خبرآنلاین: هر چند روز یکبار دولت دونالد ترامپ تحریم اقتصادی جدیدی را علیه کشور اعلام میکند؛ تحریمهایی که واشنگتن آنها را ابزاری برای افزایش فشار بر تهران و وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای خود میداند. اما در ایران، سالهاست که تحریم برای مردم تنها یک واژه نیست؛ پشت بیشتر مشکلات اقتصادی، افزایش قیمتهای دلار و طلا، محدودیت کشور برای تجارت با کشورهای بزرگ جهان، کلمهای خوابیده است که بخش زیادی از اقتصاد کشور به آن گره خورده است. در این میان، هرچقدر که تحریم تبدیل به یک بلا علیه اقتصاد کشور شده است، سیاسیون از افرادی روایت میکنند که تحریم برایشان تبدیل به منبعی برای بهدستآوردن پولهای میلیاردی شده است.
کاسبان تحریم چه کسانی هستند؟
واژه «کاسبان تحریم» هم سالهاست که جزئی از ادبیات مسئولان و اهالی سیاست شده است، اما هیچگاه تعریف دقیقی از آن ارائه نشده است. به بیان دیگر، «کاسبان تحریم» یک اصطلاح حقوقی یا اقتصادی رسمی نیست و بیشتر یک اصطلاح سیاسی ـ رسانهای است که عمدتاً هم برای مخالفان مذاکره و توافق با آمریکا از سوی برخی سیاسیون استفاده میشود. مراد از «کاسبان تحریم» هم معمولاً افراد، شرکتها یا شبکههایی است که از محدودیتهای ناشی از تحریم برای کسب منفعت اقتصادی غیرمتعارف استفاده میکنند؛ یعنی شرایطی که تحریم ایجاد کرده، برای آنها تبدیل به فرصت درآمدزایی شده است.
با این حال، این گزاره به این معنی نیست که هرکس تحریم را دور میزند، کاسب تحریم است. بهطور مثال، موقعیت دیپلماتیک و سیاسی ایران به دلیل تحریمهای شدید اقتصادی آمریکا همواره بهگونهای بوده که برای فروش نفت و کالا مجبور به دور زدن تحریمها بوده است. در این میان، گاهی یک شرکت یا واسطه ممکن است برای انتقال پول، فروش نفت یا واردات کالا در شرایط تحریم ریسک کند و در ازای خدماتش کارمزد بگیرد. این بهتنهایی «کاسبی از تحریم» محسوب نمیشود. این اصطلاح به افراد، شرکتها و شبکههایی گفته میشود که از محدودیتها و پیچیدگیهای ایجادشده توسط تحریم، برای کسب منفعت اقتصادی شخصی یا جناحی خود استفاده میکنند.
پشت پرده کاسبان تحریم چه کسانی هستند؟
اینکه چه کسی اولین بار از اصطلاح کاسبان تحریم در ادبیات سیاسی کشور، استفاده کرد، مشخص نیست، اما حسن روحانی، رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم، در سال ۱۳۹۴ و زمانی که از توافق هستهای و هزینههای تحریم سخن میگفت، صراحتاً از «کاسبان تحریم» نام برده و بیان کرده بود: «کاسبان تحریم در دبی، اروپا، چین، تهران، همه جا بودند، آنها از توافق عصبانی هستند.» او در همان سخنرانی توضیح داد که برخی کالاها در دوران تحریم ۲۰ تا ۴۰ درصد گرانتر به ایران میرسیدند و این هزینه از جیب مردم پرداخت میشد.
در واقع، میتوان این نکته را از میان اظهارات روحانی برداشت کرد که تحریم فقط مسیر تجارت را نمیبندد، بلکه مسیر جدیدی برای تجارت میسازد؛ مسیری که در آن واسطهها نقش بیشتری پیدا میکنند و هر مرحله از انتقال کالا و پول میتواند هزینه تازهای به اقتصاد و بهخصوص معیشت مردم تحمیل میکند.
ردپای بخشی از هزینههایی که تحریم بر اقتصاد کشور وارد کرده را میتوان در سخنان روحانی در همان مقطع زمانی جستوجو کرد. او گفته بود که؛ «برای واردات کالا، کشتی نمیتوانست مستقیماً وارد بنادر ایران شود و گاهی باید در بندر کشور دیگری پهلو میگرفت و سپس کالا با قایق یا لنج وارد ایران میشد. حتی هزینههایی مانند بیمه واسط، تغییر پرچم کشتی و انتقال پول نیز به قیمت نهایی کالا اضافه میشد.»
حال اگرچه سالها از این سخنان رئیسجمهور وقت کشور گذشته و در میان سالهایی که آمریکا به سمت جنگ اقتصادی رفته، تحریمها هزینهسازتر شدند، اما بخشی مهم از سازوکارهایی که او از آنها سخن میگفت، همچنان پابرجاست. با محدود شدن دسترسی ایران به شبکه بانکی بینالمللی، بخشی از درآمدهای نفتی و تجارت خارجی از مسیرهایی عبور میکند که در شرایط عادی شاید ضرورتی برای وجود آنها نبود.
سیدعباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه در زمان دولت روحانی هم گفته بود: «متأسفانه برخی مواقع ما خودمان در داخل کشور با برخی از اظهارنظرها و صحبتها به ایجاد فضایی که دشمن علاقهمند است که علیه ما ایجاد شود کمک میکنیم. من نمیفهمم که چرا برخی از بازگشت تحریمها لذت میبرند. برخی کاسبان تحریم هستند که آنها سر جای خود هستند. برخی نیز کاسب سیاسی هستند و کیف میکنند که تحریمهای آمریکا برگردد.»
غلامرضا کمالیپناه، در یادداشتی در روزنامه ابتکار که در سال ۱۴۰۰ نوشته بود، در پاسخ به این سؤال که کاسبان تحریم واقعاً چه کسانی هستند و از جان ملت ایران چه میخواهند، نوشت: «اگر بخواهیم مخالفان رفع تحریمها را دستهبندی کنیم بهطور کلی میتوان آنان را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد. هر دو گروه در یک نقطه، مشترک و همدل و همراستا هستند و آن نقطه حفظ و بلکه تقویت و توسعه تحریمهاست. هر دو گروه میدانند که پیامد برداشتن تحریمها موجب رفاه مردم ایران و البته سبب سقوط منافع و جایگاه آنان (کاسبان تحریم) است. هر دو گروه اگرچه به ظاهر گاهی در حرف شعارهای ضد هم میدهند، اما در عمل و در دلشان خدا خدا میکنند که توافقی صورت نگیرد و کاسبی آنان آسیب نبیند.»
از سوی دیگر، تراستیها یکی از این حلقههایی هستند که در هفتههای گذشته سر و صدای زیادی در رسانهها ایجاد کردند. آنان واسطههایی هستند که در سالهای تحریم برای انتقال منابع مالی ایران، بهویژه درآمدهای نفتی، مورد استفاده قرار گرفتهاند. اما حالا خود این شبکهها به یکی از بحثهای جدی درباره شفافیت تجارت تحریمی تبدیل شدهاند. چنانچه در مردادماه امسال، ذبیحالله خداییان، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، از پرونده یک تراستی خبر داد که به گفته او ۲۰۰ میلیون دلار از منابع کشور را بازنگردانده و از ایران خارج شده است. او همچنین گفت: «برخی تراستیها خیانت کردند.»
همچنین در سوی دیگر ماجرا، روایت سیاسی درباره مخالفان توافق قرار دارد. این بحث سالهاست مطرح میشود که بخشی از جریانهای مخالف مذاکره از ادامه تحریمها منفعت و سودهای کلانی را به جیب میزنند. موضوعی که اگرچه هیچگاه مستندی برای آن ارائه نشده، اما انگشت اتهام را به سمت آنان برده است. شاید به همین دلیل است که پیدا کردن «کاسبان تحریم» با تهیه یک فهرست از مخالفان توافق یا چند چهره اقتصادی به پایان نرسیده و پرسش درباره اینکه چه کسانی از تداوم این شرایط سود میبرند، همچنان باقی مانده است.
در این میان، میتوان گفت که شاید پاسخ به سؤال «کاسبان تحریم چه کسانی هستند؟» بیش از آنکه در موضع سیاسی افراد باشد، در مسیر پول نهفته باشد؛ در اینکه نفت چگونه فروخته میشود، پول آن چگونه برمیگردد، چه کسی واسطه معامله است، چه میزان کارمزد میگیرد و چه مقدار از منابع کشور در طول این مسیر ناپدید یا تبدیل به سود میشود.
۳۱۲۱۵



