انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است

معاون پزشکیان به خبرآنلاین گفت: تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره به همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی جامعه در شرایط جنگی یک تناقض بنیادین است. در کجای تاریخ وقتی کشوری در خاک و در مرزهای خود می‌جنگیده همزمان به پویایی اقتصادی هم رسیده؟ یک بخش مهم جنگ یعنی هزینه اقتصادی؛ چه از نظر مخارج خود جنگ و خسارات و چه عدم النفع فعالیت‌هایی که متوقف شده‌اند. 

محمدحسن نجمی: دولت چهاردهم از روز اولی که هنوز بصورت کامل تشکیل نشده بود، اسماعیل هنیه در تهران ترور شد، پس از آن حوادث  پی در پی یکدیگر آمدند و دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه رخ داد و جامعه ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد.

عبدالکریم حسین‌زاده معاون رئیس‌جمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور از جمله چهره‌های دولتی است در طول این مدت علاوه بر اقدام در حوزه تخصصی خود، در موضوعاتی مانند وحدت و انسجام ملی فعالیت گسترده‌ای دارد. او معتقد است که ایران جایگاه و خانه همه شهروندان ایرانی است.

او که از جوان‌ترین معاونان مسعود پزشکیان است، چند روز گذشته در خبرآنلاین، میهمان کافه خبر بود.

در این گفتگو بجای پرداختن به موضوعات حوزه تخصصی‌اش، ترجیح دادیم که از وضعیت دولت و جنگ بپرسیم؛ بعنوان عضوی از هیات دولت که در جریان امورات است و اعتقاد زیادی به وفاق و انسجام ملی دارد؛ چرا که او خود بعنوان یک اهل سنت نمادی از وفاق و انسجام ملی در دولت چهاردهم است.

در ادامه مشروح مصاحبه عبدالکریم حسین‌زاده با خبرآنلاین می‌آید: 

*******************

*بیشترین سوال مردم این است که از جنگ چه خبر؟ بالاخره شما در دولت هستید و آگاه از شرایط.

امروز دولت و کشور با یک جنگ چند بعدی روبرو است؛ هم ابعاد جنگ به مفهوم نظامی دارد و هم جنگ اقتصادی دارد و هم جنگ روانی به معنای طراحی ها یا فضاسازی ها علیه آن همبستگی ملی که وجود دارد. چه به لحاظ اقتصادی و چه فیزیکی و سرزمینی کشور در مخاطرات قرار داریم. 

*شرایط اقتصادی هم در واقع شرایط جنگی است.

بله آن هم شرایط جنگی است و ما هم قبول می کنیم. حداقل حرف من که نیست، حرف رهبران و سیاستمداران آمریکاست که می گویند سخت ترین فشارهای اقتصادی دوران را بر ایران تحمیل کردیم و شروعش کردیم. اما این همزمانی و این محدودیت های عدیده ای که در حوزه صادرات، واردات و مسائل دیگری که به وجود آمده، قاعدتا دولت را با یک دولت در شرایط زیست عادی روبرو نکرده است. تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره به همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی جامعه در شرایط جنگی یک تناقض بنیادین است. در کجای تاریخ وقتی کشوری در خاک و در مرزهای خود می‌جنگیده همزمان به پویایی اقتصادی هم رسیده؟ یک بخش مهم جنگ یعنی هزینه اقتصادی؛ چه از نظر مخارج خود جنگ و خسارات و چه عدم النفع فعالیت‌هایی که متوقف شده‌اند. این توهم است که فکر کنیم در چنین شرایطی که هم جنگ وجود دارد و هم نوعی از محاصره، اقتصاد می‌تواند مانند شرایط عادی کار کند. کسانی که ادامه جنگ و نفی مذاکره را تجویز می‌کنند باید اینقدر هم مسئولیت‌پذیر باشند که به مردم بگویند آثار اقتصادی و معیشتی چیزی که توصیه کرده‌اند، چیست. 

* فکر نمی کنید اگر تفاهم اسلام آباد هنوز برقرار بود، وضعیت خیلی فرق می کرد؟برای نمونه قیمت دلار...

 کاری به مخالفت ها و موافقت های داخلی نداشته باشیم. اگر این تفاهم نامه در مسیر منافع ملی ایران نبوده، چرا بخش اعظمی از سیاست ورزان و سناتورهای آمریکا فرقی هم نمی کند، درباره آن چنین چیزهایی[مخالفت با تفاهم‌نامه] می گویند. مساله فراتر از قیمت دلار است. مساله این است که راه حل ما برای خروج از این وضع چیست؟ به جز رسیدن به یک توافق چه گزینه‌هایی داریم؟ منتقدان می‌گویند باید کماکان فقط بر حوزه میدان تکیه کنیم. خب این طرف باید پرسید تا کجا ظرفیت این تکیه کردن وجود دارد؟ بی پایان دیدن توان و ظرفیت نظامی و پشتیبانی کشور و عدم توجه به واقعیت روی زمین می‌تواند ما را در معرض موقعیتی خطرناکتر از مقطع پایانی جنگ 8 ساله قرار دهد. 

* در داخل یک سری همین حرف ها را به جای آمریکا، برای ایران می گویند که برخلاف منافع ملی آمریکاست و اینها می گویند برخلاف منافع ملی ایران است. چه وجه اشتراکی!

 واقعا نمی دانم. بعضی وقت ها یک سری موضع گیری ها و همزمانی ها در سیاست پیش می آید که برای خودم هم سوال است که چه اتفاقی افتاده است که کسانی که ضد ایرانی ترین آدم ها در آن طرف کره زمین و در آمریکا نشستند و هر روز نقشه نابودی ایران را می کشند، همسویی ایجاد می شود با نظراتشان.

انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است

* فکر نمی کنید که این از آن حفره امنیتی که آقای عراقچی گفت، شکل بگیرد؟

هیچ چیزی غیرممکن نیست من می توانم این را بگویم که هرکس که دل در  گرو این سرزمین دارد و این وطن را دوست دارد، می تواند نقد کند، اما الان وقت تخریب کردن نیست الان زمان اینکه دست بچه های خودمان را در مذاکره ببندیم نیست. ما وفاق را تعبیر فقط وفاق سیاسی نکنیم، وفاق جریان های سیاسی بر سر کرسی های سیاسی نکنیم، وفاق بر سر منافع ملی، بر سر آینده ایران، بر تمامیت ارضی ایران، بر همبستگی در مقابله با دشمنان خارجی و همه اینها نیاز دارد که ما از آن سری که هستیم خودمان را پایین بیاوریم. 

* فکر نمی کنید وفاقی که می گویید ، وفاق یک طرفه از سمت دولت است؟ یعنی دولت جلو می رود و دستش را دراز می کند ولی اینها نه تنها دست خودشان را جلو نمی آورند بلکه دو تا هم روی دست دولت می زنند. الان حاشیه سازی هایی که برای دولت و اعضای کابینه و آقای پزشکیان می شود، انگار برایشان پروژه ای تعریف شده است که بزنیم می خواهد جنگ باشد یا صلح و هر چیز دیگری!   اصلا با دست انداختن به همان تفاهم نامه الان دولت را می زنند، رییس مجلس را هم می زنند!

کسانی که الان در خط جلوی این مذاکرات هستند، چه آقای دکتر پزشکیان و چه آقای قالیباف و آقای عراقچی، اینها خائن به نظام نیستند. نگاه منتقدین این است که مصلحت نظام و منافع نظام به خطر می افتد، اینها آدم هایی نیستند که مصلحت نظام را به مخاطره بیندازند. دوم اینکه در هیچ سرزمین و هیچ کجای تاریخ دنیا پیدا نمی کنید دورانی را که همه کشور در ابعاد مختلف درگیر جنگ باشد و بعد به کسانی که مدیریت جنگ را بر عهده دارند، حمله کنند و تحت فشار قرار دهند و یا تخریب کنند. حداقلش این است که اگر گروهی چنین می‌کنند، گروه‌های مقابل آنها هم به همان اندازه تریبون و آزادی حقوقی دارند که بتوانند نظرشان را اعلام کنند. مشکل اینجا گروهی که انتقاد می‌کنند نیست، مشکل منفعل کردن و از دور خارج کردن بخش بسیار بزرگتری از جامعه است که حرف متفاوتی می‌زنند. 

من وفاق یک طرفه را هم قبول ندارم. از آقای طائب که در صحبت هایشان گفته بود «آمریکا باید به تفاهم نامه برگردد» تا خیلی های دیگر مانند خود آقای قالیباف حرف شان این است که تفاهم نامه خوبی بوده و بدعهدی از طرف ما صورت نگرفته است و طرف باید پای تعهدات خود بایستد؛ آنها معتقدند که اگر دشمن خواست مذاکره کند ما هم مذاکره کنیم  و حق مان را بگیریم . 

بعضی از افراد فکر می کنم هنوز در دوران انتخابات مانده اند. یک نگرانی وجود دارد و آن این است که دولت سرمایه اجتماعی برای خود می سازد و عده ای دوست ندارند این سرمایه اجتماعی برای دولت بازسازی شود و اینها نمی دانند این سرمایه اجتماعی برای کشور است نه دولت. 

* عده ای که می گویید مخالفت دارند و از افزایش سرمایه اجتماعی دولت می ترسند، اینها بعضا در مجلس یک سری هستند که می گویند در تفاهم نامه نتوانستیم ما لگد بزنیم، می آیند سفت تر کردن فیلترینگ را مطرح می کنند، می گویند که یک تنگه هرمز است و یک تنگه فیلترینگ هم داریم! یک عده می گویند که عفاف و حجاب را باید الان اجرا کنیم! شما اینها را در راستای وفاق می بینید؟

برای خودم سوال بود، دیروز موضوعی در کمیسیون اجتماعی فرهنگی داشتیم که باید بررسی و رای گیری می شد. موضوع هم تیترش این بود؛ بحث فرهنگ سازی رسانه ای؛ ما در شرایط جنگ هم هستیم. برای من سوال بود که کلا در کشورهایی که در دوران جنگ هستند، آن گارد، فیگور و آمادگی که نسبت به جنگ می گیرند، چگونه است و در حوزه رسانه اش چگونه است؟ کیس اوکراین را نگاه می کردم، برای اینکه  جنگ رسانه ای را به دشمن واگذار نکنند، آمدند یک رسانه فراگیر تحت عنوان united news  ساختند که در واقع همه در آنجا جمع شوند که یک حرف واحدی بزنند که فضا برای عقب ماندن از این جنگ رسانه ای را ندهد. 

بخشی عظیمی از این جنگی که الان اتفاق می افند، جنگ رسانه ای و روانی است. ما در این جنگ مدام همه چیز را به اقدام نظامی تقلیل می‌دهیم اما مثلا نمی‌پرسیم که ‌ایا در جنگ تبلیغاتی هم موفق بودیم؟ آیا در جنگ اقتصادی هم متوازن عمل کردیم؟ وضعیت تنازع اجتماعی کشور در شرایط جنگی چگونه است؟ آیا در جنگ روایت های دست بالا را داشتیم و داریم ؟ در چارچوب این دست مسایل است که تصمیمات داخلی ما در موارد بسیاری تضعیف کننده قدرت ملی است. 

وقتی فیلترینگ می کنی علنا دست خودت را از اطلاع رسانی درست، شفاف و رقابت رسانه ای به عقب می اندازی. این به نفع کیست، به ضرر کجاست؟ طبعا به ضرر شما و کشورتان است.

یا مثلا گزارش‌ها و روایت‌های رسانه‌های ایرانی خصوصا صدا و سیما چقدر در ساخت تصویر جنگ موثر بوده؟ ما اصلا کجای این معادله هستیم؟ در جنگی که یک طرف ما هستیم تقریبا هیچ ابزار تبلیغاتی که بتوانیم تصویر مد نظرمان را برای افکار عمومی بین‌المللی بسازیم نداریم. صدا و سیمای ما همچنان نقطه هدفش تقویت یک جریان سیاسی و گفتمانی اقلیتی است و نباید مثل یک ستاد انتخاباتی عمل ‌کند. صدا و سیما به عنوان رسانه رسمی یک کشور در حال جنگ نباید به بهای تحمیل صدای یک جریان به بقیه اکثریت جامعه ایران، پژواک صدای کل کشور در منطقه و جهان را تقلیل دهد ؛ در بقیه حوزه‌های رسانه‌ای و فرهنگی هم همینطور هستیم.

متاسفانه یک جریان اینطور تصویرسازی می‌کند که کشور را فقط یک اقلیت خاص با نگاه خاص نگه داشته‌اند حال آنکه برای مقاومت در یک جنگ شما نیازمند ملت منسجم هستید و برای ساختن ملت مسنجم باید بتوانید معدل نگاه و ادبیات ملت را در سیاست‌ها و ادبیات رسمی خود بازتولید و بازنشر کنید. 

* منطق بعضی ها این است که به یک سری دسترسی می دهند  و اینها تبیین می کنند و لازم نیست بقیه داشته باشند. بعضی ها در خفا و علنی می گویند که آنها کارشان را می کنند و چه لزومی دارد که بقیه هم داشته باشند؟!

تبیین نه با من صورت می گیرد و نه با دوستانی که اینگونه فکر می کنند و  نه با شما صورت می گیرد. همان مردم میناب خودشان می توانند تبیین کنند،همان مردم ایران می توانند تبیین کنند و پذیرش تبیین آنها از جانب مردم بالاتر است.

انحصارگرایی در ذات خودش یعنی انکار حق، توانایی و قابلیت جامعه. چه این جریان انحصارگرا و کسانی که قائل به طبقه‌بندی جامعه هستند و چه هر جریان انحصارگرایی در طول تاریخ اولین و مهمترین و غیرقابل انکارترین کاری که انجام می‌دهد انکار جامعه و مردم و بی اعتمادی به آنهاست. حالا هر چقدر هم اینها خودشان را نماینده جامعه بدانند، فرقی نمی‌کند. نماینده واقعی جامعه از بازتاب صدای متکثر جامعه هراس ندارد. مسایل امنیتی هم در این میان صرفا بهانه است کما اینکه این روش‌های تحمیلی علیه جامعه خودش مهمترین عامل ایجاد ناامنی‌های درازمدت است. در همین زمینه فیلترینگ اکثریت مردم راضی هستند یا ناراضی؟ معنای امنیتی ناراضی کردن مردم در چنین شرایطی چیست؟ مگر این خودش غیر از ایجاد یک چالش امنیتی خواهد بود؟

* در این دو جنگ، آیا قبل از وقوع، احتمال آغازش را در دولت می دادید؟ بالاخره گزارش های محرمانه ای به دولت می آید.

به نظر من اگر به آن قبل ها برگردم، در جنگ ۱۲ روزه شاید نه. ولی در جنگ ۴۰ روزه حتما احتمال از سرگیری جنگ بود و در جلسات دولت این گفته می شد. حقیقتا تیم مذاکره کننده با تمام وجود برای مذاکره می رفت اما یک درصد هم احتمال می دادیم که اتفاقات بدی بیافتد. به خاطر همین هم بود که دولت سعی کرد از تامین کالاهای اساسی و هر چیز دیگر خلع سلاح نشود. 

* در جنگ جلسات هیات دولت تشکیل می شد؟

بله . اساسا خیلی از جلسات ما موضوعی بود. آقای دکتر پزشکیان و آقای دکتر عارف پیرامون موضوعات مختلفی که وجود داشت، جلسه تشکیل می دادند. ولی الان مدت هاست که دولت تشکیل می شود و ما جلساتمان را به صورت ثابت برگزار می کنیم.

* می گویند آقای قالیباف هد مذاکره کننده هاست و به عنوان سرتیم مذاکره کننده می رود مذاکره می کند.  ولی در نامه ای که به رهبری نظام نوشته شده است، آقای پزشکیان این مساله را گردن گرفته است. می گویند دکتر پزشکیان اینجا خود را فدای آقای قالیباف کرده است. موافقید ؟ یا کار تیمی بوده است؟

اصل داستان این است که رئیس جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور است و قاعدتا هرکسی که به مذاکرات می رود از طرف ایشان رفته است و اینکه آقای رئیس جمهور همواره خود را فدای ایران کردند.

*یعنی منظورتان این است که به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی به نمایندگی از اعضاء آن نامه را نوشته است؟

بله. اعضای آن تیم هم به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی و رئیس جمهور رفتند مذاکره کردند. اینها چه به لحاظ ساختاری رفتار درستی بوده است چه به لحاظ شخصیتی که بگویید آقای رئیس جمهور از خودگذشتگی کرده است، باز به این آدم می آید، نقش بازی نکرده و خودش است و طبیعی هم هست. اگر رئیس جمهور با پشتوانه ۱۶ میلیون رای در  یکی از سردترین دوران انتخاباتی این کشور حاضر نباشد برای وطن جان خود را در دوران جنگ بدهد باید تعجب کرد! آنهم کسی که از صمیم جان خودش را فدایی وطن می داند و عملکردشان هم این را نشان می دهد.

*مشکلی هم با نقدهای تند و فحاشی ها ندارد. مثلا سر لایحه عفاف و حجاب که جلویش گرفته شد، حملات زیادی به آقای پزشکیان شد که گناه را در جامعه گسترش می دهید ! این مواضع آگاهانه انتخاب می شوند یا دلیل دیگری دارد؟

حتما آگاهانه است. رئیس جمهور در واقع مسئول جمهوریت یک نظام سیاسی است. طبق قانون اساسی وظیفه اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد. طبیعی است که رئیس جمهور در مواردی که احساس کند امنیت ملی به مخاطره می افتد و همبستکی ملی دچار آسیب می شود یا هر چیز دیگری حتما ورود جدی داشته باشد و در این موارد هم سعی کرده ورودش جدی باشد. از طرف دیگر چرا ایشان باید از فحش خوردن هراس داشته باشد؟ بالاخره در رقابت سیاسی که در کشور ما انگار هیچوقت تعطیل پذیر نیست، همیشه این فحش دادن ها و تندی ها وجود دارد.

* عده ای به خود شما انتقاد می کنند و می گویند که شما معاونت امور توسعه روستایی هستید، ولی اظهارنظرهای سیاسی می کنید و برای ایرانی های خارج کشور از صحبت می کنید یا درباره فلان موضوع سیاسی موضوع گیری می کنید. در این باره روشن جواب می دهید؟

من عضو دولت هستم و یک حوزه تخصصی دارم که باید در آن موضوعات کار کنم و پاسخگوی اعتمادی باشم که رئیس جمهور کرده است. یک مسئولیت مشترک هم در قبال دولت دارم و بایستی این مسئولیت مشترکم را در قبال دولتم به سرانجام برسانم. اول اینکه آدم بی تفاوتی نسبت به هیچ موضوعی نیستم. دوم اینکه فکر می کنم، در دولت داری مدرن دولت مسئولیت مشترک در قبال همه موضوعات دارد و این سیاست زدایی از دولت است، بی خاصیت سازی دولت است که انتظار داشته باشیم من حسین زاده فقط در حوزه تخصصی ام فعالیت کنم و حق اظهارنظر  در هیچ موضوعی را نداشته باشم. 

من فکر می کنم به عنوان عضوی از دولت، وظیفه دارم هر کاری از دستم بربیاد برای این سرزمینم انجام دهم. در دوران جنگ این خیلی حساس تر می شود. در دوران جنگ مهم نیست که چه کاره ای و وظیفه ات چیست؟ مهم این است که هر کاری می توانی انجام دهی، هر باری را که می توانی برداری. نباید نظاره گر باشی و یک گوشه بنشینی. باید مداخله گر باشی و سعی کنی تمامیت ارضی کشورت حفظ شود. مردمت آسیب نبینند. اینجا مهم نیست که تو مسئولیت تخصصی ات چیست. محدود کردن آدم ها فقط به تخصص شان، سیاست زدایی از دولت است، بی خاصیت کردن دولت و اعضای دولت است. 

من به عنوان آدمی که سه دوره از مردم رای اعتماد گرفته و وارد مجلس شدم، نسبت به موضوعات کشورم بی تفاوت نیستم و واقعا هم سعی می کنم در موضع گیری هایم منصفانه باشم و اقدام منصفانه ای داشته باشم. 

انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است

* می گویند این پروژه امنیتی است...

چه پروژه امنیتی؟ این اصلاح یکی از ایرادات اساسی حکمرانی ایران است که برخی از گروه‌های اجتماعی و سیاسی علیرغم داشتن شایستگی به دلیل ویژگی‌ای که هیچ ربطی به کارآمدی آنها ندارد، حذف شدند. حتما هر ایرادی در حکمرانی و از جمله این ایراد می‌تواند تبعات امنیتی داشته باشد اما اصلاح آن لزوما پروژه امنیتی نیست. اگر اینطور باشد باید به هر نوع اصلاحی در فرایند حکمرانی به دیده تردید و سوء ظن نگریست. 

فضا که غبار آلود می شود، هرکس حرف خودش را می زند، ولی من کارم، رفتارم و همه چیزم با قلبم است و با همه وجودم کاری که فکر می کنم درست است را انجام می دهم و آدم خودم هستم و فکر می کنم که نسبت به این موضوعات درست رفتار می کنم. 

من یک چیز می‌دانم و آن هم اینکه در هر شرایطی و خصوصا جنگ، یک کشور نیازمند انسجام و داشتن ملت مقتدر است. انسجام و اقتدار هم با حذف این و ‌آن شکل نمی‌گیرد. ایران امروز برای دفاع برابر دشمن نیازمند همه فرزندشان است. ما سال‌ها فقط در موقعی که نیاز داشتیم به افراد و گروه‌ها گفتیم بفرما کمک کنید. این روش باید تغییر کند و مشارکت واقعی برای تقویت حس همکاری ملی شکل بگیرد. دولت و کشور نیازمند افزایش سرمایه اجتماعی است و این سیاست درست در همین راستاست. 

در همین ایام تد کروز که در مورد کردها صحبتی کرد یا از اول هم دنبال این بودند که مسئله کردها را وارد این بازی و تبدیل به ابزار سیاسی برای منافع خودشان کنند. کردها ذاتا نه تجزیه طلب و نه ضد ایران هستند، اصلا نمی توانی این انگ زنی را روی آنها انجام دهی. 

فرض کنید در همین ایام که این موضع گیری ها صورت می گرفت، من باید ساکت می بودم و سکوت می کردم؟ من نباید می گفتم که تو حق نداری که نزاع بین فرهنگ ها را در ایران به وجود بیاوری، نزاع بین زبان ها را در صاحبان زبانها، فرهنگ ها، اقوام و هر چیزی را در این سرزمین به وجود آوری. وقتی در مقابل این سکوت می کردم واقعا عمل درستی بود؟ به عنوان آدمی که با مردم هم پیوندی دارم، نباید در راستای حفظ این همبستگی ملی کار کنم؟ 

* اینها در گزینش مدیرها اثر دارد...

 باید قبول کنید که دولت تلاش می کند که این بازی را بهم بزند و بهم هم زده است. یک جایی یک فرصتی نمی رسد چون شایسته آن نیستی، هیچ ایرادی ندارد. ولی اینکه تو به حقت نرسی چون زن هستی، بلوچی، کردی، ترکی، لری، ترکمنی عربی یا اهل سنت هستی این جفا در حق ایران است. در حق ایرانی که می خواهد بگوید یک ملت هستم به مفهوم ملت ایران. اینجا باید اینها را کنار بگذاری و هرآنچه که به عنوان انسان می بینی به عنوان انسان ایرانی ببینی، به عنوان شهروند ایرانی ببینی.

دوم اینکه همه ظرفیت های درون این سرزمین برای ساختن این سرزمین باید به کار گرفته شود. در شرایطی که به طور واضع، دشمن روی افزایش تقابل و تنازع داخلی ما سرمایه گزاری کرده راهبرد درست چیست؟ باید ما هم به این تقابل‌ها بیشتر دامن بزنیم. 

شما رسانه‌های تحت حمایت بیگانه را ببینید که چطور دوگانگی و چند تیکه بودن ایرانیان را تبلیغ و تقویت می‌کنند. این اختلافات برای دشمن ما موقعیت و ابزار موفقیت است. وظیفه ما این است که این زمین را خودمان اشغال کنیم و برای گرفتن زمین تحولات اجتماعی راهی نداریم جز اینکه تمام مردم و گروه‌ها را به یک چشم ببینیم و به همه حق بدهیم و معیار شایستگی را معیار ارزشگذاری قرار دهیم نه وابستگی به جریان سیاسی خاص را. 

* درباره ایرانی های خارج از کشور تجربه اش را داریم که مثلا یک خواننده را آوردند نه گذاشتند کار کند نه کنسرت بگذارد، تا اینکه دق کرد و فوت کرد. الان هم کسی که می گوید می خواهم به ایران بیایم به این نگاه می کند، به آن تجربه نگاه می کند که با حبیب چه کردند...

من اعتقاد دارم که جامعه ایرانی باید به وطن بازگردد و سختی ها را به جان بخرد و ما هم وظفیه داریم به عنوان دولت تمام انرژی مان را بگذاریم که فضای آرام و فعالیت  برای کسانی که برمی گردند به وجود آوریم.

هرکس که به این سرزمین بازگردد و هر کاری از دستم بر بیاید می کنم. چون باورمند به ایران، ایده همبستگی ملی و ملت ایران هستم و فکر می کنم اگر ماها حاضر نباشیم از خودمان مایه بگذاریم، خرج کنیم و هزینه بدهیم، هیچوقت هیچ اتفاقی نمی افتد، همیشه شرایط همین می شود که هست. اگر به دنبال این هستیم که وضعیت بهبود پیدا کند، ما حتما بایستی هرکاری از دستمان بربیاد بکنیم. ربطی هم به آن حوزه تخصصی ندارد. چون من مسئولیت مشترک برای دولت دارم که باید انجام دهم و یک مسئولیت تخصصی دارم که نباید ترک فعل کنم. 

۲۹۲۹

کد مطلب 2273727

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین