تلگراف: سیرک ویتکاف و کوشنر مایه شرمساری است /پرتاب طناب نجات به پوتین باید همه را نگران کند / بهار آینده مسکو باید به دنبال رهبر جدید باشد نه کی‌یف

با نزدیک شدن جنگ اوکراین به پنجمین سال خود، هر تلاش جدی برای پایان دادن به خونریزی باید مورد استقبال قرار گیرد؛ اما میان تلاش برای برقراری صلح و وادار کردن قربانی به تسلیم در برابر متجاوز تفاوتی اساسی وجود دارد؛ به‌ویژه آنکه واگذاری سرزمین‌های اوکراین برای راضی کردن ولادیمیر پوتین می‌تواند اروپا را به سمت جنگی بسیار گسترده‌تر سوق دهد.

به گزارش خبرآنلاین، هامیش دو برتون-گوردون، افسر ارشد سابق ارتش بریتانیا و فرمانده پیشین هنگ اول تانک سلطنتی این کشور، در یادداشتی در تلگراف با عنوان «سیرک ویتکاف-کوشنر مایه شرمساری است» نوشت:

با نزدیک شدن جنگ اوکراین به پنجمین سال خود، هر تلاش جدی برای پایان دادن به این خونریزی باید مورد استقبال قرار گیرد. اما میان تلاش برای برقراری صلح و وادار کردن قربانی به تسلیم در برابر متجاوز تفاوتی بزرگ وجود دارد.

هر تلاشی برای مجبور کردن کی‌یف به واگذاری سرزمین‌هایش، صرفاً برای جلب رضایت ولادیمیر پوتین، نه‌تنها توهینی عمیق به مردمی که بهای سنگینی برای دفاع از کشورشان پرداخته‌اند خواهد بود؛ بلکه می‌تواند پیامی خطرناک برای گسترش جنگی بسیار بزرگ‌تر در سراسر اروپا باشد.

پوتین در تنگنا قرار گرفته است. در چنین شرایطی، اینکه استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان آمریکا، ظاهراً تلاش می‌کنند یک «طناب نجات» به سوی رئیس‌جمهور روسیه بیندازند، باید همه را نگران کند.

اگر هدف نهایی این تلاش‌ها فقط آن باشد که دونالد ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا چند امتیاز سیاسی  برای محبوبیت به دست آورد، کل این ماجرا سخیف و حسابگرانه به نظر می‌رسد. اگر هم واقعاً استراتژی جدی‌ای پشت آن وجود دارد، به‌سختی می‌توان فهمید این استراتژی دقیقاً چیست.

به نحوه پیش رفتن ماجرا نگاه کنید. ویتکاف، مذاکره‌کننده اصلی ترامپ، بارها به مسکو سفر کرده، اما تنها یک بار، آن هم روز یکشنبه، به کی‌یف رفته است. این به‌سختی می‌تواند رویکردی متوازن برای میانجیگری میان دو کشور باشد؛ به‌خصوص وقتی یک طرف این مناقشه به کشور دیگر حمله کرده است.

در مسکو، ویتکاف و کوشنر در حضور پوتین تقریباً چنان «ذوق‌زده» به نظر می‌رسیدند که گویی در برابر یک ستاره محبوب قرار گرفته‌اند؛ لبخند می‌زدند، از رئیس‌جمهور روسیه تمجید می‌کردند و با او گرم و صمیمی بودند.

تلگراف: سیرک ویتکاف و کوشنر مایه شرمساری است /پرتاب طناب نجات به پوتین باید همه را نگران کند / بهار آینده مسکو باید به دنبال رهبر جدید باشد نه کی‌یف

در کی‌یف اما وضعیت کاملاً متفاوت بود. در آغوش گرفتن ولودیمیر زلنسکی، رهبر اوکراین که نزدیک به چهار سال برای بقای کشورش جنگیده است، حالتی معذب، ناشیانه و در نهایت شرم‌آور داشت.

این تفاوت در رفتار را نمی‌شد نادیده گرفت.

تلگراف: سیرک ویتکاف و کوشنر مایه شرمساری است /پرتاب طناب نجات به پوتین باید همه را نگران کند / بهار آینده مسکو باید به دنبال رهبر جدید باشد نه کی‌یف

ویتکاف و کوشنر مستقیماً با هواپیمای «ایرفورس۲» وارد مسکو شدند. زلنسکی عبور امن آنها به اوکراین را تضمین کرده بود، اما روسیه همچنان هر چیزی را که در حریم هوایی اوکراین ببیند هدف قرار می‌دهد. به همین دلیل، آنها فقط توانستند با هواپیما، خود را به لهستان برسانند و ادامه مسیر تا اوکراین را با قطار طی کنند.

با وجود همه حرف‌های مثبتی که از واشنگتن و دیگر نقاط به گوش می‌رسد، در واقعیت تغییر چندانی رخ نداده است.

پوتین همچنان خواهان کل دونباس و به‌رسمیت شناخته شدن سرزمین‌هایی است که روسیه از سال ۲۰۱۴ به‌طور غیرقانونی تصرف کرده است؛ از جمله کریمه.

زلنسکی هم موضع خود را کاملاً روشن کرده است: واگذاری بخشی از خاک حاکمیتی اوکراین به روسیه، کشوری که به آن حمله کرده، برای اوکراین مسئله مرگ و زندگی است. صادقانه باید گفت که این موضوع برای اروپا نیز باید چنین اهمیتی داشته باشد.

حتی رسانه‌های روسیه هم ظاهراً امروز این واقعیت را دریافته‌اند. مفسران روس آشکارا می‌گویند ترامپ بیش از پوتین به یک توافق سریع برای پایان دادن به جنگ نیاز دارد. همین نکته به‌روشنی نشان می‌دهد که در حال حاضر، اهرم فشار بیشتر در دست کدام طرف است.

راهبرد روسیه همچنان همان روش آشنای همیشگی است؛ روشی که هرچه بیشتر ادامه پیدا می‌کند، ناامیدکننده‌تر به نظر می‌رسد.

مسکو بر این باور است که حملات مداوم به زیرساخت‌های انرژی و زندگی غیرنظامیان در اوکراین، سرانجام روحیه مردم این کشور را درهم خواهد شکست.

همین روش را در سوریه هم دیدیم. اگر مردم غیرنظامی را به اندازه کافی و به‌طور مداوم تحت فشار قرار دهید، سرانجام خودشان از دولتشان می‌خواهند که تسلیم شود.

از نگاه کرملین، مدارس، بیمارستان‌ها و نیروگاه‌ها هم می‌توانند به اهدافی مشروع تبدیل شوند؛ چرا که در محاسبات روسیه، ایجاد رعب و وحشت نیز یکی از ابزارهای جنگ است.

در نگاه اول، وضعیت اوکراین بسیار تیره و تار به نظر می‌رسد. اما این همه ماجرا نیست.

روسیه بیش از گذشته در دفاع از شهرهایش درمانده است و مهم‌تر اینکه، اوکراین در جنگ پهپادی در داخل خاک روسیه، به چیزی نزدیک به برتری هوایی موضعی دست یافته است.

من متخصص نظریه قدرت هوایی نیستم، اما سال‌ها فرماندهی نیروهای زرهی را بر عهده داشته‌ام و یک حقیقت اساسی را می‌دانم: کنترل آسمان یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای رسیدن به موفقیت در میدان نبرد است.

فراتر از میدان جنگ نیز اقتصاد روسیه زیر فشار قرار گرفته است.

حتی روزنامه‌های روسیه بیش از گذشته از فقر و مشکلات اقتصادی می‌نویسند. کرملین می‌تواند تلفات را پنهان کند، اخبار بد را سانسور کند و دستگاه تبلیغاتی خود را به کار بیندازد، اما نمی‌تواند برای همیشه اقتصادی را پنهان نگه دارد که برای ادامه فعالیت ماشین جنگی خود، حجم عظیمی از نیروی انسانی و تجهیزات مصرف می‌کند.

نمایش ویتکاف و کوشنر این نگرانی را تقویت می‌کند که حمایت آمریکا از اوکراین در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ همچنان بیشتر در حد حرف و هیاهوست تا برخورداری از قدرت نظامی واقعی.

اگر واشنگتن حاضر نیست معادله را تغییر دهد، اروپا باید این کار را انجام دهد.

نشانه‌های روشنی وجود دارد که کشورهای اروپایی برای چنین نقشی آماده‌اند. پهپادهای ساخت بریتانیا در نبرد در عمق خاک روسیه به‌طور فزاینده‌ای اثرگذار شده‌اند و بار دیگر نشان داده‌اند که فناوری و ابتکار اروپایی می‌تواند واقعاً موازنه را تغییر دهد.

نباید فراموش کنیم که اروپا همین حالا نیز درگیر یک جنگ ترکیبیِ رو به گسترش با روسیه است.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، همیشه آماده است بر آتش رویارویی نفت بریزد و بار دیگر هشدار داده است که جنگی گسترده‌تر در اروپا ممکن است رخ دهد. این هشدار را باید جدی گرفت.

اکنون مسئولیت به‌طور مستقیم بر دوش اروپا قرار دارد. کشورهای اروپایی در مجموع از وزن اقتصادی، ظرفیت صنعتی و، بیش از گذشته، فناوری نظامی لازم برای تغییر موازنه برخوردارند.

آنچه اوکراین در زمستان پیش رو نیاز دارد، حرف‌های همدلانه سیاستمداران غربی نیست. اوکراین به موشک‌های رهگیر، پهپاد، مهمات، سامانه‌های پدافند هوایی و هر تجهیزات دیگری نیاز دارد که بتواند به این کشور کمک کند دور تازه حملات روسیه به زیرساخت‌های غیرنظامی را پشت سر بگذارد.

اگر چنین حمایتی فراهم شود، اوکراین می‌تواند از موضع قدرت به جنگ ادامه دهد. و صلح پایدار تنها می‌تواند بر چنین موضعی بنا شود.

در نهایت، ایجاد رنج و ویرانی می‌تواند بازی دوطرفه‌ای باشد.

اگر اروپا بالاخره تصمیم بگیرد محکم‌تر وارد میدان شود، شاید تا بهار آینده ورق برگردد و این بار سؤال اصلی درباره خود روسیه باشد: آیا مردم این کشور حاضرند یک سال دیگر هزینه جنگ فاجعه‌بار پوتین را بدهند؟ شاید آن زمان، به‌جای کی‌یف، این مسکو باشد که با مسئله انتخاب یک رهبر تازه روبه‌رو شود.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2271654

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین