ریحانه اسکندری: اگر قرار باشد تنها با تکیه بر میزان فروش درباره وضعیت بالیوود قضاوت کنیم، پاسخ چندان با تصور عمومی از «بحران» همخوانی ندارد.
سال ۲۰۲۵ با فروش ۱۳ هزار و ۳۹۵ کرور روپیه، به پرفروشترین سال تاریخ گیشه هند تبدیل شد و سینمای هندی نیز با فروش ۵۵۰۴ کرور روپیه، بهترین عملکرد تاریخی خود را ثبت کرد. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نیز فروش گیشه هند از ۶۳۹۸ کرور روپیه عبور کرده که بالاترین میزان برای نیمه نخست یک سال پس از همهگیری کروناست.
با این حال، همین آمار در دل خود تناقضی مهم دارد: در سال ۲۰۲۵ تعداد مراجعه مخاطبان به سینما ۶ درصد کاهش یافت و بخش مهمی از رشد درآمد از افزایش ۲۰ درصدی متوسط قیمت بلیت حاصل شد.
بنابراین مسئله امروز بالیوود را نمیتوان صرفاً «شکست» یا «رونق» نامید. آنچه در حال تغییر است، جایگاه بالیوود در صنعتی است که دیگر یک مرکز واحد ندارد؛ سینمای جنوب هند قدرت گرفته، پلتفرمهای نمایش خانگی رفتار مخاطب را تغییر دادهاند و تماشاگر هندی بیش از گذشته میان زبانها، ستارهها، ژانرها و رسانههای مختلف انتخاب میکند.
وقتی سینمای هند هنوز «بالیوود» نبود
برای بررسی وضعیت امروز بالیوود، باید از خود این نام فاصله گرفت. «بالیوود» نام کل سینمای هند نیست؛ بلکه اصطلاحی است برای اشاره به صنعت سینمای هندیزبان که مرکز تاریخی آن بمبئی، یا همان بمبئی سابق، بوده است.
سینمای هند از ابتدا مجموعهای متنوع از صنایع زبانی و منطقهای بوده است. سینمای تامیل، تلوگو، مالایالم، کانادا، بنگالی، مراتی و چندین صنعت دیگر، هر کدام تاریخ، مخاطب، ستارهها و ساختار تولید خود را داشتهاند. آنچه بالیوود را به شناختهشدهترین نام سینمای هند تبدیل کرد، قدرت اقتصادی و فرهنگی سینمای هندیزبان و توان آن برای عبور از مرزهای منطقهای بود.
نقطه آغاز سینمای هند معمولاً به سال ۱۹۱۳ و ساخت «راجا هریشچاندرا» به کارگردانی داداصاحب پالکه نسبت داده میشود؛ فیلمی صامت که یکی از نخستین پایههای سینمای بومی هند را بنا گذاشت.
اما ورود صدا در سال ۱۹۳۱، تحول مهمتری ایجاد کرد. «عالمآرا» ساخته اردشیر ایرانی که در همان سال اکران شد، نخستین فیلم ناطق هند بود و به شکلگیری سنتی کمک کرد که بعدها به یکی از شناسههای اصلی سینمای جریان اصلی هند تبدیل شد: پیوند داستان، موسیقی، آواز و نمایش.
این ویژگی بهتدریج به بخشی از زبان سینمای هند تبدیل شد. فیلم دیگر فقط داستانی نبود که روی پرده روایت شود؛ موسیقی میتوانست روایت را جلو ببرد، رابطه شخصیتها را توضیح دهد و حتی به عنصری مستقل برای فروش فیلم تبدیل شود.
بالیوود در چنین بستری رشد کرد؛ نه به عنوان یک صنعت منفرد که ناگهان به وجود آمده باشد، بلکه به عنوان نتیجه دههها شکلگیری سینمای تجاری در بمبئی.
بمبئی چگونه به مرکز سینمای هند تبدیل شد؟
رشد استودیوها، حضور سرمایه، دسترسی به شبکههای توزیع و تجمع بازیگران و عوامل سینمایی در بمبئی، این شهر را به یکی از مهمترین مراکز تولید فیلم در هند تبدیل کرد.
در دهههای پس از استقلال هند، سینمای هندیزبان توانست مخاطبانی فراتر از مرزهای ایالتهای هندی پیدا کند. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، فیلمسازانی مانند راج کاپور، گورو دات و بیمال روی در کنار بازیگرانی چون دیلیپ کومار، تصویری از سینمای هند ارائه کردند که هم وجه سرگرمکننده داشت و هم میتوانست درباره فقر، نابرابری، عشق، طبقه اجتماعی و تغییرات جامعه سخن بگوید.
در دهه ۱۹۷۰، این سینما با ظهور آمیتاب باچان و تصویر «قهرمان خشمگین» وارد مرحله دیگری شد. شخصیت اصلی دیگر الزاماً مرد عاشق و رؤیایی نبود؛ او میتوانست کارگری خشمگین، مردی درگیر بیعدالتی یا شخصیتی سرکش باشد که با ساختار اجتماعی موجود مشکل دارد.
در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نیز موج تازهای شکل گرفت. شاهرخ خان، سلمان خان و عامر خان به چهرههایی تبدیل شدند که شهرتشان از مرزهای هند فراتر رفت. در همین دوره بود که مفهوم «ستاره بالیوودی» بیش از پیش به یک عنصر اقتصادی تبدیل شد.
نام بازیگر میتوانست برای یک فیلم مخاطب ایجاد کند.
این نکته برای فهم وضعیت امروز بالیوود اهمیت زیادی دارد.
زمانی ستاره، خودش یک محصول بود
مدل اقتصادی بالیوود برای سالها بر مجموعهای از عناصر نسبتاً مشخص استوار بود: ستاره بزرگ، داستان قابل فهم، موسیقی، تبلیغات گسترده و توزیع وسیع.
اگر شاهرخ خان، سلمان خان یا عامر خان در فیلمی حضور داشتند، نام آنها بهتنهایی بخشی از ارزش تجاری فیلم بود.
این سیستم سالها جواب داد. اما بازار سینما به تدریج تغییر کرد.
مخاطب امروز دیگر تنها با یک انتخاب روبهرو نیست.
او میتواند فیلم هندی ببیند، سراغ فیلم تلوگو یا تامیل برود، یک فیلم کرهای یا آمریکایی تماشا کند، یک سریال چندقسمتی را آغاز کند یا اصلاً ساعتها در شبکههای اجتماعی وقت بگذراند.
بنابراین بالیوود دیگر برای جلب توجه مخاطب فقط با بالیوود رقابت نمیکند.
با تمام بازار سرگرمی رقابت میکند.
کرونا تنها آغاز ماجرا بود
همهگیری کرونا ضربه مستقیمی به سالنهای سینما وارد کرد، اما مشکلات صنعت نمایش فیلم در هند به دوران همهگیری محدود نمیشود.
پیش از کرونا نیز پلتفرمهای نمایش خانگی در حال تغییر دادن رابطه مخاطب با سینما بودند. نتفلیکس، آمازون پرایم و پلتفرمهای بومی هند، دسترسی مخاطبان را به فیلمها و سریالهایی افزایش دادند که پیش از آن ممکن بود تنها از طریق سالن سینما یا شبکههای تلویزیونی قابل مشاهده باشند.
مهمتر اینکه مخاطب به تدریج متوجه شد برای دیدن همه فیلمها لازم نیست بلافاصله بلیت بخرد.
این تغییر رفتار برای سینمای تجاری بسیار مهم بود.
اگر مخاطب بداند فیلمی چند هفته بعد در اختیارش قرار میگیرد، ممکن است برای فیلمی که احساس نمیکند «ضرورت» دیدنش در سالن وجود دارد، صبر کند.
پژوهشهای جدید درباره مخاطبان سینمای هند نیز همین تغییر را تأیید میکنند. اگرچه بخش قابل توجهی از مخاطبان همچنان تماشای فیلم در سالن را ترجیح میدهند، بخشی از آنان به دلیل کوتاهتر شدن فاصله میان اکران سینمایی و نمایش خانگی، ترجیح میدهند برای تماشای فیلم صبر کنند.
در چنین شرایطی، سینما باید دلیلی قانعکنندهتر برای حضور مخاطب ایجاد کند.
اقتصاد گیشه؛ یک تناقض بزرگ
شاید بهترین مثال برای وضعیت امروز بالیوود، آمار سال ۲۰۲۵ باشد.
بر اساس گزارش سالانه اورمکس، گیشه هند در این سال به ۱۳ هزار و ۳۹۵ کرور روپیه رسید؛ رقمی که نهتنها از رکورد سال ۲۰۲۳ با ۱۲ هزار و ۲۲۶ کرور روپیه عبور کرد، بلکه نخستین بار بود که مجموع فروش سینمای هند از مرز ۱۳ هزار کرور روپیه عبور میکرد.
سینمای هندی نیز در همین سال بهترین عملکرد تاریخی خود را ثبت کرد و به فروش ۵۵۰۴ کرور روپیه رسید. ۳۷ فیلم در سال ۲۰۲۵ از مرز ۱۰۰ کرور روپیه عبور کردند؛ در حالی که این تعداد در سال ۲۰۲۴ تنها ۲۲ فیلم بود.
این اعداد بهوضوح نشان میدهند که صحبت از «مرگ بالیوود» دقیق نیست.
اما بخش دیگری از همین گزارش، تصویر متفاوتی ارائه میکند.
تعداد مخاطبان سینما در سال ۲۰۲۵ به ۸۳۲ میلیون نفر رسید؛ یعنی ۶ درصد کمتر از سال قبل. در همین زمان، متوسط قیمت بلیت با افزایشی ۲۰ درصدی از ۱۳۴ به ۱۶۱ روپیه رسید. به بیان دیگر، بخشی از افزایش درآمد گیشه نه به دلیل افزایش تعداد تماشاگر، بلکه به دلیل افزایش قیمت بلیت اتفاق افتاده است.
این تفاوت برای تحلیل وضعیت صنعت اهمیت زیادی دارد.
فروش بیشتر لزوماً به معنای مخاطب بیشتر نیست.
مسئله سالنهای سینما
بازار هند با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر، همچنان از نظر تعداد سالن سینما با ظرفیت بالقوه خود فاصله دارد.
این موضوع بهخصوص در شرایطی اهمیت دارد که افزایش قیمت بلیت میتواند سینما رفتن را برای بخشی از خانوادهها به تجربهای پرهزینه تبدیل کند.
بنابراین صنعت سینما با یک مسئله دوگانه روبهرو است: از یک سو باید فیلمهای بزرگتر و پرهزینهتری تولید کند تا بتواند مخاطب را از خانه بیرون بیاورد؛ از سوی دیگر، قیمت بالاتر بلیت میتواند بخشی از مخاطبان را از سالن دور کند.
در چنین بازاری، موفقیت یک فیلم بیش از گذشته به «رویداد» تبدیل شدن آن وابسته است.
فیلم باید چیزی ارائه کند که مخاطب احساس کند تماشای آن روی صفحه کوچک تلفن همراه یا تلویزیون، تجربه کاملی نیست.
جنوب هند؛ رقیبی که دیگر نمیتوان نادیدهاش گرفت
شاید مهمترین تحول سالهای اخیر سینمای هند، نه کاهش فروش بالیوود، بلکه تغییر رابطه میان صنایع سینمایی مختلف هند باشد.
در گذشته، فیلمهای تلوگو، تامیل، مالایالم یا کانادا عمدتاً مخاطبان منطقهای خود را داشتند. اما در سالهای اخیر، فیلمهایی مانند «باهوبالی»، «کیجیاف»، «آرآرآر»، «پوشپا»، «کانتارا» و «کالکی ۲۸۹۸ میلادی» نشان دادند که یک فیلم منطقهای میتواند در مقیاس ملی و حتی جهانی دیده شود.
این آثار تنها به دلیل دوبله شدن به زبان هندی موفق نشدند؛ آنها نشان دادند که مخاطب هندی آماده است برای دیدن داستانی که از یک فرهنگ و صنعت سینمایی دیگر میآید، پول پرداخت کند.
این اتفاق یک تغییر مهم در ذهنیت مخاطب ایجاد کرد.
دیگر لازم نبود یک فیلم برای موفقیت در سراسر هند ابتدا از بمبئی عبور کند.
«پانهندی» شدن سینما
یکی از مهمترین اصطلاحاتی که در سالهای اخیر وارد ادبیات صنعت سینمای هند شده، مفهوم «پانهندی» است؛ فیلمهایی که از ابتدا با هدف جذب مخاطب در مناطق مختلف کشور ساخته میشوند.
این تغییر، مرزهای قدیمی میان صنایع سینمایی هند را کمرنگ کرده است.
اگر فیلمی از سینمای تلوگو بتواند در بازار هندیزبان موفق شود، یا یک فیلم کانادایی در شمال هند میلیونها تماشاگر پیدا کند، تعریف قدیمی از «بازار بالیوود» دیگر کارایی سابق را ندارد.
گزارش اورمکس از سال ۲۰۲۵ نیز این تغییر را بهخوبی نشان میدهد. اگرچه سینمای هندی با فروش ۵۵۰۴ کرور روپیه بهترین سال تاریخی خود را ثبت کرد، سهم چهار زبان اصلی سینمای جنوب از ۴۸ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۴۴ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافت؛ یعنی رشد سینمای هندی بههیچوجه به معنای حذف سینمای جنوب نیست، بلکه رقابت میان این صنایع در یک بازار واحد شدت گرفته است.
در واقع، بازار هند در حال تبدیل شدن به یک بازار سینمایی یکپارچهتر است.
و این اتفاق برای بالیوود هم فرصت است و هم تهدید.
بالیوود هنوز میتواند رکورد بزند
اگر قرار بود بالیوود واقعاً از کار افتاده باشد، موفقیت «دورانگار» در سال ۲۰۲۵ توضیح دشواری پیدا میکرد.
این فیلم با فروش حدود ۹۵۰ کرور روپیه در بازار هند، به پرفروشترین فیلم هندیزبان تاریخ تبدیل شد و رکورد «استری ۲» را پشت سر گذاشت. در همان سال، «چاوا» و «سایارا» نیز عملکرد قابل توجهی داشتند.
این اتفاق نشان میدهد که مخاطب همچنان برای سینمای هندی ظرفیت بالایی دارد.
بنابراین مشکل بالیوود، ناتوانی مطلق در جذب مخاطب نیست.
مشکل این است که موفقیت دیگر قابل تضمین نیست.
فیلمی که چند سال پیش با حضور یک ستاره بزرگ تقریباً به شکل خودکار مخاطب پیدا میکرد، امروز باید بتواند در فضای رقابتیتری توجه تماشاگر را به دست آورد.
چرا ستارههای قدیمی دیگر کافی نیستند؟
بالیوود در سالهای اخیر با مسئله دیگری نیز روبهرو شده است: تغییر نسل ستارهها.
نسل قدیمی ستارههای مرد همچنان قدرت زیادی در گیشه دارد، اما فاصله میان سن ستارههای بزرگ و مخاطبان جوانتر بیشتر شده است. گزارشهای جدید اورمکس نیز از «مسئله سالخوردگی ستارهها» به عنوان یکی از چالشهای مهم سینمای هندی یاد میکنند.
مسئله فقط سن بازیگران نیست.
مسئله این است که یک صنعت چگونه میتواند ستارههای نسل بعدی خود را بسازد.
سینمای هند برای دههها سیستم ستارهسازی بسیار قدرتمندی داشت. اما امروز، مخاطب جوان الزاماً همان رابطهای را با ستارهها ندارد که نسلهای قبل داشتند.
او میتواند یک بازیگر تازه را از طریق شبکههای اجتماعی بشناسد، یک ستاره را از یک سریال اینترنتی دنبال کند و بعد او را در فیلم سینمایی ببیند.
در نتیجه، مرز میان «ستاره سینما» و «چهره محبوب رسانهای» نیز در حال تغییر است.
مخاطب هندی چه میخواهد؟
پاسخ سادهای برای این سؤال وجود ندارد، اما روند چند سال اخیر یک نکته را روشن کرده است: مخاطب دیگر صرفاً به دلیل آشنایی با یک فرمول، برای دیدن فیلم بلیت نمیخرد.
در سالهای اخیر، فیلمهای بزرگ و رویدادمحور توانستهاند بخش مهمی از گیشه را در اختیار بگیرند؛ در حالی که فیلمهای کوچکتر و متوسط بیشتر در معرض رقابت با پلتفرمهای نمایش خانگی قرار دارند.
گزارشهای تحلیلی اورمکس از بازار هند نیز به افزایش فاصله میان فیلمهای «رویدادمحور»، آثاری متکی بر مقیاس، ستاره، فرنچایز و فیلمهای کوچکتر و داستانمحور اشاره کردهاند.
در چنین شرایطی، سینمای متوسط بیش از گذشته تحت فشار قرار میگیرد.
چرا برای دیدن یک فیلم متوسط ۱۶۰ یا ۲۰۰ روپیه بپردازم، وقتی چند هفته دیگر میتوانم همان فیلم را در خانه ببینم؟
این پرسش، یکی از مهمترین پرسشهای اقتصادی سینمای معاصر هند است.
با این حال، ۲۰۲۶ تصویر متفاوتی ارائه میدهد
اگر گزارش را در سال ۲۰۲۴ مینوشتیم، صحبت از بحران بالیوود بسیار آسانتر بود.
اما دادههای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.
در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، گیشه هند به ۶۳۹۸ کرور روپیه رسید که بالاترین فروش نیمه نخست یک سال پس از همهگیری کروناست. تعداد مخاطبان نیز نسبت به نیمه نخست ۲۰۲۵ پنج درصد افزایش یافت و از ۳۶۲ میلیون نفر به ۳۷۸ میلیون نفر رسید. اورمکس اعلام کرده است که این نخستین بار پس از سه سال کاهش یا رکود، تعداد مراجعه مخاطبان در نیمه نخست سال افزایش پیدا کرده است. رشد مخاطب عمدتاً به وسیله فیلمهای هندی و مراتی رقم خورده است.
از سوی دیگر، در مارس ۲۰۲۶، سینمای هندی با سهم ۵۶ درصدی از گیشه هند، به جایگاه بسیار قدرتمندی رسید؛ سهمی که به شکل محسوسی بالاتر از بالاترین سهم سینمای هندی پس از همهگیری کرونا، یعنی ۴۴ درصد در سال ۲۰۲۳، بود.
بنابراین نمیتوان گفت بالیوود در سال ۲۰۲۶ در حال ناپدید شدن است.
حتی میتوان استدلال کرد که سینمای هندی در حال بازگشت به جایگاه قدرتمندتری است.
اما این بازگشت، دیگر بازگشت به بالیوود دهه ۲۰۰۰ نیست.
بالیوود دیگر مترادف سینمای هند نیست
شاید مهمترین پاسخ به سؤال ابتدایی گزارش همین باشد.
اینکه امروز کمتر از بالیوود میشنویم، الزاماً به این معنی نیست که فیلمهای هندی کمتر دیده میشوند.
بخشی از ماجرا این است که مفهوم «سینمای هند» بزرگتر شده است.
سالها، برای رسانههای بینالمللی، وقتی صحبت از سینمای هند بود، نام بالیوود بیش از هر چیز دیگری شنیده میشد. امروز اما یک خبرنگار سینمایی نمیتواند درباره بازار هند بنویسد و «آرآرآر»، «پوشپا»، «کانتارا» یا سینمای تامیل و تلوگو را نادیده بگیرد.
در واقع، چیزی که تغییر کرده، اندازه بالیوود نیست؛ نسبت بالیوود با دیگران است.
بالیوود هنوز یکی از بزرگترین صنایع سینمایی جهان است، اما دیگر تنها بازیگر مهم میدان هند نیست.
پلتفرمهای نمایش خانگی؛ تهدید یا فرصت؟
نمایش خانگی در ابتدا برای بالیوود بیشتر شبیه یک تهدید دیده میشد، اما به تدریج مشخص شد که میتواند یک فرصت بزرگ نیز باشد.
فیلمهایی که در گذشته به دلیل زبان یا محدودیت توزیع، مخاطب محدودی داشتند، اکنون میتوانند با دوبله و زیرنویس در سراسر هند و حتی خارج از کشور دیده شوند.
این مسئله به سینمای منطقهای کمک کرده است تا مخاطبان جدید پیدا کند.
از طرف دیگر، خود سینمای هندی نیز میتواند از همین مسیر مخاطب جهانی بیشتری به دست آورد.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد: وقتی همه چیز روی یک پلتفرم در دسترس باشد، تمایز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مخاطب دیگر مجبور نیست فیلمی را ببیند.
باید بخواهد آن را ببیند.
مسئلهای فراتر از فروش؛ مسئله اعتماد مخاطب
در نهایت، یکی از مهمترین داراییهای هر صنعت سینمایی اعتماد مخاطب است.
مخاطب باید باور کند فیلمی که برای آن پول میدهد، ارزش دیدن روی پرده بزرگ را دارد.
اگر این اعتماد کاهش پیدا کند، حتی بزرگترین ستارهها هم نمیتوانند همیشه گیشه را نجات دهند.
در سالهای اخیر، صنعت سینمای هند به همین دلیل به سمت فیلمهای رویدادمحور، فرنچایزها، داستانهای بزرگ، اکشن و پروژههای پرهزینه حرکت کرده است.
اما این راه نیز محدودیت دارد.
اگر تمام فیلمها بخواهند یک رویداد باشند، دیگر «رویداد» بودن ارزش قبلی خود را از دست میدهد.
بنابراین چالش اصلی بالیوود شاید نه ساخت فیلم بزرگ، بلکه پیدا کردن داستانی باشد که مخاطب احساس کند ارزش پرداخت پول و ترک خانه را دارد.
آینده بالیوود؛ سقوط یا بازتعریف؟
با دادههای موجود، تعبیر «سقوط بالیوود» بیش از حد سادهسازانه است.
صنعت سینمای هندی در سال ۲۰۲۵ رکورد تاریخی ثبت کرده و در ۲۰۲۶ نیز سهم قابل توجهی از بازار هند را در اختیار داشته است. در عین حال، کاهش تعداد مخاطبان در سال ۲۰۲۵ نشان داد که افزایش درآمد به تنهایی نمیتواند نشانه سلامت کامل بازار باشد.
سینمای هند اکنون مجموعهای از صنایع، زبانها، ستارهها و روایتهاست که در یک بازار مشترک با یکدیگر رقابت میکنند. بالیوود همچنان یکی از قدرتمندترین بخشهای این بازار است، اما دیگر به تنهایی تعیین نمیکند که مخاطب هندی چه ببیند.
و شاید همین نکته پاسخ دقیقتری به این پرسش باشد که چرا این روزها کمتر از بالیوود میشنویم.
نه به این دلیل که کارخانه رؤیا تعطیل شده است؛ بلکه چون کارخانههای بیشتری در کنار آن ساخته شدهاند.
منابع: رویترز _ فایننشال تایمز _ اورمکس مدیا
59244




نظر شما