به گزارش خبرآنلاین، نشریه آتلانتیک در گزارشی جامع به قلم دیوید گراهام، تحلیلگر برجسته مسائل سیاسی به بررسی اقدامات اخیر کاخ سفید در قبال ونزوئلا پرداخته است.
زمانی که اسمدلی باتلر، سرلشکر تفنگداران دریایی آمریکا در سال ۱۹۳۱ پس از خدمت در مکزیک، هائیتی، کوبا، فیلیپین، نیکاراگوئه، جمهوری دومینیکن، هوندوراس و چین از خدمت بازنشسته شد، یکی از پرافتخارترین نظامیان تاریخ ایالات متحده به شمار میرفت. اما او در سال ۱۹۳۵ در اعترافی تکاندهنده نوشت که در تمام آن سه دهه، نقشی جز یک باجگیر و چماقدار برای سرمایهداری، والاستریت و بانکداران نداشته است. او تاکید کرد هزینههای این مداخلات از جیب مالیاتدهندگان و با جان سربازان پرداخت شده و زخمهای عمیقی از آمریکاستیزی در جهان بر جای گذاشته است.
اکنون دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در حال بازآفرینی دقیق همین چرخه در ونزوئلا است؛ چرخهای متشکل از اقدام نظامی، تشکیل دولت دستنشانده، استثمار ذخایر نفتی و ایجاد کینههای دیرپایی که سوخت جنگهای آتی را تامین خواهد کرد.
تسلط نظامی بر منابع نفتی و بازی با الفاظ در واشنگتن
نیروهای نظامی ایالات متحده با یورش به ونزوئلا، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور سابق ونزوئلا را بازداشت کردند. اگرچه دولت آمریکا اتهامات مربوط به قاچاق مواد مخدر را به عنوان پوشش حقوقی این حمله مطرح کرد، اما ترامپ هیچگاه دلیل اصلی این اقدام را پنهان نساخت: هدف واقعی، تصاحب ذخایر عظیم نفت ونزوئلا بود. ترامپ صریحاً ادعا کرد که قصد دارد ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده را با نفت ونزوئلا پر کند و آن را هدیهای از سوی مردم ونزوئلا به مردم آمریکا خواند.
بررسیها نشان میدهد که این توافق، ادای باج و غرامت زیر فشار اسلحه است. مردم ونزوئلا در وضعیتی نیستند که بتوانند با واگذاری رایگان ارزشمندترین منبع طبیعی کشور خود به یک ابرقدرت منطقهای موافقت کنند. ایالات متحده پس از برکناری مادورو، نهتنها ساختار حکومت را پاکسازی نکرد و تصمیمی برای روی کار آوردن ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون و برنده جایزه صلح نوبل نگرفت، بلکه موانعی جدی برای بازگشت او ایجاد کرد. در عوض، واشنگتن یکی از معاونان سابق مادورو را به عنوان رئیسجمهور منصوب کرده و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا همانند یک حاکم مطلق بر کار او نظارت میکند.
شبکه اولیگارشها و سودجویی شرکتهای فراملی
روابط بینالملل هرگز به سادگی دریافت یک هدیه نیست. آرایش فعلی در کاراکاس پای آلخاندرو بتانکورت لوپز، اولیگارش نفتی ونزوئلا را به میان کشیده است؛ فردی که در چندین کشور تحت پروندههای قضایی قرار داشته اما توانسته با کمک رودی جولیانی، وکیل سابق ترامپ از برخی اتهامات بگریزد و کانالهای ارتباطی خود را با واشنگتن حفظ کند. همزمان، شرکت نفتی شورون در حال گسترش جایپای خود در ونزوئلا است و سرمایهگذاران بخشهای دیگر مانند رمزارزها نیز در حال ورود به این بازار هستند.
با این حال، نفع مردم عادی آمریکا از این لشکرکشیها بسیار مبهم است. بازسازی زیرساختهای ویرانشده صنعت نفت ونزوئلا نیازمند سالها زمان است و نفت این کشور از نوع سنگین بوده و پالایش آن بسیار دشوار است. این بدان معناست که هیچ گشایش کوتاهمدتی در پمپبنزینهای آمریکا رخ نخواهد داد و پر کردن مجدد ذخایر استراتژیک سالها زمان خواهد برد.
تاریخچه پر فراز و نشیب ملیسازی و ملیگرایی نفتی
صنعت نفت ونزوئلا و منافع آمریکا تاریخچهای پرتنش دارند. شرکتهای آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم سرمایهگذاریهای سنگینی در این کشور انجام دادند، اما دولت ونزوئلا در سال ۱۹۷۶ این صنعت را ملی کرد. در اوایل دهه ۱۹۹۰ دروازهها دوباره به روی شرکتهای خصوصی باز شد، اما با روی کار آمدن هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید ونزوئلا در سال ۱۹۹۹ که با شعارهای ضدامپریالیستی قدرت را در دست گرفت، اوضاع تغییر کرد. چاوز در سال ۲۰۰۷ داراییهای خارجی را به عنوان یک اقدام حاکمیتی برای ملت ونزوئلا مصادره کرد؛ موضعی که ترامپ امسال از آن به عنوان یکی از دلایل موجه برای مداخله نظامی یاد کرد.
رویکرد چاوز و جانشین او مادورو موجب فلج شدن اقتصاد و افت شدید تولید نفت شد. انتخابات سالهای اخیر با انتقادات بینالمللی همراه بود و حجم عظیمی از پناهجویان ونزوئلایی به سوی مرزهای آمریکا سرازیر شدند.
پیامدهای ژئوپلیتیکی؛ خیزش موج جدید آمریکاستیزی
نیازی به پیشبینیهای پیچیده نیست؛ نگاهی به تاریخ روشن میسازد که مصادره نفت ونزوئلا توسط ترامپ و هجوم شرکتهای آمریکایی برای غارت منابع این کشور، از سوی مردم ونزوئلا پذیرفته نخواهد شد. حمله به این توافق و تاراج منابع ملی به یک شعار پوپولیستی پرطرفدار برای سیاستمداران آینده ونزوئلا بدل خواهد شد و دیر یا زود، رهبر دیگری اقدام به ملیسازی مجدد این داراییها خواهد کرد و این چرخه باطل دوباره تکرار میشود.
حتی بدون اتخاذ مواضع ضد استعماری نیز میتوان درک کرد که وجود حاکمان متخاصم و پوپولیست در نیمکره غربی تا چه حد به ضرر منافع ملی آمریکا است؛ چرا که این روند موجب بیثباتی جهانی و تشدید مهاجرتهای دستهجمعی میشود.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا پیشتر با استناد به تجربه حضور خود در عراق، از عدم مداخله پشتیبانی میکرد و سخنانی شبیه به اسمدلی باتلر بر زبان میآورد، اما اکنون دولت ترامپ دقیقاً وارد همان ماجراجوییهایی شده که زمانی آنها را تقبیح میکرد. ثروتمندان آمریکایی امروز سودهنگفتی خواهند برد، اما مردم عادی بهرهای نخواهند داشت و ایالات متحده تا چند دهه آینده با تاوان و عواقب سنگین آن دستبهگریبان خواهد بود.
۴۲/۴۲




نظر شما