به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ وقتی سیا در [۱۸ سپتامبر] سال ۱۹۴۷ [برابر با ۲۶ شهریور ۱۳۲۶] تأسیس شد، کمتر کسی باور میکرد که به یکی از قدرتمندترین سازمانهای اطلاعاتی جهان تبدیل شود. تاریخ اولیه سیا با شکستها، بحرانها و عدم قطعیت درباره هدفش مشخص میشد. هرچند آژانس در سالهای نخست موفقیت محدودی داشت، از چند مأموریت موفق که به پیشبرد منافع راهبردی آمریکا کمک کرد اعتمادبهنفس گرفت و در طول جنگ سرد در برنامهریزی عملیاتیاش جاهطلبانهتر شد.
اواساس و جنگ جهانی دوم
در طول تاریخ آمریکا، نبود یک سرویس اطلاعاتی خارجی متمرکز، شناسایی خواستهها و انگیزههای دشمنان را برای دولت آمریکا دشوار میکرد. این مشکل بهویژه پیش از حمله به پرل هاربر برجسته بود؛ حملهای که ارتش آمریکا تا حدی به خاطر کمبود اطلاعات نتوانست جلوی آن را بگیرد. عملیات نظامی آمریکا در جنگ جهانی دوم در ابتدا با اطلاعات ضعیف همراه بود و همین امر به ایجاد نخستین سرویس اطلاعاتی خارجی ایالات متحده انجامید؛ دفتر خدمات راهبردی.
اواساس توسط ژنرال ویلیام دونووان تأسیس شد که میخواست شیوههای اطلاعاتی بریتانیا را به عنوان الگویی برای فعالیت اواساس کپی کند. تیمهای کوچک در پشت خطوط جبهه در اروپا و آسیا فرود میآمدند و به سازماندهی فعالیتهای مقاومتی علیه اشغالگران محور کمک میکردند. این شامل تیمهایی مانند جدبورگها میشد که روز دی در نرماندی فرود آمدند. اواساس همچنین جاسوسانی به کشورهای بیطرف میفرستاد تا نظارت کند آیا به اتحاد محور میپیوندند یا نه. یکی از این افراد، آلن دالس، در دهه ۱۹۵۰ مدیر سیا شد.
هرچند ارتش آمریکا اواساس را از فعالیت در برخی صحنههای جنگ منع کرد، سهم اواساس به خاطر اطلاعاتی که جمعآوری میکرد و عملیاتی که انجام میداد، از سوی کاخ سفید ارزشمند تلقی میشد. با این حال، با نزدیک شدن جنگ به پایان در ۱۹۴۵، برخی سیاستگذاران در واشنگتن این پرسش را مطرح میکردند که «آیا این سازمان هنوز در زمان صلح هدفی دارد یا نه؟» درنتیجه، پس از تسلیم ژاپن در سپتامبر ۱۹۴۵ منحل شد. جمعآوری اطلاعات برای مدتی کوتاه به بخشهای اطلاعاتی جداگانه هر شاخه از ارتش بازگشت.
ایجاد سیا، ۱۹۴۷
بسیاری از کهنهسربازان اواساس عمیقاً نگران انحلال سازمانشان بودند. کمیته کنگره درباره حمله ژاپن به پرل هاربر دریافت که نبود جمعآوری اطلاعات متمرکز، حمله را ممکن ساخته است. بنابراین فشار بر دولت آمریکا برای ایجاد سازمانی که به همان شیوه اواساس عمل کند افزایش یافت. آغاز جنگ سرد و قدرت سازمانهای اطلاعاتی شوروی، کاخ سفید را نگران کرد. ایجاد دولت امنیت ملی مدرن از همین ترس نشأت گرفت.
وقتی رئیسجمهور ترومن بازسازی یک سرویس اطلاعاتی خارجی را تصور میکرد، معتقد بود که به عنوان سازمانی برای جمعآوری اطلاعات عمل خواهد کرد. با این حال، عملیات مخفی در میان کهنهسربازان اواساس که بخش بزرگی از نیروهای اولیه سیا را تشکیل میدادند، محبوب بود. تاریخچه سیا با تصویب قانون امنیت ملی ۱۹۴۷ آغاز شد که به آژانس تازه تأسیسشده فهرست طولانیای از مسئولیتها فراتر از صرف جمعآوری اطلاعات داد. دستورالعمل اناسسی ۱۰/۲ که اندکی بعد معرفی شد، به سیا توانایی انجام اقدامات مخفی علیه اهداف خارج از ایالات متحده را بخشید.
سیا مدتی طول کشید تا به آژانسی کاملاً شکلگرفته تبدیل شود؛ قانون سیا ۱۹۴۹ بخشهای مختلف آژانس را ایجاد کرد و بودجه سالانهای اختصاص داد. مدیران اولیه آن افسران نظامی بودند چون کنگره معتقد بود آنها کار اطلاعاتی را میفهمند. چون سیا یک آژانس غیرنظامی بود، پس از آن در بقیه عمرش توسط غیرنظامیان اداره میشد، بهجز دریاسالار استنسفیلد ترنر در دوران دولت کارتر. هرچند زمان برد تا سیا ساختمان و تشکیلات اداری بگیرد، بلافاصله شروع به جاسوسی و اقدامات مخفی کرد.
سیا در اواخر دهه ۱۹۴۰
پایان آشفته جنگ جهانی دوم به درگیریهای بیشتری انجامید که بخشی از مبارزه بزرگتر بین آمریکا و شوروی شد. در ۱۹۴۸، شوروی یکی از نخستین بحرانهای جنگ سرد را با محاصره برلین غربی ایجاد کرد. همان سال، نخستین جنگ عرب و اسرائیل آغاز شد. سیا برای هر دو رویداد آمادگی نداشت و فاقد اطلاعات مناسب بود؛ حتی برخی مقاماتش فکر میکردند اسرائیل تحت حمایت شوروی به دولتی کمونیستی تبدیل خواهد شد. با این حال، بهسرعت با عملیاتهای گوناگون برای جلوگیری از گسترش کمونیسم دست به کار شد.
در ۱۹۴۸، ایتالیا انتخابات پارلمانی برگزار کرد که در آن دولتی طرفدار غرب با چالش جدی حزب کمونیست ایتالیا روبهرو شد. ترس از اینکه کشور دیگری به مدار شوروی بیفتد، دولت آمریکا را به اقدام واداشت. پروندههایی که در پایان جنگ سرد منتشر شد نشان داد که سیا فعالانه تلاش کرد انتخابات را به نفع احزاب همسو با واشنگتن تغییر دهد. تا حدی به خاطر تلاشهای سیا، کمونیستها شکست خوردند و واشنگتن نتیجه انتخاباتی را که میخواست به دست آورد. این آغاز دخالت سیا در امور سیاسی کشورهای دیگر بود.
وقتی ارتش فرانسه شروع به جنگ برای بازگرداندن حکومت استعماری در هندوچین علیه ویتمین کمونیست کرد، به کمک عمده آمریکایی نیاز داشت. فرانسه از سیا در جمعآوری اطلاعات درباره کمونیستها درخواست کمک کرد. سیا همچنین شرکتی برای پرواز تدارکات به نیروهای فرانسوی به نام شرکت حملونقل هوایی غیرنظامی راهاندازی کرد.
شکستهای سیا در دهه ۱۹۵۰
هرچند فرانسه جنگ اول هندوچین را باخت، سیا از تعهداتش منصرف نشد. در طول دهه ۱۹۵۰، آژانس ضدجاسوسی و عملیات مخفی خود را گسترش داد، با وجود تلاشهایی برای مهار آن. تلاشها برای ایجاد آشوب در داخل اتحاد شوروی به خاطر اطلاعات نیرومند شوروی شکست خورد و تلاشهای سیا برای جلوگیری از تسلط کمونیستی بر اروپای شرقی عمدتاً ناموفق بود. وقتی جنگ کره در ۱۹۵۰ آغاز شد، آژانس غافلگیر شد چون فاقد منابع در کره شمالی بود. مخالفت فرماندهان نظامی آمریکا باعث شد مشارکت آن در جنگ محدود بماند.
در طول جنگ کره، ایالات متحده با دشمن جدید جنگ سرد روبهرو شد؛ چین کمونیستی. پیروزی کمونیستها در جنگ داخلی چین، تعادل قدرت در آسیا را تغییر دادند و وحشت بیشتری در واشنگتن ایجاد کردند. هرچند اواساس در طول جنگ جهانی دوم در چین فعالیت کرده بود، سیا دریافت که فاقد اطلاعات درباره رژیم جدید است. تلاش برای پرتاب چترباز به این کشور به طرز فجیعی شکست خورد. عملیاتهای بعدی در چین نیز موفقتر نبودند چون ناآگاهی کلی از امور چین در ردههای آژانس وجود داشت. شکستها در کره و چین ضعفهای ساختار سازمانی سیا را برجسته کرد.
در ایالات متحده در ۱۹۵۱. او دو سال بعد سرنگون شد.
موفقیتهای سیا در دهه ۱۹۵۰
در تعادل با این شکستها، دو عملیات مخفی موفق در دوران دولت آیزنهاور انجام شد. در ۱۹۵۲، نخستوزیر ایران محمد مصدق شرکت نفت انگلیس و ایران را ملی کرد و خشم آمریکاییها و بریتانیاییها را برانگیخت. عملیات آژاکس برای برکناری مصدق و جایگزینی او با شاه مطیعتر، محمدرضا پهلوی، اجرا شد. این عملیات موفق بود اما به مشکلات عمدهای در آینده منجر شد؛ پس از آنکه شاه در انقلاب ایران ۱۹۷۹ سرنگون شد.
همزمان، رئیسجمهور گواتمالا خاکوبو آربنز در پی تصاحب مزارع موز متعلق به یک شرکت آمریکایی بود. هرچند آربنز با حزب کمونیست ارتباط داشت، خودش کمونیست نبود. با این حال، سیا برای برکناری او فشار آورد و عملیات پیبیساکسس را اجرا کرد که آربنز را به نفع یک حکومت نظامی دوستدار منافع آمریکایی برکنار کرد. هرچند کودتا به ناآرامیهای جدیای انجامید که تا پایان جنگ سرد گواتمالا را آزار داد، در آن زمان از سوی آژانس پیروزی عمدهای تلقی میشد.
این عملیاتهای موفق توانست اعتمادبهنفس را به ردههای سیا بازگرداند و آنها را به تهاجمیتر شدن تشویق کند. درک اینکه جنگ گرم با شوروی امکانپذیر نیست، کار اطلاعاتی را بسیار مهمتر کرد. با اتکا به تجربیات اواساس در دوران جنگ سرد، سیا در برنامهریزی عملیاتیاش بسیار بیرحم شد؛ بسیار فراتر از تصور اولیه جمعآوری اطلاعات که رئیسجمهور ترومن داشت. این امر رفتار سیا را در بقیه جنگ سرد شکل داد.
منبع: سیا از طریق انپیآر
تأثیر سالهای اولیه سیا
آغاز عملیاتهای سیا در جنگ سرد ثابت کرد که آژانس در عملیات مخفی کارآمدتر از کار اطلاعاتی پایه است. میراث اواساس بر سیا اثر گذاشت چون بخش بزرگی از نیروها از مأموریتهای اواساس در جنگ جهانی دوم آمده بودند. درنتیجه، سیا منابع عظیمی را به اقدامات مخفی اختصاص داد و تقریباً آینهای از کاگب شد. تهاجمی بودنش به ساختن شهرتش به عنوان دشمنی نیرومند برای شوروی کمک کرد.
با این حال، ضدجاسوسیاش بسیار مطلوب نبود. نبود اولیه منابع در اروپای شرقی باعث شد تلاشها برای تضعیف وحدت شوروی به طرزی فجیع شکست بخورد. تنها در پایان جنگ سرد بود که سیا تصویر روشنی از رویدادهای پشت پرده آهنین داشت. شوروی توانست در پروژه منهتن نفوذ، و گروه پنجنفره کمبریج را جذب کند. این شکستها صرفاً تقصیر سیا نبود، اما به شهرتش آسیب زد. علاوه بر شکستهایش در آسیا، این نشان میداد که سیا تصویر روشنی از آنچه در بخشهای بزرگی از جهان میگذشت نداشت.
فعالیتهای مخفی اولیه سیا همچنین اعضای آن را به پذیرش تاکتیکهای بحثبرانگیز بدون سود کلی چندانی سوق داد. تغییر رژیم در گواتمالا و ایران ممکن است سیاستگذاران واشنگتن را خشنود کرده باشد اما مسیر جنگ سرد را تغییر نداد. عملیات امکیاولترا، برنامه آزمایشی کنترل ذهن سیا، شکستی اسفبار بود. این عملیاتها به موفقیتهای موقت انجامید اما بعداً به شهرت سیا آسیب زد. حتی امروز، تاریخ اولیه سیا همچنان تصویر آن را تعریف میکند.
منبع: thecollector.com
۲۵۹





نظر شما