، در مرداد ۱۳۵۹ در طایف عربستان در کنفرانس سران عرب شرکت کرد و در آنجا به حکام عرب گفت: با حمایت هایی که از تجزیه طلبان در ایران کرده، اوضاع استان های مرزی ایران خراب است و ارتش ایران مدت هاست که درگیر تجزیه طلبان هستند.

صدام گفت: در ساختار انقلابی و سیاسی ایران چند دستگی ایجاد شده و حکومت مرکزی ایران ضعیف شده و الان وقت خوبی است که به ایران حمله و حکومت ایران را ساقط کند. آنگاه به حکام عرب پیشنهاد همکاری و مشارکت داد تا حکومت ایران را سرنگون کند.

عربستان و کویت و اردن در پاسخ به پیشنهاد صدام لبیک گفتند و مصر و مراکش و یمن و چند کشور عرب دیگر بطور ضمنی موافقت کردند. اما حافظ اسد رهبر سوریه مخالفت کرد و رهبران الجزایر و لیبی هم اعلام بی طرف کردند. در ادامه عربستان و کویت و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس اعلام کردند که تامین کننده و حامی مالی جنگ خواهند بود. اردن هم اعلام کرد که بندر عقبه که دیوار به دیوار بندر ایلات اسراییل قرار دارد را کاملا در اختیار صدام قرار خواهد داد تا لجستیک و پشتیبانی جنگ را حمایت و تامین کند.

جامعه عرب هم بجز سوریه و الجزایر و لیبی حمایت سیاسی خود را از حمله صدام اعلام کرد. و خلاصه توافق کردند که با تمام توان از صدام حمایت کنند تا به ایران حمله کند و ایران را سرنگون کنند. صدام با این پشتیبانی در ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ به نیروهایش دستور داد که به مرزهای ایران حمله و بخش هایی از نقاط مرزی ایران با عراق را در مناطق میمک و مهران اشغال کند.

صدام با این پیروزی و پس از اشغال پاسگاه های مرزی ایران پشت دوربین تلویزیون بغداد آمد و قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بین ایران و عراق را پاره کرد و گفت این قرارداد را قبول ندارم. پس از آن در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ نیروهای صدام با ۱۲ لشگر و تجهیزات کامل از سه جبهه جنوبی و میانی و شمالی وارد ایران شد و با تمام قدرت به ایران حمله کرد و موفق شد که در چند روز اول بخش هایی از خاک ایران را در استان های خوزستان و ایلام و کرمانشاه اشغال کند.

هدف اصلی صدام این بود که خوزستان را از ایران جدا کند. خوزستان برای صدام خیلی ارزشمند بود. خوزستان با آب فراوان و نفت و گاز وزمین های کشاورزی ارزشمند در ساحل شمالغربی خلیج فارس بخش بزرگی از نقشه عراق جدید میشد.

در ادامه و طبق اسنادی که حزب بعث عراق منتشر کرده بود بعد از خوزستان مقصد بعدی حرکت به سمت شرق تا بندر عباس بود و قصد داشتند به سمت استان ها و سر زمین های ساحلی ما تا بندر عباس برود و مدعی سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی بود.

اما تمام توهمات صدام با حضور و مقاومت فرزندان ملت بزرگ ایران در نیروهای مسلح ارتش به عنوان نیروی اصلی و سپاه در کنار نیروهای مقاومت مردمی و بخصوص حملات سنگین نیروی هوایی در مقابل تجاوز عراق و سایر دشمنان در چند هفته اول جنگ ماشین جنگی عراق را زمینگیر کرد و تمام محاسبات او را تغییر داد.

تاریخ می‌گوید: جنگ به ما در ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ با تصرف پاسگاه های مرزی ایران شروع و تحمیل شد و ایران ما رسماً به مدت ۷ سال و حدودا ۱۰ ماه و ۱۵ روز درگیر جنگ بود.

در این مدت جنگ تقریبا همه دنیا (حدود ۴۷ کشور مساقیم و غیر مستقیم) با پول و سلاح و تجهیزات و مزدوران اجاره ای و پشتیبانی های سیاسی آمدند پشت سر صدام که ما را بزمین بزنند و تسلیم کنند. در این مدت، بخش هایی از خاک ایران اشغال شد و ما توانستیم با قدرت آنها را آزاد کنیم و حتی توانستیم وارد خاک عراق شده و بخش هایی از خاک عراق را تصرف کردیم و

در مقابل بخش های دیگری از خاک ایران هم در اشغال عراق باقی ماند. در این جنگ تقریبا اکثریت ملت بزرگ ایران بصورت مستقیم و غیر مستقیم شرکت داشتند، اما رسما حدود ۵ میلیون از فرزندان ملت بزرگ ایران مستقیما در جنگ حاضر بودند و در لباس رزمنده در جبهه ها حاضر بودند و با دشمنان جنگیدند و طبق برآوردها تا ۲۰ میلیون نفر نیز پشتیبان جنگ بودند و این سرمایه بسیار ارزشمندی از دفاع ملی و میهنی و مردمی در مقابل دشمنان بود.

در این جنگ حدود ۲۳۰ هزار شهید و حدود بیش از یک میلیون جانباز و حدود ۴۳ هزار اسیر و آزاده داشتیم. خسارات مالی هم بسیار بود که با برآوردهای مختلف گفته شد بطور متوسط حدود ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت مالی به ایران ما وارد شد.

در این جنگ نیروهای صدام دست خالی نبودند بلکه تقریبا دو برابر نیروهای ایران صدمه دیدند. طبق شنیده ها عراق حداقل ۵۰۰ هزار کشته (بیش از دو برابر شهدای ایران) و بیش از یک میلیون مجروح و ۷۳ هزار اسیر عراقی در اختیار نیروهای ما بودند (حدود۳۰ هزار اسیر بیشتر از ایران) و میدانم نزدیک به ۱۰۰ خلبان عراقی اسیر ایران ایران بودند در مقابل عراق فقط ۵۰ خلبان اسیر ایرانی داشت.

در نهایت، در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ و پس از گذشت ۲۷۸۵ روز معادل (۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۵ روز) جمهوری اسلامی ایران بصورت تاکتیکی آتش بس را پذیرفت. جهت اطلاع می نویسم، در همان زمان که ما آتش بس را پذیرفتیم، صدام هنوز بخش هایی از خاک ایران را در اشغال خود داشت و اصطلاحاً گردنش کلفت بود و زورش ریاد بود و با حمایت های شرق و غرب و اعراب آتش بس را کاملا اجرا نکرد. اما حدود دو سال بعد همه چیز تغییر کرد و داستان و اتفاقات جور دیگری شد.

در این مدت دو سال بین ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹ دیدیم که خداوند اراده فرمود تا دشمنان ما که با هم عقد اخوت داشتند و با تمام وجود از همدیگر دفاع و حمایت میکردند با هم به اختلاف افتادند و آرام آرام بجان هم افتادند و شدند مصداق دعای (للّهُمَّ اشْغَلِ الظّالِمینَ بِالظّالِمینَ). الله اکبر

صدام که احساس قدرت داشت و ایران را زمینگیر کرده بود تصمیم گرفت آقایی و اقتدار و قدرت سلطه خود را به حامیان عرب خود نشان دهد. اما حامیان صدام از او توضیح خواستند که قرار بود ایران را یک هفته ای نابود کنی، اما ایران پس از نه سال هنوز هست و برپاست و منسجم و قوی تر شده؟

کویت و عربستان به صدام گفتند پول هایی که برای جنگ به تو دادیم (تقریبا ۱۱۰ میلیارد دلار میشد) اینها قرض بودند و باید آن را برگردانی و با حمایت غرب به صدام فشار می آوردند.

آنقدر فشار آوردند، تا اینکه صدام به این فکر افتاد که به کویت و عربستان درسی بدهد تا همه اعرای بفهمند با کی دارند چطوری حرف میزنند. صدام تصمیم گرفت در مرحله اول کویت را با عنوان بخشی از استان بصره اشغال کند و در ادامه برود سراغ عربستان.

خیلی جالب، این اتفاق در روز پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ برابر با روز عاشورا (حدودا ۱۰ سال پس از توافق بین کویت و عربستان اردن و ..... با صدام برای حمله به ایران) افتاد و صدام به کویت حمله و آنجا را کاملا اشغال کرد.

همانجا و در پایتخت کویت به عربستان اخطار کرد اگر حرف اضافه بزنی، نوبت بعدی تو هستی و می آیم ریاض. عربستان خفه شد و حاکم کویت هم رفت پیش ملکه انگلیس و به او پناهنده شد. صدام در محاسبات خود احساس پیروزی کرد، اما از ایران می ترسید. به همین دلیل تصمیم گرفت با ایران فعلا مدارا کند.

دیدیم که صدام در روز پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۶۹ رسما اعلام کرد که تمام خواسته ها و شروط ایران را می‌پذیرد و قرارداد ۱۹۷۵ را می‌پذیرد و از تمامی خاک ایران عقب نشینی کرد و روز جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین سری اسرا را آزاد نمود.

چقدر زیبا این جور چین با اراده خداوند کنار هم قرار گرفت و دیدیم که «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِم » شد و دیدیم که ده سال قبل در مرداد ۱۳۵۹ در طایف عربستان چه توطئه ای شد که ایران را نابود کنند و دیدیم که ده سال بعد در مرداد ۱۳۶۹ خودشان بدست خودشان بجان هم افتادن و خودشان را نابود کردند و ما پیروز این جنگ ماندیم. الله اکبر

من نمی‌گویم، تاریخ میگوید که روز ۲۶ مرداد روز پیروزی ملت بزرگ ایران است روزی است که حاصل صبر و باور به مقاومت و ایستادگی ملت بزرگ ایران در مقابل دشمنان بود.

من باور دارم که مقدر خداوند برای پیروزی ما در روز عاشورای سال ۱۳۶۹ رقم خورد و با شفاعت مولایمان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شکل گرفت و پیروز شدیم.

تاریخ شهادت میدهد که همه ملت بزرگ ایران در تحقق این روز بزرگ نقش داشتند و موثر بودند. من نمی‌گویم، خداوند میگوید «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» این قول حق است که دیدیم شد. این پیروزی حاصل از اتحاد و انسجام و ایستادگی و رزم همیشه خجسته است و همیشه خجسته باد.

اما تجربه تاریخ مجددا و با اطمینان به ما می‌گوید:

ملت بزرگ ایران در این جنگ با آمریکا و اسراییل و عرب های منطقه هم بدون هیچ ترسی و شکی پیروز خواهد بود و ما منتظر پیروزی های بعدی هستیم. همه بدانند و میدانند که ایران وطن و خانه ماست، از او خوب خوب خوب دفاع می‌کنیم. تجربه تاریخ با صداقت و اطمینان به ما میگوید خدا همیشه با ماست « إِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدینِ » و بدون هیچ شکی او ما را حمایت و هدایت می‌کند ان شاءالله و آمین.

* امیر بازنشسته، خلبان آزاده ‌جانباز دفاع مقدس

۲۹۲۱۵

کد مطلب 2262961

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین