به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین الهه خسروی در گزارشی که با هوش مصنوعی تهیه کرده، می نویسد: اما پشت این جمله، بحثی بسیار گستردهتر قرار دارد: انسان تا چه اندازه با آنچه جامعه از او انتظار دارد ساخته میشود و تا چه اندازه میتواند خودش را بسازد؟
سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دو بووار یکی از مهمترین متفکران فرانسه در قرن بیستم و از چهرههای برجسته اگزیستانسیالیسم، پدیدارشناسی و فلسفه فمینیستی بود. او در آثارش درباره آزادی، مسئولیت، رابطه انسان با دیگری، عشق، پیری، ستم، استعمار و وضعیت زنان نوشت.
مشهورترین اثر دوبووار، «جنس دوم» است که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و بعدها به یکی از آثار بنیادین تاریخ اندیشه فمینیستی تبدیل شد. پژوهشهای دانشگاهی معاصر بر استقلال فکری دوبووار تأکید دارند و او را صرفاً همراه یا توضیحدهنده ژان پل سارتر نمیدانند.
سیمون دوبووار که بود؟
سیمون دوبووار در سال ۱۹۰۸ در پاریس متولد شد. او در خانوادهای سنتی و کاتولیک بزرگ شد، اما در جوانی از بسیاری از باورهای مذهبی و اجتماعی محیط خود فاصله گرفت. دوبووار تحصیلات فلسفی جدی داشت و در فضای فکری فرانسه با اندیشههای متفکرانی مانند هوسرل، هایدگر، هگل و کییرکگور آشنا شد.
او در سالهای بعد به حوزههای مختلفی پرداخت:
- فلسفه؛
- رماننویسی؛
- خاطرهنویسی؛
- اخلاق؛
- نقد اجتماعی؛
- و فعالیت سیاسی.
دوبووار در ۱۴ آوریل ۱۹۸۶ در پاریس درگذشت؛ اما آثار و اندیشههای او همچنان در فلسفه، مطالعات زنان، جامعهشناسی و ادبیات بررسی میشوند.
رابطه سیمون دوبووار و ژان پل سارتر
رابطه طولانی دوبووار با ژان پل سارتر بخش مهمی از زندگی عمومی او بود. این دو متفکر در فضای فکری فرانسه حضوری پررنگ داشتند و درباره آزادی، اخلاق، مسئولیت و وضعیت انسان مدرن بحث میکردند.
بااینحال، اگر دوبووار را فقط از طریق سارتر بشناسیم، بخش مهمی از میراث فکری او نادیده گرفته میشود. سالها در برخی روایتها، دوبووار بیشتر بهعنوان همراه یا پیرو سارتر معرفی میشد؛ اما پژوهشهای چند دهه اخیر این تصویر را بهطور جدی بازبینی کردهاند.
دوبووار در زمینههای اخلاق، پدیدارشناسی، فلسفه اجتماعی، فلسفه سیاسی و فمینیسم سهمی مستقل دارد. بنابراین، رابطه فکری او با سارتر باید بخشی از تاریخ روشنفکری فرانسه دانسته شود، نه کلید فهم تمام اندیشه دوبووار.
«جنس دوم» چرا اهمیت دارد؟
دوبووار در کتاب «جنس دوم» به پرسشی ظاهراً ساده اما بسیار دشوار پرداخت: زنبودن دقیقاً به چه معناست؟ او مسئله زنان را فقط از زاویه زیستشناسی بررسی نکرد. برای دوبووار، تاریخ، اقتصاد، فرهنگ، اسطورهها، ادبیات، تربیت، خانواده و تجربههای روزمره نیز در شکلگیری مفهوم زن نقش دارند.
به همین دلیل، «جنس دوم» فقط کتابی درباره حقوق زنان نیست؛ بلکه پژوهشی گسترده درباره چگونگی شکلگیری تصویری اجتماعی از «زن» است. یکی از ایدههای محوری دوبووار این است که زن در بسیاری از ساختارهای اجتماعی بهعنوان «دیگری» تعریف شده و مرد بهصورت سوژه یا معیار اصلی انسان معرفی شده است.
از نگاه او، مرد اغلب بهعنوان انسان عمومی و معیار سنجش شناخته میشود؛ درحالیکه زن بهعنوان موجودی متفاوت و وابسته به این معیار تعریف میشود.
«زن به دنیا نمیآید، زن میشود» یعنی چه؟
معروفترین جمله دوبووار را اگر از زمینه اصلی آن جدا کنیم، ممکن است معنایی ساده پیدا کند؛ اما منظور او پیچیدهتر است. دوبووار نمیگوید بدن یا تفاوتهای زیستی وجود ندارند. بحث او این است که از وجود یک بدن خاص نمیتوان بهسادگی تمام معنای اجتماعی و روانی زنبودن را نتیجه گرفت.
جامعه به بدن معنا میدهد و از فرد انتظار دارد بر اساس این معنا رفتار کند. کودکی که از سالهای نخست زندگی با مجموعهای از بایدها و نبایدهای مربوط به دختر یا پسر بودن روبهرو میشود، بهتدریج در جهان اجتماعی مشخصی جای میگیرد.
اینکه چه چیزی زنانه یا مردانه، مناسب یا نامناسب تلقی شود، فقط مسئله زیستشناسی نیست؛ بلکه به تربیت، فرهنگ، خانواده، آموزش و ساختارهای اجتماعی نیز ارتباط دارد. از همینجا مفهوم «شدن» اهمیت پیدا میکند.
در خوانش دوبووار، زنشدن فرایندی اجتماعی و زیسته است؛ فرایندی که فرد آن را تجربه میکند و در شرایط تاریخی و فرهنگی خاص با آن مواجه میشود.
«دیگری» در فلسفه دوبووار چیست؟
یکی از کلیدواژههای مهم برای فهم «جنس دوم»، مفهوم دیگری است. دوبووار از سنت اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی استفاده میکند تا توضیح دهد انسانها خودشان را در رابطه با دیگران میشناسند.
مسئله زمانی پیچیده میشود که یک گروه اجتماعی بهعنوان معیار اصلی و گروه دیگر بهعنوان «دیگری» تعریف شود. در تحلیل دوبووار، زن در بسیاری از جوامع تاریخی نه بهعنوان انسانی مستقل، بلکه در نسبت با مرد تعریف شده است:
- همسرِ مرد؛
- مادرِ فرزند؛
- دخترِ خانواده؛
- یا موجودی که ویژگیهایش با معیارهای مردانه سنجیده میشود.
این مفهوم فقط به رابطهای فردی مربوط نیست. دوبووار آن را به ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی پیوند میدهد. به همین دلیل، بحث «دیگری» بعدها در مطالعات مربوط به هویت، تبعیض و تجربه گروههای بهحاشیهراندهشده نیز اهمیت پیدا کرد.
دوبووار و اگزیستانسیالیسم؛ آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد
دوبووار معمولاً در کنار سارتر و دیگر متفکران اگزیستانسیالیست معرفی میشود؛ اما اخلاق او مسیر خاص خود را دارد. او در کتاب «اخلاق ابهام» تلاش میکند مسئله آزادی را به رابطه انسان با دیگران پیوند بزند.
اگر انسان آزاد است، آزادی فقط به معنای انتخاب شخصی نیست؛ اعمال ما بر امکانهای زندگی دیگران نیز اثر میگذارند. از این منظر، آزادی مفهومی منزوی نیست.انسان در جهان و میان انسانهای دیگر زندگی میکند و نمیتواند مسئولیت پیامدهای اخلاقی انتخابهایش را بهطور کامل کنار بگذارد.
در اندیشه دوبووار، آزادی فردی با امکان تحقق آزادی دیگران ارتباط دارد. انسان فقط زمانی میتواند آزاد باشد که دیگران نیز فرصت و امکان آزادی داشته باشند. این بخش از اندیشه دوبووار نشان میدهد چرا فمینیسم او فقط درباره زنان نیست؛ مسئله اصلیتر، شرایطی است که امکان انتخاب، استقلال و شکوفایی انسانها را محدود میکند.
آیا دوبووار فقط فمینیست بود؟
اگرچه نام دوبووار بیش از هر چیز با فمینیسم گره خورده است، محدودکردن او به همین عنوان، بخش مهمی از آثارش را نادیده میگیرد. او رمان نوشت، خاطرات منتشر کرد، درباره اخلاق و سیاست بحث کرد و به موضوعاتی مانند پیری و تجربه زیسته سالمندان پرداخت.
کتاب «پیری» که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد، نشان میدهد دغدغه دوبووار درباره محدودشدن امکانهای زندگی فقط به مسئله جنسیت ختم نمیشد. او همچنین درباره تجربه سیاهپوستان در آمریکا، استعمار و مسائل سیاسی زمانه خود تأمل کرد.
البته پژوهشگران معاصر محدودیتهای برخی تحلیلهای دوبووار، از جمله شیوه پرداختن او به نژاد و قومیت، را نیز بررسی کردهاند. بنابراین، خواندن دوبووار در روزگار ما همزمان به دو رویکرد نیاز دارد: توجه به تأثیر تاریخی آثار او و بررسی انتقادی نقاط ضعف آنها.
بدن، تجربه زیسته و ساختار اجتماعی
دوبووار در تحلیل وضعیت زنان، میان بدن و معنایی که جامعه به بدن میدهد تفاوت میگذارد. بدن بخشی از تجربه انسان است، اما معنای اجتماعی بدن از پیش و برای همیشه تعیین نشده است. برای مثال، توانایی زیستی زن برای بارداری نمیتواند بهتنهایی سرنوشت اجتماعی، شغلی، اخلاقی یا فکری او را تعیین کند.
جامعه ممکن است از یک ویژگی زیستی، مجموعهای از نقشها و محدودیتها بسازد. دوبووار میکوشد نشان دهد آنچه طبیعی و بدیهی به نظر میرسد، گاهی محصول عادتها، تربیتها و ساختارهای تاریخی است. از نظر او، تجربه زنانه در خلأ شکل نمیگیرد؛ بلکه به وضعیت اقتصادی، جایگاه اجتماعی، قوانین، فرهنگ، خانواده و امکانهای واقعی زندگی وابسته است.
چرا «جنس دوم» هنوز خوانده میشود؟
بیش از هفتاد سال از انتشار «جنس دوم» گذشته است، اما پرسشهای آن هنوز در بحثهای مربوط به موضوعات زیر دیده میشود:
- نقشهای جنسیتی؛
- بدن؛
- استقلال فردی؛
- کار؛
- عشق؛
- ازدواج؛
- تربیت؛
- مادری؛
- و هویت.
البته این موضوع به معنای بینقصبودن کتاب نیست. پژوهشگران معاصر نقدهایی درباره نگاه دوبووار به نژاد، قومیت و برخی محدودیتهای تاریخی اثر مطرح کردهاند. تاریخ ترجمه «جنس دوم» نیز بحثبرانگیز بوده است. ترجمه انگلیسی اولیه بخشهایی از متن اصلی را حذف یا سادهسازی کرده بود و ترجمه جدیدتر در سال ۲۰۱۰ تلاش کرد متن کاملتری ارائه دهد.
اهمیت ماندگار «جنس دوم» در این است که به خواننده ابزاری برای پرسشگری میدهد: آیا آنچه طبیعی، همیشگی و بدیهی معرفی میشود، واقعاً طبیعی و همیشگی است یا بخشی از آن در جامعه ساخته شده است؟
میراث سیمون دوبووار؛ از فلسفه تا زندگی روزمره
شاید جذابترین بخش میراث دوبووار این باشد که فلسفه را از کتابخانه بیرون میآورد و به زندگی روزمره پیوند میزند. پرسش او فقط این نیست که «زن چیست؟»؛ پرسش عمیقتر این است که انسان چگونه در شرایطی اجتماعی، تاریخی و جسمانی به چیزی تبدیل میشود که دیگران از او انتظار دارند.
دوبووار در برابر جبرگرایی ساده، بر امکان آزادی تأکید میکند؛ اما آزادی را بدون توجه به شرایط واقعی زندگی کافی نمیداند. انسان انتخاب میکند، اما انتخابهایش در خلأ رخ نمیدهند. فرد ممکن است از نظر حقوقی آزاد باشد، اما فقر، تبعیض، خشونت، نابرابری آموزشی یا وابستگی اقتصادی میتواند امکان انتخاب واقعی او را محدود کند.
به همین دلیل، برای فهم آزادی باید هم اراده فرد و هم شرایط اجتماعی او را در نظر گرفت.
جمعبندی؛ دوبووار چه چیزی به ما یاد میدهد؟
سیمون دوبووار یکی از مهمترین متفکرانی است که نشان داد هویت انسان فقط نتیجه ویژگیهای زیستی یا انتخابهای فردی نیست. جامعه، تاریخ، زبان، تربیت، نهادهای سیاسی و روابط قدرت نیز در شکلگیری هویت انسان نقش دارند.
جمله «زن به دنیا نمیآید، بلکه زن میشود» به این معناست که زنبودن، بهعنوان یک نقش و هویت اجتماعی، در فرایندی تاریخی و فرهنگی شکل میگیرد. این جمله تفاوتهای بدنی را انکار نمیکند؛ بلکه درباره معنا و انتظاراتی پرسش میکند که جامعه بر این تفاوتها تحمیل میکند.
دوبووار همچنین یادآوری میکند که آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد و آزادی یک فرد با امکان آزادی دیگران پیوند خورده است. در لایهای عمیقتر، او پرسشی درباره خود انسان مطرح میکند: ما چقدر خودمان را میسازیم و چقدر توسط جهانی که در آن متولد شدهایم ساخته میشویم؟
همین پرسش است که سیمون دوبووار را پس از گذشت دههها همچنان به متفکری زنده و اثرگذار در فلسفه، فمینیسم و اندیشه اجتماعی تبدیل کرده است.
57





نظر شما