به گزارش خبرآنلاین، پیشروی نیروهای مسلح یمن در غرب این کشور و تصرف بنادر و جزایر کلیدی در سواحل تنگه بابالمندب، معادله محاصره در برابر محاصره در منطقه را بیش از پیش پیچیدهتر کرد. اکنون نیروهای یمنی وابسته به انصارالله تسلط بیشتری بر آبراهه کلیدی بابالمندب دارند. پیشرویهای انصارالله یمن در واکنش به محاصره این کشور توسط عربستان سعودی در حالی رخ میدهد که همزمان ایران در مواجهه با محاصره دریایی ایالات متحده آمریکا، کنترل بر تنگه هرمز را ادامه میدهد.
به روایت ایرنا؛ جنبش انصار الله یمن تاکید دارد که تسلط این گروه بر تنگه بابالمندب هیچ تاثیری بر جریان آزاد کشتیرانی در تنگه بابالمندب ندارد و اقدامهای این گروه در مقابله با محاصره از سوی عربستان سعودی است و تنها کشتیهای عربستان سعودی را تحت تاثیر قرار میدهد.
بر اساس جدول آماری ارائه شده از سوی انصارالله، ۳۶ شناور در روز پنجشنبه و ۳۷ شناور در روز جمعه از این آبراه گذشتهاند که معادل ۹۸.۶ درصد از میانگین ترافیک روزانه ثبتشده پیش از اعمال ممنوعیت علیه کشتیهای عربستان سعودی در تاریخ ۲۰ ژوئیه است. این گروه تأکید کرده است که دریانوردی بینالمللی در بابالمندب «آزاد، امن و روان» است. انصارالله با ارئه این آمار بر موضع خود مبنی بر ممنوعیت عبور کشتیهای پرچم یا مالکیت عربستان سعودی مجدداً تاکید کردهاست.
به رغم اتهامزنیهایی که برخی رسانهها و دولتهای غربی در خصوص مداخله جمهوری اسلامی ایران در پیشروی انصارالله یمن در سواحل غربی مطرح کردهاند، تهران با قاطعیت هرگونه دخالت در این مساله را تکذیب کردهاست.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به اتهامزنیها در مورد دخالت ایران در این تحولات در گفتوگویی تاکید کرد: «این به یک الگوی تکراری در سیاستورزی در آمریکا تبدیل شده و برخی هم، واقعیت این است که از آن کپیبرداری میکنند؛ اینکه اشتباهات و مشکلات خود را خیلی راحت به دیگران نسبت میدهند. این رویکرد باعث نخواهد شد که مشکل حل شود، بلکه صرفاً موجب گمراهی افکار عمومی و البته گمراهی خودشان در یافتن راهحل خواهد شد.»
با این حال بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که خارج شدن وضعیت تنگه هرمز و بابالمندب از حالت عادی، میتواند همافزایی چشمگیری ایجاد کند که ممکن است طرفهای مقابل را وادار به تجدید نظر در رویکردشان کند. آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در مقابل دولت نجات ملی یمن، اکنون در مقابل دو گزینه قرار گرفتهاند که هیچ یک برای آنها مطلوب نیست: گزینه اول تشدید هر چه بیشتر تنش و تلاش برای مقابله از طریق نظامی است و گزینه دوم ورود به فرآیند دیپلماتیک و پذیرش مطالبات تهران و صنعا است.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفتوگویی با روزنامه فرامنطقهای العربی الجدید تاکید کرد: « امروز با مجموعهای از بحرانها و تنشهای بههمپیوسته در منطقه مواجه هستیم و تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که راهحل این مسائل از مسیر تقابل، فشار و ورود بازیگران خارج از منطقه به دست نمیآید. هرچه کشورهای منطقه بیشتر با یکدیگر گفتوگو کنند، شناخت متقابل آنها از نگرانیها، دغدغهها و منافع یکدیگر افزایش مییابد و این روند میتواند به کاهش سوءتفاهمها و مدیریت تنشها کمک کند.»
پیشروی سریع انصارالله در ساحل غربی یمن، سقوط بندر تاریخی مخا و کنترل بر جزیره پریم (مایون) در قلب بابالمندب و جزایر حنیش و زُقر تلاشهای آمریکا برای کنترل قیمت نفت از طریق استفاده از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز را خنثی کرد و بلافاصله بعد از انتشار اخبار پیشروی انصارالله، قیمت نفت تا حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش پیدا کرد.
افزایش قیمت انرژی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، فشار افکار عمومی را در داخل این کشور بر دولت ترامپ افزایش میدهد. در عین حال تمرکز آمریکا بر جنگ ایران، باعث شدهاست که توان نظامی آمریکا برای درگیر شدن در جبهههای دیگر به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند.
ماجد المذحجی، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی صنعا به فارن پالیسی میگوید: «سقوط بندر مخا و چشمانداز کنترل انصارالله بر بابالمندب یک تغییر استراتژیک بزرگ است؛ این رویداد به آنها اجازه میدهد فشار مقطعی بر کشتیرانی را با هزینهای بسیار کمتر، به یک تهدید مداوم و پایدار تبدیل کنند.»
هم ایران و هم انصارالله یمن رسما اعلام کردهاند که هدفشان از کنترل بر آبراههای کلیدی، انسداد دائمی یا اختلال در دریانوردی تجاری نیست، بلکه این اقدام واکنشی به محاصره و جنگی است که از سوی نیروهای خارجی به آنها تحمیل شدهاست.
در شرایطی که رسانههای غربی از جمله «سیانان» سعی دارند در قالب روایتسازی کنترل تنگه بابالمندب را «گزینه هستهای اقتصادی ایران» در صورت به بنبست رسیدن مذاکرات با آمریکا توصیف کنند تهران اما تاکید دارد که موضوع یمن صرفا از طریق گفتوگوهای یمنی-یمنی قابل حل و فصل است، نه دخالت خارجی. سیدعباس عراقچی در این مورد تاکید کرد: «در مورد یمن نیز موضع جمهوری اسلامی ایران روشن است. ما معتقدیم مسئله یمن راهحل نظامی ندارد و آینده این کشور باید توسط خود یمنیها و از طریق گفتوگو و یک روند سیاسی فراگیر تعیین شود.»
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تصمیم نیروهای یمنی به توسعه مناطق تحت کنترل در سواحل غربی را یک مساله خودانگیخته توصیف کرد و گفت: «یمنیها چندین سال است تحت یک محاصره ظالمانه قرار داشتهاند و از همه امکانات عادی که هر کشوری باید از آن بهرهمند شود، محروم شدهاند. یمنیها به این نتیجه رسیدند که سازمان ملل متحد و سازوکارهای منطقهای قرار نیست کمکی به بهبود اوضاع بکنند و لذا تصمیم خودشان را برای شکست محاصره گرفتند. شرایطی که یمنیها در این چند سال با آن مواجه بودند، زندگی را برای مردم یمن بسیار سخت کرد.»
بقائی تصریح کرد: «آمادهایم برای هرگونه کمک در جهت گفتوگو و اجرای نقشه راهی که بین خود یمنیها و طرفهای مربوطه، از جمله عربستان، بر سر آن تفاهم شده است. بنابراین، موضع ما یک موضع اصولی است و مبتنی بر آن چیزی است که خودشان در این خصوص توافق کردهاند.»
مونا یعقوبیان، کارشناس ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در گفتوگو با انبیسی نیوز با ادعای ارتباط افزایش تنشهای در بابالمندب با جنگ آمریکا علیه ایران میگوید: «آمریکا در جنگ با ایران پیروز نیست. ایران هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نداده و در عوض، تمایل خود را برای جنگیدن و تشدید بحران در هر جایی که بتواند به اثبات رسانده است.»
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و مسئول سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل مینویسد: «آنچه میبینیم مستقیماً به شکست کلیتر در ایجاد بازدارندگی در برابر ایران مربوط میشود. تهران و متحدانش به این نتیجه رسیدهاند که برهه کنونی، نه صرفاً زمانی برای بقا، بلکه فرصتی برای تغییر و بازترسیم نقشه راهبردی منطقه است.»
بازنویسی معادله بازدارندگی
تحولات یمن بیش از هر زمان دیگر به متحدان منطقهای آمریکا ثابت کرده که چتر امنیتی آمریکا کارآیی و اثربخشی خود را از دست دادهاست. تصمیمی که آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴ برای آغاز تجاوز نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران گرفت، به کشورهای منطقه ثابت کرد که اتکای به توان نظامی آمریکا نمیتواند در مقابل آسیبهای امنیتی و اقتصادی برای آنها بازدارندگی ایجاد کند.
گزارش روز جمعه اکسیوس نشان داد تمرکز شدید ایالات متحده بر جنگ و محاصره دریایی علیه ایران در تنگه هرمز باعث شده که ترامپ درخواستهای مکرر محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان سعودی برای حملات مستقیم هوایی به انصارالله را رد کند.
اکسیوس در گزارش خود نوشت: «مقامات آمریکایی تاکید کردند که مقامهای نظامی واشنگتن به همتایان سعودی خود گفتهاند دستور ترامپ این است که نیروهای آمریکایی فقط روی ایران و تنگه هرمز تمرکز کنند و از باز کردن جبهه جدید بپرهیزند.»
سیانان نیز در گزارشی دیگر با اشاره به اینکه «نیروهای آمریکایی پس از ۶ ماه جنگ با ایران تحت فشار شدید هستند » ادعا کرد: «تمرکز اصلی ارتش آمریکا روی تنگه هرمز است؛ جایی که مشغول انجام حملات علیه اهداف ایرانی، اسکورت کشتیهای تجاری و حفظ محاصره دریایی بنادر ایران است.»
این رویدادها بار دیگر به ریاض ثابت میکند که خیال اتکا به واشنگتن برای مقابله با تحولاتی که آنها را تهدید انگاشته، قرار نیست به واقعیت بپیوندد.
پایگاه خبری سیانان پنجشنبه شب در گزارشی اختصاصی با اشاره به بیمیلی آمریکا به ورود به جنگ علیه انصارالله یمن نوشت: «دلیل تمرکز بر جنگ با ایران و تجربه تلخ گذشته، آمریکا خطقرمزهای پررنگی گذاشته است: در حملات هوایی عربستان مشارکت مستقیم نمیکند، سوخترسانی هوایی انجام نمیدهد و از وارد شدن به یک جنگ با پایانِ نامشخص با حوثیها اجتناب میکند.»
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) با اشاره به کارزار نظامی شکستخورده بهار سال گذشته آمریکا علیه انصارالله یمن مینویسد: «عدم تمایل واشنگتن برای ورود مجدد به یک رویارویی بزرگ با حوثیها نشاندهنده یک نتیجه ناخوشایند است: کمپین قبلی آمریکا در ایجاد بازدارندگی پایدار شکست خورد. انصارالله در ایجاد معادله بازدارندگی اختصاصی خود با واشنگتن موفق شده است. دولت ترامپ خواهان یک جنگ بیپایان جدید در خاورمیانه نیست و حوثیها این محدودیت را به خوبی درک میکنند.»
سیترینوویچ، با اشاره به نشست کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با ایران برای اعلام رسمی ساز و کار تردد در تنگه هرمز مینویسد: «این نشستها و تحرکات قبل از هر چیز بازتاب خشم و ناامیدی عمیق در خلیج فارس از سیاست آمریکا در منطقه است. تصمیم آنها امروزه انتخاب بین ایران و آمریکا نیست؛ بلکه انتخاب بین یک رویارویی بیپایان با هزینههای سنگین اقتصادی، یا یک توافق برای بازگرداندن نسبی ثبات است... تمایل به رسیدن به ترتیبات جدید در تنگه هرمز روشنترین نشانه از فرسایش شدید اعتماد به واشنگتن است.»
تهران نیز آمریکا را به عنوان عامل اصلی وضعیت فعلی در تنگه هرمز میداند و تاکید میکند که کشورهایی که از این وضعیت آسیب میبینند، باید آمریکا را مسئول بدانند. اسماعیل بقائی در این خصوص تاکید کرد: «ناامنی در تنگه هرمز نتیجه اقدامات غیرقانونی آمریکاست. اگر در این شش ماه، جامعه جهانی از گران شدن سوخت و انرژی یا نرسیدن محصولات و اقلامی که حتماً باید از این آبراه عبور کنند، ناراحت است، باید آمریکا را مورد سؤال قرار دهد. جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان مقصر این وضعیت نیست. این موضوع را باید مدام به دنیا یادآوری کرد.»
در حال حاضر میتوان گفت که تهران و صنعا در دو پرونده متفاوت توانستهاند با نشان دادن قدرت خود در کنترل آبراهههای بینالملل، فشار ناشی از جنگ، ناامنی و محاصره اقتصادی را به عاملان اصلی آن بازگردانند. اما این کنترل نه برای جمهوری اسلامی ایران و نه برای جنبش انصارالله یمن هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به نقطه مطلوب در برداشتهشدن سایه جنگ و لغو محاصره و بازگرداندن ثبات و امنیت به منطقه است.
تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران با هدف محدودسازی توان تهران آغاز شد، اما در عمل به واگذاری عملی کنترل تنگه هرمز منجر شد. با امتناع واشنگتن از ورود به باتلاق یمن و ناتوانی در تضمین امنیت انرژی، کشورهای منطقه در حال بازنگری در وابستگی سنتی خود به آمریکا هستند. معادله محاصره در برابر محاصره نشان داد که ابزارهای فشار غرب دیگر قادر به حفظ نظم قدیمی نیست و نقشه راهبردی خاورمیانه در حال بازنویسی است.
315






نظر شما