به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرور این روایات نشان میدهد که نگاه امام صادق(ع) به مهدویت تنها به بیان اصل ظهور محدود نیست؛ بلکه موضوعاتی همچون وعده الهی، تداوم امامت، ظهور حضرت مهدی(عج)، دعا برای فرج، توفیق درک ظهور، شیوه خطاب به حضرت، فضیلت شناخت امام، غیبت و فلسفه آن را نیز دربرمیگیرد.
مهمترین محورهای مهدویت در کلام امام صادق(ع)
روایات تفسیری امام صادق(ع) در زمینه مهدویت را میتوان در چند محور اساسی دستهبندی کرد؛ محورهایی که هر یک بخشی از جایگاه حضرت مهدی(عج) را در معارف دینی روشن میسازد.
امام مهدی(عج)؛ تحقق وعده صادق الهی
یکی از موضوعاتی که در سخنان امام صادق(ع) درباره مهدویت مورد تأکید قرار گرفته، وعده الهی درباره حاکمیت مؤمنان و صالحان است.
آن حضرت در تفسیر آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ…؛ خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند…»[1]، مصداق این وعده را حضرت مهدی(عج) و یاران ایشان معرفی کردهاند.[2]
از این روایت چنین برداشت میشود که وعده الهی درباره جانشینی مؤمنان در زمین، در عصر ظهور امام مهدی(عج) به تحقق خواهد رسید.
استمرار امامت در نسل امام حسین(ع) تا حضرت قائم(عج)
یکی دیگر از مباحث مهم در روایات امام صادق(ع)، استمرار جریان امامت است. حضرت در سخنان خود از زنجیره امامت سخن گفتهاند؛ سلسلهای که تا روز قیامت ادامه خواهد داشت و حضرت مهدی(عج) نیز در همین مسیر قرار دارد.
در روایتی، مفضل درباره معنای «اتمهن» در آیه ۱۲۴ سوره بقره از امام صادق(ع) سؤال کرد و سپس درباره این بخش از آیه «وَ جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیةً فِی عَقِبِهِ؛ و توحید و یکتاپرستی را در نسلهای بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد، باشد که آنان [به سوی توحید] بازگردند»[3] پرسید.
امام صادق(ع) در پاسخ فرمودند: مقصود از آن، امامت است؛ امامتی که خداوند آن را تا روز قیامت در نسل امام حسین(ع) قرار داده است.[4]
همین مضمون از طریق هشام بن سالم[5] و ابابصیر نیز در ذیل آیه ۲۸ سوره زخرف نقل شده است. در روایت ابابصیر، امام صادق(ع) تنها به بخش ابتدایی پاسخ اشاره کرده و فرمودهاند: «آن امامت است که خداوند عزوجل تا روز قیامت در تبار حسین(ع) پایدار ساخت.»[6]
در روایت دیگری، مفضل درباره آیه ۲۶۱ سوره بقره[7] از امام صادق(ع) سؤال کرد. حضرت در پاسخ، «حبه» را به حضرت فاطمه(س) و هفت سنبل را به هفت تن از فرزندان ایشان تأویل کردند که هفتمین آنها قائم(عج) است.
مفضل پرسید آیا امام حسن(ع) نیز در این شمار قرار دارد؟ امام فرمودند حسن(ع) امام و پیشوایی الهی است که اطاعت از او واجب است، اما در شمار آن هفت سنبل نیست؛ نخستین نفر از این مجموعه حسین(ع) و آخرین آنها قائم(عج) است.[8]
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَر؛ این اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به همه مردم در روز حج اکبر»[9] نیز «حج اکبر» را به ظهور امام مهدی(عج) تأویل کردهاند.[10]
در مجلسی دیگر، آن حضرت با اشاره به فرزند خود، امام کاظم(ع)، فرمودند که خداوند از نسل او بهترین اهل زمین و زمان را پس از حوادث و گرفتاریهایی که از روی حسادت برای او رخ خواهد داد، خارج میکند؛ با این حال، «خدای تعالی کار خود را به انجام رساند»[11]، هرچند مشرکان آن را خوش نداشته باشند.[12]
امام صادق(ع) همچنین بیان کردند که خداوند از نسل او تتمه ائمه اثنیعشر را پدید میآورد و آنان را به کرامت خویش اختصاص میدهد و در سرای قدس خود جای میدهد. از نگاه ایشان، کسی که در انتظار امام دوازدهم باشد، مانند فردی است که شمشیر خود را کشیده و پیشاپیش رسول خدا(ص) از ایشان دفاع میکند.[13]
در روایتی دیگر، امام صادق(ع) ذیل آیه ۸۳ سوره صافات[14] از حضرت ابراهیم(ع) سخن گفتهاند. بر اساس این روایت، زمانی که خداوند پرده را از برابر چشمان ابراهیم(ع) کنار زد، آن حضرت نورهایی را مشاهده کرد و خداوند نام صاحبان این نورها را یک به یک به او معرفی کرد. در میان این نورها، نام حضرت مهدی(عج) نیز دیده میشد؛ همان حضرتی که از نسل حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) است.[15]
بشارت ظهور حضرت مهدی(عج)
بخشی دیگر از روایات امام صادق(ع) به بشارت ظهور حضرت قائم(عج) اختصاص دارد.
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا؛ و قسم به روز چون خورشید را به خوبی آشکار کند»[16]، «نهار» را به امام قائم(عج) تأویل کردهاند و فرمودند مقصود از روز در این آیه، امام قائم است؛ همان امامی که از ذریه حضرت فاطمه(س) و نسل رسول خدا(ص) است و تاریکی ظلم و ستم را از میان برمیدارد.[17]
این روایت، ظهور حضرت مهدی(عج) را همچون روشنایی پس از تاریکی تصویر میکند؛ ظهوری که با برچیده شدن ظلم و گسترش عدالت همراه خواهد بود.
دعا برای تعجیل در فرج
یکی دیگر از جلوههای مهدویت در سخنان امام صادق(ع)، تأکید بر تعجیل در ظهور حضرت قائم(عج) است.
آن حضرت در تفسیر آیه ۱۸ سوره شوری[18]، در پاسخ به مفضل فرمودند: «به خدا سوگند، عجله جز برای قیام حضرت قائم نیست. پس آنکه ایمان ندارد، عجله نمیکند. به خدا سوگند فقط مؤمنان در آن عجله میکنند.»[19]
بنابراین، شوق و دعا برای نزدیک شدن زمان ظهور در این روایت، با ایمان ارتباطی مستقیم پیدا میکند.
راهی برای درک ظهور و قرار گرفتن در شمار یاران حضرت
در میان روایات امام صادق(ع) احادیثی نیز وجود دارد که به برخی اعمال برای دستیابی به توفیق درک ظهور اشاره میکند.
از جمله آن حضرت فرمودند: «هر کس سوره اسراء را هر شب جمعه بخواند از دنیا نخواهد رفت تا اینکه قائم را درک کند و از یارانش خواهد بود.»[20]
این روایت، استمرار ارتباط با قرآن را در مسیر انتظار مورد توجه قرار داده است.
شیوه خطاب به حضرت مهدی(عج)
موضوع دیگری که امام صادق(ع) درباره حضرت قائم(عج) بیان کردهاند، چگونگی خطاب و سلام به ایشان است.
محمد بن اسماعیل از امام صادق(ع) پرسید قائم آل محمد(ص) و حضرت حجت(عج) را با چه نامی باید خواند؟ امام با استناد به آیه «إِنْ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثاً وَ إِنْ یدْعُونَ إِلا شَیطَاناً مریداً؛ مشرکان به جای خدا جز جماداتی را [که هیچ اثری ندارند، و همیشه محکوم تأثیر عوامل دیگرند] نمیپرستند، و در حقیقت جز شیطانِ سرکشِ گمراه را اطاعت نمیکنند»[21]، فرمودند به ایشان چنین سلام داده شود: «السّلام علیک یا بقیة الله، السلام علیک یابن رسول الله(ص)».[22]
در روایتی دیگر، فردی از امام پرسید آیا میتواند امام مهدی(عج) را با عنوان «امیرالمؤمنین» مورد خطاب قرار دهد؟ امام صادق(ع) فرمودند این عنوان مخصوص امام علی(ع) است و برای امام قائم(عج) از تعبیر «بقیة الله» استفاده شود.
حضرت سپس برای این تعبیر به آیه «بَقِیةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید»[23] استناد کردند.[24]
جایگاه شناخت امام مهدی(عج)
شناخت امام زمان(عج) از دیگر موضوعات مهم در روایات امام صادق(ع) است. آن حضرت در ذیل آیه «یوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ؛ فضیلت شناخت امام مهدی(عج) را همانند کسی میداند که در رکاب رسول گرامی اسلام(ص) به شهادت رسیده باشد»[25]، بر اهمیت معرفت امام تأکید کردهاند.[26]
در روایت دیگری، مقام چنین فردی به کسی تشبیه شده که در خیمه حضرت قائم(عج) حضور دارد.[27]
«کوکب دری»؛ ستارهای که به امام مهدی(عج) تأویل شده است
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «کَأَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّی؛ که آن قندیل بلورین گویی ستاره درخشانی است»[28]، «کوکب دری» را به حضرت قائم(عج) مرتبط دانستهاند.
ایشان میفرمایند: «کوکب دری [ستاره درخشان]، قائم منتظر است؛ همان که زمین را پر از عدل میکند.»[29]
در این تعبیر، حضرت مهدی(عج) همچون ستارهای نورانی معرفی شده که با ظهور خود، عدالت را در زمین گسترش میدهد.
«سبعاً من المثانی» و اشاره به قائم(عج)
از امام صادق(ع) درباره معنای «سبعاً من المثانی» در آیه «وَ لَقَدْ آتَیناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَ الْقُرْآنَ الْعظیم؛ و به راستی که هفت آیه از مثانی [یعنی سوره حمد] و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم»[30] سؤال شد.
حضرت در پاسخ فرمودند که ظاهر این تعبیر، سوره حمد است، اما باطن آن «فرزند فرزند» بوده و هفتمین آنها قائم(عج) است.[31]
امام مهدی(عج)؛ از هدایتگران به حق
«هدایت به حق» یکی دیگر از ویژگیهایی است که امام صادق(ع) در توصیف امامان(ع) به کار بردهاند.
آن حضرت در خطبهای درباره ائمه(ع)، آنان را از مصادیق آیه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یعْدِلُونَ؛ و از میان کسانی که آفریدهایم [یعنی جنّیان و آدمیان] گروهی [هستند که همنوعان خود را] به حق هدایت میکنند و به درستی و راستی داوری مینمایند»[32] دانستهاند.
در ادامه، حضرت درباره هر یک از امامان توضیح دادهاند و امام مهدی(عج) نیز در شمار این هدایتگران الهی قرار گرفته است.[33]
امام مهدی(عج)؛ مصداق «غیب»
در روایات امام صادق(ع)، مفهوم «غیب» نیز به حضرت مهدی(عج) ارتباط داده شده است.
آن حضرت در تفسیر آیه «الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ؛ آنان که به غیب ایمان دارند»[34]، غیب را به امام مهدی(عج) اختصاص دادهاند.
امام برای تأیید این برداشت به آیه «إِنَّمَا الْغَیبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ؛ غیب ویژه خداست؛ پس [به خاطر لجاجت و مخالفت با حق] به انتظار [عذاب] باشید که من هم با شما از منتظرانم»[35] و همچنین آیه «وَ جَعَلْنَا قائم ابن مَرْیمَ وَ أُمَّهُ آیةً؛ و پسر مریم و مادرش را نشانه [قدرت و رحمت خود] قرار دادیم»[36] استناد کردهاند.
ایشان در توضیح این معنا میفرمایند:
«مراد از غیب حجت غایب است و شاهد آن نیز این قول خدای تعالی است: “میگویند چرا بر او آیهای از جانب پروردگارش نازل نمیشود؟ بگو غیب از آن خداست و در انتظار باشید که من نیز با شما از منتظرانم.” پس خدای تعالی خبر داده است که “الآیة” همان “الغیب” است و غیب هم همان حجت است و تصدیق آن نیز قول خدای تعالی است که فرمود “و فرزند مریم و مادرش را آیه قرار دادیم” که مراد از آن حجت است.»[37]
اشاره به دوران غیبت امام مهدی(عج)
موضوع غیبت نیز در روایات تفسیری امام صادق(ع) جایگاه مشخصی دارد.
حضرت در تفسیر واژه «امد» در آیه «وَ لا یکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ؛ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دلهایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند»[38]، آن را به دوران غیبت مرتبط کرده و فرمودهاند: «امد در این آیه همان امد غیبت است.»[39]
در روایت دیگری نیز در ذیل همین آیه آمده است: «این آیه برای قائم نازل شده است.»[40]
ترس؛ یکی از حکمتهای غیبت
در یکی از روایات تفسیری امام صادق(ع)، «ترس» به عنوان یکی از فلسفههای غیبت امام مهدی(عج) مطرح شده است.
حضرت برای بیان این موضوع به آیه «فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ»[41] استناد کردهاند.[42]
جمعبندی
روایات تفسیری امام صادق(ع) درباره مهدویت، مجموعهای گسترده از معارف مربوط به حضرت قائم(عج) را دربرمیگیرد. در این روایات، امام مهدی(عج) وعده صادق الهی، ادامهدهنده سلسله امامت، مظهر عدالت و مصداق غیب و حجت خداوند معرفی شده است.
در کنار معرفی جایگاه حضرت، مسئله ظهور، دعا برای تعجیل فرج، چگونگی سلام و خطاب به امام، اهمیت شناخت حضرت، فضیلت انتظار و یاری امام و همچنین حقیقت و فلسفه غیبت نیز مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس این روایات، انتظار در نگاه امام صادق(ع) تنها به چشمدوختن به آینده خلاصه نمیشود؛ بلکه شناخت امام، ارتباط معنوی با حضرت، دعا برای فرج و آمادگی برای یاری امام مهدی(عج)، بخشهایی از حقیقت انتظار را شکل میدهند.
پینوشتها:
[1] نور/55.
[2] نعمانی، الغیبه، ص240، ح35.
[3] زخرف/28.
[4] شیخ صدوق، الخصال، ج1، ص304، ح84.
[5] شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب40، ص416، ح9.
[6] شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص131، ح1.
[7] «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ ۗ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ مَثَل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند، مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا برای هر که بخواهد چند برابر می کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست».
[8] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص147، ح480.
[9] توبه/3.
[10] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص76، ح15.
[11] طلاق/3.
[12] توبه/33؛ صف/9.
[13] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب33، ص334، ح5.
[14] «وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ».
[15] شاذان قمی، فضائل ابن شاذان، ص158.
[16] شمس/3.
[17] فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی، ص563،ح722.
[18] «یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا ۖ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ ۗ فقلت یقرءون یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا ۖ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ».
[19] طبری، دلائل الامامه، ص239.
[20] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص276، ح1.
[21] نسا/117.
[22] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص276، ح274.
[23] هود/86.
[24] کلینی، کافی، ج1، ص411، ح2.
[25] اسرا/71.
[26] کلینی، کافی، ج1، ص371، ح2.
[27] نعمانی، الغیبه، باب 25، ص331، ح7.
[28] نور/35.
[29] نعمانی، الغیبه، ص86.
[30] حجر/87.
[31] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص250، ح37.
[32] اعراف/181.
[33] کلینی، کافی، ج1، ص203، ح2.
[34] بقره/2.
[35] یونس/20.
[36] مومن/50.
[37] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص18.
[38] حدید/16.
[39] نعمانی، الغیبه، ص24.
[40] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب58، ص668.
[41] شعرا/21.
[42] نعمانی، الغیبه، ص174، ح10.
فهرست منابع
قرآن کریم.
پیشوایی، مهدی(معاصر)، سیره پیشوایان: نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امام معصوم (ع)، چ9، قم، موسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق(ع)، 1378ش.
عیاشی، محمدبن مسعود، کتاب التفسیر، تهران، اعلمی، 1417ق.
شیخ صدوق، محمد بن علی(ابن بابویه)، الخصال، 2ج در یک مجلد، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1403ق.
شیخ صدوق، محمد بن علی(ابن بابویه)، کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395ق.
شیخ صدوق، محمد بن علی(ابن بابویه)، معانی الأخبار، 1ج، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۱ش.
طبری، ابی جعفر محمد بن جریر رستم، دلائل الامامه، قم، دارالذخائر للمطبوعات، 1383ش.
قمی، شاذان بن جبرئیل، الفضائل لابن شاذان، نجف، منشورات المطبعه الحیدریه و مکتبتها، 1962م.
فرات کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1410ق.
کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، 8ج، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.
نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، 1397ق.




نظر شما