مهدویت؛ محور وحدت مسلمانان | دیدگاه شارح نهج‌البلاغه درباره حضرت قائم(عج)

باور به ظهور قائم از خاندان پیامبر(ص)، یکی از مشترکات مهم مسلمانان است؛ هرچند درباره هویت، زمان ولادت و وضعیت کنونی این موعود، میان مذاهب اسلامی اختلاف دیدگاه وجود دارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هفته وحدت فرصتی است برای بازخوانی باورهایی که می‌توانند زمینه گفت‌وگو و همدلی بیشتر میان مسلمانان را فراهم کنند. «مهدویت» یکی از مهم‌ترین این باورهاست؛ موضوعی که در منابع و معارف اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و در عین وجود اختلافات اعتقادی، اصل ظهور موعود از خاندان پیامبر(ص) در میان مسلمانان مطرح بوده است.

شیعه امامیه در مسئله مهدویت دیدگاهی مشخص دارد و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را امام دوازدهم و حجت زنده خداوند می‌داند. بر اساس این اعتقاد، آن حضرت متولد شده و در دوران غیبت به سر می‌برد و در زمان مقرر ظهور خواهد کرد.

با این حال، مهدویت صرفاً مسئله‌ای مربوط به آخرالزمان نیست، بلکه بخشی از نگاه اسلامی به آینده تاریخ و سرنوشت بشریت به شمار می‌رود. در روایات شیعه و اهل‌سنت، از روزگاری سخن گفته شده است که پس از دوره‌ای از گسترش ظلم و غربت اسلام، حجت الهی قیام می‌کند و جامعه انسانی را به سوی عدالت و حقیقت هدایت خواهد کرد.

تعبیر امیرالمؤمنین(ع) درباره حجت الهی

یکی از عبارات قابل توجه در این زمینه، سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره شخصیتی است که در دوران غربت اسلام، حامل حکمت و باقی‌مانده حجت خدا خواهد بود.

حضرت می‌فرمایند:

«فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِی یَطْلُبُهَا وَ حَاجَتُهُ الَّتِی یَسْأَلُ عَنْهَا فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلَامُ ... بَقِیَّةٌ مِنْ بَقَایَا حُجَّتِهِ خَلِیفَةٌ مِنْ خَلَائِفِ أَنْبِیَائِهِ»

در این عبارت، از فردی سخن گفته می‌شود که حکمت را گمشده خود می‌داند و هنگامی که اسلام به غربت برسد، او نیز غریب خواهد بود؛ شخصیتی که «باقی‌مانده‌ای از بقایای حجت خدا و جانشینی از جانشینان پیامبران او» معرفی شده است. (نهج البلاغة، تصحیح صبحی صالح، ص۲۶۳)

ابن‌ابی‌الحدید چه تفسیری از این عبارت دارد؟

ابن‌ابی‌الحدید، شارح مشهور نهج‌البلاغه، در شرح این سخن، دیدگاه‌های مختلف درباره شخصیت مورد اشاره را نقل می‌کند.

به گزارش او، شیعیان امامیه این فرد را همان «مهدی منتظر» می‌دانند. صوفیان نیز او را بر «قطب و ابدال» تطبیق کرده‌اند و متکلمان معتزلی، متناسب با مبانی فکری خود، تفسیر دیگری از این عبارت ارائه داده‌اند.

این گزارش از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد مسئله «قائم» و حجت الهی، موضوعی نبوده که صرفاً در ادبیات شیعه امامیه مطرح شده باشد؛ بلکه درباره آن در میان دیگر جریان‌های فکری اسلامی نیز بحث و تفسیر وجود داشته است.

ابن‌ابی‌الحدید در ادامه، احتمال دیگری را نیز مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«وَ لَیْسَ یَبْعُدُ عِنْدِی أَنْ یُرَادَ بِهِ الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص فِی آخِرِ الْوَقْتِ إِذَا خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَی»

یعنی: «بعید نیست که منظور از این سخن، قائم از آل محمد صلی الله علیه و آله در آخرالزمان باشد، هنگامی که خداوند متعال او را خلق کند.»

بنابراین، ابن‌ابی‌الحدید نیز در مقام شرح سخن امیرالمؤمنین(ع)، احتمال می‌دهد که مراد از این شخصیت، «قائم از آل محمد(ص)» باشد.

اختلاف اصلی؛ موعود وجود دارد یا در آینده خواهد آمد؟

در همین نقطه، تفاوت دیدگاه امامیه با برداشت ابن‌ابی‌الحدید آشکار می‌شود. او در ادامه می‌گوید:

«وَ إِنْ لَمْ یَکُنِ الْآنَ مَوْجُوداً فَلَیْسَ فِی الْکَلَامِ مَا یَدُلُّ عَلَی وُجُودِهِ الْآنَ»

مفهوم این عبارت آن است که اگر مهدی در زمان حاضر وجود نداشته باشد، از سخن امیرالمؤمنین(ع) دلیلی بر وجود فعلی او به دست نمی‌آید.

این در حالی است که اعتقاد امامیه بر این است که قائم آل محمد(ص)، همان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است که ولادت یافته و اکنون در دوران غیبت قرار دارد.

در مقابل، ابن‌ابی‌الحدید بر اساس مبنای خود، این احتمال را مطرح می‌کند که مهدی موعود در آینده متولد شود. بنابراین، اختلاف اصلی در اینجا نه بر سر اصل ظهور قائم، بلکه درباره هویت و وضعیت فعلی اوست.

ادعای اتفاق مسلمانان بر ظهور قائم

ابن‌ابی‌الحدید در بخش دیگری از شرح خود، تعبیر قابل توجهی دارد و می‌نویسد:

«وَ قَدْ وَقَعَ اتِّفَاقُ الْفِرَقِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَجْمَعِینَ عَلَی أَنَّ الدُّنْیَا وَ التَّکْلِیفَ لَا یَنْقَضِی إِلَّا عَلَیْهِ»

او تصریح می‌کند که فرقه‌های مسلمان بر این معنا اتفاق دارند که دنیا و تکلیف پایان نمی‌یابد، مگر به دست او.

البته درباره دامنه این ادعا و مراد دقیق ابن‌ابی‌الحدید از واژه «اتفاق» می‌توان بحث علمی و تاریخی داشت، اما اصل گزارش او نشان می‌دهد که باور به ظهور قائم و آینده‌ای مهدوی، در میان مسلمانان جایگاهی گسترده داشته است.

مهدویت؛ فرصتی برای گفت‌وگو در هفته وحدت

با توجه به این مباحث، مهدویت می‌تواند یکی از محورهای گفت‌وگوی مشترک میان مسلمانان در هفته وحدت باشد. اصل باور به ظهور قائم از خاندان پیامبر(ص)، ارتباط این ظهور با آینده اسلام و تحقق وعده الهی، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند زمینه گفت‌وگو میان مذاهب اسلامی را فراهم کند.

البته درباره هویت دقیق موعود، زمان ولادت و کیفیت حضور او در جهان، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. شیعه امامیه حضرت مهدی(عج) را امام دوازدهم و حجت زنده خداوند می‌داند و بر ولادت و غیبت ایشان تأکید دارد؛ در حالی که برخی عالمان اهل‌سنت یا دیگر جریان‌های اسلامی، درباره زمان وجود و ظهور آن حضرت برداشت متفاوتی دارند.

از این منظر، اختلاف در «کیفیت مهدویت» نباید موجب نادیده گرفتن ظرفیت «اصل مهدویت» برای ایجاد گفت‌وگو و همدلی میان مسلمانان شود.

سخن ابن‌ابی‌الحدید نیز از این جهت قابل توجه است که نشان می‌دهد حتی در میان عالمان غیرامامی، احتمال ظهور «قائم از آل محمد(ص)» مطرح بوده است. بر همین اساس، می‌توان گفت نقطه اختلاف مذاهب اسلامی بیش از آنکه اصل وعده ظهور باشد، به تفسیر هویت و وضعیت کنونی آن موعود بازمی‌گردد؛ موضوعی که می‌تواند در هفته وحدت، در کنار بیان تفاوت‌های اعتقادی، بهانه‌ای برای برجسته کردن مشترکات مسلمانان باشد.

کد مطلب 2266103

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار