دولت پزشکیان زیر انتقادات/ چرا رئیس جمهور میزبان تشکل‌های سیاسی می‌شود؟

فارغ از آنکه در دیدار پزشکیان با احزاب چه گذشته است، آنچه اهمیت دارد این است که احزاب و تشکل‌های سیاسی، چه میزان سرمایه اجتماعی دارند و می‌توانند در بحران‌ها به حل مشکلات کشور کمک کنند؟

خبرآنلاین: از همان روزهای ابتدایی که در مرداد ماه سال ۱۴۰۳ و بعد از تنفیذ حکم ریاست جمهوری، مسعود پزشکیان کلید پاستور را از محمد مخبر تحویل گرفت تا همین امروز که کشور تحت شدیدترین تحریم‌های آمریکا قرار گرفته است، روزی نبوده که دولت چهاردهم با بحرانی مواجه نشده باشد. از شهادت اسماعیل هنیه تا ترور فرماندهان نظامی و شهادت رهبر انقلاب، از جنگ‌های نظامی و اعتراضات تا جنگ اقتصادی. از همین شاید پربیراه نباشد که دولت چهاردهم را دولت بحران بخوانیم.

اما در میان تمامی بحران‌هایی که طی دو سال گذشته، دولت چهاردهم با آن‌ها سر و کار داشته است، رئیس جمهوری تلاش کرد تا همچنان یکی از مسیرهای ارتباطی خود با فضای سیاسی را از طریق دیدار با احزاب دنبال کند. در واقع، پزشکیان با وجود تمامی گرفتاری‌ها تلاش کرد تا در راستای شعار دولت وفاق ملی، میزبان احزاب سیاسی مختلف و مشخصا مخالفان خود باشد آن هم در حالی که برخی بر این اعتقادند که در شرایط بحرانی که دولت و کشور گرفتار آن است برگزاری چنین جلساتی چندان الزام آور نیست.

از پاستور تا وزارت کشور

شاید پاستور در روز نهم اسفندماه سال گذشته از سوی آمریکا و اسرائیل بمباران نشده بود، باز هم پزشکیان میزبان سیاسیون در نهاد ریاست جمهوری بود اما به دلیل شرایط جنگی در اواسط مردادماه، اهالی سیاست به وزارت کشور رفتند تا در یک جلسه چند ساعته با رئیس جمهوری از مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور رودررو صحبت کنند. مانند حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، که با اشاره به دیدار رئیس‌جمهور با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی به خبرآنلاین گفت: «من فکر می‌کنم جلسه رئیس‌جمهور که نسبتاً وقت وسیعی هم بود، چون از ساعت ۱۰ تا یک‌ونیم دو ادامه پیدا کرد، فرصت خوبی بود که دسترسی به رئیس‌جمهور برای همه وجود داشته باشد و هر کسی هر مطلبی که دارد، بتواند به‌راحتی با آقای رئیس‌جمهور مطرح کند.»

مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، با روایت خود از نشست مسعود پزشکیان با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی، این جلسه را متفاوت از نشست‌های مشابه در دولت‌های گذشته توصیف کرد و گفت: «رئیس‌جمهور از تمام احزاب و گروه‌های سیاسی، که بخشی از آنها هم گروه‌های سیاسی جریان اصولگرا بودند و شاید انتقاداتی هم به دولت داشتند، دعوت کرد که فراتر از اینکه فقط ایده، پیشنهاد یا راه‌حل خود را مطرح کنند، در حوزه حل مسائل کشور مشارکت کنند.»

دولت پزشکیان زیر انتقادات/ چرا رئیس جمهور میزبان تشکل‌های سیاسی می‌شود؟

همچنین بر اساس خبری که سایت ریاست جمهوری از اظهارات رئیس جمهوری در این دیدار منتشر کرده است؛ معیشت مردم و مسائل اجتماعی و اقتصادی، ضرورت پرهیز از اختلافات داخلی در کشور بویژه در شرایط کنونی، چالش‌ها و مشکلات کشور متأثر از دو جنگ اخیر و ... از مهم‌ترین دغدغه‌های پزشکیان بوده است.

چرایی دیدار رئیس جمهوری با احزاب

فارغ از آنکه در دیدار پزشکیان با احزاب چه گذشته است، آنچه اهمیت دارد این است که احزاب و تشکل‌های سیاسی، چه میزان سرمایه اجتماعی دارند و می‌توانند در بحران‌ها به حل مشکلات کشور کمک کنند؟

به بیان دیگر، احزاب در هر نظام سیاسی قرار است چیزی فراتر از یک دبیرکل، چند عضو شورای مرکزی و یک عنوان رسمی باشند. حزب باید بتواند بخشی از جامعه را نمایندگی کند، مطالبات آن را صورت‌بندی کند، نیرو تربیت کرده و کاردبندی کند تا بتواند در بزنگاه‌های سیاسی مانند انتخابات، بخشی از جامعه را برای مشارکت سیاسی بسیج کند. حال با مرور تاریخچه سیاسی تشکل‌ها می‌توان این نکته را دریافت کرد که احزاب توانستند در ایران از چنین ظریفیتی برخوردار باشند.

شاید در مقاطعی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان توانستند با قرار گرفتن در پشت‌سر یک نامزد انتخاباتی، پیروز این رقابت‌ها باشند و بخشی از جامعه را پای صندوق‌های رأی بیاورند و قدرت را به دست بگیرند اما شرایط کشور در سال‌های اخیر، به گونه‌ای پیش رفته است که به تعبیر خود سیاسیون مردم دیگر از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان عبور کرده‌اند.

ناگفته هم نماند که دیگر مسئله فقط مربوط به اردوگاه چپ یا راست و حتی تندروها نمی‌شود؛ بلکه مسئله بزرگ‌تر این است که کاهش قدرت نمایندگی و بسیج اجتماعی از سوی این تشکل‌های اجتماعی است. به بیان دیگر، ممکن است در کشور احزاب متعدد سیاسی در سامانه وزارت کشور ثبت شده و حتی مجور هم گرفته باشند، اما تعداد احزاب به‌تنهایی نمی‌تواند نشان‌دهنده قدرت آنها باشد و سرمایه‌ اجتماعی از مهم‌ترین نکات قابل توجهی است که به نظر تشکل‌های سیاسی ایران فاقد آن هستند.

شاهد این ادعا هم آرای ۱۶ میلیونی رئیس‌جمهور در انتخابات ریاست‌جمهوری تیرماه یا حتی میزان مشارکت ۴۱ درصدی مردم در انتخابات مجلس دوازدهم است؛ رقمی که از پایین‌ترین سطوح مشارکت در انتخابات پس از انقلاب بود. هر چند که این آمار نمی‌تواند به تنهایی ثابت کند که جامعه از سیاسیون فاصله گرفتند اما نشان می‌دهند که مردم در فرآیند رسمی سیاست کشور مشارکت نمی‌کنند و قدرت بسیج جریان‌های سیاسی نیز کاهش یافته است.

از سوی دیگر، اگر چه پزشکیان بارها از وفاق ملی گفته است و تلاش کرده تا با مخالفان و منتقدان خود دست دوستی بدهد، اما تندروها حتی در شرایطی که کشور زیر بمباران آمریکا قرار داشت هم از هیچ اقدامی برای زمین زدن کم نگذاشتند. همین موضوع و دیدار رئیس‌جمهوری با سیاسیون به موضوعی برای انتقادات تبدیل شده است.

در واقع، منتقدان بر این باورند که دیدار رئیس‌جمهوری با احزاب و تشکل‌های سیاسی را می‌توان از دید تلاش دولت برای باز نگه داشتن کانال گفت‌وگو با جریان‌های سیاسی نگاه کرد اما این جلسات زمانی می‌توانند اثرگذار باشند که از یک سو احزاب دوباره رابطه خود را با جامعه ترمیم کنند و دولت نیز آنها را صرفاً برای شنیدن حرف‌ها دعوت نکند. به بیان دیگر، از نگاه منتقدان مسئله فقط دیدار پزشکیان و احزاب نیست؛ مسئله، بحران نمایندگی سیاسی در جامعه‌ای است که جریان‌های سیاسی همچنان حضور دارند، اما دیگر مانند گذشته سرمایه اجتماعی ندارند.

۲۹۲۱۵

کد مطلب 2264983

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین