به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فرعون کار خود را با طغیان آغاز کرد و سرانجام آنقدر در سرکشی پیش رفت که خود را «رَبُّکُمُ الْأَعْلَیٰ» نامید؛ اما قرآن کریم نشان میدهد که این ادعای بزرگ چگونه از دل طغیان و نافرمانی شکل گرفت و سرنوشت چنین سرکشیای برای فرعون چه بود.
بنابر روایت فارس، بخشی از سوره نازعات با روایت مأموریت حضرت موسی(ع) و رویارویی او با فرعون آغاز میشود؛ سپس سرانجام فرعون و نشانههای قدرت خداوند در آفرینش را یادآوری میکند و در ادامه، نگاه انسان را به قیامت و کوتاهی عمر دنیا در برابر آن معطوف میسازد.
در تفسیر المیزان، ارتباط این بخشهای سوره را میتوان در محور مهمی دنبال کرد: ربوبیت و قدرت مطلق خداوند و پیامدهای طغیان انسان در برابر پروردگار.
دعوتی که حتی فرعون را به پاکی فرا میخواند
آیات ۱۶ تا ۱۹ از جایی آغاز میشوند که خداوند، حضرت موسی(ع) را در «الْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی» مورد خطاب قرار میدهد و مأمور میکند نزد فرعون برود: «اذْهَبْ إِلَیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَیٰ».
بر اساس این آیات، مسئله فرعون تنها مخالفت با یک پیامبر نبود؛ قرآن ریشه رفتار او را در یک ویژگی اساسی یعنی طغیان و سرکشی معرفی میکند.
با این حال، شیوه دعوت حضرت موسی(ع) نیز قابل توجه است. او ابتدا نمیگوید که فرعون را با قدرت کنار بزنید، بلکه دعوت خود را با این پرسش آغاز میکند: «هَل لَّکَ إِلَیٰ أَن تَزَکَّیٰ»؛ آیا میخواهی پاک و اصلاح شوی؟
پس از آن نیز میفرماید: «وَأَهْدِیَکَ إِلَیٰ رَبِّکَ فَتَخْشَیٰ»؛ آیا میخواهی تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا از او خشیت داشته باشی؟
بنابراین، در این دعوت، تزکیه و شناخت پروردگار مقدمه خشیت الهی معرفی میشود؛ حتی مخاطب این دعوت، حاکمی است که در اوج قدرت و سرکشی قرار دارد.
وقتی قدرت، انسان را به ادعای خدایی میرساند
خداوند پس از این دعوت، «الْآیَةَ الْکُبْرَیٰ» را به حضرت موسی(ع) نشان میدهد، اما فرعون به جای پذیرش حقیقت، «فَکَذَّبَ وَعَصَیٰ»؛ تکذیب میکند و به نافرمانی روی میآورد.
سپس قرآن میفرماید: «ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعَیٰ»؛ او پشت کرد و برای مقابله به تلاش افتاد. سرانجام نیز با گردآوردن مردم، ادعایی را مطرح کرد که اوج طغیانش را نشان میداد: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَیٰ»؛ من پروردگار برتر شما هستم.

در نگاه المیزان، داستان فرعون نمونهای روشن از پیامدهای طغیان انسان است؛ انسانی که در برابر دعوت به پروردگار حقیقی تسلیم نمیشود و در نتیجه، چنان پیش میرود که خود را در جایگاه ربوبیت قرار میدهد.
از همین رو قرآن بلافاصله سرانجام او را بیان میکند: «فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَکَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَیٰ».
مجازات فرعون تنها یک رخداد تاریخی نیست؛ بلکه هشداری برای انسانهایی است که میخواهند بدانند سرانجام طغیان و سرکشی در برابر حق چه خواهد بود.
خدایی که زمین را گسترد و آسمان را برپا کرد
از آیه ۲۷ به بعد، فضای سوره از داستان فرعون فراتر میرود و مخاطب را به نشانههای گسترده قدرت خداوند در آفرینش توجه میدهد:
«أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا»
آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانی که خداوند آن را بنا کرده است؟
پس از آن، قرآن از برپا داشتن آسمان، پدید آوردن شب و روز، گسترش زمین، جاری ساختن آب، رویاندن گیاهان و استوار کردن کوهها سخن میگوید:
«وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِکَ دَحَاهَا»
«أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا»
و
«وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا».
مجموع این آیات، انسان را به یک حقیقت توجه میدهد: خدایی که چنین نظام عظیم و دقیقی را آفریده و تدبیر میکند، برای بازآفرینی انسان ناتوان نیست. از این منظر، انکار قیامت با مشاهده نشانههای قدرت الهی در جهان آفرینش سازگار نیست.
روزی که معنای همه چیز تغییر میکند
آیات ۳۴ تا ۴۱ بار دیگر فضای سوره را تغییر میدهند و انسان را به صحنه قیامت میبرند:
«فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْکُبْرَیٰ»
هنگامی که آن حادثه بزرگ و فراگیر فرا برسد، انسان به آنچه در زندگی دنیا انجام داده است نگاه میکند و برای اهل طغیان، «جحیم» آشکار میشود.
در مقابل، برای کسی که از مقام پروردگار خشیت داشته و نفس خود را از پیروی هوای نفس بازداشته است، «الْجَنَّةُ» قرار دارد.

قرآن در اینجا معیار نجات را صرفاً در ادعا و سخن خلاصه نمیکند، بلکه از یک مبارزه درونی سخن میگوید:
«وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَیٰ»
انسان باید در برابر خواستههایی که او را از مسیر حق دور میکنند، ایستادگی کند و نفس خود را مهار سازد. نتیجه این خویشتنداری نیز روشن است:
«فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَیٰ»
پس بهشت جایگاه او خواهد بود.
قیامتی که زمانش تنها نزد خداست
در پایان سوره، پرسشی درباره زمان وقوع قیامت مطرح میشود:
«یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا»
بر اساس بیان المیزان، منکران و کسانی که با حالت استهزا درباره قیامت میپرسیدند، در پی دانستن زمان دقیق وقوع آن بودند؛ اما قرآن پاسخ این پرسش را به علم الهی بازمیگرداند:
«إِلَیٰ رَبِّکَ مُنْتَهَاهَا»
پایان و علم آن نزد پروردگار توست.
بنابراین، وظیفه پیامبر تعیین تاریخ قیامت نیست، بلکه هشدار دادن و بیدار کردن انسانهاست:
«إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشَاهَا»
و در پایان، قرآن تصویری تأملبرانگیز از درک انسان در آن روز ارائه میکند:
«کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهَا لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا عَشِیَّةً أَوْ ضُحَاهَا»
وقتی انسانها قیامت را مشاهده کنند، زندگی طولانی دنیا در نگاهشان چنان کوتاه خواهد شد که گویی تنها یک عصر یا صبح را در آن سپری کردهاند.
به این ترتیب، داستان فرعون، نشانههای قدرت خداوند در آفرینش و مسئله قیامت در یک مسیر معنایی به یکدیگر پیوند میخورند: قدرت حقیقی از آن خداوند است، طغیان انسان ماندگار نیست و زندگی دنیا، هرچقدر طولانی به نظر برسد، در برابر حقیقت آخرت بسیار کوتاه است.
تلاوت این آیات، که در صفحه ۵۸۴ قرآن کریم قرار دارد، در ادامه این مطلب قابل مشاهده و شنیدن است.





نظر شما