کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

یک پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان به خبرآنلاین می‌گوید: «اصل بنیادین باید این باشد که فناوری برای کودک طراحی شود، نه کودک برای فناوری. اگر نتوانیم برای کودک آینده حریم خصوصی، روابط انسانی، امنیت روانی، فرصت برابر و استقلال فکری فراهم کنیم، پیشرفت تکنولوژیک الزاماً به معنای پیشرفت کودکی نخواهد بود.»

الهه جعفرزاده: کودکی که در سال ۲۰۵۰ متولد می‌شود، احتمالاً جهانی متفاوت از امروز را تجربه خواهد کرد؛ جهانی که در آن هوش مصنوعی می‌تواند معلم و دستیار او باشد، الگوریتم‌ها علایق و رفتارهایش را پیش‌بینی کنند و پزشکی دقیق و فناوری‌های ژنتیکی شکل تازه‌ای به سلامت و حتی توانایی‌های انسان بدهند.

اما در کنار این امکانات، پرسش‌های تازه‌ای درباره حریم خصوصی، هویت، اختیار و برابری کودکان مطرح می‌شود؛ اگر فناوری بتواند از سال‌های نخست زندگی، کودک را تحلیل و حتی آینده او را پیش‌بینی کند، حقوق کودک چگونه باید از استقلال و کرامت او محافظت کند؟

محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان، در گفت‌وگو با خبرآنلاین از آینده کودکی در جهانی می‌گوید که هر روز هوشمندتر می‌شود.

متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

اگر بخواهیم تصویری واقع‌بینانه از زندگی کودک متولد ۲۰۵۰ ترسیم کنیم، چه تفاوت بنیادینی با کودک امروز خواهد داشت؟

احتمالاً مهم‌ترین تفاوت این است که کودک متولد ۲۰۵۰ از نخستین سال‌های زندگی، در محیطی رشد خواهد کرد که مرز میان جهان فیزیکی و دیجیتال در آن بسیار کمرنگ شده است. انقلاب هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و واقعیت‌های ترکیبی ممکن است تعریف ما از "کودکی" را نیز تغییر دهد.

این کودک احتمالاً با دستیارهای هوشمند، ربات‌های اجتماعی، محیط‌های واقعیت افزوده و سامانه‌های آموزشی شخصی‌سازی‌شده بزرگ خواهد شد. یادگیری برای او ممکن است دیگر محدود به کلاس، کتاب و ساعت مدرسه نباشد؛ هوش مصنوعی می‌تواند نقاط ضعف و قوت کودک را شناسایی و روش آموزش را متناسب با وضعیت شناختی و عاطفی او تغییر دهد.

این میزان حضور فناوری در زندگی کودک چه نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند؟

باید میان امکان فناورانه و زندگی مطلوب کودک تفاوت قائل شویم. کودک فقط یک موجود یادگیرنده نیست که بتوان عملکردش را با الگوریتم بهینه کرد. او انسانی دارای کرامت، عاطفه، اراده، روابط اجتماعی و حق انتخاب است. اگر کودک از لحظه تولد دائماً اندازه‌گیری، پیش‌بینی و تحلیل شود، این خطر وجود دارد که به جای "پرورش انسان"، با "مدیریت داده‌های یک انسان" مواجه شویم.

اصل بنیادین باید این باشد که فناوری برای کودک طراحی شود، نه کودک برای فناوری. اگر نتوانیم برای کودک آینده حریم خصوصی، روابط انسانی، امنیت روانی، فرصت برابر و استقلال فکری فراهم کنیم، پیشرفت تکنولوژیک الزاماً به معنای پیشرفت کودکی نخواهد بود.

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

آیا در آینده با حقوق تازه‌ای مانند «حق کودک بر داده» یا «استقلال شناختی» مواجه خواهیم شد؟

قطعاً. یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق کودک در دهه‌های آینده، عبور از مفهوم سنتی "حریم خصوصی" و حرکت به سمت استقلال شناختی و تمامیت ذهنی کودک خواهد بود.

سامانه‌های هوشمند ممکن است از روی رفتار، گفتار، چهره، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و حتی واکنش‌های عاطفی، ویژگی‌های شخصیتی و ترجیحات کودک را پیش‌بینی کنند. اینجا یک پرسش بنیادی مطرح می‌شود: آیا کودک حق دارد شخصیتی داشته باشد که هنوز توسط الگوریتم‌ها پیش‌بینی و برچسب‌گذاری نشده باشد؟

پیش‌بینی علایق و استعدادهای کودک چه خطری دارد؟

اگر یک سامانه هوشمند از هشت‌سالگی تشخیص دهد که کودکی احتمالاً در آینده به حوزه‌ای خاص علاقه‌مند خواهد شد و نظام آموزشی نیز بر اساس همین پیش‌بینی مسیر او را تعیین کند، ممکن است پیش‌بینی الگوریتمی به تدریج تبدیل به واقعیت زندگی او شود.

استقلال شناختی یعنی انسان بتواند باورها، ترجیحات و تصمیم‌های خود را بدون دستکاری نامرئی و غیرموجه شکل دهد. مسئله اصلی آینده این نیست که آیا فناوری می‌تواند ذهن کودک را بهتر بشناسد؛ بلکه این است که چه کسی حق دارد این شناخت را در اختیار داشته باشد و با آن چه می‌کند؟

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

هوش مصنوعی عدالت آموزشی را بیشتر می‌کند یا شکاف میان کودکان را عمیق‌تر خواهد کرد؟

هر دو امکان وجود دارد. کودکی در یک منطقه محروم، اگر به سامانه آموزشی هوشمند و باکیفیت دسترسی داشته باشد، می‌تواند به منابعی دسترسی پیدا کند که در گذشته تنها برای کودکان شهرهای بزرگ یا خانواده‌های مرفه فراهم بود.

اما این اتفاق نیازمند دسترسی عادلانه به زیرساخت، اینترنت، ابزار و سواد دیجیتال است. در غیر این صورت، شکاف دیجیتال به شکافی عمیق در "فرصت رشد انسانی" تبدیل خواهد شد.

ممکن است در سال ۲۰۵۰ دو کودک هم‌سن داشته باشیم؛ یکی به پیشرفته‌ترین ابزارهای هوش مصنوعی، آموزش شخصی‌سازی‌شده و پزشکی دقیق دسترسی داشته باشد و دیگری حتی از زیرساخت پایه دیجیتال محروم باشد. در چنین شرایطی فناوری نابرابری را تشدید می‌کند.

تغییرات اقلیمی چه جایگاهی در آینده کودک ۲۰۵۰ دارد؟

کودکی که در سال ۲۰۵۰ متولد می‌شود، احتمالاً با موج‌های شدید گرما، کمبود آب، آلودگی هوا، مهاجرت‌های اقلیمی، بلایای طبیعی و ناامنی غذایی در مقیاسی متفاوت مواجه خواهد بود. بنابراین حق کودک بر محیط زیست سالم دیگر یک موضوع صرفاً زیست‌محیطی نیست؛ با حق حیات، سلامت، رشد و حتی آموزش ارتباط مستقیم دارد.

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

زیست‌فناوری چطور؟ آیا ممکن است در آینده حتی با مسئله «طراحی فرزند» مواجه شویم؟

پیشرفت ژن‌درمانی، پزشکی دقیق و فناوری‌های مرتبط با ژنوم می‌تواند بیماری‌های جدی را پیشگیری یا درمان کند؛ اما هنگامی که مرز میان "درمان" و "ارتقای توانایی" کمرنگ شود، پرسش‌های دشوارتری مطرح می‌شود.

اگر فناوری بتواند حافظه، تمرکز یا برخی ویژگی‌های شناختی را تقویت کند، آیا خانواده‌های ثروتمند می‌توانند برای فرزندانشان امکاناتی فراهم کنند که دیگر کودکان از آن محروم باشند؟ اگر چنین شود، نابرابری اقتصادی می‌تواند به نابرابری زیستی و شناختی تبدیل شود.

ممکن است در سال ۲۰۵۰ با پرسشی مواجه شویم که امروز بیشتر فلسفی به نظر می‌رسد: آیا والدین حق دارند فرزندی را که هنوز متولد نشده، مطابق ترجیحات خود "طراحی" کنند؟ پاسخ به این پرسش نمی‌تواند صرفاً پزشکی یا فناورانه باشد؛ این مسئله مستقیماً با حقوق بشر، برابری، کرامت و آینده جامعه ارتباط دارد.

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟/ از معلم هوش مصنوعی تا «طراحی فرزند»/ آیا والدین آینده می‌توانند فرزندشان را «طراحی» کنند؟

اگر قرار باشد امروز برای کودک متولد ۲۰۵۰ تصمیم بگیریم، مهم‌ترین وظیفه ما چیست؟

مسئله اصلی این نیست که پیش‌بینی کنیم فناوری در سال ۲۰۵۰ دقیقاً به کجا خواهد رسید؛ مسئله مهم‌تر این است که چه اصولی نباید حتی با تغییر فناوری تغییر کنند.

کودک آینده همچنان حق حیات، کرامت، آموزش، سلامت، امنیت، مشارکت و رشد خواهد داشت؛ اما مصادیق تهدید علیه این حقوق تغییر می‌کنند. در آینده باید او را در برابر خشونت دیجیتال، استثمار داده‌ای، دستکاری الگوریتمی، تبعیض فناورانه، نقض حریم خصوصی و آسیب‌های روانی ناشی از محیط‌های هوشمند نیز حمایت کنیم.

نظام آموزشی نیز باید تغییر کند. آموزش آینده باید بر تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله، همکاری، سواد رسانه‌ای و هوش مصنوعی، اخلاق و یادگیری مادام‌العمر تأکید کند.

آیا هرچه جهان هوشمندتر شود، نیاز کودک به انسان کمتر خواهد شد؟

برعکس؛ هرچه محیط پیرامون کودک هوشمندتر شود، رابطه انسانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هیچ الگوریتمی نمی‌تواند جای امنیت عاطفی، محبت، همدلی، تعلق خانوادگی و تجربه زیسته انسانی را به‌طور کامل بگیرد.

شاید پرسش نهایی واقعاً این نباشد که "کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟"، بلکه باید بپرسیم: ما امروز چه جهانی برای او می‌سازیم؟

کودک ۲۰۵۰ هنوز متولد نشده، اما حقوق او از امروز آغاز شده است. اگر هوش مصنوعی قدرتمندتر شود اما کودک آزادتر، امن‌تر، برابرتر و برخوردارتر از کرامت نباشد، نمی‌توان از پیشرفت کامل سخن گفت.

۴۷۲۳۲

کد مطلب 2265718

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین