آمریکا چگونه نام خود را به دست آورد؟ پیشنهادهای دیگر شامل «مستعمرات متحد»، «کلمبیا» و «ایالات متحد آلگانی» بودند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، زمانی که بنیانگذاران آمریکا برای ایجاد کشوری جدید و مستقل از بریتانیای کبیر دست به کار شدند، با تصمیمات بسیاری روبهرو بودند. یکی از آنها بهسادگی این بود که چه نامی بر این «اختراع» خود بگذارند.
امروز، شاید دنیا نامی را که آن مردان ۲۵۰ سال پیش انتخاب کردند — یعنی «ایالات متحده آمریکا» — بدیهی میانگارد. اما در آن زمان، هر کلمه بار معنایی خاص خود را داشت و هر کدام، با آغاز از واژه «متحد» (United)، پیشینه و داستانی جداگانه در پسِ خود داشتند.
چرا ایالات متحده «متحد» شد؟
بنیانگذاران از همان ابتدا میدانستند که اگر سیزده مستعمره اولیه بخواهند از بریتانیا جدا شوند، در صورتی که این کار را به صورت گروهی انجام دهند، شانس بسیار بیشتری برای موفقیت خواهند داشت. سرکوب شورشهای یک یا دو مستعمره برای ارتش بریتانیا آسان بود، اما شورش همزمان بیش از دوازده مستعمره، موضوع متفاوتی بود.
توماس پین، جزوهنویسِ طرفدار استقلال، در کتاب بسیار پرخواننده و تأثیرگذار خود با عنوان «عقل سلیم» (Common Sense) — که نخستین بار در ژانویه ۱۷۷۶ منتشر شد — بر اهمیت اتحاد تأکید کرد. او از مستعمرات خواست تا نمایندگانی برای تشکیل یک کنگره بفرستند و «منشور مستعمرات متحد» را تدوین کنند.
بنجامین فرانکلین نیز از دیرباز مدافع این آرمان بود؛ موضوعی که بهخوبی در اثر حکاکی روی چوب (وودکات) سال ۱۷۵۴ او به تصویر کشیده شده است؛ ماری که به تکههای مجزا تقسیم شده و نماد مستعمرات بود، و او زیر آن نوشته بود: «بپیوندید، یا بمیرید». نقل شده است هنگامی که نمایندگان مستعمرات سرانجام در سال ۱۷۷۶ اعلامیه استقلال را امضا کردند، فرانکلین با طنزی تلخ گفت که آنها اکنون باید «همه با هم متحد بمانیم، وگرنه به طور قطع همگی جداگانه به دار آویخته خواهیم شد.»
کاریکاتور سیاسی «بپیوندید، یا بمیرید» اثر بنجامین فرانکلین؛
متعلق به مالکیت عمومی از طریق ویکیمدیا کامنز
همزمان با اینکه مستعمرهنشینان بیش از پیش به اعلام استقلال نزدیک میشدند، طرفداران [این جنبش] خواستار ایجاد «مستعمرات متحد»، «مستعمرات متحد آمریکا» یا «مستعمرات متحد آمریکای شمالی» شدند. بهجز کسانی که طرفدار آشتی با بریتانیا به جای انقلاب بودند، اکثر افراد تصور میکردند که این نام تنها یک عنوان موقت برای چیزی است که در آینده در راه بود.
تبدیل مستعمرات به ایالتها
نهم سپتامبر ۱۷۷۶ [۱۹ شهریور ۱۱۵۵] به طور کلی به عنوان تاریخی شناخته میشود که کشور رسماً نام «ایالات متحده» را برگزید. در مجموعهای از قطعنامهها که عمدتاً به پرداخت حقوق سربازان جورج واشینگتن و سایر امور جاری اختصاص داشت، دومین کنگره قارهای دستور داد که در اسناد رسمی، «هرجا که تا پیش از این از کلمات “مستعمرات متحد” استفاده شده است، سبک (stile)» — که املای قدیمی کلمه style است — «از این پس به “ایالات متحده” تغییر یابد.»
مستعمرهنشینانی که به سیاستهای روز توجه داشتند، از این اقدام شگفتزده نشدند. پین در جزوه «عقل سلیم» عبارتهای «ایالتهای آمریکایی» و «ایالتهای آزاد و مستقل آمریکا» را ترویج کرده بود. در ژوئن ۱۷۷۶، ریچارد هنری لی، نماینده ویرجینیا در کنگره قارهای، از عبارات پین بهره برد و قطعنامهای را معرفی کرد که خواستار تبدیل مستعمرات به «ایالتهای آزاد و مستقل» بود.
قطعنامه لی تأثیر عمدهای بر اعلامیهای داشت که توسط توماس جفرسون پیشنویس شده بود. نسخه نهایی که تاریخ ۴ ژوئیه [14 تیر 1155] را بر خود داشت و در ۲ اوت [12 مرداد 1155] توسط اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان امضا شد، با عنوان «اعلامیه متفقالقولِ سیزده ایالت متحده آمریکا» منتشر گردید.
واژهپردازیِ این اعلامیه تفاوت چشمگیری را میان نحوه درکِ این نام در آن زمان و شیوه استفاده رایج آن در امروز آشکار میسازد: یعنی، حرف کوچک «u» در واژه «united».
نسخه دستنوشته و امضاشده از اعلامیه استقلال؛
در مالکیت عمومی از طریق ویکیمدیا کامنز
این اشتباه چاپی یا حاصل یک رسم عجیب و غریب در شیوه حروفچینی قرن هجدهم نبود. بنیانگذاران ایالات متحده عمداً تأکید بیشتری بر واژه «States» (ایالتها) نسبت به واژه «united» (متحد) گذاشته بودند.
ادوارد جی. لارسون، مورخ برنده جایزه پولیتزر و نویسنده کتاب اعلام استقلال: چرا سال ۱۷۷۶ اهمیت دارد، به مجله اسمیتسونین میگوید: «آنها فکر نمیکردند در حال ایجاد یک ملت هستند. آنها تصور میکردند در حال ایجاد یک کنفدراسیون از ایالتهای مستقل هستند که در آن، ایالتها برخی اختیارات خود را به یک دولت مرکزی واگذار میکنند.»
قدرت دولت مرکزی، به گفته لارسون، بهشدت محدود بود و تنها به «اختیار هماهنگ کردن جمعی جنگ با بریتانیا و تعامل جمعی با کشورهای خارجی» محدود میشد. درواقع، دولت مرکزی حتی اختیار وضع مالیات نیز نداشت و برای تأمین هزینههای خود مجبور بود به ایالتها متکی باشد.
هرچند ممکن است برخی از بنیانگذاران خواهان دولت مرکزی قدرتمندتری بوده باشند، اما جلب موافقت هر سیزده مستعمره با چنین طرحی از ابتدا امکانپذیر نبود. لارسون میگوید: «برای مثال، اهالی ویرجینیا خودشان را ویرجینیایی میدانستند. آنها هرگز با ادغام شدن در یک ملت یا ایالت واحد موافقت نمیکردند.»
در سال ۱۷۸۱، نخستین قانون اساسی کشور، یعنی «اصول کنفدراسیون» (Articles of Confederation)، در نخستین ماده خود نام جدید کشور را به طور رسمی تثبیت کرد. در این ماده آمده بود که نام این کنفدراسیون «ایالات متحده آمریکا» (The United States of America) خواهد بود.
ماده دوم نیز بار دیگر تأکید میکرد که بخش عمده قدرت همچنان در اختیار ایالتهای منفرد باقی میماند:
«هر ایالت حاکمیت، آزادی و استقلال خود را حفظ میکند و همچنین هر قدرت، صلاحیت و حقی را که به موجب این کنفدراسیون صراحتاً به ایالات متحده، در کنگرهای که از نمایندگان ایالتها تشکیل شده است، واگذار نشده باشد.»
در بخشهای بعدی این سند، تدوینکنندگان قانون اساسی اختیارات محدودی را که به جای ایالتها، در اختیار دولت مرکزی قرار میگرفت، بهصراحت مشخص کردند. ازجمله این اختیارات میتوان به انعقاد معاهدات با کشورهای خارجی، وضع عوارض بر کالاهای وارداتی و اعلام جنگ اشاره کرد.
صفحهای از «اصول کنفدراسیون»
[در مالکیت عمومی، از طریق ویکیمدیا کامنز]
با این حال، خیلی زود روشن شد که «اصول کنفدراسیون» برای رویارویی با چالشهای متعدد پیش روی کشور، راهحل کافی و کارآمدی نیست. مایکل آوسلین، مورخ، در کتاب گنجینه ملی: چگونه اعلامیه استقلال آمریکا را ساخت مینویسد: «دولت نمیتوانست مالیات وضع کند، ارتش دائمی داشته باشد یا نهادهای دائمی ایجاد کند. اصول کنفدراسیون حتی در انجام وظایف ابتدایی مانند پرداخت بدهیهای جنگ نیز ناکارآمد بود... تا اواسط دهه ۱۷۸۰، آینده جمهوری در هالهای از تردید قرار گرفته بود.»
در سال ۱۷۸۹، قانون اساسی جدید به اجرا درآمد و جایگزین اصول کنفدراسیون شد. قانون اساسی ایالات متحده که همچنان قانون بنیادین این کشور است، نام کشور را حفظ کرد، اما توازن قدرت را تغییر داد و اختیارات بسیار بیشتری به دولت مرکزی واگذار کرد؛ در مقابل، از قدرت ایالتها کاسته شد.
در نخستین و مشهورترین عبارت قانون اساسی، یعنی «ما، مردم ایالات متحده» (We the People of the United States)، حرف U در واژه United برای همیشه با حرف بزرگ نوشته شد.
اکنون، توجهها قرار بود بر بخش دیگری از نام کشور، یعنی عبارت «of America» («آمریکا») متمرکز شود.
آمریکا؛ نامی بحثبرانگیز
در سال ۱۵۰۷، مارتین والدزیمولر، نقشهکش آلمانی، نام «آمریکا» را بر سرزمینهای نیمکره غربی گذاشت؛ نامی که به افتخار آمریگو وسپوچی، دریانورد و کاشف ایتالیایی، انتخاب شد. وسپوچی برخلاف کریستف کلمب متوجه شده بود که این سرزمینها بخشی از آسیا نیستند.
نقشهای از آمریکا در قرن شانزدهم، اثر مارتین والدزیمولر
[در مالکیت عمومی، از طریق ویکیمدیا کامنز]
وقتی بریتانیا بعدها مستعمرات خود را در سرزمینی که بعدها ایالات متحده نام گرفت ایجاد کرد، از آنها با عنوانهایی مانند «مستعمرات آمریکای شمالی»، «مستعمرات آمریکا» یا بهسادگی «آمریکا» یاد میکرد. برای مثال، جورج سوم، پادشاه بریتانیا، در واکنش به خبر تصمیم مستعمرهنشینان برای جدایی از انگلستان، در یک سخنرانی آنها را «مردم من در آمریکا» نامید. بنابراین عجیب نبود که واژه «آمریکا» بخشی از نام کشور جدید شود.
با این حال، پس از دستیابی به استقلال، برخی شهروندان درباره این انتخاب تردید کردند؛ یکی از دلایل این بود که واژه «آمریکا» قلمروی بسیار گستردهای را دربرمیگرفت، ازجمله تمام قاره آمریکای جنوبی، که ارتباطی با کشور تازهتأسیس نداشت. در سال ۱۷۹۲، همزمان با سیصدمین سالگرد سفر کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲، جنبشی شکل گرفت که پیشنهاد میکرد نام کشور، به افتخار او، به «کلمبیا» (Columbia) تغییر کند.
در سال ۱۸۳۹، واشنگتن اروینگ، نویسنده آمریکایی، گزینه دیگری را مطرح کرد. او استدلال میکرد که نام کشور باید از یکی از رشتهکوههای شاخص آن گرفته شود و پیشنهاد داد کشور «ایالات متحده آپالاشیا» (United States of Appalachia) یا «ایالات متحده آلگِنی» (United States of Alleghania) نامیده شود. اروینگ خاطرنشان میکرد که حتی در این صورت میتوان حروف اختصاری USA را حفظ کرد.
چند سال بعد، ادگار آلن پو، نویسنده سرشناس آمریکایی، نیز در این بحث اظهار نظر کرد و از نام «آپالاشیا» حمایت کرد.
در سال ۱۸۴۵، این بحث بار دیگر مطرح شد؛ زمانی که انجمن تاریخی نیویورک کمیتهای تشکیل داد تا نام جدیدی برای کشور پیشنهاد کند. پیشنهاد این کمیته «جمهوری آلگِینیا» (Republic of Allegania) بود؛ نامی مشابه پیشنهاد واشنگتن اروینگ، اما با املایی اندکی متفاوت.
واشنگتن اروینگ (چپ) و هوراس گریلی (راست) هردو درباره نامگذاری کشور اظهارنظر کرده بودند.
[در مالکیت عمومی، از طریق ویکیمدیا کامنز]
انجمن تاریخی نیویورک سپس گزارش خود را برای بررسی به انجمنهای مشابه در سراسر کشور فرستاد. جان کوئینسی آدامز، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در پاسخ از طرف انجمن تاریخی ماساچوست، پیشنهاد «آلگِینیا» را به تمسخر گرفت. او رشتهکوه آلگِنی را «تکهای ناچیز از زمین، زنجیرهای از کوههایی که حتی در مقایسه با دیگر کوهها چندان مرتفع نیستند» توصیف کرد.
به نظر میرسید آدامز امیدوار است اگر قرار باشد نام کشور تغییر کند، گزینه «کلمبیا» انتخاب شود. او درباره نامگذاری اولیه قارههای آمریکا نوشته بود که این نام «یادمانی همیشگی از بیعدالتی انسانی است؛ زیرا تاج افتخاری را که بهحق شایسته دیگری [کلمب] بود، بر سر یک نفر [وسپوچی] گذاشتهاند.»
اما انجمن تاریخی نیوجرسی خواستار آن شد که نام کشور بدون تغییر باقی بماند. این انجمن در پاسخ خود نوشت: «نام ما با هر آنچه در تاریخمان عزیز و مقدس است، پیوند خورده است.» اعضای انجمن همچنین افزودند: «اگر قرار است نام ما از میان برداشته شود، بگذارید منتظر بمانیم تا روزی یک مستبد این کار را انجام دهد؛ آن هم با هدف خاموش کردن تداعیهای باشکوهی که این نام در دل هرکس برمیانگیزد.»
تلاش انجمنهای تاریخی درنهایت به جایی نرسید، اما بحث بر سر نام کشور پایان نیافت. حتی گاهی این احتمال مطرح میشد که قانون اساسی اصلاح شود تا نام کشور تغییر کند.
در سال ۱۸۴۹، هوراس گریلی، روزنامهنگار و سردبیر سرشناس که در آن زمان برای مدتی کوتاه عضو کنگره بود، به جنبش تغییر نام کشور به افتخار کریستف کلمب پیوست. او قطعنامهای پیشنهاد کرد که به گفته خودش، «جبران دیرهنگام بیعدالتیای بود که تاکنون در حق این کاشف بزرگ قاره روا شده است.»
در سال ۱۸۶۶، جورج واشنگتن اندرسون، نماینده کنگره از ایالت میسوری، رویکرد کاملاً متفاوتی در پیش گرفت. او با استفاده از «آمریکا» در نام کشور مخالفتی نداشت؛ درواقع، معتقد بود «آمریکا» بهتنهایی باید نام کشور باشد.
او استدلال میکرد که چنین نامی، به گفته خودش، «وحدت واقعی و سرنوشت مردم آمریکا را به عنوان قدرت نهایی و برتر این نیمکره نشان خواهد داد.»
اما بلندپروازیهای اندرسون برای کشور در حال گسترش، در برابر دیدگاههای لوکاس میلر، نماینده ایالت ویسکانسین در کنگره، چندان چشمگیر به نظر نمیرسید. میلر در سال ۱۸۹۳، بنا بر گزارشها، پیشنهاد کرد نام کشور به «ایالات متحده زمین» (United States of the Earth) تغییر کند. برخی روایتها نیز حاکی از آن است که او با نام «ایالات متحده جهان» (United States of the World) نیز موافق بود.
او در دفاع از این پیشنهاد استدلال میکرد: «این امکان وجود دارد که جمهوری، با پذیرفتن ایالتهای جدید در اتحادیه، آنقدر گسترش پیدا کند که سرانجام هر ملتی روی زمین بخشی از آن شود.»
پیشنهاد میلر توجههایی را به خود جلب کرد، اما احتمالاً نه از آن نوع توجهی که او انتظار داشت. برای مثال، روزنامه New Orleans Times-Democrat به او لقب «بزرگترین خلوضع واشنگتن» داد و نوشت که او «به جای مجلس قانونگذاری ملی، بیشتر مناسب یک آسایشگاه روانی است.»
البته در دفاع از میلر باید گفت که وبسایت مجلس نمایندگان آمریکا امروزه احتمال میدهد پیشنهاد او بیش از آنکه جدی باشد، جنبه طنز داشته است و هدفش تمسخر «موج حمایت از فتوحات و توسعهطلبی برونمرزی در آن دوران» بوده است. انگیزه واقعی او هرچه بوده باشد، سال ۱۸۹۳ پایان دوران فعالیت سیاسی او در کنگره بود.
شاید با توجه به سرنوشت میلر، پس از آن دیگر چهره سیاسی یا عمومی مهمی برای تغییر نام کشور پا پیش نگذاشت. پس از گذشت دو قرن و نیم، نام «ایالات متحده آمریکا» همچنان پابرجا مانده و آزمون زمان را پشت سر گذاشته است.
نظر شما