به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - رهام برکچیزاده: «از پیدایش روم» مجموعهای به قلم تیتوس لیویوس با ترجمه مهدی خزایی است که بههمت نشر ثالث منتشر شده است.
دیباچه:
پنج جلدِ نخست از حماسه سترگ تیتوس لیویوس، موسوم به «از پیدایش روم» (پِنتاد اول)، صرفاً روایتی خطی از اعصار گذشته نیست، بلکه قوسی دراماتیک، خودکفا و شکوهمند از تکوین یک «ایده» است. این مجموعه مخاطب را به تماشای اعجازی تاریخی میبرد: زایش و برآمدن تمدنی که خاستگاهِ نخستینش یک سکونتگاه کوچک و محقرِ چوپانی بر فراز تپههای پالاتین بود و با گسستن زنجیرهای استبدادِ باستانی، بدل به جمهوریِ نیرومندی گشت که مقدر بود سرورِ بیرقیب مدیترانه شود.
در این پنج کتاب، لیویوس خشتبهخشتِ عمارت هویتیِ روم را میکاود و نشان میدهد که این تمدن چگونه در کوره گدازانِ تهدیدات بیرونی و تضادهای طبقاتیِ درونی صیقل خورد و نهادهای درازعمرش را پی نهاد. این بخش از اثر او مدخلی ناگزیر و پُرکشش برای ورود به عصر توفانخیزِ کلاسیک است؛ عصری که قانون، آزادی و فضیلتِ مدنی نطفه تاریخِ سیاسی غرب را در آن بستند و روم را بهر جاودانگی مهیا ساختند.
۱. رسالت اخلاقی: در تکاپوی احیای فضیلت
تیتوس لیویوس در این اثر سترگ، پیش از آنکه در قامت یک وقایعنگار صِرف ظاهر شود، جراح تیزبینِ امر اخلاقی و کاوشگر علل عروج و افول تمدنهاست. برای درک جانمایه این پنجگانه باید آن را در بستر تاریخیِ «عصر آگوستوس» خواند؛ دورانی که روم پس از دههها جنگ داخلیِ خونبار، سرانجام به صلحی فراگیر (Pax Romana) دست یافته، اما در زیر پوسته این آرامشِ فاتحانه، به عفونت زوالِ اخلاقی دچار شده بود. رومِ عصر لیویوس دولتی پهناور بود که در آن، ثروتهای بیکرانِ حاصل از فتوحاتْ روحِ سلحشوری و قناعتِ نیاکانش را در منجلاب تجمل و رخوت غرق کرده بود. آگوستوس در تکاپوی احیای این ارزشهای ازدسترفته بود و لیویوس، با نگارش این تاریخِ حماسی، در حقیقت آینهای هشداردهنده و واقعنما پیشاروی همعصرانش برافراشت تا با درمانِ سستی آنها، بازوی فکری این نوزاییِ اخلاقی باشد.
او در «دیباچه» (Praefatio) پرآوازه خویش، رسالت تاریخنگاری را نه ثبت خشکِ رویدادها، بلکه تدارک یک شفاخانه اخلاقی قلمداد میکند. لیویوس با صراحتی تلخ مینویسد: «ما به جایی رسیدهایم که دیگر نه تاب تحمل رذایلمان را داریم و نه تاب تحمل درمانهایش را.» در این بنبستِ تمدنی، تاریخنگاریِ او کارکردی غایتشناختی و درمانگرانه مییابد و مطالعه گذشته به مثابه یک «پادزهر» تجویز میشود. دغدغه محوری او ریشهیابی فرایندی درونزاد است که طی آن، فضایل اصیلی چون انضباطِ آهنین، وفاداریِ خدشهناپذیر به پیمانها، و پارساییِ مدنی (pietas) عمارت اقتدارِ روم را برافراشتند، و رسوخ طمع و جاهطلبی تبر بر ریشه این شوکت زد.
در این ساحت، رویکرد لیویوس مبتنی بر احترام و بازگشت به «سُنت نیاکانی» (Mos Maiorum) است؛ همان سرچشمه زلالی که خلوص نیت رومیانِ نخستین از آن میجوشید. شخصیتهایی که در پنتادِ نخست احضار میشوند نامهایی مومیاییشده بر کاغذ یا مهرههایی بیجان در شطرنجِ سیاست نیستند، بلکه تجسمی زنده از فضیلتها و رذیلتها در بزنگاههای حساسِ تصمیمگیریاند. از نگاه لیویوس، تاریخ گنجینهای سرشار از سرمشقهای زنده (Exempla) است که مخاطب را فرامیخوانَد تا الگوهایی روشن برای تقلید یا پرهیز در مواجهه با بحرانهای جامعه خویش بیابد.
با خوانش این اثر، مخاطب به محکمه بیرحم تاریخ گام مینهد. لیویوس بهزیبایی عریان میکند که آزادی و قانون موهبتهایی نیستند که صرفاً با گردش شمشیرها و فتوحات نظامی به دست آیند یا حفظ شوند. در اندیشه او، پیروزیهای بیرونی همواره بازتابی از انسجامِ درونی و سلامت نفسِ یک ملت است و درنهایت، این عیارِ اراده، وجدان و اخلاقِ کارگزارانِ سیاسی و تودههای مردم است که مسیر محتومِ ملتها را تعیین میکند. لیویوس، با نبوغی پیامبرگونه، این حقیقتِ ازلی را در کالبد تاریخِ تکوین روم جاودانه ساخته است.
۲. از اسطوره تا تاریخ: فراز و فرود پادشاهی
کتاب نخست از این مجموعه پنجگانه گذرگاهی نفسگیر از مِهِ غلیظِ اساطیر به صخره سختِ امر سیاسی است. در این کتاب، لیویوس آگاهانه مرزهای افسانه و واقعیتِ تاریخی را درهم میآمیزد، اما دغدغه او اثبات یا رد داستان شیرخوردن رومولوس و رِموس از مادهگرگ نیست، بلکه هدف نهاییاش احضار شالوده انسجامبخشِ «روح رومی» و بهرهبرداری از کارکردِ هویتساز این اساطیر است.
جذابیت بنیادین این بخش در واکاوی دیالکتیکِ میان «قدرت عریان» و «حق اخلاقی» نهفته است. لیویوس این تقابل را در سیمای دو پادشاه نخستین روم بهزیبایی به تصویر میکشد: در یک سو رومولوس، بنیانگذاری که شهر را با ریختن خون برادر و پناه دادن به راندهشدگان بنا نهاد و نماد شور جنگآوری و انرژیِ خروشان و گرگوَش یک کالبد نوپا شد، و در سوی دیگر، نوما پومپیلیوس، پادشاهی مصلحتسنج و دوراندیش که بهدرستی دریافت عظمت یک تمدن تنها با جنگسالاری دوام نمییابد. نوما با بنا نهادن معبد یانوس و تدوین مناسک و تقویم مذهبی، به این کالبدِ سرکشْ روحِ قانون و مهارِ امر قدسی را بخشید و انضباط را جایگزین هرجومرج اولیه کرد. این مسیرِ تکاملِ نهادی در دوران پادشاهان بعدی نیز تداوم یافت؛ بهویژه با اصلاحاتِ بنیادین سرویوس تولیوس که با پایهریزی نظامِ سرشماری و تفکیک طبقاتِ مدنی، خشتهای اولیه یک جامعه سازمانیافته را روی هم گذاشت. با این حال، نقطه اوج دراماتیک کتابِ اول فروافتادن نهاد پادشاهی به ورطه استبداد، و طغیان ناگزیر جامعه روم علیه آن است.
روایت سلطنتِ متکبرانه تارکوینیوس سوپربوس (آخرین شاه روم) با تراژدی تکاندهنده لوکرتیا به نقطه جوش میرسد. هتک حرمتِ این بانوی نجیبزاده رومی به دست پسر پادشاه و خودکشی شرافتمندانه او برای پاسداشت ناموس جرقهای بود که انبار باروتِ خشم عمومی را به رهبری بروتوس منفجر ساخت. در این بزنگاه نمادین، خون پاک لوکرتیا بدل به جوهری گشت که منشور رهاییِ روم با آن نوشته شد. این تراژدی نقطه پایان یکهسالاری و لحظه زایش پرآشوبِ انگاره «جمهوری» (res publica) و مفهوم «آزادی» (libertas) است؛ خشت اولِ بنایی که در کتابهای بعدی، نظمِ حقوقی و سیاسی جهان باستان را دگرگون خواهد ساخت.
۳. کوره گدازان قانون: نزاعهای طبقاتی و تکامل نهادهای جمهوری
قلب تپنده این حماسه تاریخی در کتابهای دوم، سوم و چهارم میتپد؛ ساحتِ پرتنشی که در آن جمهوریِ نوپا، بلافاصله پس از فرونشستن سرمستیِ ناشی از اخراج شاهان، در چنبره توأمانِ تهدیداتِ بیرونی و گسستهای بنیادینِ درونی گرفتار میآید. پِنتاد نخست در این سه کتاب، پیش از آنکه روایتی از نبردها باشد، کالبدشکافی بینظیری است از تکاپوی پرفرازونشیب یک جامعه درحالگذار؛ جامعهای که ناگزیر است موازنه جدید قوا را در دل آشوب برقرار کند و نهادهای مدنیِ نویافته خویش را در کوره گدازانِ نزاعهای طبقاتی صیقل دهد.
رومِ جمهوری، در دهههای نخستینِ حیاتش، با شکافی عمیق و فلجکننده میان اشرافِ انحصارطلب (پاتریسینها) و تودههای محروم (پلبها) دستبهگریبان بود. فشارِ خردکننده جنگها از یک سو و قوانین ظالمانه بدهی از سوی دیگر پلبها را به نقطه انفجار رساند. اما لیویوس در اینجا راوی یکی از شکوهمندترین و پیشروترین تدبیرهای مدنی دوران باستان است: «تحصن» یا «خروج پلبها» (secessio) پلبها که درحقیقت ستونفقرات ارتش روم را تشکیل میدادند، به جای دست بردن به شمشیر علیه هموطنانِ والاتبار، اعتصابی نظامی و مدنی به راه انداختند: شهر را بیدفاع رها کردند و بر فراز «کوه مقدس» اردو زدند. این نافرمانی مدنیِ بیسابقه اشراف را وادار به مصالحهای تاریخی کرد که دستاوردش زایش نهادِ بیسابقه «تریبونهای پلبی» بود؛ مقاماتی برآمده از دل تودهها، با «مصونیت مقدس» و مجهز به حربه «حق وتو»، که رسالتشان مهار قدرت کنسولها و سپرشدن در برابر ستم سنا بود.
با این حال، لیویوس بهخوبی آگاه است که مسیر آزادی بدون تثبیت ترازوی مکتوبِ قانون همواره لغزان و ناپایدار خواهد بود. کتاب سوم تجلیِ تراژیک این عطش برای عدالت است؛ تلاش جامعه برای تدوین «الواح دوازدهگانه» تا انحصار تفسیرِ حقوق و احکام از چنگ سنت شفاهیِ اَشراف خارج شود. اما هیأتِ دهنفره مأمور این کار («دِکِمویرها»)، با تمرکز مطلقِ قدرت، خود بهسرعت در مغاک یک استبدادِ نوین سقوط کردند و نشان دادند که چگونه زرهِ قانون، در غیاب نظارت، میتواند بدل به زنجیرِ ستم شود. در این بزنگاهِ تاریک، خون زنی دیگر ماشین تاریخ را به حرکت درآورد. قربانیشدن مظلومانه وِرگینیا به دست پدرش ــ برای حفظ شرافت او و رهانیدنش از چنگال هوس آپیوس کلودیوس، حاکم مستبد ــ جرقهای شد که اراده مقاومت را دگربار شعلهور ساخت و استبداد دِکِمویرها را در هم شکست.
البته همچنان گسلهای اجتماعیِ عمیقی وجود داشت که بدون ترمیم آنها، این جمهوریِ نوپا استوار نمیگشت. روم پس از طوفانِ دکمویرها بهروشنی دریافته بود که انسجامِ درونی (concordia) یگانه پیششرط بقا در برابر دشمنان کینهتوزِ پیرامون است. دستاورد سترگِ کتاب چهارم تصویب قانونِ تابوشکنانه «کانولِیا» (lex Canuleia) است که حق ازدواج میان اشراف و تودهها را به رسمیت شناخت و گامی انقلابی در جهت درآمیختن خون و نَسب طبقاتِ متخاصم بود. افزون بر این، با تأسیس منصب انعطافپذیرِ «تریبونهای نظامی با قدرت کنسولی»، انحصارِ مطلق و دیرینه پاتریسینها بر عالیترین مقامات فرماندهی شکسته شد و راه برای مشارکت عالی پلبها در عرصه نظامی نیز هموار گشت.
لیویوس در این کالبدشکافیِ سیاسی، با ظرافتی خیرهکننده اثبات میکند که جمهوری باستانیِ روم یک آرمانشهرِ آسمانی نبود که یکشبه شکفته باشد، بلکه سازوکاری ارگانیک و زمینی بود که از دل مصالحههای دردناک، عقبنشینیهای تاکتیکی و مهار متقابلِ ارادهها متولد شد. همین دیالکتیکِ بیوقفه میان انحصارطلبیِ اشراف و حقطلبیِ تودهها بود که به جای فروپاشاندن بنای روم، بلوغِ مدنی و پایداری سیاسیِ شگرفی را پدید آورد که ضامن فتوحات و جهانگیریهای سدههای آتیاش گردید.
۴. حماسه رستاخیز: نوزایی از خاکستر
کتاب پنجم لیویوس نقطه اوجِ دراماتیک و غایت حماسیِ این پنجگانه نخست است؛ آوردگاهی که در آن، جمهوریِ تازهنفس روم، در هولناکترین آزمونِ بقای خویش، تا لبههای انقراض پیش میرود تا سپس ققنوسوار از خاکسترِ خود برخیزد. لیویوس کتاب پنجم از این مجموعه را با کالبدشکافیِ نخستین تجربه جنگِ فرسایشی و برونمرزی روم آغاز میکند: محاصره دهساله شهر ثروتمند و اتروسکی «وِیی» (Veii) این نبردِ طاقتفرسا میدانی بود که گلوی لجستیکِ نظامی و اراده عمومی روم را فشرد و ارتش شبهنظامیِ پیشین را به نیرویی منسجم، حرفهای و تابآور بدل ساخت.
اما درست در لحظهای که روم، سرمست از فتح وِیی، میرفت تا طعم هژمونیِ منطقهای را بچشد، توفانی ویرانگر از شمال وزیدن گرفت. هجوم سهمگین قبایلِ گال (کِلتها) و شکست فاجعهبار سپاهیان در نبرد شوم «آلیا» (Allia) دروازههای شهر را در سال ۳۹۰ پیشازمیلاد به روی غارتگرانِ بربر گشود. قلم لیویوس در ترسیم سقوط و خاکسترشدن روم به اوج بلاغت تراژیکِ خویش میرسد. یکی از تکاندهندهترین تصاویر این حماسه صحنه واپسینِ سناتورهای سالخورده اشرافی است؛ مردانی که با پوشیدن فاخرترین جامههای صدارت و در کمال وقار، بر صندلیهای عاجنشان خویش در حیاط خانهها بیحرکت نشستند تا پیشکش خدایانِ زیرین شوند و به ضرب شمشیر گالها، فدای شرافت شهر گردند.
در این تاریکترین شب تاریخِ روم، در حالی که واپسین مدافعانِ گرسنه در تپه کاپیتولین محاصره شده و در آستانه پرداختِ غرامتی تحقیرآمیز با طلا به سردار گالها بودند، شبح رستگاری در قامت یک منجیِ تبعیدی ظاهر میشود: «مارکوس فوریوس کامیلوس». او با این موضعِ کوبنده که «روم آزادیِ خویش را نه با طلا، که با آهن و پولاد بازمیخرد» سرنوشت محتوم شهر را دگرگون ساخت. پشتوانه این جسارت صبری راهبردی بود. کامیلوس در دوران تبعید، پنهانی لشکریان پراکنده و آواره را در شهر «وِیی» گرد آورده و با دریافت حکم قانونیِ «دیکتاتوری» از سنای محاصرهشده، ارتشی منسجم ساخته بود. حربه اصلی او غافلگیریِ مهلک و بهرهگیری از ضعف دشمن بود. پس از ماهها محاصره که گالها را دچار رخوت، بیماری و سرمستیِ پیروزی ساخته بود، کامیلوس طی شبیخونی سهمگین نبرد را به دل کوچههای تنگ، باریک و ویران روم کشاند؛ تندبادی از جنگِ تنبهتن که برتری عددیِ گالها را در مضیقۀ خیابانها کاملاً بیاثر کرد. با این تاکتیکِ هوشمندانه، متجاوزانِ غافلگیرشده تارومار و از شهر رانده شدند.
اما رسالت غاییِ کامیلوس در میدان جنگ رقم نخورد، بلکه در ساحت اراده مدنی رقم خورد. پس از تارومارشدن گالها، روم جز ویرانهای غباراندود نبود. تودههای خسته و ناامید خواهان رها کردن این خاکسترها و مهاجرتِ دستهجمعی به شهر آباد وِیی بودند. در اینجا کامیلوس، طی خطابهای پرشور، تقدس خاک روم، معابد سوخته و پیوند ناگسستنی شهر با خدایان را یادآور میشود. پافشاری او بر ماندن و بازسازی شهر مقام شامخ «بنیانگذار دومِ روم» را برای او به ارمغان آورد. بدینسان، «پِنتادِ» نخست لیویوس با تصویری شکوهمند از نوزایی و تبلور اراده تسلیمناپذیر رومی پایان مییابد و مخاطب را مسحور عظمتی میسازد که مقدر بود بر جهان فرمان برانَد.
۵. درام تاریخ روم در جامه نثر فارسی
پویایی شگفتانگیز قلم تیتوس لیویوس و تعلیق رواییِ ساختارمندِ او این اثر را از حصار یک سالنامهنگاریِ (annalis) خشک فراتر برده و به درامی نفسگیر و پرتحرک بدل ساخته است. نبضِ تپنده این بلاغتِ تاریخی در خطابههای پرشور و دیالوگهای بازساختهای میتپد که مورخ در بزنگاههای سرنوشتساز، بر زبان سرداران و سیاستمداران میرانَد. این مجادلاتِ خطابی صِرفاً تزییناتِ متکلفانه ادبی نیستند، بلکه نیرومندترین ابزارِ روانشناختی لیویوس برای واکاوی نیات پنهان، تعارضات درونی و جاهطلبی کارگزارانِ سیاسی در میدان عمل به شمار میروند.
انتقال این اتمسفرِ ملتهب و حماسی به زبان فارسی رسالتی خطیر بوده است که ترجمه حاضر بهخوبی از عهده آن برآمده و خود را تا ترازِ یک دستاورد اسلوبشناختی برکشیده است. مترجم با مقابله دقیق معتبرترین تصحیحهای لاتین، رفع خلأ گاهشماری در متن اصلی از طریق استخراج شمارگان سالها بر حسب تقویم میلادی، و پایبندی به ضبط وفادارانه نظام آواییِ لاتین کلاسیک، زیربنایی مستحکم و علمی برای مطالعه این اثر فراهم آورده است.
اما درخشش غاییِ این برگردان در بازآفرینیِ هنرمندانه لحن لیویوس نهفته است. مترجم با برگزیدن نثری فاخر، استوار و ارگانیک ــ که رگههایی از کهنگرایی را به ظرافت در تاروپود خود تنیده ــ موفق شده است یگانهظرف زبانیِ شایسته برای بازتاب دادن فصاحتِ ارجمند و وقارِ خطابیِ نحو لاتین را خلق کند. این زبانِ شکوهمند، بیآنکه در ورطه تکلف و تصنع درغلتد، شکوهِ تراژیک و حماسیِ تاریخ روم را در کالبد کلمات فارسی میدمد و ذوق ادبیِ مخاطب را در طول این سفر پرآشوبِ باستانی، بهزیبایی جلا میبخشد.
تاکنون سه کتاب نخستِ این پنتاد در نشر ثالث منتشر شده است، و ترجمه و انتشار کتابهای چهارم و پنجم نیز در دست انجام است.
۲۵۹










نظر شما