پایداریچی‌های ما و پایداریچی‌های اسرائیل/ یادداشت محمد مهاجری با تمثیلی از یک روایت خراسانی

محمد مهاجری نوشت: این جماعت پایداریچی زده آن‌قدر دهن‌لق هستند که خودشان اطلاعات سری را که در جلسات محرمانه بیان می‌شود از تریبون‌ها بیان می‌کنند. به عبارتی خار را در چشم دیگران می‌بینند و شاخه درخت را در چشم خود، نه.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد مهاجری در مطلبی در کانال تلگرامی خود نوشت:


گاهی برخی مقامات کشور گزارش‌هایی از اوضاع اقتصادی کشور ارائه می‌کنند که در آن به پاره‌ای تنگناها و مشکلات و ضعف‌ها اشاره می‌شود. طبیعی است چنین اخباری در رسانه‌های بیگانه (به طور دقیق یا با تقطیع یا سانسور و به‌صورت هدفمند) منتشرگردد .

نمونه‌هایی ازاین‌دست اخیراً توسط رؤسای قوای مجریه و مقننه و برخی مسئولان دولتی از جمله وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی و... مطرح شده. در بعضی از این گزارش‌ها میزان صادرات نفت، تورم، نقدینگی، کمبود بنزین و... اعلام گردیده است.

 بلافاصله بعد از چنین رخدادهایی، رسانه‌ها و چهره‌های "یایداریچی زده" دایره و تمبک برمی‌دارند و داد و فغان برمی‌آورند که ایهاالناس! اینها دارند اطلاعات کشور را لو می‌دهند و سیگنال ضعف مخابره می‌کنند.

در جهان امروز به دلایل متعدد، کتمان بسیاری از اطلاعات در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حتی نظامی ممکن نیست. در جنگ اخیر دیدیم امریکا نتوانست بعضی ناتوانی‌ها و نامرادی‌های خود در حوزه نظامی را نهان کند. نه‌تنها رسانه‌های تخصصی که مقامات این کشور هم در باره آن اعتراف کردند. یا اینکه همین امروز رئیس ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی، با اذعان به خالی‌شدن خزانه مالی این ارتش اعلام کرد که منابع اختصاص‌یافته به ارتش به پایان رسیده و وضعیت مالی کنونی بر آمادگی نیروها و توانایی آنها برای انجام مأموریت‌ها تأثیر گذاشته است. (هنوز خبری در باره حمله پایداریچی های اسرائیل به این خبر فرمانده ارتششان به بیرون درز نکرده!)

رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و... مطالبی را مطرح کردند که همه دنیا به‌راحتی می‌تواند از آن مطلع شوند. مثلاً فروش نفت، میزان آن و قیمتش مقوله‌ای نیست که بتوان مخفی نگه داشت.

این مسئولان مگر اطلاعات پنهان در باره تسلیحات را افشا کرده‌اند که عده‌ای عصبانی شده‌اند؟

یک عبارت شیرین خراسانی هست که داستانش را همه می‌دانیم. داستان ازاین‌قرار است که: مردی به پسرش گفت وقتی به خواستگاری می‌رویم و زنگ آیفون را می‌زنیم و می‌پرسند"کیه؟" تو نگو مُیُم. بگو مَنَم. (مردم آن خطه به "مَنَم" می‌گویند "مُُیُم") پسر اندکی فکر کرد و جواب داد: خب وقتی در را باز می‌کنند که می‌فهمند "مُیُم"!.  این حکایت مصداقش ماییم. وقتی حریف می‌فهمد در اقتصاد کجاییم چه دلیلی دارد با پنهان‌کاری، اسباب مسخره عالم شویم؟

وانگهی این جماعت پایداریچی زده آن‌قدر دهن‌لق هستند که خودشان اطلاعات سری را که در جلسات محرمانه بیان می‌شود از تریبون‌ها بیان می‌کنند. به عبارتی خار را در چشم دیگران می‌بینند و شاخه درخت را در چشم خود، نه.

۳۱۳۱

کد مطلب 2266778

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین