به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ قرن شانزدهم شاهد سلطنتهای بدنام پادشاهانی چون هنری هشتم و ایوان مخوف بود؛ کسانی که ملتهای خود را وحشتزده کردند، امپراتوریهایشان را گسترش دادند و با انبوهی از ازدواجهای پرآشوب، دربارهای خود را رسوا ساختند. شش (یا به طور بحثبرانگیز هشت) همسر ایوان مخوف کمتر شناختهشده هستند. هریک از این ازدواجها پنجرهای به پارانویا، شکوه و ظلم سلطنت او میگشاید. در حالی که همسر اول او به عنوان معشوقهاش به یاد میآید که مرگش او را به جنون کشاند، عروسهای دیگرش با سرنوشتهایی رسوا و غمانگیز روبهرو شدند: مسمومیت، قتل و زندانی شدن در صومعهها.
ایوان مخوف: جنون و ازدواج
ایوان مخوف به عنوان یکی از بیرحمترین تزارهای تاریخ روسیه شناخته میشود. ایوان چهارم واسیلیویچ که نخست در سال ۱۵۳۳ به مقام شاهزاده بزرگ مسکو رسید، در سال ۱۵۴۷ به عنوان نخستین تزار روسیه تاجگذاری کرد. او در دوران سلطنت ۵۰ ساله خود، بر تشکیل نخستین ارتش دائمی روسیه، بهکارگیری صنعت چاپ و گسترش وسیع قلمرو به سوی سیبری نظارت داشت. با این حال، دوران کودکی پرآشوب او — که با مرگ مادر و دسیسههای خشونتآمیز درباری همراه بود — نوعی بدگمانی (پارانویا) عمیق در وی ایجاد کرد که در طول دوران حکمرانیاش به دورههایی از جنون انجامید.
پس از دورههایی از بیماری، مرگ دو همسر و فرارهای نظامی، پارانویای ایوان به پاکسازیهایی علیه هرکسی که به خیانت مشکوک بود تبدیل شد؛ بهویژه بویارها، اعضای اشرافیت روسیه. در سال ۱۵۶۵، او اوپریچینینا را ایجاد کرد؛ نیروی پلیس مخفی که دهها هزار نفر از افراد مظنون به خیانت را قتلعام کرد.
بدنامترین اقدام او، کشتن پسر دوم و ولیعهدش، «ایوان ایوانوویچ»، در یک فوران خشم در سال ۱۵۸۱ بود. گفته میشود که ایوان از پوشش عروس خود خشمگین شده و او را چنان کتک زده بود که دچار سقط جنین شد. وقتی پسرش به این رفتار اعتراض کرد، ایوان با عصای خود ضربهای به سر ولیعهد وارد آورد که منجر به جراحتی مرگبار شد.
زندگی عاشقانه و ازدواجهای «ایوان مخوف» نیز الگویی مشابه داشت؛ دورههایی از شیفتگی و عشق که به حبس و مرگهای مشکوک ختم میشدند.
آنچه در ابتدا روابطی عاشقانه بود، به وسواسی برای داشتن وارث جهت تداوم دودمان «روریک» بدل گشت. درنهایت، چهار تن از شش همسرِ شناختهشده او بر اثر عواملی مشکوک جان باختند. با این حال، به نظر نمیرسد که در بیشتر این موارد، ایوان عامل اصلی مرگ آنها بوده باشد؛ بلکه به نظر میرسد برخورداری از عشق و توجه تزار، محافظت چندانی برای ملکهها در برابر توطئهها و بیرحمیهای دربار روسیه فراهم نمیکرد.
همسر اول (۱۵۶۰–۱۵۴۷): آناستازیا رومانوفنا
ایوان از میان ۱۵۰۰ نامزد، «آناستازیا رومانوفنا» را که از خانوادهای اشرافی با رتبه پایینتر بود، به عنوان نخستین همسر خود برگزید. براساس اکثر روایتها، دوران ازدواج آنها یکی از پیشروترین و پربارترین دورههای سلطنت ایوان محسوب میشود. همگان بر این باورند که ایوان عشق عمیقی به آناستازیا داشت و در منش ملایم و مهرآمیز او، مایه آرامش و راهنمایی مییافت. این زوج در طول ۱۳ سال زندگی مشترک، صاحب شش فرزند شدند که تنها دو تن از آنها، یعنی ایوان و فئودور، زنده ماندند و به بزرگسالی رسیدند.
در سال ۱۵۶۰، آناستازیا بیمار شد و در ۳۰ سالگی درگذشت. ایوان پس از مرگ او دچار فروپاشی روانی و عاطفی شدیدی شد. شاهدان عینی نقل کردهاند که او در مراسم خاکسپاری، موهای خود را میکند، سرش را به زمین میکوبید و بیوقفه میگریست. اندوه او بهسرعت جای خود را به خشم و بدگمانی (پارانویا) داد.
با وجود اینکه آناستازیا در تمام دوران زندگی مشترکشان از سلامت جسمانی ضعیفی برخوردار بود، ایوان معتقد بود که «بویارها» (اشراف روسیه) همسرش را مسموم کردهاند؛ درست همانطور که مادرش را - که او نیز در شرایطی مشابه درگذشته بود - به قتل رسانده بودند. او هرکسی را که گمان میرفت در مرگ آناستازیا نقش داشته است، شکنجه و اعدام میکرد. او هرگز نتوانست بر این بدگمانی نسبت به بویارها غلبه کند.
مطالعات سمشناسی روی موهای آناستازیا در اواخر دهه ۱۹۹۰ تأیید کرد که این تزارینا بر اثر مسمومیت با جیوه جان باخته است. با این حال، جیوه در آن دوران در پزشکی کاربرد فراوانی داشت. پژوهشگران هنوز نتوانستهاند اثبات کنند که آیا او عمداً به قتل رسیده یا به طور تصادفی و بر اثر درمانهایی که برای نجاتش انجام میشد، مسموم شده است.
تأثیر آناستازیا فراتر از نقش او در آرامبخشی به ایوان بود. پس از آنکه پسر آنها، «فئودور اول»، در سال ۱۵۹۸ بدون برجای گذاشتن وارثی درگذشت، روسیه گرفتار ۱۵ سال جنگ داخلی، قحطی و تهاجم خارجی شد. این دوران با انتخاب «میخائیل رومانوف» — که نوه برادرِ آناستازیا (نوه برادرزاده) محسوب میشد — به سلطنت، پایان یافت. در حالی که پسر ایوان و آناستازیا به عمر دودمان ۷۰۰ ساله «روریک» پایان داد، تبار سلطنتی آناستازیا بنیانگذار دودمان «رومانوف» شد؛ دودمانی که تا زمان فروپاشی امپراتوری روسیه در سال ۱۹۱۷ بر این کشور حکومت کرد.
همسر دوم (۱۵۶۹-۱۵۶۱): ماریا تمریوکوفنا
در بحبوحه مذاکرات ازدواج با کاترین یاگیلون، شاهزادهخانم لهستانی، ایوان «کوچنی» — شاهزادهخانم ۱۵ ساله و غیرمسیحی (پاگان) چرکس — را به عنوان همسر دوم خود برگزید. ایوان چنان مسحور زیبایی او شد که کوچنی بهسرعت غسل تعمید یافت و نام «ماریا تمریوکونا» برایش انتخاب شد. این زوج در سال ۱۵۶۱ ازدواج کردند و صاحب پسری به نام واسیلی ایوانوویچ شدند که چند ماه پس از تولدش در سال ۱۵۶۳ درگذشت.
با وجود شیفتگی اولیه ایوان نسبت به عروس نوجوانش، ماریا در دربار بدنام شد. او متهم بود که با فرزندان ایوان از همسر فقیدش، آناستازیا، رفتاری بیرحمانه دارد. اطرافیان مدعی بودند که او به دلیل بیسوادی نتوانسته است خود را با فرهنگ مسکو وفق دهد. برخی دیگر نیز به خاطر جاهطلبی سیاسی و شخصیت جسور و بااعتمادبهنفسش، او را جادوگر میخواندند.
در میان این شایعات و نگاههای تحقیرآمیز، ماریا ناگهان بیمار شد و در سال ۱۵۶۹ در ۲۵ سالگی درگذشت. اگرچه برخی ایوان را به مسموم کردن همسرش متهم میکردند، اما او خود دچار دورهای دیگر از اندوه و خشم شدید شد. شمار بسیاری از بویارها (اشراف) که به مسموم کردن تزارینا متهم شده بودند، دستگیر، شکنجه و اعدام شدند.
همسر سوم (۱۵۷۱): مارفا سوباکینا
پس از مرگ دو همسر، جستوجویی دوساله برای یافتن عروسی مناسب که بتواند از پسِ دشواریهای زندگی در دربار برآید، آغاز شد. در این راستا، ۲۰۰۰ دختر از سراسر قلمروی پادشاهی مورد بررسی قرار گرفتند. نامزدهای نهایی تحت معاینات دقیق پزشکی قرار میگرفتند تا از سلامت و توانایی آنها برای به دنیا آوردن وارثان بیشتر اطمینان حاصل شود. سرانجام از میان این دختران، «مارفا سوباکینا» که از خانوادهای تاجر بود، برگزیده شد.
تنها ۱۵ روز پس از ازدواج، مارفا دچار تشنج و بیماری شد و درگذشت. بنا بر بیشتر روایتها، احتمال دارد که او به طور تصادفی توسط مادرش مسموم شده باشد؛ چرا که گفته میشود مادر مارفا برای کمک به باروری و فرزندآوری، معجونهای گیاهی خاصی به او میداده است. مشخص نیست که آیا مارفا دچار واکنش آلرژیک شده بود یا اینکه آن معجونها حاوی گیاهان سمی بودهاند.
به هر روی، مرگ او بدگمانی و پارانویای ایوان را تشدید کرد. او افراد بسیاری را به مسموم کردن همسر جدیدش متهم ساخت و بیش از ۲۰ تن از مظنونان به قتل، ازجمله برادران خودِ مارفا را اعدام کرد.
همسر چهارم (۱۵۷۲): آنا کولتوفسکایا
پس از ازدواج کوتاهمدت با «مارفا»، ایوان «آنا کولتووسکایا» را به عنوان همسر چهارم خود برگزید. آنا در مراسم انتخاب عروس که سال پیش از آن برگزار شده بود، پس از مارفا، دومین گزینه به شمار میرفت. ازدواج آنها با حاشیه و جنجال آغاز شد؛ چراکه کلیسای ارتدکس روسیه تنها سه بار ازدواج برای هر فرد را مجاز میدانست. ایوان این محدودیت را نپذیرفت و استدلال کرد که ازدواجش با مارفا به حساب نمیآید، زیرا پیش از مرگ مارفا، آن ازدواج به وصال نینجامیده بود. بدین ترتیب، او در سال ۱۵۷۲ با آنا ازدواج کرد.
اما پس از دو سال زندگی مشترک، نظر ایوان نسبت به همسر جدیدش تغییر کرد و سرد شد. او از دخالت آنا در سیاستهای دربار بیزار بود و ناتوانیشان در فرزندآوری را به گردن او میانداخت. آنا نخستین مورد از همسران متعددی بود که پس از دلزدگی ایوان از ازدواج، به صومعه تبعید میشدند.
آنا پس از جدایی، دوران پرباری را در صومعه سپری کرد. او پس از ادای سوگند رهبانیت، نام «داریا» را برگزید و مدیریت صومعه «وودنسکی-تیخوینسکی» را برعهده گرفت. او در دوران تهاجمها و بحرانهای اقتصادی، از صومعه محافظت و آن را بازسازی کرد. آنا توانست صومعه را از غارتهای دوران جنگ روسیه و سوئد در امان نگه دارد، از «دوران آشوب» (Times of Trouble) جان سالم به در برد و بعدها با حمایت تزار «میخائیل فیودوروویچ» به بازسازی صومعه پرداخت. آنا عمری بسیار طولانیتر از همسر و خاندان او داشت و سرانجام در سال ۱۶۲۶، در سن ۷۴ یا ۷۵ سالگی درگذشت.
همسر پنجم (۱۵۷۶-۱۵۷۵): آنا واسیلچیکووا
اطلاعات کمی در مورد همسر پنجم ایوان، آنا واسیلچیکووا، وجود دارد. این زوج در سال ۱۵۷۵ بدون اجازه رسمی کلیسا ازدواج کردند. به دلیل بدنامی ایوان در این برهه از سلطنتش، پیوند آنها به چالش کشیده نشد و مورد سوال قرار نگرفت. آنها در مراسمی آرام و فروتنانه ازدواج کردند. آنا دختر یک خانواده بویار بود.
ایوان از فروتنی و خجالتی بودن دردناک آنا خسته شد. منابع مختلف میگویند که آنا در دربار گوشهنشین شد و بیشتر وقت خود را در اتاقش پنهان میکرد. پس از دو سال بدون داشتن وارث، آنا در سال ۱۵۷۷ از کار برکنار و به صومعه فرستاده شد. او در صومعه پوکروفسکی زندانی شد و اندکی پس از آن در شرایط مرموزی درگذشت.
همسر ششم (۱۵۸۴-۱۵۸۱): ماریا ناگایا
ماریا آخرین همسرِ تأییدشدهی ایوان مخوف بود. اگرچه ازدواج آنها نیز توسط کلیسا به رسمیت شناخته نشد، اما این زوج سال بعد صاحب پسری به نام دیمیتری ایوانوویچ شدند. فرزندانِ باقیماندهی ایوان از نامادری جدیدشان بیزار بودند؛ آنها مشروعیت او را برای تکیه زدن بر تخت سلطنت رد میکردند و پسرش را وارثی نامشروع میدانستند. هنگامی که ایوان در سال ۱۵۸۴، چهار سال پس از آغاز زندگی مشترکشان درگذشت، پسرش فئودور اول بلافاصله ماریا و دیمیتری را به شهر اوگلیچ تبعید کرد. چند سال بعد، دیمیتری در سن نه سالگی و تحت شرایطی مرموز جان باخت.
ماریا به کوتاهی در مراقبت متهم و مسئول مرگ دیمیتری شناخته شد. او به عنوان مجازات در یک صومعه زنانه زندانی گردید. اما وقتی فئودور در سال ۱۵۹۸ بدون داشتن وارث درگذشت، چندین شیاد برای تصاحب تاجوتخت ادعا کردند که همان دیمیتری هستند. آنها مدعی بودند که از سوءقصد سال ۱۵۹۱ جان سالم به در برده و مخفیانه بزرگ شدهاند. یکی از این شیادان به نام گریگوری اوترپیف موفق شد از سال ۱۶۰۵ تا ۱۶۰۶ بر تخت تزار بنشیند. ادعای او مورد حمایت مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی قرار گرفت و ماریا نیز با تأیید اینکه او همان پسرِ سالها گمشدهاش است، به آن مشروعیت بخشید.
این دروغ زمانی برملا شد که دیمیتری (شیاد) به دلیل سیاستهای طرفدار لهستان و ازدواج با یک نجیبزاده کاتولیک لهستانی، حمایت بویارها (اشراف روسیه) را از دست داد. اندکی پس از مراسم عروسی، گروهی از بویارها و هوادارانشان به کاخ کرملین هجوم بردند و آن مدعیِ دروغین را به طرز فجیعی به قتل رساندند. بقایای جسد او سوزانده و سپس با توپ به سمت لهستان شلیک شد. ماریا بلافاصله اظهارات پیشین خود را پس گرفت و سوگند خورد که برای حمایت از گریگوری، تهدید و مجبور شده بوده است. تزار واسیلی شویسکی، جانشین آن مدعی، حرف او را باور کرد و اجازه داد تا سالهای پایانی عمرش را در آرامش و بدون مزاحمت سپری کند.
اتحادهای مورد مناقشه؛ همسران، صیغهها یا افسانههای درباری؟
اولین ازدواج مورد بحث، پیوند بین ایوان و واسیلیسا ملنتیوا در سال ۱۵۷۹ بود. هیچ سابقه تاریخی از این ازدواج وجود ندارد، و همین امر بسیاری از محققان را به این باور رسانده است که آنها هرگز رسماً ازدواج نکردهاند. درعوض، بسیاری معتقدند که او معشوقه ایوان بوده یا ازدواج آنها یک داستان اغراقآمیز درباری برای تشدید شهرت بیرحمانه ایوان است.
صرف نظر از اعتبار این ازدواج، واسیلیسا همچنان یکی از مشهورترین معشوقههای ایوان است. ایوان که در اصل بیوه شاهزاده ملنتی ایوانف بود، مجذوب زیبایی، مهربانی و رفتار ملایم واسیلیسا شد. با این حال، عشق او به واسیلیسا زمانی که در حال رابطه نامشروع دستگیر شد، از بین رفت. داستانهای مختلف ادعا میکنند که او واسیلیسا را مجبور کرده بود تا قبل از اینکه ایوان او را در یک صومعه زندانی کند، شاهد به دار آویختن معشوقش باشد. سایر افسانههای درباری میگویند که او مدت کوتاهی پس از ورودش به صومعه به قتل رسید.
ازدواج دیگری که اکثر مورخان در وقوع آن تردید دارند، پیوند او با «ماریا دولگوروکایا» در سال ۱۵۸۰ است. برخی گمان میکنند که او ماریا را به عنوان همسر هفتم خود برگزید، زیرا ماریا از نوادگان مستقیم «شاهزاده یوریِ کییف» — بنیانگذار افسانهای مسکو — محسوب میشد.
روایتهای گوناگونی حاکی از آن است که ایوان اندکی پس از ازدواج، دستور غرق کردن او را صادر کرد؛ زیرا در شب زفاف دریافته بود که ماریا باکره نیست. در مقابل، برخی دیگر از روایتها مدعیاند که او حین برقراری رابطهای نامشروع غافلگیر و به جرم این خیانت، با غرق شدن اعدام شد.
با این حال، شواهد اندکی — یا حتی هیچ مدرکی — دال بر وجود خارجی ماریا، چه رسد به ازدواجش با ایوان، در دست نیست. درعوض، این داستانها درباره قتل بیرحمانه همسر هفتم ایوان، نخستین بار در قرن نوزدهم و در آثار «میکولا کوستوماروف» پدیدار شدند.
منبع: thecollector.com
۲۵۹




نظر شما