به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نخستین بار سال ۱۳۵۶ بود که طرح بازسازی مجموعه آرشیو سازمان صداوسیما بهعنوان گنجینهای ارزنده از آثار هنری، علمی، ادبی، سیاسی و... به کارشناسی خارجی سپرده شد. این بازسازی که با وقوع انقلاب به حالت تعلیق درآمد شهریور ۱۳۵۸ توسط مدیریت وقت سازمان به واحد جدیدالتاسیس «طرح جدید آرشیوها» با مدیریت نورالله مرادی (۱۳۲۱) سپرده و به او ماموریت داده شد که برای بازسازی مجموعه آرشیوها و سروسامان بخشیدن به آنها اقدام نماید. ادارهکل آرشیوها و کتابخانههای سازمان صداوسیما با تمامی ارزشهای انکارناپذیرش اعم از ارزش عمومی، آموزشی، پژوهشی، تجاری، اداری، تاریخی، فرهنگی و برنامهسازی، از آن زمان تاکنون، فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. فراز و فرودهایی که به ویژه پس از آغاز تبدیل فیلمهای آرشیوی به فرمت 4k از سال ۱۳۹۴ شدت بیشتری گرفت و با کلیدواژههایی چون «خروج غیرقانونی آرشیو صداوسیما از کشور» گره خورد.
«خروج غیرقانونی آرشیو» در حالی به جای کلیدواژهای که پیشتر استفاده میشد؛ «معدومشدن آرشیو» نشست که با وجود گذشت بیش از یک دهه از ماجرا، هنوز هم چرایی و چند و چونش در هالهای از ابهام است. در واقع از زمان آغاز تبدیل فرمت به 4k، آرشیوی که زمانی طمع دست یافتن به «کریستالهای هالید نقره موجود در امولسیون» نوارهای کاست پاشنه آشیل آن بود هماکنون دیجیتالیشدن به پاشنه آشیلش تبدیل شد. این روزها که بار دیگر بحث خروج آرشیو صداوسیما از کشور و استفاده شبکههای تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان از تصاویر آن -مشخصا استفاده تلویزیون «منوتو» برای ساخت مسندهایی تاریخی به قصد بیان روایت دلخواه خود از واقعیات معاصر- مورد توجه قرار گرفته است نگاهی کردهایم به آنچه از اوایل آغاز «طرح جدید آرشیو» بر این گنجینه ارزشمند گذشت.
از «اتاق نوارهای در انتظار معدومشدن» تا طرحی که تحسین مدیران را برانگیخت
مهدی معماریان، مستندساز و بازنشسته سازمان صداوسیما با سِمَتِ فیلمبردار ارشد که از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۴به پیشنهاد محمدعلی ایزدی (مدیرکل وقت اخبار صداوسیما) مسئولیت پایهگذاری «آرشیو خبر» را بر عهده گرفت یکی از کسانی بود که در این خصوص به گفتوگو با خبرآنلاین نشست.
معماریان صحنهای را که در اولین برخورد دید اینگونه توصیف میکند: اتاقی ۴ در ۴ در ارتفاع سه متر که در آن کاستهای ویدئوی یوماتیک باندبالا و باندپایین از زمین تا سقف روی هم چیده شده بود. طوریکه نمیتوانستید وارد اتاق که نامش را «اتاق نوارهای در انتظار معدومشدن» گذاشته بودند شوید. این اتاق درحالی چنین نامی به خود گرفته بود که معماریان اشاره میکند ۹۹ درصد نوارها را از اتاق بیرون آورد و آن یک درصد هم معدود نوارهایی بودند که نسخهای کوتاه از نوارهای اصلی رویشان کپی شده بود که با توجه به در دسترس بودن نسخه اصلی، نیازی به این نسخههای کپی نبود.
معماریان، این نوارهای ویدئویی را به اتاقی حدودا ۱۰ در ۱۰ منتقل کرد که پیش از انقلاب به «تحریریه اطلاعات و اخبار» معروف بود و پس از انقلاب، «واحد ارتباطات» نام گرفت. از آن پس «واحد ارتباطات» محل نگهداری کاستهای ویدئویی شد که معماریان از «اتاق نوارهای در انتظار معدومشدن» بیرون آورده بود و خبرنگاران مستقر در اتاق «واحد ارتباطات» به اتاقی منتقل شدند که پیشتر «اتاق نوارهای در انتظار معدومشدن» نام داشت. در آن دوران محمدحسن زورق، معاونت سیاسی صداوسیما بود و نورالله مرادی، مسئولیت آرشیو مرکزی را بر عهده داشت و مهدی معماریان با نظر محمدعلی ایزدی (مدیرکل وقت اخبار صداوسیما) مسئولیت آرشیو خبر را بر عهده گرفته بود.

معماریان در ادامه درخواست داشتن وسیلهای را مطرح کرد که اگرچه اکنون، با گذشت بیش از ۴۰ سال امری عادی به نظر میرسد اما آن زمان تنها در اختیار چند شرکت خاص و افرادی معدود بود؛ درخواست داشتن یک دستگاه کامپیوتر. او این درخواست را با میرحسین موسوی؛ چهلوپنجمین و آخرین نخستوزیر وقت ایران در میان میگذارد و با موافقت او، نخست دو نفر از همکاران معماریان کار را با کامپیوتر را در «سازمان مدیریت صنعتی (مشاوره، آموزش، تحقیق)» آموختند و سپس یک دستگاه کامپیوتر با پردازنده ۲۸۶-۸۰ در اختیار معماریان و همکارانش قرار گرفت.
آنچه آنها انجام میدادند زمانگذاری (Timestamp)، کاستهای ویدئوی یوماتیک باندبالا و باندپایین بود؛ کاستهای کوچک حاوی اخبار معدود شبکههای تلویزیونی محدود داخلی بود و کاستهای بزرگ که هفتهای دو مرتبه به دست معاونت برونمرزی سازمان صداوسیما میرسید شامل محتوای پخششده از سه ساختار رسانهای و خبرگزاری تلویزیونی؛ «دبلیو.آی.تی.ان» ، «ویزنیوز» و «آسیاویژن» میشد که وظیفه تامین و پشتیبانی اخبار و گزارشهای جهانی را بر عهده داشتند. تا پیش از آن تهیهکنندگان بخشهای خبری محدود شبکههای تلویزیونی معدود برای انتخاب اخبار مورد نیازشان ناگزیر از تماشای تمامی محتوای یک کاست برای یافتن اخبار مورد نیازشان بودند. ضمن اینکه این کاستها نیز علیرغم آن که برای هر کدامشان مبلغی معادل ۱۰۰ دلار پرداخت میشد، مدت زمان کوتاهی بعد از مورد استفاده قرار گرفتن محتوایشان در «اتاق نوارهای در انتظار معدومشدن» بایگانی میشدند. روایت مهدی معماریان از پایهگذاری «آرشیو خبر» با پشت سر گذاشتن فراز و فرودهایی، اینطور تمام میشود: آنچه با تلاش او نظم و ترتیب داده شده بود و تحسین مدیران وقت؛ زورق، ایزدی و مرادی را برانگیخت، در نهایت به آرشیو مرکزی خبر منتقل شد.
گنجینهای میان فراموشی و فرسودگی
چنانچه زمانی شهرام بلوریان (مدیر وقت آرشیو و کتابخانههای صداوسیما- ۹ آبان ۱۳۸۶ در کمیته آرشیو اجلاس ABU) گفته بود؛ «ارزش هر رسانه به آرشیو آن است و منابع آرشیو هر کشور گنجینه آن است که باید به صورت صحیح و علمی نگهداری شود تا در مواقع لازم قابل استخراج باشد» با این حال آنچه آرشیو سازمان عریض و طویل صداوسیما را تهدید میکند بسیار بیش از این است و از هر زبان که بشنویم نامکرر است.
روایت آرشیو صدا و سیما در نهایت روایت گنجینهای است که طی چند دهه بارها میان فراموشی، ساماندهی، بازسازی و تهدید در نوسان بوده است گنجینهای که از نخستین تلاشها برای بازسازی علمی در دهه ۱۳۵۰ تا شکلگیری آرشیو خبر و ورود فناوریهای جدید، همواره ارزش آن فراتر از یک مجموعه نوار و فیلم بوده است. هر حلقه فیلم یا نوار ویدئویی، بخشی از حافظه تصویری ایران و سندی از تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور را در خود جای داده است.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که مسئله آرشیو تنها چگونگی نگهداری فیزیکی آن نیست. با دیجیتالشدن منابع، شکل تهدید نیز تغییر کرده است؛ از نگرانی درباره معدومشدن نوارها و ارزش مواد تشکیلدهنده آنها گرفته تا پرسشهایی درباره سرنوشت نسخههای دیجیتال، نحوه دسترسی، حفاظت از دادهها و احتمال خروج غیرقانونی محتوا از کشور. همین تغییر، ضرورت شفافیت بیشتر درباره وضعیت آرشیو، شیوه نگهداری و فرایند تبدیل و انتقال آثار را دوچندان کرده است.
آنچه امروز اهمیت دارد، صرفاً پاسخ به این پرسش نیست که چه مقدار از آرشیو باقی مانده یا چه مقدار از آن دیجیتال شده است؛ مسئله اصلی این است که این میراث با چه سازوکاری حفاظت میشود و چه نهادی مسئول تضمین دسترسی و صیانت از آن است. آرشیوی با چنین ابعاد و اهمیتی، سرمایه یک سازمان یا یک رسانه نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است و هر خلأ در حفاظت از آن میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از تاریخ تصویری ایران باشد.
در چنین شرایطی، بازگشت دوباره بحث «خروج آرشیو» بیش از آنکه صرفاً یک موضوع رسانهای باشد، فرصتی برای طرح پرسشهای قدیمی و بیپاسخ درباره سرنوشت این گنجینه است؛ پرسشهایی که پاسخ روشن به آنها میتواند مشخص کند آرشیو صداوسیما امروز در چه وضعیتی قرار دارد و چه تضمینی برای حفظ آن در سالهای آینده وجود دارد.
۵۹۲۴۲




نظر شما