به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم از روزی سخت و هراسانگیز سخن میگوید؛ روزی که انسان در برابر نتیجه اعمالی که در دنیا انجام داده است قرار میگیرد. در آن روز، برخی چنان گرفتار حسرت و پشیمانی میشوند که آرزو میکنند ایکاش اصلاً انسان نبودند و به خاک تبدیل میشدند.
بنابر روایت فارس، پایان سوره نبأ، سرنوشت اهل تقوا و صحنه حسابرسی اعمال را به تصویر میکشد و آغاز سوره نازعات نیز با ترسیم صحنهای هولناک از قیامت و امکان بازگشت انسان پس از مرگ، بر حقیقت معاد تأکید میکند. در تفسیر المیزان، محور اصلی این آیات را میتوان در پیوند میان «تدبیر الهی»، «مرگ و بعث» و «نتیجه اعمال انسان» مشاهده کرد.
بهشتی که در آن خبری از دروغ و سخن بیهوده نیست
سوره نبأ پس از بیان سرنوشت طغیانگران، فضای آیات را تغییر میدهد و میفرماید: «إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا»؛ برای اهل تقوا «مفاز» و رستگاری وجود دارد.
علامه طباطبایی در المیزان، «مفاز» را هم به معنای رسیدن به خیر همراه با سلامت و نجات و هم به عنوان اسم مکان تفسیر میکند. بنابراین، این تعبیر تنها بیانگر یک کامیابی معمولی نیست، بلکه از نجات یافتن از شر و دست یافتن به خیر سخن میگوید.
آیات بعد، بخشی از این کامیابی را با تعابیری مانند «حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا» و «کَأْسًا دِهَاقًا» توصیف میکنند؛ باغهایی سرسبز، نعمتهای بهشتی و جامهایی لبریز.
با این حال، یکی از نکات مهم در توصیف بهشت، تنها برخورداری از نعمتهای مادی نیست. قرآن در آیه ۳۵ میفرماید: «لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا کِذَّابًا».
بر اساس این آیه، فضای بهشت نیز از سخنان بیهوده، تکذیب و دروغ پاک است. سخنان اهل بهشت، سخن حق و مطابق با واقع است و از همین رو، زندگی در آنجا از آلودگیهای فکری و زبانی که در دنیا وجود دارد، خالی خواهد بود.
پاداشی که بر اساس حساب و استحقاق عطا میشود
قرآن کریم این نعمتها را با تعبیر «جَزَاءً مِنْ رَبِّکَ عَطَاءً حِسَابًا» توصیف میکند؛ پاداشی که از سوی پروردگار عطا میشود.
در نگاه علامه طباطبایی، واژه «حساباً» نشان میدهد که این عطا، حسابشده و متناسب با استحقاق و اعمال بندگان است. بنابراین، بهشت در منطق قرآن نتیجه یک اتفاق یا برخورداری از امتیازی بدون ضابطه نیست، بلکه با مسیر زندگی و انتخابهای انسان ارتباط مستقیم دارد.
پس از آن، قرآن عظمت صحنه قیامت را با این تعبیر بیان میکند: «رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا الرَّحْمَنِ».
همه موجودات در برابر پروردگار جهان قرار میگیرند و «لَا یَمْلِکُونَ مِنْهُ خِطَابًا»؛ هیچکس در برابر او اختیار و مالکیتی برای سخن گفتن ندارد.
در تفسیر المیزان، «خطاب» در این بخش از آیات، ناظر به امکان اعتراض، درخواست بیضابطه یا در اختیار داشتن وسیلهای برای رهایی از کیفر دانسته شده است. حتی شفاعت نیز تنها در محدوده اذن الهی معنا پیدا میکند.

روزی که تنها سخن درست و شایسته شنیده میشود
آیه ۳۸ سوره نبأ، تصویری باشکوه از صحنه محشر ارائه میدهد: «یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَةُ صَفًّا».
در آن روز، روح و فرشتگان در صف میایستند و هیچکس اجازه سخن گفتن ندارد، مگر آنکه رحمان به او اذن دهد و «قَالَ صَوَابًا»؛ سخنی درست و شایسته بر زبان آورد.
علامه طباطبایی درباره مفهوم «روح» احتمالهای مختلفی را مطرح میکند و در نهایت، با توجه به مجموعه آیات، آن را موجودی از عالم امر الهی میداند که در کنار فرشتگان در صحنه قیامت حضور خواهد داشت.
با این حال، نکته اساسی آیه، نمایش جایگاه انسان در برابر حاکمیت مطلق خداوند است. حتی موجودات عالم غیب نیز در برابر فرمان الهی استقلالی از خود ندارند.
در ادامه، آیه ۳۹ نتیجهای مهم را مطرح میکند: «ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَیٰ رَبِّهِ مَآبًا».
آن روز، روز حق است و انسان میتواند پیش از فرارسیدن آن، راه بازگشت به سوی پروردگار خود را انتخاب کند.

چرا قیامت نزدیک توصیف شده است؟
آخرین آیه سوره نبأ، هشدار قرآن را به شکلی شخصیتر متوجه انسان میکند: «إِنَّا أَنْذَرْنَاکُمْ عَذَابًا قَرِیبًا».
قیامت از آن جهت «نزدیک» معرفی شده که قطعی و حتمی است؛ از این منظر، هر اتفاقی که وقوع آن قطعی باشد، هرچند در آینده رخ دهد، نزدیک محسوب میشود.
از سوی دیگر، اعمال انسان نیز از او جداشدنی نیستند. انسان در روز حساب با همان چیزی مواجه خواهد شد که در دنیا برای خود پیش فرستاده است: «یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ».
پایان این آیه، تصویری تکاندهنده از حسرت انسان ارائه میکند: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرَابًا».
انسانی که در دنیا فرصت انتخاب داشته است، در قیامت آرزو میکند ایکاش موجودی بیاختیار و بدون مسئولیت بود و به خاک تبدیل میشد تا گرفتار نتیجه اعمال خود نشود.
پنج سوگند برای بیان یک حقیقت بزرگ
با آغاز سوره نازعات، قرآن وارد فضای تازهای میشود: «وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا».
درباره اینکه این پنج تعبیر دقیقاً به چه چیزی اشاره دارند، میان مفسران دیدگاههای مختلفی وجود دارد؛ اما علامه طباطبایی با توجه به ارتباط معنایی آیات، احتمال مربوط بودن آنها به فرشتگان را مناسبتر میداند.
از این منظر، تعابیر یادشده مراحل گوناگون مأموریت فرشتگان را توصیف میکنند؛ حرکت برای اجرای فرمان الهی، شتاب گرفتن، سبقت گرفتن و در نهایت تدبیر امور به اذن خداوند.
بر این اساس، آیات از نظامی سخن میگویند که در آن فرشتگان واسطه اجرای فرمان الهی هستند، اما هیچ استقلالی از خود ندارند.
یک لرزش، یک صیحه و بازگشت انسان به صحنه حشر
پس از این سوگندها، قرآن بهطور مستقیم وارد بحث قیامت میشود: «یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ».
علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات، این دو تعبیر را ناظر به دو مرحله از نفخ صور میداند؛ مرحله نخست و سپس نفخهای که پس از آن میآید و انسانها را به صحنه حشر بازمیگرداند.
در آن روز، «قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ»؛ دلها هراسان و چشمها خاشع خواهند بود.
این همان انسانهایی هستند که در دنیا میپرسیدند: «أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحَافِرَةِ؟»؛ آیا پس از مرگ بار دیگر به زندگی بازمیگردیم؟
قرآن در پاسخ، با عبارتی کوتاه و قاطع میفرماید: «فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ، فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ».
بازگرداندن انسانها برای خداوند دشوار نیست؛ این بازگشت تنها با «زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ» تحقق مییابد و ناگهان انسانها در صحنه حشر حاضر میشوند.
صفحه ۵۸۳؛ یک پیام مشترک درباره قیامت و سرنوشت انسان
در مجموع، آیات صفحه ۵۸۳ قرآن کریم یک حقیقت مشترک را از دو زاویه دنبال میکنند: قیامت هم صحنه دریافت نتیجه اعمال انسان است و هم اثبات میکند که مرگ، پایان وجود انسان نیست.
در سوره نبأ، انسان آینده خود را در «مَفَاز» یا در حسرت و پشیمانیِ «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرَابًا» مشاهده میکند و در سوره نازعات، همین حقیقت با تصویر فرشتگان، نفخ صور و برخاستن ناگهانی انسان از زمین بار دیگر مورد تأکید قرار میگیرد.
در عین حال، راه بازگشت پیش از فرارسیدن آن روز در اختیار خود انسان قرار دارد: «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَیٰ رَبِّهِ مَآبًا».
تلاوت این آیات از قرآن کریم را که در صفحه ۵۸۳ قرار دارد، ببینید و بشنوید.





نظر شما