خبرآنلاین - داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «برآورد ساختار چین بر این است علیرغم افزایش حیرتانگیز توان چین در اقتصاد بینالملل، توان بازآرایی توازن مشابه دوران جنگ سرد و جایگزین شدن به جای شوروی در مقابل آمریکا را ندارد زیرا هنوز ساختار نظم بینالملل در سه وجه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جایگزین آنچه غرب در این چند سده اخیر در جهان مستقر کرده و مورد پذیرش قرار گرفته ندارد.»
در ادامه بخشی از مصاحبه داود غرایاق زندی با خبرآنلاین را میخوانید؛
باور پکن این نیست که آمریکا در حال فروپاشی است / ایران قرار نیست نیروی نیابتی چین در مبارزه با آمریکا باشد
*** در روزهای اخیر جنجالهای زیادی در مورد روابط تهران و پکن مطرح شده است. صحبتهای یک شخصیت سیاسی در مورد شرطهای پکن برای استمرار رابطه با ایران، با تکذیب مقامهای رسمی مواجه شد. به نظر شما وضعیت روابط ایران و چین ۶ ماه پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و انسداد تنگه هرمز در چه شرایطی قرار دارد؟
به نظرم این موضوع به رویکرد از یک منظر مشابه و از منظر دیگر متفاوت دو کشور باز میگردد. رویکرد مشابه دو کشور ایران و چین این است که رفتار یکجانبهگرایی آمریکا پس از فروپاشی شوروی باید در نظام بینالملل تغییر کند.
این موضوع در شرایط افزایش رقابت بین دو کشور چین و آمریکا بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. اما به رغم این تشابه، میان رویکرد ایران و چین تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال بر خلاف گروهی در ایران، چین قائل نیست که در حال حاضر نظم بینالملل به سمت دوقطبی شدن یا فروپاشی آمریکا و جابجایی قدرت از غرب به سوی آسیا و شرق در حال حرکت است.
برآورد ساختار چین بر این است علیرغم افزایش حیرتانگیز توان چین در اقتصاد بینالملل، توان بازآرایی توازن مشابه دوران جنگ سرد و جایگزین شدن به جای شوروی در مقابل آمریکا را ندارد زیرا هنوز ساختار نظم بینالملل در سه وجه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جایگزین آنچه غرب در این چند سده اخیر در جهان مستقر کرده و مورد پذیرش قرار گرفته ندارد.
چین اگر قرار بود که در نظام اقتصادی سوسیالیستی ادامه دهد، ممکن بود به سرنوشت شوروی گرفتار میشد. اما چین در ساختار لیبرالی اقتصاد بینالملل برآمده است؛ لذا چین این ساختار اقتصادی را کارآمد و قابل قبول میداند و با مشارکت در آن به توان فوقالعادهای دست یافته است.
اما در عین حال سعی دارد برای کاهش فشار آمریکا و ایجاد چندجانبهگرایی نه قطب جدید در نظام بینالملل ائتلافها و سازمانهای بینالمللی نظیر شانگهای و بریکس را ایجاد کند.
گذار از نظم غربی را غیرممکن میداند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهددر مقابلایران خواستار دنیایی بدون آمریکای قدرتمند، امپریالیستی و استکباری است و آن را بزرگترین تهدید برای خود میداند و هرگونه ارتباط با این کشور را نوعی گذار از سازه معنایی جمهوری اسلامی میداند.
در حالی که چین به دنبال مشارکت در نظم بینالملل برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا است و در حال حاضر ایجاد نظم بینالملل جدید و گذار از نظم غربی را غیرممکن میداند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهد.
لذا تا جایی که در این نظام اقتصادی بینالملل بتوان کار کرد و چندجانبهگرایی ترویج کرد، موافق است و در عین حال توان این مسیر را باید خود کشورها متحمل شوند و چین قرار نیست حامی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای ایجاد یک نظم بینالملل باشد.
پس اگر ایران تمایل دارد چین وارد درگیری مقدر و محتوم و موعود با آمریکا شود تا نظم بینالملل تغییر کند، اینجا همان نقطهای است که دو کشور را به شدت از هم دور میکند. تنگه هرمز یکی از این نقاط مهم است.
اگر ایران دیگر امکان صادرات انرژی غیر از آنچه پیش از این روی دریا را داشته، نداشته باشد، خبر خوبی برای ایران در شرایط محاصره اقتصادی نیست و در عین حال ایران نیز قرار نیست به عنوان «نیروی نیابتی» چین در مبارزه با آمریکا در خط مقدم باشد. پس به نظر میرسد استفاده بیش از اندازه از حربه تنگه هرمز برای چین قابل قبول نباشد.
چین تمایل ندارد آمریکا در برابر ایران موفق شود/ بستن تنگه هرمز نقطه احتمالی نزدیکی آمریکا و چین است
بر اساس آنچه پیش از این در پرسش نخست شما گفتم، این موضوع درست است که چین تمایل ندارد که آمریکا در مقابل ایران موفق شود زیرا این به نفع یکجانبهگرایی آمریکا است و فروپاشی سد ایران و روسیه باعث میشود که آمریکا وارد حیاط خلوت چین در دریای چین شود و موضوع تایوان را به ضرر چین دنبال کند.
تفاوت دیدگاه ایران و چین در اینجاست که ایران از تنگه هرمز به عنوان بازوی بازدارندگی در مقابل حمله آمریکا استفاده میکند و به تعبیر مارکو روبیو تنگه هرمز «سلاح هستهای اقتصادی» ایران است. اما چین موافق این دیدگاه نیست زیرا بسته شدن آبراههای بینالمللی نظیر تنگه هرمز، تنگه بابالمندب و تنگه مالاکا باعث به خطر انداختن تجارت و انرژی بینالملل خواهد شد که چین در آن سهیم است.
چین به دنبال این است که ایران نه در مقابل آمریکا کم آورد و نه تجارت و انرژی بینالملل را تهدید کند. نقطهای است که ممکن است آمریکا و چین را به هم نزدیک کند که هر دو به این نتیجه برسند دیگر بستن تنگه هرمز غیر قابل قبول است.




نظر شما