آیت‌الله طالقانی در برخی موارد از بازرگان نیز نواندیش‌تر و معتدل‌تر شد

فضایی که طالقانی در آن به دنیا آمد و خانواده‌ای که در آن رشد کرد، تا حدودی سیاسی شده بود. خانواده او با مرحوم مدرس و شخصیت‌های روحانی نواندیش آن دوره ارتباطاتی داشتند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: [برای] بررسی تحلیلی زندگانی آیت‌الله طالقانی باید به مطالعه همزمان و مرور دوباره بخش‌های عمده‌ای از تاریخ معاصر ایران همت گماشت تا تاثیرپذیری وی از محیط سیاسی-اجتماعی و تاثیرگذاری متقابل او بر فضای روزگارش به‌درستی تبیین شود. به همین دلیل در کتاب «زندگینامه سیاسی آیت‌الله طالقانی» تلاش شده است زندگینامه طالقانی در متن تاریخ معاصر ایران تدوین شود تا تکاپو و تحول فکری و سیاسی وی در پیوند با زمان و مکان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. فقر فزاینده ادبیات پژوهشی در این حوزه، وجود ابهامات فراوان در باب شرح احوال شخصیت‌های طراز اولی چون طالقانی و لزوم بررسی و تحلیل انقلاب اسلامی از زوایای گوناگون به‌ویژه از زاویه نقش‌آفرینی و کارکرد رهبران آن، ما را به گام نهادن در این مسیر واداشت زیرا تحقق این مهم هدف و اهمیت موضوع را به‌درستی نشان می‌دهد.

آیت‌الله طالقانی در برخی موارد از بازرگان نیز نواندیش‌تر و معتدل‌تر شد

مراد از زندگینامه در این پژوهش صرفا ترجمه حالات شخصی یک فرد منتزع از جامعه نیست بلکه نگرشی ترکیبی و نسبتا فراگیر به ابعاد مختلف و متزاید حیات فکری، سیاسی، اجتماعی و فردی یک شخصیت در متن جامعه و تاریخ است. زندگی طالقانی در آغاز دهه ۱۳۴۰ ابعاد گسترده‌ و پیچیده‌تری می‌یابد؛ درنتیجه این پژوهش نقطه تمرکز خود را بر همین دوره تا زمان مرگش در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ استوار ساخته است. به همین دلیل از چهارده فصل کتاب تنها سه فصل نخست آن به دوران تکوین شخصیت علمی، سیاسی و فرهنگی وی از آغاز تا دهه ۱۳۴۰ اختصاص یافته است. از دهه ۱۳۴۰ فعالیت‌های طالقانی در عرصه‌های گوناگون با اوج و شتاب ویژه‌ای همراه می‌شود و خود را در چهره محاکمه، مجازات، زندان، تبعید و پیوند با مبارزان سیاسی می‌نمایاند که برآیند و نتیجه کلی آن پیروزی انقلاب و براندازی رژیم خودکامه پهلوی است.

آیت‌الله طالقانی هم در حوزه‌ نظر و اندیشه و هم در عرصه‌ عمل اجتماعی دارای سعه‌صدر و وسعت مشرب و اهل مدارا بود. به همین دلیل با جریان‌های گوناگون فکری و رهبران حرکت‌های سیاسی مبارزاتی تعامل داشت و در آراء، آرمان‌ها و نگرش‌های آنان تأمل می‌کرد. بدون تعصب و جزم‌اندیشی درعین پای‌بندی و ایمان استوارش به شریعت اسلامی و مکتب فکری قرآن کریم، با صاحبان آراء و مکاتب فکری، آثار متفکران مکاتب مختلف و مدافعان و مدعیان آن به گفت‌وگو می‌پرداخت. زندگینامه‌ی سیاسی آیت‌الله طالقانی کتابی است که به بررسی تحلیلی زندگی او می‌پردازد و از این رو، به ناگزیر در این کتاب بخش‌های عمده‌ای از تاریخ معاصر ایران نیز مرور شده است تا تأثیرپذیری این اندیشمند معاصر از محیط سیاسی اجتماعی و تأثیرگذاری متقابل او بر فضای روزگارش به‌درستی تبیین شود. درباره کتاب زندگینامه سیاسی آیت‌الله طالقانی با علیرضا ملایی‌توانی [نویسنده این کتاب] استاد تاریخ و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

سیدمحمود طالقانی، در میان روحانیان و علمای دینی چهره‌ای متمایز و قابل توجه بود از این حیث که اولا به طور جدی به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه داشت و ثانیا بیرون از محیط حوزه با فعالان و نیروهای غیرحوزوی و عرفی نیز همکاری می‌کرد ضمن آن‌که در کنار توجه به دین و اسلام به طور خاص به ایران و ملی‌گرایی اهتمام می‌ورزید و از بنیان‌گذاران نهضت آزادی بود که یک جریان ملی مذهبی است. چه شد که به زندگی طالقانی علاقه‌مند شدید و کتابی در رابطه با زندگی او نوشتید؟

توجه من به مرحوم طالقانی سه علت داشت: علت نخست این بود که در دوران کودکی ما، که انقلاب اتفاق افتاد (من کلاس سوم ابتدایی بودم) مرتب در خانه ما، در خانواده ما و در محله ما از طالقانی صحبت می‌شد و به همین دلیل، نام و یاد ایشان در ذهن من نشسته بود. همان‌جا احساس می‌کردیم و گفته می‌شد که ایشان روحانی متفاوتی است. بعدتر که بزرگ‌تر شدم و مطالعاتی کردم، دیدم که در عمل هم واقعاً این‌گونه است. ایشان یک نواندیش بود، درواقع همراه با ایده‌های ملی‌گرایانه، هوادار جنبش ملی شدن نفت و از دوستداران مصدق؛ یک شخصیت ایران‌گرا با ویژگی‌ها و مسائلی که درمجموع، من به‌عنوان یک جوان، به آن‌ها علاقه‌مند بودم.

انگیزه بعدی این بود که خود ما هم طالقانی‌الاصل بودیم؛ یعنی اجداد ما از طالقان به الموت مهاجرت کرده بودند و از الموت هم به تنکابن یا شهسوار مهاجرت کرده بودند و در این مسیر رفت‌وآمد داشتند. به همین دلیل، یک نوع علقه محلی هم وجود داشت که مجموعه این‌ها این شخص را برای من جذاب می‌کرد.

این جذابیت به ‌گونه‌ای بود که من در دوره کارشناسی ارشد خیلی دوست داشتم پایان‌نامه‌ام را درباره ایشان بنویسم که نشد. در دوره دکتری هم همین‌طور، این قضیه را می‌خواستم دنبال کنم. به هر حال، در آن فضاهایی که ما درس می‌خواندیم، شرایط به‌ گونه‌ای بود که این موضوع را خیلی سیاسی می‌دانستند و فکر می‌کردند که هنوز تاریخی نشده است. به همین دلیل، اجازه ندادند که این موضوع را به ‌عنوان پایان‌نامه انتخاب کنیم؛ یعنی استادان و گروه‌های تاریخ موافق نبودند و معتقد بودند که موضوع هنوز تاریخی نشده است.

به همین دلیل، من از آن صرف‌نظر کردم؛ اما در کنار آن، نخستین کاری که بعد از تز دکتری انجام دادم، نوشتن همین کتاب «طالقانی» بود که آن هم سرنوشت پیچیده‌ای داشت و چاپش خیلی به تأخیر افتاد. حالا این تأخیر دلایلی دارد که اکنون دیگر وقت گفتنش نیست.

طالقانی در چه محیط فرهنگی و اجتماعی پرورش یافت و چه شد که با سایر روحانیون متفاوت شد؟

از آن‌جا که دوران کودکی آدمی در شکل ‌دادن به هویت، شخصیت، اندیشه‌ها، ایده‌ها و حتی عقده‌ها، آرمان‌ها، آرزوها و تمایلات او نقش دارد و این مسائل نیز ارتباط تنگاتنگی با ضمیر ناخودآگاه دارند، می‌توان گفت بسیاری از آن‌ها در دوران کودکی شکل می‌گیرند. مرحوم طالقانی دوران کودکی ویژه‌ای داشت؛ زیرا در متن یک خانواده روحانی به دنیا آمد، اما روحانی که از طریق ساعت‌سازی امرار معاش می‌کرد، نه از راه شغل روحانی. روحانیت برای او شغل نبود؛ او یک عالم دینی بود و در کنار آن، با تخصصی که اندوخته بود، روزگار می‌گذراند.

فضایی که طالقانی در آن به دنیا آمد و خانواده‌ای که در آن رشد کرد، تا حدودی سیاسی شده بود. خانواده او با مرحوم مدرس و شخصیت‌های روحانی نواندیش آن دوره ارتباطاتی داشتند. افزون بر این، در آن روزگار، جدال‌های فکری و مذهبی میان نواندیشان و سنت‌گرایان، از یک سو، و جریان‌های دینی و پیروان ادیان دیگر، از سوی دیگر، رونق داشت. گفت‌وگو میان مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و مسلمانان در آن فضاها رونق داشت.

این شرایط باعث شده بود که بخشی از این گفت‌وگوهای بین‌ادیانی در خانه طالقانی و نزد پدر او، ابوالحسن طالقانی، شکل بگیرد. طالقانی نیز در همین فضا رشد کرد و شاهد این گفت‌وگوهای دینی بود. درنتیجه، اندیشیدن به دین و گفت‌وگوهای بین‌ادیانی در ذهن او نهادینه شد.

وجه تمایز طالقانی با سایر روحانیون در چیست؟

تعصبات دین‌گرایانه‌ای که بسیاری از روحانیون نشان می‌دادند، در طالقانی شکل نگرفت و نوعی انعطاف دینی در شخصیت او پدید آمد. این ویژگی باعث شد پذیرش اصلاحات دینی، تغییر نهادهای دینی و تغییرات مذهبی را ــ البته تغییراتی که منشأ فکری داشته باشند و با مبانی دین تعارض پیدا نکنند ــ آسان‌تر بپذیرد و انگیزه بیشتری برای آن‌ها داشته باشد. همچنین این توانایی را پیدا کرد که آمادگی و پذیرندگی بیشتری نسبت به ایده‌های جدید در حوزه دین‌ورزی داشته باشد.

این شرایط باعث شد او از نظر شخصیتی و ذهنیتی، آمادگی بیشتری برای پذیرش ایده‌های جدید در حوزه دین پیدا کند. به همین دلیل، با دوست دوران کودکی، جوانی، میان‌سالی و پیری خود، مرحوم مهدی بازرگان، که خانواده‌های‌شان نیز با یکدیگر ارتباط داشتند، پیوند فکری و دوستانه خود را حفظ کرد. حتی می‌توان گفت طالقانی در برخی موارد از بازرگان نیز نواندیش‌تر و معتدل‌تر شد.

به همین دلیل، گاهی از او با عنوان «مهندس طالقانی» و از بازرگان با عنوان «آیت‌الله بازرگان» یاد می‌کردند. این تفاوت در تعبیر نیز تا حدی نشان می‌دهد که آن فضا، آن شرایط، آن بستر اجتماعی، محیط خانوادگی و گفت‌وگوهای بین‌ادیانی که در آن‌جا شکل می‌گرفت، ذهنیت طالقانی را برای تغییرات بزرگ، رهبری دینی، کنشگری مذهبی و کشاندن دین به عرصه سیاست آماده کرده بود؛ در عین حال، در او نوعی مدارای فکری و مذهبی نیز شکل گرفت.

طالقانی مترجم و شارح کتاب مشهور تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله نائینی است و همین نشان‌دهنده گرایش مشروطه‌خواهی در اوست، خوانش طالقانی از کتاب نائینی چه ویژگی‌هایی دارد؟

باید به فضای پس از ۲۸ مرداد برگردیم. فضای پس از ۲۸ مرداد، فضایی بسیار سخت، سرد، سهمگین و ترسناکی بود. شاه تلاش داشت در قالب «رضاشاه جدید» ظهور کند، منابع قدرت سیاسی را در وجود خود متمرکز سازد، مخالفان و منتقدان را در بند کند، جریان‌های سیاسی را از کار بیندازد و راه را برای یکه‌تازی خود در عرصه سیاست فراهم کند.

این فضای سیاسی بسیار سنگین بود و بسیاری بر این باور بودند که جبهه ملی، راه مصدق و راه مشروطه‌خواهی به بن‌بست رسیده و باید راه دیگری برای مبارزه پیدا کرد. به همین دلیل، می‌بینیم که نهضت مقاومت ملی که بلافاصله پس از کودتا شکل گرفت و همچنین یاران مرحوم طالقانی که بعدها نهضت آزادی را تأسیس کردند، به سمت ورود مذهب به عرصه سیاست حرکت کردند. در این شرایط، که بحرانی در مسیر مشروطه‌خواهی پدید آمده بود، طالقانی به ‌صورت هوشمندانه به انتشار و تصحیح کتاب نائینی پرداخت تا راهی برای اندیشیدن عمیق‌تر درباره مشروطه‌خواهی و سازگاری آن با دین باز شود؛ راهی که بتواند این جریان را فعال‌تر نگه دارد و شاید با آن‌چه در مشروطه ایران اتفاق افتاده بود، تفاوت‌هایی نیز داشته باشد.

البته طالقانی فرصت نکرد این بحث را آن‌گونه که باید بپروراند، اما نشان داد که می‌توان مشروطه را در این فضا دوباره احیا کرد و این راه می‌تواند تنها آلترناتیو، و یکی از جدی‌ترین آلترناتیوهای مبارزاتی، در برابر خودکامگی حکومت پهلوی باشد. او این کار را، به نظر من، در آن فضای سیاسی به‌ صورت هوشمندانه انجام داد.

با این حال، نه جبهه ملی و نه جریان‌های سیاسی کنشگر و معتدل، فرصت پیدا نکردند آثار عمیق‌تر، جدی‌تر و تعیین‌کننده‌تری در دفاع از آزادی، مشروعیت و دموکراسی بنویسند. به همین دلیل، جریان مبارزاتی به سمت حرکت‌های رادیکال، حرکت‌های انقلابی و تحقق اسلام سیاسی پیش رفت. به‌تدریج، با ظهور آیت‌الله خمینی و نیز جنبش‌های اسلام‌گرای نواندیش، انقلابی و تندرو، مانند شریعتی و دیگران، مسیر مبارزاتی به سمت حاکمیت دینی حرکت کرد. درنتیجه، گفتمان مشروطه‌خواهی به بن‌بست رسید، راه اصلاحات متوقف شد و راه انقلاب به ‌عنوان مسیر اصلی مبارزه پذیرفته شد.

۲۵۹

کد مطلب 2273447

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین