ریحانه اسکندری: هنوز نمایش شروع نشده که انرژی جوان گروه، فضای سالن را پر کرده است.
بازیگران جوان در رفتوآمدند، بخشی از گروه پشت صحنه خودشان را برای نخستین اجرا آماده میکنند و حتی گاهی یک پسربچه کوچک به جای مسئول اصلی، بلیت تماشاگران را بررسی میکند.
شور و هیجان پیش از اجرا، بیشتر شبیه پشت صحنه یک گروه تازهنفس است تا یک اجرای مذهبی کلاسیک.تصویری از نمایش "آنتاگونیستهای خاکستری"
«آنتاگونیستهای خاکستری» به نویسندگی سیدمرتضی هاشمی گلپایگانی و امیرحسین آلادپوش، کارگردانی علیاکبر آخوندی و تهیهکنندگی محمدعلی پیرو، روایتی از یک مقطع تاریخی و ماجرای صلح امام حسن(ع) با معاویه است؛ داستانی که اگرچه بارها در روایتهای تاریخی و مذهبی بازگو شده، اما کمتر فرصت پیدا کرده به شکل یک اثر نمایشی با این گستردگی روی صحنه بیاید.
شاید همین تازگی موضوع یکی از دلایلی باشد که مخاطب جوان را کنجکاو میکند. پیرو درباره چرایی انتخاب این سوژه میگوید: «ما در تئاتر مذهبی آثار زیادی درباره حضرت زهرا(س)، محرم، اربعین و موضوعات دیگر داشتهایم، اما درباره امام حسن(ع)، بهخصوص ماجرای صلح ایشان، کمتر اثر حرفهای دیده شده است. حتی ممکن است اگر از یک فرد مذهبی بخواهید داستان صلح امام حسن(ع) را دقیق تعریف کند، نداند چه اتفاقاتی در آن دوره به تصمیم ایشان منجر شده است.»
به گفته او، هدف گروه صرفاً بازگویی یک واقعه تاریخی نبوده است: «دغدغه ما این بود که منظومه فکری امام حسن(ع)، شرایط دوران ایشان و دلیل تصمیمی که گرفتند را برای مخاطب مطرح کنیم. سؤال اصلی این است که چرا امام حسن(ع) به چنین تصمیمی رسیدند و چه شرایطی پشت این انتخاب وجود داشت.»

قصهای قدیمی که رنگ امروز گرفت
تماشای نمایش اما فقط با تاریخ سروکار ندارد. قصهای که روی صحنه روایت میشود، ناخواسته برای مخاطب امروز نیز امکان مقایسه و تطبیق ایجاد میکند؛ بهخصوص وقتی صحبت از صلح، حفظ نیروها، اختلاف و تصمیمگیری در شرایط دشوار به میان میآید.
جالب اینکه این ویژگی، از ابتدا در طراحی اثر پیشبینی نشده بود. تهیهکننده میگوید متن نمایش مدتها پیش از شرایط فعلی نوشته شده است: «وقتی متن نوشته شد، اصلاً پیشبینی نمیکردیم اتفاقاتی که بعداً در کشور رخ داد، به وجود بیاید. متن کاملاً تاریخی است و هیچ نشانه مستقیمی از شرایط امروز ایران در آن وجود ندارد.»
اما بعد جنگ شد آن هم دو جنگ که به گفته او معنای تازهای به اثر بخشید: «بهصورت اتفاقی، شرایط امروز باعث شده متن برای مخاطب معاصر هم قابل تطبیق شود. ممکن است مخاطب مسئله صلح ایران و آمریکا، شرایط فعلی یا مسائل مربوط به رهبر انقلاب را در ذهن خودش کنار این روایت قرار دهد و از خودش بپرسد که نقش ما در این میان چیست.»
او تأکید میکند که این برداشت قرار نیست از سوی گروه به تماشاگر تحمیل شود: «ما نمیخواهیم بگوییم مخاطب باید یک برداشت مشخص داشته باشد. این نمایش یک روایت تاریخی است و مخاطب آزاد است که بر اساس تجربه و شرایط خودش آن را تفسیر کند.»
شاید همین مسئله است که در ذهن تماشاگر، پرسش سادهای را شکل میدهد: صلح یا ادامه جنگ؟ اگر قرار باشد صلحی شکل بگیرد، آیا گاهی حفظ یکپارچگی و جلوگیری از از دست رفتن نیروها میتواند به اولویت تبدیل شود؟
نمایش پاسخ مستقیم و یکخطی به این سؤال نمیدهد؛ بیشتر موقعیتی را پیش روی مخاطب قرار میدهد تا خودش تصمیم بگیرد.
یارانی که یکییکی از صحنه دور میشوند
یکی از تصاویر قابل توجه نمایش، زمانی شکل میگیرد که یاران امام حسن(ع) به تدریج از کنار ایشان فاصله میگیرند. بازیگران از جای خود بلند میشوند و به سمت دیگر صحنه، یعنی محدوده نزدیک به معاویه، حرکت میکنند. بدون آنکه نیاز به توضیح طولانی باشد، این جابهجایی تصویری از تنهاتر شدن امام و فاصله گرفتن یارانش میسازد.
پردههای سفید اطراف صحنه نیز فضایی شبیه خیمه ایجاد کردهاند و طراحی صحنه تلاش میکند بیش از آنکه صرفاً دکور باشد، بخشی از روایت شود. نورپردازی هم در همین مسیر حرکت میکند؛ نور فقط برای روشن کردن بازیگران نیست و در تغییر فضای صحنه و انتقال حس موقعیتها نقش دارد.
پیرو درباره این نگاه اجرایی میگوید: «برای ما مهم بود که عناصر صحنه در خدمت داستان باشند. قرار نبود فقط یک روایت تاریخی را تعریف کنیم. طراحی صحنه، نور و حرکت بازیگران باید بتواند به مخاطب در فهم موقعیت کمک کند.»
یک گروه نوا که از گوشه صحنه بیرون آمده است
اما شاید یکی از متفاوتترین ویژگیهای «آنتاگونیستهای خاکستری» حضور گروه نوا باشد؛ گروهی که قرار نیست مانند شکل معمول اجراهای نوا، گوشهای از سالن بنشیند و فقط بخواند.
پیرو توضیح میدهد: «در اجرای معمول، گروه نوا در یک گوشه ثابت میایستد و کار خودش را انجام میدهد. اما اینجا گروه نوا وارد میزانسن شده است؛ اعضای آن حرکت میکنند، اکت دارند و همزمان با خواندن، در روایت حضور پیدا میکنند.»
این اتفاق در حالی رخ میدهد که صداها نیز زنده هستند: «تمام صداها در اجرای زنده اتفاق میافتد؛ هم تکخوانی و هم گروهخوانی. کم و زیاد شدن صداها نیز همان لحظه انجام میشود. برای هر عضو گروه نوا میکروفن جداگانه وجود دارد و صداها در لحظه با یکدیگر ترکیب میشوند.»
این تجربه حتی برای اعضای گروه نوا نیز تجربهای تازه بوده است. صالح میلانی، که سالها در حوزه نوا فعالیت داشته و تجربه کار استودیویی دارد، پیش از این تجربه حضور روی صحنه را نداشته است.
تهیهکننده میگوید: «گروه نوا اساساً گروه بازیگر نیست، اما اینجا برای نخستین بار اعضای آن اکت و میزانسن دارند. صالح میلانی سالها در این حوزه فعالیت کرده، اما تجربه صحنه نداشت. چون کار متفاوت بود و کارگردان برای اعضای گروه حرکت و میزانسن تعریف کرده بود، پذیرفت وارد این تجربه شود.»
در اجرا نیز این تفاوت چندان توی ذوق نمیزند؛ چرا که اعضای نوا از ابتدا در ساختار نمایش و هماهنگ با متن و میزانسن تمرین کردهاند.
جوانهایی که باید هم شعر بخوانند، هم بازی کنند
بخش عمده گروه بازیگران را چهرههای جوان تشکیل میدهند. شاید یکی از دشوارترین بخشهای اجرا برای همین گروه جوان باشد؛ جایی که بازیگر باید حجم قابل توجهی شعر به خاطر بسپارد، آن را با دیالوگ ترکیب کند و همزمان حرکت و بازی خود را نیز کنترل کند.
بهخصوص در صحنههای مربوط به سربازان، این ترکیب باعث شده اجرا ریتم متفاوتی پیدا کند. بازیگران باید همزمان با موسیقی و شعر حرکت کنند و از فضای نمایشی خارج نشوند.
پیرو درباره انتخاب این گروه میگوید: «تعداد بازیگران زیاد است و کنترل چنین صحنهای طبیعتاً دشوار است. ما بازیگران را از میان افراد باتجربه گروههای مختلف تئاتر مذهبی انتخاب کردیم و بعد از آزمون، بر اساس تناسبشان با شخصیتها و تواناییهایشان به گروه اضافه شدند.»
در میان بازیها نیز بازیگر نقش معاویه یکی از اجراهای قابل توجه است؛ بازیگری که توانسته تصویری تهدیدآمیز و تأثیرگذار از این شخصیت ارائه کند؛ تا جایی که واکنش یکی از کودکان حاضر در سالن به او، شاید بهترین توصیف از میزان اثرگذاری این نقش باشد.
کودکی بعد از اجرا با جدیت میگوید: «من واقعاً از معاویه ترسیدم.»
و این ترس، آنقدر واقعی است که حتی از روبهرو شدن با بازیگر این نقش هم پرهیز میکند.
«مفضل»؛ شخصیتی که تماشاگر را همراه میکند
شخصیت مفضل نیز از ابتدا تا پایان نمایش حضور دارد و در موقعیتهای مختلف داستان همراه مخاطب میشود. او در صحنههای مختلف با چالشهایی روبهروست و حضور مستمرش تا حدی این حس را ایجاد میکند که تماشاگر هم در دل ماجرا ایستاده و وقایع را از نزدیک دنبال میکند.
پیرو درباره این انتخاب میگوید: «مفضل از ابتدا تا انتهای نمایش حضور دارد و در واقع در طول داستان با اتفاقات مختلف روبهرو میشود. میخواستیم مخاطب هم از طریق این شخصیت همراه ماجرا باشد.»
داستانی که به گفته تهیهکننده، روایت کاملش در تاریخ طولانیتر از زمان اجرای نمایش است، اما گروه تلاش کرده آن را در مدت زمانی کوتاه جمعبندی کند.
«داستان تاریخی ما طولانی است، اما سعی کردیم بتوانیم آن را در مدت زمان کوتاه اجرا، کامل روایت کنیم و مخاطب احساس نکند بخشی از مسیر حذف شده است.»
از یک ایده اولیه تا متنی که روی صحنه آمد
ایده اولیه نمایش از سوی علیاکبر آخوندی، کارگردان اثر، شکل گرفته است. پس از آن، این طرح با همکاری افرادی که تجربه نویسندگی داشتند، گسترش پیدا کرده و به متن نهایی رسیده است.
پیرو درباره روند شکلگیری فیلمنامه یا متن نمایشی توضیح میدهد: «ایده اولیه داستان را آقای آخوندی مطرح کردند و بعد با هماهنگی افرادی که در حوزه نویسندگی تجربه داشتند، این ایده توسعه پیدا کرد و متن شکل گرفت.»
او دوباره بر خلأ موجود در زمینه نمایشهای حرفهای با محوریت این موضوع تأکید میکند: «برای این میزان از پرداخت حرفهای به ماجرای صلح امام حسن(ع)، متن نمایشی قابل اتکایی در اختیار نداشتیم و همین مسئله یکی از دلایلی بود که تصمیم گرفتیم خودمان سراغ این موضوع برویم.»
وقتی یک گروه یکساله، دنبال ساختن هویت خودش است
گروه فرهنگی هنری «ماها» اگرچه سابقه فعالیت اعضایش در حوزه تئاتر و نوا بیشتر از یک سال است، اما شکلگیری آن به عنوان یک گروه مستقل و متمرکز، به حدود یک سال پیش بازمیگردد.
پیرو میگوید: «گروه فرهنگی هنری ماها حدود یک سال است که به شکل جدی فعالیت خودش را آغاز کرده و تمرکز اولیه ما روی آثار مرتبط با امام حسن(ع) بوده است. این نمایش هم اولین تجربه ما در حوزه تئاتر با این محوریت است.»
اما برنامه گروه تنها به آثار مذهبی محدود نمیشود.
«در ادامه دوست داریم از بازیگران و اعضای گروه نوا که شاید پیش از این با این فضا آشنا نبودهاند هم استفاده کنیم. احتمالاً در آینده آثار اجتماعی هم خواهیم داشت و قرار نیست همه کارهای ما الزاماً مذهبی باشد.»
این نگاه به جذب مخاطب جوان، فقط در انتخاب موضوعات خلاصه نمیشود. گروه «ماها» تلاش کرده در فضای مجازی و هویت بصری خود نیز تصویری متفاوت ارائه کند.
او میگوید: «برای جذب نسل جدید باید به سلیقه و فضای ذهنی آنها توجه کنیم. فضای مجازی و نوع ارائه اثر اهمیت زیادی دارد. ما تلاش کردهایم از همان ابتدا روی این بخش کار کنیم و بخش زیادی از تولیدات رسانهای ما هم با کمک هوش مصنوعی انجام میشود.»
او درباره تصویری که گروه میخواهد از خودش بسازد نیز توضیح میدهد: «ما دنبال یک برند فرهنگی هستیم؛ برندی که بتواند مخاطب را از طیفهای مختلف جذب کند، حتی مخاطبی که خیلی مذهبی نیست. اولین مواجهه مخاطب با ما باید مثبت و امروزی باشد.»
اجرایی که قرار بود ماهها پیش دیده شود
«آنتاگونیستهای خاکستری» قرار نبود در این مقطع روی صحنه برود. نمایش حدود هفت تا هشت ماه قبل آماده اجرا بوده و قرار بوده در ایام ولادت امام حسن(ع) اجرا شود، اما شرایط کشور باعث تغییر برنامه شده است.
پیرو میگوید: «ما دو بار به مرحله اجرای این کار رسیدیم. بار اول حدود هفت، هشت ماه پیش بود که نمایش آماده شده بود و قرار بود در نیمه ماه رمضان و ایام ولادت امام حسن(ع) اجرا شود، اما به دلیل جنگ و شرایطی که در کشور به وجود آمد، اجرا به تعویق افتاد.»
حالا نمایش در روزهایی روی صحنه رفته که دوباره مسئله صلح امام حسن(ع) در مرکز توجه قرار گرفته است؛ همزمانیای که به گفته سازندگان، اگرچه برنامهریزیشده نبوده، اما به اثر امکان خوانش دیگری داده است.
از دشواریهای اجرا تا امید به ارتباط با مخاطب
تهیه یک نمایش با تعداد زیاد بازیگر، گروه نوا، میزانسنهای متعدد و اجرای زنده موسیقی، طبیعتاً ساده نیست. پیرو نیز از دشواریهای مسیر رسیدن نمایش به صحنه صحبت میکند و میگوید در مسیر اجرا مشکلات و موانعی وجود داشته و برخی مجموعهها نیز با توجه به حساسیت موضوع و شرایط کشور، ملاحظاتی داشتهاند.
با این حال، هدف گروه، به گفته او، این است که اثر در نهایت به مخاطب برسد.
«با وجود تمام سختیها و موانعی که برای اجرای این کار وجود داشت، تلاش کردیم نمایش را به صحنه برسانیم و آن را به امام حسن(ع) تقدیم کنیم. امیدواریم مخاطب در وهله اول با کار ارتباط بگیرد، آن را دوست داشته باشد و احساس خوبی از دیدنش داشته باشد.»
شاید برای تهیهکننده، یکی از مهمترین نشانههای این ارتباط، چیزی بسیار ساده باشد؛ تلفنهای همراه.
او میگوید: «وقتی سالن تاریک میشود، ما به تعداد صفحههای روشن تلفن همراه نگاه میکنیم. برای من این یک نشانه است که ببینم مخاطب چقدر با نمایش همراه شده است. هرچه تعداد این صفحهها کمتر باشد، یعنی احتمالاً مخاطب بیشتر درگیر صحنه است.»
نخستین اجرا و یک گروه جوان که میخواهد دیده شود
این اجرا، نخستین اجرای نمایش است و طبیعتاً هنوز نمیتوان از یک اثر کاملاً تثبیتشده صحبت کرد. خود پیرو نیز این مسئله را میپذیرد: «قطعاً در اجرای اول ایرادهایی وجود دارد، اما هدف ما این است که یک کار حرفهای روی صحنه داشته باشیم و در ادامه با بازخوردهایی که میگیریم، کیفیت کار را بهتر کنیم.»
حضور هنرمندان حرفهای نیز برای گروه اهمیت دارد. وحید آقاپور، بازیگر سینما و تلویزیون، یکی از مهمانان اجراست؛ حضور او برای گروه جوان «ماها» اتفاقی قابل توجه است و انرژی فضای پشت صحنه را نیز بیشتر میکند.
پیرو میگوید: «آقای آقاپور از قبل لطف و ارتباطی با گروه، کارگردان و بچههای این پروژه داشتند و امروز مهمان ما بودند. امیدواریم در ادامه هم هنرمندان و استادان این حوزه نمایش را ببینند و نظر و نقدشان را با ما در میان بگذارند.»
در پایان، «آنتاگونیستهای خاکستری» بیش از آنکه بخواهد صرفاً یک واقعه تاریخی را بازسازی کند، تلاش میکند یک موقعیت تاریخی را روی صحنه زنده کند؛ موقعیتی درباره صلح، تنهایی، همراهی و تصمیمگیری در شرایط دشوار.
و شاید جذابترین بخش ماجرا این باشد که این تلاش، در سالن از واکنش تماشاگران هم قابل مشاهده است؛ از کودکی که منتظر دیدن امام حسن(ع) است و مدام میپرسد «یعنی امام حسن رو نشون نمیدن؟» تا کودکی دیگر که از معاویه ترسیده است. در کنار آن، بازیگران جوانی ایستادهاند که باید شعر بخوانند، بازی کنند و در میزانسنهای پیچیده حرکت کنند؛ گروه نوا که برخلاف شکل مرسوم، از گوشه صحنه بیرون آمده و وارد روایت شده و طراحی صحنه و نوری که تلاش میکند تاریخ را به تصویر تبدیل کند.
«آنتاگونیستهای خاکستری» هنوز در ابتدای مسیر خود است، اما انتخاب سوژه کمتر دیدهشده، فرم اجرایی متفاوت و امکان خوانشهای متنوع، باعث شده این نمایش دستکم یک سؤال مهم را با خود به بیرون از سالن ببرد: وقتی یک جامعه در موقعیتی دشوار قرار میگیرد، صلح، ایستادگی و حفظ نیروها چگونه باید در کنار یکدیگر معنا شوند؟
۵۹۲۴۴




نظر شما