سیر تکامل جنگاوری عثمانی؛ از تیر و کمان تا توپخانه

عثمانی‌ها در روزهای نخستین خود برای فتح بخش‌هایی از اروپا و آسیا از شیوه‌های جنگی کوچ‌نشینی استفاده می‌کردند، اما پس از آن خود را با توپخانه‌های پیشرفته‌ترِ متکی به باروت سازگار کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ عثمانی‌های قرون وسطی، به عنوان قومی کوچ‌نشین با ریشه‌هایی در آسیای مرکزی، در جنگ‌ها استفاده مؤثری از تیر، کمان و شمشیر می‌کردند. این ابزارها به آن‌ها کمک کرد تا به‌سرعت به بخش‌هایی از اروپا و آسیا یورش برده و آن‌ها را فتح کنند. با این حال، در اوایل دوران مدرن، همزمان با روی آوردن عثمانی‌ها به سمت شهرها و شهرک‌های بزرگ‌تر و مستحکم‌تر، آن‌ها نیاز پیدا کردند تا خود را با سلاح‌های مخرب‌تر و تأثیرگذارتر مانند تفنگ و توپ سازگار کنند.

nomads bows arrows ottoman warfare
سربازان کوچ‌نشین در حال استفاده از تیر و کمان، برگرفته از کتاب
«جامع‌التواریخ» اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، حدود دهه ۱۴۳۰

جنگاوری کوچ‌نشینی (عشایری)
 

دودمان عثمانی در اوایل سده ۱۳۰۰ میلادی در غرب آناتولی (ترکیه امروزی) ظهور کرد. این امارت که عمدتاً توسط ترکمن‌ها (یک قوم کوچ‌نشین ترک‌تبار با اصالتی از استپ‌های آسیای مرکزی) شکل گرفته بود، توسط یک رهبرِ ایلیاتی به نام «عثمان» تأسیس و اداره می‌شد. عثمان در استفاده از کمان، تیر و اسب مهارت داشت؛ ابزارهایی که در ظهور امپراتوری‌های کوچ‌نشین مانند مغول‌های چنگیزی (قرن سیزدهم) یا تیموریان (قرن چهاردهم) نقشی حیاتی داشتند.

جنگجویان کوچ‌نشینی که «کمانداران سواره» نامیده می‌شدند، پایه و اساس ارتش اولیه عثمانی را تشکیل می‌دادند. آن‌ها کمانداران ماهری بودند که با سرعت زیاد اسب می‌تاختند، به‌سرعت به دشمن حمله کرده و سپس عقب‌نشینی می‌کردند. این جنگجویان برای به دست آوردن کالاهایی مانند فلزات گران‌بها و محصولات کشاورزی که سبک زندگی دامپروریِ آن‌ها قادر به تولیدشان نبود، اغلب به جنگ و غارت متوسل می‌شدند. این ترکمن‌های نظامی‌شده به شرایط ناپایدار استپ‌ها، جایی که غارت و چپاول امری عادی بود، عادت داشتند. عثمان و پسرش (و جانشین او) اورهان، خیلی زود دریافتند که برای تأسیس یک دولت منظم در سرزمین عمدتاً یکجانشین و مسیحی‌نشینِ آناتولی، به نیرویی نیاز دارند که بتواند این جنگجویان کوچ‌نشین را مهار کند.

در دوران سلطنت اورهان (۱۳۶۲-۱۳۲۳ م.)، او یک ارتش دائمی متشکل از پیاده‌نظام (یایا) و سواره‌نظام (مُسَلَّم) تأسیس کرد. این سربازانِ حقوق‌بگیر، مسیحیانی از مناطق بالکان بودند؛ مناطقی که عثمانی‌ها به‌تازگی در حال گسترش نفوذ خود در آن‌ها بودند. در دوران سلطنت پسر اورهان، یعنی مراد اول، این نیرو چنان گسترش یافت که نگهداری از آن بسیار پرهزینه شد. نیروهای مسلح به دستمزد نیاز داشتند و حقوق آن‌ها از طریق واگذاری زمین (اقطاع) پرداخت می‌شد؛ درنتیجه آن‌ها شروع به شکل دادن پایگاه‌های قدرت محلی در این زمین‌ها کردند. یکی از راه‌های مقابله با این قدرت‌طلبی، ایجاد ارتشی از سربازانِ برده بود که تنها به شخص سلطان وفادار باشند: «ینی‌چری‌ها».

lambert wyts janissaries ottoman warfare
دو ینی‌چری با درجات نظامی متفاوت، اثر لامبرت ویتس، ۱۵۷۳

ینی‌چری‌ها
 

براساس قوانین اسلامی، پیروزِ جنگ حق دارد یک‌پنجمِ غنایم جنگی (خمس) را تصاحب کند. در اواسط قرن چهاردهم و در دوران سلطنت اورهان، اسیرانی که در جریان لشکرکشی‌ها گرفته می‌شدند، بخشی از این غنایم جنگی به حساب می‌آمدند. تا زمان سلطنت سلطان مراد در سال ۱۳۶۰، عثمانی‌ها این رویه را به سیستم «دوشیرمه» (Devshirme) ارتقا دادند؛ سیستمی که در آن پسران مسیحیِ بالکان به عنوان برده گرفته شده و در دربار، چه به عنوان ینی‌چری و چه به عنوان دولتمرد، پرورش می‌یافتند. این «مالیاتِ فرزند» که اولین بار در سال ۱۴۸۳ به آن اشاره شده (هرچند زودتر اجرا می‌شده است)، نوعی باج بود که جمعیت‌های مسیحی باید برای زندگی مسالمت‌آمیز تحت حاکمیت عثمانی پرداخت می‌کردند.

این کودکان به اسلام گرویدند و در کاخ، آموزش نظامی دیدند. کسانی که استعداد استثنایی داشتند به «اندرون» (Enderun) فرستاده می‌شدند؛ مدرسه قصر که در آن دولتمردان و شاهزادگانِ آینده آموزش می‌دیدند. ینی‌چری‌ها به عنوان یکی از اولین ارتش‌های دائمی که حقوق منظم دریافت می‌کردند و در پادگان‌ها مستقر بودند، به نیرویی قدرتمند و متحد تبدیل شدند. برخلاف جنگجویان کوچ‌نشین که عثمانی‌ها در گذشته به آن‌ها متکی بودند، ینی‌چری‌ها هیچ‌گونه وفاداری قبیله‌ای یا خانوادگی نداشتند. آن‌ها «قاپی‌قولو» (Kapikulu) یا بردگان دربارِ سلطان بودند و وفاداری خود را تنها به شخص او مدیون بودند.

ینی‌چری‌ها شکل اولیه‌ای از ارتش‌های دائمی مدرن بودند. آن‌ها یونیفرم‌ها و کلاه‌های متمایزی - به نام «بورک» (Börk) - می‌پوشیدند و با موسیقی گروه نظامی یا «مِهتَر» رژه می‌رفتند. این سپاه به گردان‌های مختلفی به نام «اورتا» (Orta) سازمان‌دهی می‌شد. در زمان سلطان سلیمان قانونی، تخمین زده می‌شود که ۱۶۵ گردان ینی‌چری در امپراتوری وجود داشت. این گردان‌ها وظایف مختلفی داشتند؛ برخی محافظان شخصی سلطان بودند و برخی دیگر نیروهای پیاده‌نظام یا سواره‌نظام را تشکیل می‌دادند.

conquest constantinople zonaro
فتح قسطنطنیه، اثر فائوستو زونارو، ۱۹۰۳

رؤیای محمد (فاتح)
 

برخلاف امپراتوری‌هایی مانند تیموریان و آق‌قویونلوها، یا دیگر امارت‌های ترک که رقیب آن‌ها محسوب می‌شدند، عثمانی‌ها خیلی زود خود را با فناوری‌های نظامی جدید وفق دادند. این موضوع در جریان فتح قسطنطنیه (پایتخت امپراتوری بیزانس) توسط سلطان محمد دومِ ۲۱ ساله در سال ۱۴۵۳، برای قدرت‌های اروپایی به طرز خیره‌کننده‌ای آشکار شد.

فتح این شهر برای سلطان جوان به یک دغدغه و وسواس ذهنی تبدیل شده بود. اگرچه بسیاری پیش از او - مانند جدش بایزید اول - برای این کار تلاش کرده بودند، اما تسخیر شهر کار بسیار دشواری بود. استحکامات بیرونی قسطنطنیه با شلیک گلوله قابل نفوذ نبود، چه رسد به تیر و کمان‌هایی که ترک‌ها به طور سنتی به آن‌ها متکی بودند. محمد می‌دانست که باید سلاحی بسازد که آن‌قدر قدرتمند باشد تا بتواند به «دیوارهای تئودوسیوسی» (که از دیوارهای درونی و بیرونی با ضخامتِ چند متر تشکیل شده بود) آسیب برساند.

در بهار ۱۴۵۳، محمد یک نیروی دریایی و زمینی را برای محاصره شهر مستقر کرد. ناوگان او که متشکل از بیش از ۱۰۰ کشتی بود، شامل گالی‌های (کشتی‌های پارویی) کوچک و بزرگ، قایق‌های پارویی و کشتی‌های مخصوص حمل اسب می‌شد. با این حال، زنجیرهای بزرگی مسیر عبور از تنگه بسفر را مسدود کرده بودند؛ تنگه‌ای که دریای سیاه را به دریای مرمره متصل می‌کرد و آناتولیِ آسیایی را از خشکی‌های اروپا جدا می‌ساخت. درنتیجه، محمد دستور داد تا کشتی‌های سبک‌ترِ او را از روی خشکی کشیده و به بخش شمالی «شاخ طلایی» (یک ورودی آبی که به بسفر می‌ریخت) بیندازند.

هنگامی که ترک‌ها به مجاورت دیوارهای قسطنطنیه رسیدند، از توپ‌های غول‌پیکری برای ایجاد شکاف در دیوارها استفاده کردند. با این حال، یک توپ خاص که توسط یک مهندس مجارستانی به نام «اوربان» ساخته شده بود، برای زمان خود شاهکاری استثنایی به شمار می‌رفت. توپ اوربان قادر بود یک گلوله سنگی ۲۷۰ کیلوگرمی را تا مسافت ۱.۶ کیلومتری پرتاب کند. برخلاف ارتش‌های قبلی که سعی در تسخیر قسطنطنیه داشتند، استفاده مؤثر عثمانی‌ها از توپخانه باروتی به آن‌ها کمک کرد تا در دیوارهایی که هزار سال از شهر محافظت کرده بودند، رخنه کنند.

cannon siege esztergom ottoman warfare
توپ‌ها و تفنگ‌های فتیله‌ای استفاده شده در محاصره استرگوم (۱۵۴۳)،
اثر سباستین ورانکس، حدود قرن هفدهم

امپراتوری باروت
 

اصطلاح «امپراتوری باروت» که توسط مورخان، مارشال جی. اس. هاجسون و ویلیام اچ. مک‌نیل ابداع شد، به سه امپراتوری اسلامی در اوایل دوران مدرن - عثمانی‌ها، صفویان (ایران) و گورکانیان (هند) - اشاره دارد که قدرت نظامی آن‌ها وابسته به توپخانه باروتی بود. همه این امپراتوری‌ها ریشه‌های کوچ‌نشینیِ آسیای مرکزی داشتند و ویژگی بارز آن‌ها استفاده مؤثر از باروت چینی بود که به آن‌ها اجازه داد مناطق وسیعی را فتح کرده و بر آن‌ها مسلط شوند.

در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم، عثمانی‌ها شروع به گنجاندن سلاح‌های گرمِ کوچکتر در زرادخانه خود کردند. منابع نشان می‌دهند که ترک‌ها از تفنگ‌های فتیله‌ای (ماسکِت) بسیار شبیه به نمونه‌های اسپانیایی استفاده می‌کردند. یکی از دلایل احتمالی این امر، «بازپس‌گیری آندلس» توسط اسپانیا و اخراج غیرمسیحیان در سال ۱۴۹۲ بود. پناهندگان یهودی و مسلمان از اسپانیا به امپراتوری عثمانی مهاجرت کردند و در آن‌جا به تجارت و پیشه‌های خود مشغول شدند.

در حالی که در اواخر دهه ۱۴۰۰ میلادی استفاده از باروت بیشتر به توپ‌های بزرگ محدود می‌شد، در طول سلطنت سلیمان (۱۵۶۶-۱۵۲۰)، نیروهای ینی‌چری شروع به استفاده از تفنگ‌های فتیله‌ای اولیه کردند. سلطان مراد سوم (۱۵۹۵-۱۵۷۵) گامی فراتر نهاد و تمام سپاه ینی‌چریِ خود را به تفنگ‌های فتیله‌ای چخماقی مجهز کرد. این پیشرفتی نسبت به توپ‌های دستی کوچک بود که سربازان را مجبور می‌کرد برای اشتعال باروت، شعله را به صورت دستی روشن کنند.

تفنگ‌های پیشرفته‌تر دارای یک رشته نخ کُندسوز بودند که با کشیدن یک اهرم، با باروت تماس پیدا می‌کرد. عثمانی‌ها همچنین تکنیک استفاده از این تفنگ‌ها را در «آتشبار هماهنگ» (Volley fire) توسعه دادند؛ تکنیکی که شامل صف‌آرایی نیروها و شلیک دسته‌جمعی آن‌ها به یک سمت مشخص بود.

با کمک این سلاح‌های گرم، عثمانی‌ها در قرن شانزدهم به اوج قدرت نظامی و گستره سرزمینی خود رسیدند. در پایان سلطنت سلیمان در دهه ۱۵۶۰، امپراتوری عثمانی سه قاره را در بر می‌گرفت و از الجزیره (الجزایر) تا بودا (مجارستان) و بغداد (عراق) امتداد داشت.

battle of lepanto 1571
ناوگان عثمانی در نبرد لپانتو، ۱۵۷۱

قدرت دریایی و دزدی دریایی
 

نیروی دریایی عثمانی حداقل از اواسط سده ۱۳۰۰ میلادی وجود داشت. در این سال‌های اولیه، این نیرو در محاصره‌ها و فتح جزایر مدیترانه و خطوط ساحلی دریای سیاه نقشی اساسی ایفا کرد. همچنین در فتوحات بزرگی مانند تسخیر قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ و طرابزون (آخرین قلمروی بیزانس) در سال ۱۴۶۱ مورد استفاده قرار گرفت.

قدرت‌های دریایی هم‌عصر، مانند پرتغال، اسپانیا و ونیز، مکرراً با عثمانی‌ها بر سر برتری در مدیترانه و شامات (لوانت) می‌جنگیدند. غالباً بنادر اروپایی در شبه‌جزیره عربستان - مانند یمن و عمان - توسط عثمانی‌ها محاصره و فتح می‌شدند؛ اما لشکرکشی‌های دیگر، مانند مواردی که در خلیج‌فارس رخ داد، با موفقیت کمتری همراه بودند.

اوج قدرت عثمانی در دریاها در زمان سلطنت سلیمان رقم خورد؛ زمانی که دزد دریایی معروفی که بعداً به دریاسالار تبدیل شد، یعنی «بارباروس خیرالدین پاشا» (که در غرب با نام بارباروسا شناخته می‌شود)، برتری عثمانی‌ها را بر ایتالیایی‌ها در منطقه آفریقای شمالیِ دریای مدیترانه تثبیت کرد. با این حال، در نبرد لپانتو در سال ۱۵۷۱، نیروی دریایی عثمانی متحمل خسارات سنگینی شد و تقریباً نابود گشت.

در دهه‌های ۱۶۲۰ و ۱۶۳۰، عثمانی‌ها نیروی دریایی خود را بازسازی کرده و حتی در اقیانوس اطلس نیز حضور یافتند. جزیره «لاندی» در کانال بریستول، تحت فرماندهی یک دزد دریایی (کورسِیر) به نام «مراد ریس» در سال ۱۶۲۷ تصرف شد. این دزدان دریایی، عثمانی‌ها را به عنوان اربابان خود به رسمیت می‌شناختند و به آن‌ها اجازه دادند به مدت پنج سال از این جزیره به عنوان یک پایگاه دریایی استفاده کنند.

ottoman hapsburg war
جنگ عثمانی و هابسبورگ (۱۵۶۸-۱۵۶۵)

شکست‌ها و افول عثمانی
 

در اواخر قرن شانزدهم، نقاط ضعفِ توان نظامی عثمانی در حال نمایان شدن بود. عثمانی‌ها در دهه ۱۵۹۰ بخش‌هایی از مجارستان و رومانی را به خاندان هابسبورگ واگذار کرده بودند. چند دهه قبل‌تر، ائتلافی از دولت‌های مسیحی، نیروی دریایی عثمانی را در نبرد لپانتو (۱۵۷۱) که در نزدیکی جنوب غربی یونان رخ داد، شکست داده بودند. با این حال و با وجود این عقب‌نشینی‌ها، عثمانی‌ها توانستند خود را بازیابی کنند و به فتح تونس (۱۵۷۴)، مراکش (۱۵۷۸) و کِرِت (۱۶۶۹) دست یافتند.

افول نظامیِ بیشتر در قرن هفدهم و به دلیل فساد افسارگسیخته در سپاه ینی‌چری رخ داد. این سربازان نخبه نه‌تنها شروع به اعمال نفوذ کردند، بلکه کنترل مسیر سیاست داخلی را نیز در دست گرفتند. آن‌ها در سال ۱۶۲۲، زمانی که سلطان عثمان دومِ اصلاح‌طلب عهد کرد تا محدودیت‌های نیروهای مسلح را تشدید کند، او را از سلطنت خلع کرده و به قتل رساندند. به همین ترتیب، ینی‌چری‌ها در قتل «کوسم سلطان» در سال ۱۶۵۱ نقش داشتند؛ نایب‌السلطنه و ملکه مادری که در گذشته از قدرت بسیار زیادی برخوردار بود.

علاوه بر این، ظهور قدرت‌هایی مانند روسیه، فرانسه و انگلستان در قرن هجدهم، در کنار ناتوانی عثمانی‌ها در سازگاری با فناوری‌های جدید مانند «سرنیزه»، درنهایت منجر به افول قدرت نظامی این امپراتوری پهناور شد.

منبع: thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2269027

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین