۰ نفر
۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۰
از سرمایه انسانی تا فناوری، نقشه راه حکمرانی هوشمند در توانیر

ناترازی برق، رشد تقاضا، محدودیت منابع سرمایه‌ای، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها و پیچیده‌تر شدن الگوی مصرف، صنعت برق را با مسئله‌ای فراتر از یک چالش فنی مواجه کرده است؛ مسئله امروز، کیفیت حکمرانی و توانایی نظام مدیریتی برای تصمیم‌گیری دقیق، به‌موقع و مبتنی بر شواهد است.

در چنین شرایطی، شرکت توانیر برای ارتقای کارآمدی خود نیازمند آن است که سه حوزه منابع انسانی، تحقیقات  و فناوری اطلاعات را از واحدهای پشتیبان به اجزای اصلی نظام حکمرانی سازمان تبدیل کند.
نخستین شرط حکمرانی کارآمد، برخورداری از نیروی انسانی متخصص و مدیران شایسته است. صنعت برق با سرعت زیادی در حال تغییر است و مدیریت شبکه در آینده بیش از گذشته به تخصص‌هایی مانند تحلیل داده، هوش مصنوعی، شبکه‌های هوشمند، انرژی‌های تجدیدپذیر، ذخیره‌سازها و امنیت سایبری نیاز خواهد داشت.
از این منظر، منابع انسانی شرکت توانیر باید از الگوی سنتی امور اداری فاصله گرفته و به سمت مدیریت راهبردی سرمایه انسانی حرکت کند؛ یعنی برای مشاغل حساس، نظام جانشین‌پروری ایجاد شود، شکاف مهارتی کارکنان شناسایی و آموزش‌ها بر اساس نیاز واقعی شبکه طراحی شود و ارزیابی عملکرد مدیران و شرکت‌های تابعه نیز بر مبنای شاخص‌های قابل سنجش صورت گیرد.

در این مدل، پرسش اصلی فقط این نیست که «چند نفر نیروی انسانی داریم»، بلکه باید مشخص باشد که چه میزان از این سرمایه انسانی در ایجاد بهره‌وری، کاهش هزینه، کاهش خاموشی و حل مسائل شبکه اثرگذاری دارد.

حوزه تحقیقات  نیز نیازمند بازتعریف مأموریت است. در شرایط محدودیت منابع، هر پروژه پژوهشی باید یک مسئله مشخص و یک خروجی قابل استفاده برای مدیریت داشته باشد.
ایجاد «بانک مسائل راهبردی صنعت برق» می‌تواند یکی از راهکارهای مؤثر باشد؛ به‌گونه‌ای که مسائل واقعی شرکت‌های برق منطقه‌ای و توزیع در زمینه تلفات، مدیریت بار، پیش‌بینی مصرف، نگهداری تجهیزات، توسعه تجدیدپذیرها و تاب‌آوری شبکه ثبت و اولویت‌بندی شود و پژوهشگران بر اساس این نیازها راهکار ارائه دهند.
همچنین ارزیابی اثربخشی پروژه‌های تحقیقاتی باید جدی‌تر شود. پژوهش موفق، صرفاً پژوهشی نیست که گزارش آن به پایان برسد؛ پژوهشی موفق است که به کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک یا بهبود یک شاخص عملیاتی منجر شود.

تحول هوشمند در صنعت برق نیز نباید صرفاً به خرید سامانه و توسعه نرم‌افزار محدود شود. مسئله اصلی، ایجاد یک معماری یکپارچه داده است که اطلاعات تولید، انتقال، توزیع، مشترکان، خاموشی، تلفات، دارایی‌های شبکه و منابع انسانی را به یکدیگر متصل کند.

توسعه کنتورهای هوشمند نمونه روشنی از این تحول است. طبق اعلام شرکت توانیر، تعداد کنتورهای هوشمند کشور در سال ۱۴۰۵ به حدود ۷ میلیون دستگاه رسیده و هدف‌گذاری برای افزایش آن به ۱۲ میلیون دستگاه انجام شده است. اهمیت این تحول فقط در قرائت خودکار کنتور نیست؛ داده حاصل از این تجهیزات می‌تواند برای پیش‌بینی بار، شناسایی الگوهای مصرف، مدیریت تقاضا و کاهش تلفات مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین، گام بعدی شرکت توانیر باید حرکت از «داده‌محوری» به «تصمیم‌گیری داده‌محور» باشد؛ یعنی هر تصمیم مهم مدیریتی تا حد امکان دارای شاخص، داده پایه، سناریو و ارزیابی پس از اجرا باشد.
یکی از چالش‌های مدیریتی سازمان‌های بزرگ، فعالیت جزیره‌ای واحدهاست. منابع انسانی برنامه خود را جداگانه تدوین می‌کند، پژوهش مسیر دیگری را می‌رود و فناوری اطلاعات نیز پروژه‌های مستقل خود را دنبال می‌کند؛ در حالی که این سه حوزه باید در یک زنجیره ارزش قرار گیرند.

منابع انسانی، مهارت مورد نیاز تحول را تأمین می‌کند؛ تحقیقات، راه‌حل و مدل تصمیم‌سازی ارائه می‌دهد؛ و فناوری اطلاعات، داده و زیرساخت اجرای تصمیم را فراهم می‌کند.
از این منظر، تشکیل یک سازوکار مشترک برای «حکمرانی داده، سرمایه انسانی و نوآوری» در سطح مدیریتی شرکت توانیر می‌تواند به هماهنگی این سه حوزه کمک کند.

حکمرانی خوب زمانی معنا پیدا می‌کند که به شاخص‌های عملیاتی تبدیل شود. شرکت توانیر می‌تواند بخشی از ارزیابی مدیران و شرکت‌های تابعه را بر اساس شاخص‌هایی مانند کاهش تلفات، کاهش مدت و تعداد خاموشی‌ها، بهره‌وری نیروی انسانی، زمان پاسخ‌گویی به مشترکان، بازده سرمایه‌گذاری، میزان استفاده از نتایج پژوهش و بلوغ دیجیتال انجام دهد، چنین رویکردی، مدیریت را از گزارش‌محوری به سمت نتیجه‌محوری سوق می‌دهد.

واقعیت این است که حل ناترازی برق تنها با افزایش تولید امکان‌پذیر نیست. حتی اگر ظرفیت جدید ایجاد شود، بدون اصلاح الگوی مصرف، کاهش تلفات، مدیریت بار، بهبود بهره‌وری و تصمیم‌گیری دقیق، بخشی از منابع جدید نیز به هدر خواهد رفت.

از این رو، شرکت توانیر در مرحله‌ای قرار دارد که باید از مدیریت بحران به مدیریت پیش‌نگر حرکت کند؛ مدیریتی که پیش از وقوع مشکل، آن را با داده شناسایی و برای آن راهکار طراحی کند. 

در نهایت، حکمرانی هوشمند در شرکت توانیر نه یک پروژه فناوری اطلاعات است و نه صرفاً یک برنامه اداری؛ بلکه یک تحول مدیریتی است که در نقطه اتصال سرمایه انسانی، دانش و فناوری شکل می‌گیرد. اگر این سه ظرفیت در یک مسیر واحد قرار گیرند، می‌توان انتظار داشت بخشی از چالش‌های ساختاری صنعت برق، به‌جای مدیریت روزمره، با رویکردی پیشگیرانه، اقتصادی و قابل سنجش مدیریت شود.
آینده شرکت توانیر فقط به مگاوات بیشتر وابسته نیست؛ به تصمیم‌های بهتر، نیروی انسانی توانمندتر و داده‌های قابل اعتمادتر وابسته است.

 کارشناس ارشد مسائل مدیریتی و حکمرانی

۲۲۳۲۲۳

کد مطلب 2267135

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین