۰ نفر
۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰
صدای حقیقت در تریبون نیویورک؛ پاسخ مقتدرانه به منطق زور

حضور هیئت ایرانی و سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را نمی‌توان صرفاً یک حضور تشریفاتی در تقویم دیپلماتیک جهان دانست. فارغ از هیاهوی رسانه‌ای و انتقادهایی که پیش از این سفر مطرح شد، حضور ایران در نیویورک یک پیام روشن داشت: در عصر جنگ‌های ترکیبی و نبرد روایت‌ها، نمی‌توان میدان را خالی کرد و انتظار داشت دیگران روایت ایران را به جای ما بیان کنند.

امروز بخش مهمی از رقابت میان دولت‌ها نه فقط در میدان نظامی و اقتصادی، بلکه در عرصه افکار عمومی و رسانه‌ها جریان دارد. در چنین شرایطی، تریبون سازمان ملل فرصتی است برای آنکه یک کشور مستقیماً دیدگاه، نگرانی‌ها و مطالبات خود را با جامعه جهانی در میان بگذارد. از این منظر، اهمیت حضور ایران در نیویورک بیش از خودِ سخنرانی، در حفظ حضور ایران در میدان دیپلماسی و روایت‌سازی بین‌المللی است.

یکی از محورهای مهم این حضور، مواجهه با روایت‌هایی بود که طی سال‌های گذشته ایران را عمدتاً در جایگاه یک تهدید امنیتی معرفی کرده‌اند. در برابر این روایت، ایران تلاش کرد تجربه تاریخی خود از جنگ، ترور و فشار خارجی را نیز وارد معادله کند؛ تجربه‌ای که بدون آن، تصویری ناقص از مناقشات امروز منطقه شکل می‌گیرد.

تأکید بر ترور مقام‌های عالی‌رتبه و دانشمندان ایرانی و یادآوری قربانیان حملات نظامی و اقدامات تروریستی، در همین چارچوب قابل فهم است. پیام این روایت آن است که نمی‌توان از امنیت و صلح سخن گفت، اما همزمان تاریخ خشونت و مداخلات نظامی در منطقه را از بحث کنار گذاشت. به‌ویژه در شرایطی که فاجعه انسانی غزه همچنان در برابر چشمان جهان قرار دارد، پرسش درباره معیارهای دوگانه در برخورد با خشونت، جنگ و حقوق ملت‌ها بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.

در کنار این موضوع، یکی از پیام‌های اساسی ایران، تفکیک میان تجاوز و دفاع مشروع بود. منطق تهران این است که توان دفاعی یک کشور، زمانی که در چارچوب بازدارندگی تعریف می‌شود، الزاماً به معنای تمایل به جنگ نیست؛ بلکه می‌تواند با هدف جلوگیری از جنگ و افزایش هزینه تجاوز شکل بگیرد. ایران نیز توان موشکی و دفاعی خود را در همین چارچوب معرفی می‌کند.

این بحث زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به تجربه تاریخی ایران نگاه کنیم. کشوری که جنگ را تجربه کرده و در دهه‌های گذشته با تهدیدهای نظامی و امنیتی متعددی روبه‌رو بوده است، نمی‌تواند امنیت ملی خود را صرفاً به تضمین‌های دیگران واگذار کند. از نگاه ایران، قدرت دفاعی بخشی از استقلال ملی است و بازدارندگی، مکمل دیپلماسی است نه جایگزین آن.

در موضوع هسته‌ای نیز پیام ایران بر یک مرزبندی روشن استوار بود: نه به سلاح هسته‌ای و نه به محرومیت از دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای. ایران برنامه هسته‌ای خود را بخشی از ظرفیت علمی و توسعه‌ای کشور می‌داند و بر استفاده از این فناوری در حوزه‌هایی مانند پزشکی، انرژی و صنعت تأکید دارد. در عین حال، تأکید بر آمادگی برای گفت‌وگو و دستیابی به توافقی عادلانه، نشان می‌دهد که از نگاه تهران، دیپلماسی همچنان می‌تواند راهی برای حل اختلافات باشد؛ مشروط بر آنکه حقوق و تعهدات طرفین متقابل و متوازن باشد.

اما شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که ایران در این تریبون مطرح کرد، پرسش درباره معیارهای نظم بین‌المللی بود.

اگر حقوق بین‌الملل قرار است مبنای رفتار کشورها باشد، این قواعد باید تا حد امکان برای همه کشورها و بازیگران، بدون معیارهای دوگانه، قابل اعمال باشد. ایران با اشاره به وضعیت اسرائیل و تفاوت رویکرد جامعه بین‌المللی نسبت به پرونده‌های هسته‌ای و امنیتی منطقه، در واقع این پرسش را پیش روی جهان قرار داد: آیا قواعد بین‌المللی واقعاً جهان‌شمول‌اند یا قدرت سیاسی تعیین می‌کند که این قواعد درباره چه کسی و چگونه اجرا شوند؟

این پرسش محدود به ایران و اسرائیل نیست. مسئله بزرگ‌تر، اعتبار نظم بین‌المللی است. هنگامی که قواعد یکسان به شکل متفاوتی اجرا شوند، اعتماد به نهادهای بین‌المللی نیز آسیب می‌بیند. دفاع از یک نظم عادلانه، بنابراین، نباید به دفاع از یک کشور خاص محدود شود؛ بلکه باید به معنای دفاع از اصل برابری کشورها در برابر قواعد بین‌المللی باشد.

در حوزه امنیت منطقه‌ای نیز پیام ایران روشن بود: امنیت خلیج فارس و آبراه‌های راهبردی آن نمی‌تواند برای یک کشور و علیه کشور دیگر تعریف شود. امنیت این منطقه ماهیتی به‌هم‌پیوسته دارد و بی‌ثباتی در هر نقطه، دیر یا زود بر دیگر کشورهای منطقه اثر خواهد گذاشت.

از نگاه ایران، کشورهای ساحلی خلیج فارس باید نقش اصلی را در تأمین امنیت منطقه ایفا کنند و حضور نیروهای فرامنطقه‌ای نباید به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. منطقه‌ای قدرتمند، مستقل و متکی بر همکاری همسایگان، می‌تواند الگویی متفاوت از امنیت ارائه دهد؛ الگویی که در آن امنیت، تجارت و ثبات برای همه کشورهای منطقه قابل دسترس باشد.

در نهایت، اهمیت حضور ایران در نیویورک را نباید فقط در محتوای یک سخنرانی جست‌وجو کرد. اهمیت آن در اصل حضور است؛ در اینکه ایران پذیرفته است در همان میدانی که روایت‌های رقیب درباره آن شکل می‌گیرند، روایت خود را نیز عرضه کند.

دیپلماسی به معنای عقب‌نشینی نیست، همان‌گونه که قدرت دفاعی به معنای جنگ‌طلبی نیست. یک کشور می‌تواند همزمان از امنیت و منافع ملی خود دفاع کند و درهای گفت‌وگو را نیز باز نگه دارد. آنچه دیپلماسی را معنا می‌بخشد، گفت‌وگویی است که بر احترام متقابل، حقوق متقابل و برابری کشورها استوار باشد.

ایران در نیویورک فقط سخن نگفت؛ تلاش کرد در میدان روایت‌ها حضور داشته باشد. در جهانی که بخشی از سرنوشت کشورها در عرصه افکار عمومی و تصویرسازی بین‌المللی رقم می‌خورد، حفظ این حضور خود بخشی از دفاع از منافع ملی است.

میدان دیپلماسی را می‌توان نقد کرد، می‌توان درباره نتیجه آن پرسش داشت و می‌توان با برخی مواضع موافق یا مخالف بود؛ اما یک اصل همچنان پابرجاست: وقتی تریبون در اختیار توست، روایت خودت را واگذار نمی‌کنی.


سخنرانی نیویورک، پاسخی قاطع و عزتمندانه به ادبیات تهدیدآمیز غرب بود. تاریخ ثابت کرده ملت ایران در برابر زبان زور سر خم نمی‌کند، اما همواره از گفتگو و دیپلماسی مبتنی بر احترام متقابل استقبال کرده است. این حضور افشاگرانه نشان داد که ایران با اتکا به قدرت مردم خود، نه‌تنها از راهبرد دفاعی‌اش عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه برای ساختن جهانی مبتنی بر عدالت، برابری و صلح پایدار، همچنان یک بازیگر فعال، مسئولیت‌پذیر و غیرقابل حذف در عرصه بین‌المللی خواهد ماند.

1717

کد مطلب 2279285

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین