کاسترو از یک کامیون ده‌تنی بالا رفت و کیسه‌های سیمان را به‌سرعت روی هم چید

در مرداد ۱۳۴۲، برنارد کولیر، خبرنگار آمریکایی، در همراهی یک‌هفته‌ای با فیدل کاسترو، روایتی از کاریزمای رهبر کوبا در میدان عمل ثبت کرد. این گزارش دست‌اول تصویری متفاوت از سبک حکمرانی میدانی کاسترو در تعامل با کارگران و سفرهای پرفشارش ارائه می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در مرداد ۱۳۴۲ فیدل کاسترو (رهبر انقلاب کوبا و نخست‌وزیر وقت این کشور) گروهی از خبرنگاران آمریکایی را به کوبا دعوت کرد. پس از ده روز هیات مزبور به آمریکا بازگشتند ولی «برنارد کولیر» نماینده هرالد تریبون در آمریکای لاتین یک هفته دیگر در کوبا ماند و به همراه کاسترو سفرهای دیگری به نقاط مختلف آن کشور کرد. آن‌چه در پی می‌آید قسمت نخست نوشته‌های او از این سفر است که روزنامه کیهان از روز دوشنبه دوم شهریور ۱۳۴۲ به طور دنباله‌دار منتشر کرد:

کاسترو از یک کامیون ده‌تنی بالا رفت و کیسه‌های سیما را به‌سرعت روی هم چید

شهر «سانتیاگو و کوبا» به خاطر گرمای طاقت‌فرسایش شهرت زیادی دارد و در آن روز درجه حرارت به ۱۰۰ درجه فارنهایت می‌رسد. با وجود این میان سیل کارگرانی که با قیافه‌های آفتاب‌زده و پرعرق اجتماع کرده بودند سیمای کاسترو به چشم می‌خورد که سیگار برگ بلندی میان دو لب خود داشت.

کاسترو خطاب به کارگران گفت: «دوستان محصول کارخانه شما را خواهم دید» و سپس اندکی توقف کرد و به راه افتاد.

نزدیکان کاسترو بیشتر مایل‌اند که نخست‌وزیر کوبا در حال حرکت باشد زیرا می‌دانند ایستادن او قطعا عوارض بدی به دنبال دارد. مردم کوبا مایل‌اند که کاسترو پیوسته اقدامات قاطع و مثبتی صورت دهد و پس از هفت روزی که همراه او بودم دریافتم که مردم به انرژی او ایمان زیادی دارند.

وی در لباس نظامی ساده پیوسته پوتین سنگینی پوشیده و سلاح خودکار ۴۵ میلی‌متری را همراه دارد. کاسترو از یک کامیون ده‌تنی بالا رفت و کیسه‌های سیما را به‌سرعت روی هم چید. فریاد کارگران بلند شد که «تندتر! فیدل! تندتر!»

سپس به داخل کارخانه رفت و پس از آن‌که رئیس قسمت طرز تهیه و پر کردن کیسه‌های سیمان را در چند دقیقه به او یاد داد مشغول کار شد و در اندک مدتی رکورد را شکست.

سپس وارد کافه‌تریای کارخانه شد و شروع به سخنرانی کرد. کاسترو قادر است درباره هر مطلبی سخنرانی کند.

یکی از کارگران پس از سخنرانی کاسترو که درباره غذا بود زبان اعتراض گشود... کاسترو جواب داد: «من می‌دانم اما وضع بهتر خواهد شد. ما ترتیب بهتری در توزیع خواربار خواهیم داد.»

این گفت‌وشنوید مدت یک ساعت طول کشید. پس از پایان آن کاسترو روی یکی از نیمکت‌های کارگران نشست و با هم شروع به خوردن غذایی کردیم که برای کارگرها آورده بودند.

سفر آن روز ما به کارخانه سیمان «سانتیاگو» مقدمه یک سلسله سفرهای دوره‌ای خسته‌کننده و عجیبی بود که در سرتاسر جزیره صورت گرفت. در این مدت قریب ۳۲ ساعت در انبار کاه، روی گاری حامل علف، در بار شبانه و نقاط دیگر با کاسترو مصاحبه صورت گرفت.

ادامه دارد...

۲۵۹

کد مطلب 2264726

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۴:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۲
    1 0
    مقاومت در کنار توسعه و پیشرفت واستقلال و رفاه وآزادی کامل می شود البته رفاه و آزادی و پیشرفت وتوسعه بدون استقلال حقیقی و همراه وابستگی مفت نمی ارزد درحقیقت برده های نوین نظام سلطه محسوب می شویم کوبا متاسفانه الان عقب نگهداشته شده است :(

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین