صمد بهرنگی که بود؟

صمد بهرنگی، معلم و نویسنده‌ای که با «ماهی سیاه کوچولو» به یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات کودک ایران تبدیل شد، زندگی کوتاهی اما پرحاشیه داشت. از کلاس‌های درس روستاهای آذربایجان تا نقد نظام آموزشی و مرگ بحث‌برانگیزش در رود ارس، روایت زندگی او همچنان محل توجه و بحث است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صمد بهرنگی، معلم، منتقد اجتماعی، فرهنگ‌پژوه، مترجم و نویسنده داستان‌های کوتاه بود. او در دوم تیر ۱۳۱۸ در خانواده‌ای ترک‌زبان و متعلق به طبقات فرودست در تبریز به دنیا آمد. بهرنگی دوره ابتدایی و سه سال از دوره متوسطه را به پایان رساند و سپس در دانشسرای تربیت معلم محلی برای تدریس در مدارس ابتدایی تحصیل کرد و در سال ۱۳۳۶ گواهی‌نامه خود را دریافت کرد. او بعدها، در طول یازده سال تدریس زبان فارسی در مدارس روستاها و شهرهای آذربایجان، مدرک کارشناسی زبان انگلیسی را از دانشگاه تبریز گرفت.

 از معلمی تا نویسندگی و ترجمه

بهرنگی اواسط دهه سی خورشیدی نوشتن داستان کوتاه و ترجمه از ترکی به فارسی را آغاز کرد. نخستین داستان او، «تلخون»، دراردیبهشت ۱۳۴۰ منتشر شد. در بهار ۱۳۴۴، او و بهروز دهقانی نخستین جلد از «افسانه‌های آذربایجان» را منتشر کردند. دومین جلد از این روایت‌های فارسیِ افسانه‌های ترکی در بهار ۱۳۴۷ انتشار یافت.

نقد نظام آموزشی که نام بهرنگی را بر سر زبان‌ها انداخت

انتشار نقد تند بهرنگی بر شیوه‌های آموزشی و کتاب‌های درسی، با عنوان «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران»، در تابستان ۱۳۴۴، جایگاه او را به‌ عنوان یک منتقد اجتماعی تثبیت کرد و نامش را به گوش جلال آل‌احمد، از چهره‌های برجسته ادبی آن روزگار در میان نویسندگان منتقد جریان حاکم، رساند. آل‌احمد پس از آن تلاش کرد زمینه انتشار کتاب «الفبا برای کودکان آذربایجان» اثر بهرنگی را توسط وزارت آموزش و پرورش فراهم کند، اما در این کار موفق نشد.

«ماهی سیاه کوچولو»؛ داستانی که رنگ سیاسی گرفت

در سال ۱۳۴۷، داستان «اولدوز و کلاغ‌ها» اثر بهرنگی، که نخستین داستان کودکانه منتشرشده او بود، در هفته‌نامه پرخواننده «فردوسی» مورد بحث قرار گرفت و نام این نویسنده جوان را به خوانندگان ادبیات داستانی فارسی شناساند. در دو سال بعد، داستان‌های متعددی از بهرنگی به صورت جزوه منتشر شد؛ برخی از آن‌ها نیز به‌ طور مخفیانه و غیرعلنی میان مردم توزیع می‌شد، زیرا او به‌تدریج به‌ عنوان نویسنده‌ای مخالف حکومت شهرت پیدا کرده بود. در تابستان ۱۳۴۷، مشهورترین اثر او منتشر شد: داستان عامیانه «ماهی سیاه کوچولو» که بسیاری از خوانندگان آن را تمثیلی علیه نظام حاکم دانسته‌اند.

مرگ در ارس

نهم شهریور ۱۳۴۷، بهرنگی در یکی از سفرهای میدانی معمول خود برای گردآوری فرهنگ عامه و داستان‌های محلی، این بار به منطقه خداآفرین در نزدیکی مرز ایران و شوروی، به رود ارس رفت. بنا بر گزارش‌ها، او که شنا بلد نبود، وارد آب شد و غرق شد. این مرگ عجیب در منطقه‌ای دورافتاده، در کنار شهرت روزافزون او به‌ عنوان منتقد اجتماعی و نگرانی احتمالی مقامات دولتی از نوشته‌هایش، باعث شد برخی از هم‌فکرانش باور کنند که مرگ او تصادفی نبوده است.

چگونه صمد بهرنگی به یک چهره سیاسی بدل شد؟

کانون نویسندگان ایران بلافاصله شماره‌ای یادبود از مجله «آرش» را به یاد بهرنگی منتشر کرد. در بهار ۱۳۴۸، دوازده داستان کودکانه او در مجموعه‌ای با عنوان «قصه‌های بهرنگ» منتشر شد. در تابستان همان سال، دهقانی همه مقالات بهرنگی، ازجمله چند نوشته‌ای را که پیش از آن منتشر نشده بود، در مجموعه «مجموعه مقالات» گردآوری کرد. دهقانی ــ که بعدها در دوره پهلوی به اتهام فعالیت تروریستی اعدام شد ــ در سال ۱۳۴۹ مجموعه دیگری از داستان‌ها و افسانه‌های بهرنگی را با عنوان «تلخون و قصه‌های دیگر» منتشر کرد.

انتشار «نامه‌های صمد بهرنگی» در سال ۱۳۵۷، که به کوشش برادرش اسد گردآوری شده بود، عملاً مجموعه آثار مکتوب بهرنگی را کامل کرد.

در دهه پنجاه خورشیدی، بهرنگی به چهره‌ای قهرمان و شهیدگونه برای گروه‌های مخالف حکومت پهلوی تبدیل شد و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ نیز توجه قابل‌ توجهی را به خود جلب کرد. گفته می‌شود بهرنگی، که مدافع پیگیر و خستگی‌ناپذیر اصلاحات رادیکال بود، معلمی نمونه به شمار می‌رفت. تشویق جوانان آذربایجان به آموزش و پرورش خویش برای دستیابی به برابری با ایرانیان فارسی‌زبان، که با رویکردی ضدپدرسالارانه... انجام می‌شد؛ انتقاد پرشور او از پذیرش گسترده و بی‌چون‌وچرای ایده‌ها و ارزش‌های آموزشی آمریکایی؛ و آمادگی شجاعانه‌اش برای رویارویی با ساختار قدرت دولتی از طریق نوشته‌ها و شیوه تدریسش، جایگاهی برای بهرنگی در تاریخ فکری و اجتماعی ایران تضمین می‌کند؛ هرچند بعید است آثار داستانی او صرفاً به دلیل ارزش‌های ادبی‌شان ماندگار شوند.

کتاب‌شناسی

گذشته از آثار بهرنگی که در متن به آن‌ها اشاره شده است، منابع زیر نیز قابل ذکرند:

  • ع. آرام، «کند و کاو در آثار صمد بهرنگی»، تهران، ۱۳۵۸ ش.
  • «آرش»، شماره ۱۸، ۱۳۴۷ ش.
  • ص. بهرنگی، «ماهی سیاه کوچولو و دیگر داستان‌های مدرن فارسی»، ترجمه م. و ا. هوگلوند، واشنگتن دی.سی.، ۱۹۷۶.
  • ب. هنسون، «غرب‌زدگی ایران؛ بازنمایی‌ها و واکنش‌های بهرنگی، آل‌احمد و شریعتی»، International Journal of Middle East Studies، جلد ۱۵، ۱۹۸۳، صص. ۱–۲۳.
  • م. ک. هیلمن، «صمد بهرنگی»، Literature East and West، جلد ۲۰، ۱۹۸۰، صص. ۱۹۸–۱۹۶.
  • ا. جمشیدی، «زندگی و مرگ صمد بهرنگی»، تهران، ۱۳۵۷ ش.
  • گ. ر. صبری‌تبریزی، «ارزش‌های انسانی در آثار دو نویسنده فارسی‌زبان»، Correspondence d’Orient، شماره ۱۱، ۱۹۷۰، صص. ۴۱۸–۴۱۱.
  • گ. ی. ی. دو فریس، نقد کتاب «ماهی سیاه کوچولو و دیگر داستان‌های مدرن فارسی»، Edebiyat، جلد ۲، ۱۹۷۷، صص. ۱۲۸–۱۲۱.
  • «یادنامه صمد»، کتاب جمعه، شماره ۱/۶، ۱۳۵۸ ش. صص. ۲۹–۲.

منبع: www.iranicaonline.org

۲۵۹57

کد مطلب 2267806

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 17
  • نظرات در صف انتشار: 14
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • تورج IR ۱۶:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    7 16
    مرگ مشکوک، فقط صمد نبود ! جلال، فروغ و ...شمس آل احمد از قول سیمین حکایت می‌کرد که ناشناسی زنگ زده و تهدید کرده که جلال باید مخالف خوانی را تمام کند وگرنه کشته خواهد شد. نه با اعدام ، بلکه با یک تصادف ساختگی!
  • خراسانی IR ۱۷:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    13 28
    صمد بهرنگی یک چپی بی وطن بود
    • IR ۰۶:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
      7 3
      لطفاً کمی مطالعه بفرمایید. داوری شما نتیجه‌ی نشستن پای شبکه‌ی « من و تو» و صفحه‌های اینستاگرامی‌ است. تکرار گزاره ها و ناسزاهایی مانند؛ « چپول» و « چپی بی وطن» و...نامش آگاهی نیست.
    • حسن IR ۲۳:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
      10 9
      البته بی ریشه ترین و بی وطنتر از سلطنت طلبان متوهم در ایران کسی نیست یک عده فاشیست متوهم و نوکر اسرائیل!!!!!
  • فرهنگ IR ۱۷:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    9 12
    البته صمد به طور مرموزی کشته شد نه این که در اب افتاد و مرد .
  • شایان IR ۱۷:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    11 9
    مرگ صمد بهرنگی، یک غرق شدن اتفاقی در رود خروشان ارس بود. جلال آل احمد، به گفته همسرش سیمین دانشور، به دلیل افراط در مصرف مواد مخدر، سیگار و مشروب در ویلای شخصی اش در اسالم گیلان بود. فروغ فرخزاد، که خودش تصادف کرد. نه کسی ماشین او را دستکاری کرده بود و نه به ماشین دیگری برخورد کرده بود. اما به نظر می رسد مرگ دکتر علی شریعتی، توسط واحد عملیات برون مرزی سازمان اطلاعات و امنیت کشور انجام شده باشد.
  • ناشناس FR ۱۸:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    12 8
    کمونیست بود البته نویسنده که بنده با مرامش مخالف بود و هستم
  • ناشناس FR ۲۰:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹
    5 3
    تا خدا نخواد برگی از درخت نمبافتد
  • رجب IR ۰۹:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
    8 3
    صمد.. کسی‌بودکه۱۰۰سال‌ازمانه‌‌جلوتربود.. یادش‌گرامی‌باشه..روانش‌شادباشه... مرگ‌حق‌است.اما‌چگونه‌زندگی‌کردن‌مهمه..
  • ناشناس IR ۱۰:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
    12 4
    اگه آلن زنده می شد و می دید که زبان مادریش در مدارس ممنوع شده خودش خودش رو به ارس می انداخت. یادش گرامی
  • IR ۱۱:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
    8 1
    مرامش هرچی که بود ولی خوندن کتاب ماهی سیاه کوچولو برای تمام بچه ها توصیه میشه . کتابی ضد خرافات و تقلید ..و به بچه ها شجاعت میده.
  • IR ۱۳:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
    5 14
    احتمالا می خواسته برای دوستانش در شوروی که عمیقا به آنها عشق می ورزید دست تکان دهد که غرق شد. ایشان ربطی به ایران ندارد . فقط فارسی بلد بود . ای کاش پیش همان دوستان کمونیستش می رفت و دیگر بر نمی گشت.
  • IR ۲۱:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۰
    7 13
    کمونیستی بود که بشدت طرفدار جداشدن اذربایجان شرقی وغربی از ایران بود مانند غلامحسین ساعدی بی وطن. مردک توکه شنا بلد نیستی میری تو آب؟
  • پسر عمه زا IR ۰۱:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۱
    4 2
    مردمی عجیب در این خلقت خداوند حضور دارند‌. خودشان مشهور میکنند و خودشان به آن مشهور شده حسادت میکنند و در نهایت خودشان هم نابودش میکنند!! در نهایت هم در تاکسی ها و محافل مختلف میگویند کارِ خودشونه!!! چه دنیای سرکاری گیر افتادیم.
  • US ۰۵:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۱
    6 1
    خدا رحمتش کند روحش شاد صمد همان است که بود تا لحظه که با خنجرش شکم مرغ ماهیخوار را درید واورا نابود کرد وخودش هم گم شد ولی بعداز رفتنش هر حزب و گروهی با سعی کردند تا اورا به خودشان بچسبانند ویا خودشان را به او بچسبانند هرچه بود برخی مبارزش خواندند برخی کمونیست وکافرش دانستند ولی معلم فقیری بود تا آنچه در توان داشت درتبیین جامعه فقر وفساد با داستان های کوتاه و قصه های کودکانه اش خیلی هارا بادنیای کتاب آشنا کرد ونور امید ی بر دلها ودر نهایت تنهایی باعث خوف دستگاه ستمشاهی شد
  • ببژن IR ۱۳:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۱
    5 1
    بعنوان یک آموزگار یادش گرامی
  • جاوید IR ۱۴:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۱
    7 8
    چپی و بی وطن بودند و تمامی مشکلات ما از این‌گونه افراد شروع شد. و به مجاهدین خلق خیانت به وطن ختم شد.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین