به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح طلب، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:
سه سال پیش یک تحصیلکردهٔ حوزوی در گفتگو با خبرگزاری فارس، با استناد به نوشتهای از من در مورد مدارا و بخشش پیامبر اسلام در برابر اهانتکنندگان به خود، رویکرد مرا نسبت به پیامبر، "مسیحیتزده" دانسته بود. من این داوری را باطل میدانم، زیرا اگر به مسیحیت علاقهای میداشتم به جای مسیحیتزدگی مورد ادعای آن فرد حوزوی، مسیحی میشدم!
همانطور که مرحوم دکتر شریعتی گفته است، شخصیت محمد ترکیب یا سنتزی از شخصیت موسی و عیسی است و نظرش در این باره کاملاً صائب است. موسی شریعت و مرامی سختگیرانه دارد، اما البته نه در حدی که برخی یهودیان مذهبی ملیگرا در اسرائیل ادعا میکنند!
عیسی اما مروج بخشش و گذشت در برابر دشمنان است تا آنجا که میگوید اگر طپانچهای به یک طرف صورتتان زدند، طرف دیگر را پیش آورید تا طپانچهای دیگر بزنند! اگر ردایتان را دزدیدند قبایتان را هم به آنان بدهید! روشن است که این سخنان را برای موقعیتی زده است که یک تواضع یا نادیدهانگاری، شر بزرگی را از سر فرد یا افرادی کم میکند، وگرنه او خود هنگام دیدار از معبد اورشلیم با چوب و چماق چنان به جان کار و کاسبی و بساط دستفروشهای اطراف معبد افتاد و کاسه-کوزهٔ آنها را به هم ریخت که نظیر چنین رفتار شورشگرانهای را یهودیان در یهودیه به خاطر نداشتند!
از همانجا بود که کاهنان تصمیم به شکایت از او نزد حاکم رومی اورشلیم گرفتند تا پس از شکنجهٔ بسیار، او را به صلیب کشد. با این وصف، تفسیر نیچه از اخلاق مسیحی که آن را اخلاق ضعیفان و بردگان دانسته به نظر اغراقآمیز میآید، هر چند اخلاق یا به واقع ضداخلاقی که خود نیچه توصیه میکند به جای آنکه مشکلی از بشر حل کند سر از داروینیسم اجتماعی درمیآورد!
باری، پیامبر اسلام شخصیتی کاملاً واقعگراست و بخصوص به واقعیت طبیعت آدمیزاد از هر جهت واقف است. به خلاف برخی آموزههای مسیح، خواهان سرکوب غرایز بشری نیست. آنها را به رسمیت میشناسند اما برای ارضای آنها راهی مشروع و مشروط میگشاید تا آدمیزاد از یک سو به دام عقدههای سرکوب شده نیفتد و از سوی دیگر، جلوی طغیان خطرناک غرایز نیز گرفته شود.
در هر حوزهای از زندگی، او نقطهٔ تعادل یا به عبارتی میزان را میشناسد و هر اقدامی را درست در جای مناسب خود به کار میگیرد. به همین دلیل از جنگ یا صلح، از پیشروی یا عقبنشینی، از بخشش یا مجازات نمیهراسد، اما همهٔ اینها را در جهت کمک به جامعه و پیشرفتِ کار به کار میگیرد.
پیامبر انسانی مسلط بر نفس و خالی از خودخواهی و به همین دلیل دلش مالامال از مهر و محبت نسبت به انسان است. اهل کینه و انتقامجویی نیست. حتی عاملان قتل فجیع عمویش حمزه را بیهیچ بحث و مجادلهای میبخشد. با این حال، مراقب تعدی شروران به جان و مال و حیات جامعه است. اگر بخشش بیفایده باشد آنها را مجازات میکند اما هدف از این مجازات، نه انتقام که حفاظت از حقوق عمومی است.
در واقع برای فهم رویکرد پیامبر اسلام باید جهتگیری سیاسی و اجتماعی او را شناخت. بدون فهم درست این جهتگیری که اساسش بر حفظ و تداوم و سلامت و ارتقاء جامعه است، به فلسفهٔ رفتاری پیامبر نمیتوان پی برد.
وقتی جهتگیری غلط باشد، هر اقدامی چه ملایم و چه شدید، نتایج اسفباری به دنبال میآورد، اما هنگامی که جهتگیری درست باشد، هر کاری در جای منطقی و درست خود مینشیند.
29215




نظر شما