به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بحث درباره دسترسی شبکه «منوتو» به آرشیو تلویزیون ایران، دستکم از سال ۱۳۹۵ در رسانههای داخلی مطرح شد؛ اما آنچه در ابتدا در حد شایعهای درباره خروج تصاویر آرشیوی بود، در سالهای بعد با اظهارات مدیران و مسئولان وقت صداوسیما، عضو هیأت نظارت بر سازمان، رئیس پیشین صداوسیما و درنهایت مدیر شبکه «منوتو» ابعاد تازهای پیدا کرد.
در این میان، یک نکته را باید از همان ابتدا از ادعاهای دیگر جدا کرد: استفاده «منوتو» از تصاویر و برنامههای تولیدشده توسط تلویزیون ملی ایران قابل مشاهده و در مواردی به تصریح خود این شبکه قابل اثبات است.
آنچه از مجموعه اسناد موجود به دست میآید، بیشتر از وجود مسیرهای متعدد خروج و انتقال مواد آرشیوی حکایت دارد؛ از دسترسی مستندسازان به آرشیو و فروش برخی مواد گرفته تا خروج غیرقانونی نوار و هارددیسک و در نهایت خرید فیلم توسط منوتو از افرادی که به آرشیو دسترسی داشتهاند.
نخستین نشانهها؛ بازداشت کارکنان آرشیو
در سال ۱۳۹۵، موضوع خروج آرشیو صداوسیما و رسیدن آن به شبکههای خارج از کشور به رسانههای داخلی راه پیدا کرد.
امیر تاجیک، مدیر وقت شبکه مستند، در نامهای سرگشاده خطاب به عزتالله ضرغامی، رئیس پیشین صداوسیما، به موضوع بازداشت مدیرکل اسبق آرشیو و دو نفر از کارکنان آن اشاره کرد و نوشت:
«جنابعالی در خصوص آرشیو سازمان و پخش تصاویر محرمانه از شبکههای معاند اظهار نظر کرده بودید که هیچ تصویری از آرشیو خارج نشده است. سوال اینجاست که چرا مدیرکل اسبق آرشیو تا سر حد بازداشت پیش رفت و تنها به دلیل واسطهگری شما بازداشت نشد؟ و چرا دو تن از کارشناسان زیر مجموعه ایشان بازداشت شده، در دادگاه حضور یافتند و محکوم به حبس شدند؟ اینکه اظهر من الشمس است که تصاویر تلویزیون در شبکههای معاند و در قالب برنامه های مختلف به نمایش در میاید و شما تنها به تکذیب بسنده می کنید.» (خبرآنلاین، سوم اردیبهشت ۱۳۹۵، کد مطلب ۵۲۹۵۱۶)
اهمیت این نامه در آن است که موضوع خروج مواد آرشیوی را نه صرفاً به عنوان یک شایعه بیرونی، بلکه به عنوان مسئلهای مطرحشده در داخل خود سازمان صداوسیما نشان میدهد.
در همان مقطع، از غلامحسین محسنی اژهای، معاون اول وقت قوه قضائیه، درباره خبر بازداشت افرادی به اتهام فروش بخشی از آرشیو صداوسیما به منوتو سؤال شد. اژهای در پاسخ گفت: «این موضوع را نشنیدهام.» (مهر، ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، کد مطلب ۳۶۰۹۲۳۵)
سال ۱۳۹۷؛ آرشیو چگونه از کشور خارج شد؟
دو سال بعد، اظهارات احسان قاضیزاده هاشمی، عضو هیأت نظارت بر صداوسیما، تصویر متفاوتی ارائه کرد. او در گفتوگو با ایلنا درباره شایعه فروش آرشیو صداوسیما به یکی از شبکههای فارسیزبان خارجی گفت: «آرشیو صداوسیما در طول زمانهای مختلف فروخته شده و به واسطه شخص ثالثی از کشور خارج شده است.» (گفتوگو با ایلنا، ۶ اسفند ۱۳۹۷)
او در توضیح بیشتر گفت: «گزارشهایی که به دست آمده نشان میدهد به صورت موضوعی آرشیو صدا و سیما به جاهایی داده شده است که آنها به وسیله فرد ثالثی از کشور خارج شدهاند نه به صورت مستقیم.» (همان)
این اظهارات یک تفاوت مهم با روایت «فروش مستقیم آرشیو به منوتو» دارد. قاضیزاده هاشمی از خروج موضوعی و غیرمستقیم مواد آرشیوی به واسطه شخص ثالث سخن میگوید، نه از قراردادی میان صداوسیما و منوتو.
گزارشهای منتشرشده در آن زمان نیز همین بخش از سخنان او را برجسته کردند و موضوع «دلال» یا واسطه انتقال آرشیو را پیش کشیدند.
«نه به من و نه به تو»؛ اشاره مستقیم حسامالدین آشنا به «تونل زمان»
چند روز پیش از اظهارات قاضیزاده هاشمی، حسامالدین آشنا، مشاور رسانهای حسن روحانی و عضو هیأت نظارت بر صداوسیما، در توییتی درباره سرنوشت آرشیو تلویزیون ملی ایران نوشت: «این روزها یادی کنیم از عزتمندانی که آرشیو تلویزیون ملی ایران را با بودجهای درخور ولی حفاظتی اندک دیجیتال کردند، اجنه هم آرشیو آماده را چون ورق زر ربودند و فروختند، نه به من و نه به تو بلکه به از ما برترانی که در تونل زمان اسطوره ساختند از عوامل دردهای بی درمان ملت ایران.»
اشاره آشنا به «تونل زمان» عملاً این بحث را به منوتو مرتبط کرد؛ زیرا «تونل زمان» یکی از شناختهشدهترین برنامههای تاریخی این شبکه بود.
ضرغامی در واکنش به این اظهارات گفت وزارت اطلاعات در جریان ماجراست و در توضیح درباره اتهام خروج آرشیو از سازمان اظهار کرد: «دربارهی شایعاتی که اخیراً من متوجه شدهام، هیچ گونه تلفن و اطلاعرسانی از سوی دستگاههای مسئول و همچنین بازخواست و سؤالی از من نشده است و حتی کسی از مدیر وقت آرشیو هم بازخواستی نکرده است. بنابراین نمیدانم این شایعات چگونه مطرح شده و من تعجب میکنم که یک مقام مسئول چرا علیرغم شعارهایی که میدهد که ما آمدهایم پروندهسازیها را جمع کنیم، خودشان به این مسائل دامن میزند.»
ضرغامی همچنین درباره مستند «انقلاب ۵۷» و استفاده از تصاویر آرشیوی گفت: «من با این شبکه ارتباطی ندارم و آن مستند را ندیدهام. به هزار و یک دلیل در سراسر دنیا تصاویر از دوره پهلوی پخش میشود که میتواند از آن آنتن تلویزیون ما هم گرفته شده باشد، چراکه در دوره اول من بسیاری از تصاویری که دیده نشد، پخش شد؛ بنابراین هرکسی میتواند آن تصاویر را بگیرد و پخش کند خیلی هم مانع نمیشویم. مردم هم میتوانند پخش کنند. ضمناً خیلی از مراکز مختلف چه خارجی و داخلی برای خودشان تصاویری از دوران انقلاب داشتهاند که میتوانند استفاده کنند و هیچ ربط و ارتباطی با صدا و سیما ندارد.» (خبرآنلاین، ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، کد مطلب ۱۲۳۷۲۹۱)
در نتیجه، در سال ۱۳۹۷ اختلاف بر سر آرشیو از یک شایعه ساده فراتر رفت و به موضوعی علنی میان برخی مدیران سابق صداوسیما و اعضای هیأت نظارت بر سازمان تبدیل شد.
روایت محمد سرافراز؛ هارددیسکهایی با شماره اموال صداوسیما
در همان روزها، محمد سرافراز، رئیس صداوسیما در فاصله سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵، روایت جزئیتری از خروج مواد آرشیوی ارائه کرد.
سرافراز گفت در فاصله سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴، برخی برنامههای خوانندگان زن پیش از انقلاب که قرار بود از سازمان خارج و معدوم شوند، در نهایت به شبکههای خارجی فروخته شدند.
اما بخش مهمتر سخنان او درباره بازداشت افرادی بود که هنگام خروج از کشور، نوار و هارددیسکهایی همراه داشتند که شماره اموال صداوسیما روی آنها ثبت شده بود. او گفت: «بخش دیگر هم خروج غیرقانونی آرشیو توسط یکی- دو کارمند آرشیو مرکزی بود که در جلسهای که ما با مدیر کل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۹۴ داشتیم به من اعلام کرد مدتها روی بحث خروج تصاویر آرشیوی به خارج کشور کار کرده و در نهایت یک نفر از تهیهکنندگان و دو نفر از کارکنان آرشیو مرکزی را هنگام خروج نوارها همراه هارد دیسکتهای کشف شده که شماره اموال صداوسیما داشتند، در فرودگاه بازداشت کرده بودند! به هر حال این تصاویر در شبکههای خارج از کشور منتشر شده و به شکلهای گوناگون قابل پیگرد هستند.» (گفتوگو با شرق، ۲۱ اسفند ۱۳۹۷)
این روایت با نامه امیر تاجیک یک نقطه مشترک دارد؛ بازداشت کارکنان یا افراد مرتبط با آرشیو به دلیل خروج مواد تصویری.
نقطه عطف؛ این بار مدیر منوتو از «خرید» میگوید
مهمترین تغییر در این پرونده اما چند سال بعد اتفاق افتاد؛ زمانی که کیوان عباسی، مدیر شبکه منوتو، درباره چگونگی دسترسی این شبکه به فیلمهای آرشیوی توضیح داد. عباسی درباره آغاز فعالیت منوتو و ارتباط مستندسازان با آرشیو صداوسیما گفت: «زمانی که شبکه مستند ایران راهاندازی شد به برخی از مستندسازان اجازه دسترسی به آرشیو صداوسیما را داده بودند تا با فیلمهای قدیمی مستند بسازند... افرادی با ما تماس گرفتند و پیشنهاد دادند که در قبال پرداخت مبلغی فیلمها را در اختیار ما قرار دهند و ما هم فیلمها را خریدیم و با آنها مستندهای تاریخی ساختیم... همه میدانستند کار منوتو با آرشیو است و کسی که به آرشیو دسترسی و قصد فروش داشت و دنبال خریدار بود با ما تماس میگرفت.»
این اظهارات در دی ۱۴۰۲ منتشر شد و رسانههایی که آن را بازنشر کردند، آن را به عنوان توضیح مدیر منوتو درباره نحوه دستیابی این شبکه به آرشیو صداوسیما معرفی کردند.
خود منوتو چه چیزی را «آرشیو تلویزیون ملی ایران» مینامد؟
برای اثبات منشأ برخی از تصاویر و برنامهها، لازم نیست تنها به اظهارات مقامهای ایرانی یا منتقدان منوتو استناد کنیم؛ زیرا خود این شبکه نیز در مواردی صراحتاً منشأ برنامهها را اعلام کرده است. در معرفی برنامه «جشن ششم بهمن در کانال یک تلویزیون ملی ایران»، کانال رسمی منوتو نوشته است: «آرشیو منوتو سفری به گذشته را برای مخاطبان رقم میزند. در این برنامه، برای اولین بار فیلمها و برنامههای تولیدشده تلویزیون ملی ایران، بدون تقطیع و به طور کامل پخش میشوند؛ همانطور که مردم ایران دههها پیش دیدهاند. آرشیو منوتو فرصتی منحصربهفرد برای به اشتراک گذاشتن این گنجینه ارزشمند آرشیوی با ایرانیان است.»
بنابراین درباره دستکم این نمونه، دیگر بحث بر سر چند ثانیه تصویر قدیمی نیست؛ خود منوتو اعلام کرده که فیلمها و برنامههای تولیدشده تلویزیون ملی ایران را بهطور کامل در اختیار دارد و بازپخش میکند.
نمونههایی از این دست را میتوان در مجموعه «آرشیو منوتو» نیز مشاهده کرد که برنامههای قدیمی تلویزیون ملی ایران را با ذکر نام شبکه و تاریخ پخش معرفی میکند.
دو روایت تازه از رسیدن آرشیوها به من و تو
در تیر ۱۴۰۵، مجید تفرشی، تاریخنگار و سندپژوه، در گفتوگویی با برنامه یوتیوبی «پراکسیس» روایت دیگری درباره مسیر رسیدن بخشی از آرشیو به منوتو مطرح کرد.
این روایت بعدتر در گزارشهای خبری بازتاب یافت. به نوشته خبرآنلاین، تفرشی گفته است که آرشیو از ایران خارج و به بریتانیا منتقل شده و ابتدا به بیبیسی فارسی و سپس به شبکه «ایران فردا» پیشنهاد شده و درنهایت به منوتو فروخته شده است.
محمود فرجامی نیز اخیرا در گفتوگویی با «خبرآنلاین» روایتی از چگونگی خروج بخشی از آرشیو پیش از انقلاب صداوسیما ارائه کرده است؛ روایتی که جزئیات بیشتری درباره نحوه عرضه و انتقال این تصاویر در خود دارد. به روایت فرجامی «فردی با بیبیسی تماس میگیرد و مدعی میشود آرشیو صداوسیما را برای فروش در اختیار دارد. نمونههایی از تصاویر ارائه میشود و مشخص میشود که صحبت از مجموعهای ارزشمند از تصاویر تاریخی تلویزیون ایران است. در ادامه، موضوع انتقال هارد و پرداخت پول در دبی مطرح میشود و... در نهایت مشخص میشود که این فرد در حال فروش آرشیو به منوتو بوده است.» (خبرآنلاین، ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، کد مطلب ۲۲۶۸۹۵۷)
«تونل زمان»؛ وقتی آرشیو به روایت تاریخی تبدیل شد
بخش مهم دیگری از مواد آرشیوی در مجموعه «تونل زمان» مورد استفاده قرار گرفت؛ برنامهای که از فیلمهای آرشیوی، مستندها و عکسهای مربوط به ایران پیش از انقلاب استفاده میکرد.
در سال ۲۰۱۸، نرگس باجغلی در مقالهای در Foreign Policy با عنوان «A London Television Station Has Convinced Iran the Shah Was Great» درباره نقش منوتو در بازسازی تصویر ایران پیش از انقلاب نوشت که «تونل زمان» با استفاده از فیلمهای آرشیوی، مستندها و عکسها، تصویری از ایران پیش از انقلاب ارائه میکند و به شکل نوستالژیک به فرهنگ آن دوره میپردازد. باجغلی همچنین نوشت که در این روایتها، سرکوبهای اجتماعی و سیاسی آن دوره کمتر مورد بحث قرار میگیرند.
نکته مهمتر این است که خود «تونل زمان» نیز درباره شیوه انتخاب تصاویر و موضوعاتش توضیح داده است. در یکی از قسمتهای این برنامه گفته میشود: «یک مثل انگلیسی است که میگه "وقتی به لیوان آب نگاه میکنی همیشه نیمهی پر آن را ببین، نه نیمهی خالی آن را". بله ما آمدیم برای نگاه به نیمهی پر لیوان. آمدیم تا از مثبتها بگیم و بگیم بله، ممکنه آزادیهای سیاسی نداشتیم، ممکنه اختلاف طبقاتی داشتیم ولی اقلا تمام این آزادیهای دیگر و چیزهای خوب و مثبت رو داشتیم و خیلی خوب هم داشتیم.»
نقد کارشناسان؛ مسئله فقط تصویر نیست، انتخاب تصویر است
در نهم آپریل ۲۰۱۸ برابر با بیستم فرودین ۱۳۹۷ اظهار نظری از شروین ملکزاده، پژوهشگر مطالعات ایران، در مقالهای در Index on Censorship درباره نحوه بازنمایی ایران پیش از انقلاب منتشر شد که درباره برنامههای تاریخی من و تو میگفت: «آنها برنامهها را به شیوهای ظاهراً بیطرفانه ارائه میکنند. این برنامهها بیش از حد احساساتی نیستند، اما بهگونهای ساخته شدهاند که به مردم اطمینان دهند یا به آنها یادآوری کنند که زندگی پیش از انقلاب بهتر بوده است.»
حمید فرخنده، روزنامهنگار، نیز در بررسی برنامههای تاریخی منوتو، مسئله را از زاویه دیگری مطرح کرده است. او درباره «تونل زمان» نوشته است: اشکال کار تلویزیون "منوتو" در "تونل زمان" و تا اینجای کار در مورد "مستند پرویز ثابتی"، ارائه روایت یکطرفه از اتفاقات مهم تاریخ سیاسی ایران عصر پهلوی بوده است.» («از تونل زمان تا تونل ساواک»، ایران امروز، ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳)
فرخنده در ادامه درباره تفاوت میان «تونل زمان» و مستند پرویز ثابتی نوشته است: «پخش "مستند پرویز ثابتی" اما گزارشی از پستوی نظام پهلوی و روایت "کار کثیف" آن نظام است.»
او در همان نوشته بر ضرورت شنیده شدن روایتهای متعارض نیز تأکید میکند: «بیش از پیش شنیده شدن متقابل روایتهای مخالفان نظام پیشین و شکنجهشدگان ساواک، برای به زیر سوال نرفتن اعتبار شبکه "منوتو" اهمیت دارد.»
در این نگاه، مسئله نه واقعی یا جعلی بودن تصاویر، بلکه نحوه انتخاب، تدوین و قرار دادن تصاویر واقعی در یک روایت تاریخی خاص است.
آرشیوی که در داخل دیده نشد!
پرونده آرشیو منوتو دو پرسش جدا اما بههمپیوسته دارد: نخست، آرشیو چگونه از دسترس نهاد نگهدارنده خارج شد؛ و دوم، پس از رسیدن به منوتو، چگونه در بازسازی حافظه تاریخی ایرانیان به کار گرفته شد. درباره سؤال اول هنوز بخشهایی از زنجیره انتقال در تاریکی است؛ اما درباره سؤال دوم، آثار تولیدشده و اظهارات خود شبکه نشان میدهد که این تصاویر صرفاً برای بازپخش نگهداری نشدند، بلکه به یکی از مواد اصلی روایت تاریخی منوتو از ایران پیش از انقلاب تبدیل شدند.
منوتو در مجموع، آرشیوهایی را که از صداوسیما به دست آورده، در خدمت روایت خود از تاریخ قرار داده و با همان رویکرد موسوم به «نیمه پر لیوان»، از این تصاویر و اسناد در برنامههای مختلف استفاده کرده است.
اما در کنار این دو پرسش، یک سؤال اساسیتر نیز باقی میماند: اگر این تصاویر و اسناد، چنانکه مسئولان صداوسیما تأکید کردهاند، بخشی از سرمایه و میراث تصویری سازمان بودهاند، قرار بود چه زمانی و چگونه خود صداوسیما از آنها استفاده کند؟ چرا آرشیوی با چنین ارزش تاریخی، طی سالهای طولانی نتوانست به شکلی گسترده و مؤثر در تولید برنامههای تاریخی و مستندهای تلویزیونی سازمان به کار گرفته شود، اما پس از خروج از کشور، شبکهای خارج از ایران توانست با اتکا به همین تصاویر، روایت خود از تاریخ معاصر ایران را بسازد؟
به این ترتیب، مسئله فقط چگونگی خروج آرشیو نیست؛ چراییِ استفاده نشدن از آن در داخل نیز به همان اندازه اهمیت دارد. حتی اگر این تصاویر هرگز از صداوسیما خارج نمیشدند، این پرسش همچنان پابرجا بود که سازمان برای بهرهبرداری از این گنجینه تصویری چه برنامهای داشت و چرا طی این همه سال بخش قابلتوجهی از آن در تولیدات خود صداوسیما دیده نشد. شاید در کنار پرسش «آرشیو چگونه به منوتو رسید؟» باید پرسید: «چرا صداوسیما پیش از آن، خودش از این آرشیو استفاده نکرد؟»
۲۵۹




نظر شما