دو آیه‌ای که اسعد بن زراره را مسلمان کرد؛ پیامبر(ص) چه گفت که پاسخ دردهای جامعه را یافت؟

اسعد بن زراره با پرسش‌هایی درباره وضعیت جامعه‌اش به مکه آمده بود؛ جامعه‌ای گرفتار تبعیض، خشونت، تعصب و بی‌قانونی. اما تنها با شنیدن آیاتی از قرآن از زبان پیامبر(ص)، با مجموعه‌ای از اصول روبه‌رو شد که عدالت، حفظ جان انسان، رعایت حقوق ضعیفان و کرامت انسانی را به عنوان راهی برای اصلاح جامعه مطرح می‌کرد؛ اصولی که چنان ذهن او را اقناع کرد که در همان دیدار، اسلام را پذیرفت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اسعد بن زراره در جامعه‌ای آکنده از تبعیض، خشونت، تعصب و بی‌قانونی زندگی می‌کرد؛ اما زمانی که پیامبر اکرم(ص) آیاتی از قرآن را برای او تلاوت کرد، در این کلام الهی مجموعه‌ای از اصول و ضوابطی را یافت که می‌توانست پاسخی برای دردها و آسیب‌های جامعه‌اش باشد؛ از همین رو، آیین پیامبر(ص) را پذیرفت و مسلمان شد.

بنابر روایت ایکنا، حجت‌الاسلام علیرضا قبادی، جامعه‌شناس و کارشناس دینی، در سلسله گفتارهایی با نگاهی نو و کاربردی به بازخوانی برخی از ابعاد کمتر دیده‌شده زندگی پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد.

در یکی از این گفتارها، ماجرای گفت‌وگوی پیامبر(ص) با «اسعد بن زراره» و آیاتی که آن حضرت در پاسخ به پرسش‌های او تلاوت کردند، مورد بررسی قرار گرفته است؛ آیاتی که محتوای آنها می‌تواند راز اقناع ذهن پرسشگر اسعد و در نهایت پذیرش اسلام از سوی او را روشن کند.

از منظر گفتمانی، هر سخن در ارتباط با بافت، شرایط و زمانه‌ای که در آن بیان می‌شود، معنا و اثرگذاری خاص خود را پیدا می‌کند. آیات قرآن کریم نیز از این قاعده مستثنا نیستند، بلکه در عالی‌ترین سطح با شرایط و زمینه نزول خود پیوند دارند. از همین رو، آیات قرآن به مکی و مدنی، آیات مربوط به جهاد و صلح، دنیا و آخرت و موضوعات دیگر تقسیم شده‌اند.

افزون بر محتوای آیات، فصاحت و بلاغت کلام وحی نیز بر اثرگذاری آن می‌افزاید. اصطلاح «شأن نزول» نیز ناظر به همین زمینه‌ها و بسترهای اجتماعی و سیاسی نزول آیات است.

با توجه به این مقدمه، می‌توان محتوای آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره انعام را که پیامبر(ص) در پاسخ به پرسش‌های اسعد تلاوت کردند، از این منظر بررسی کرد.

در ابتدای آیه ۱۵۱ آمده است:

«قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»

«بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است، برای شما بخوانم...»

همین دعوت کوتاه «بیایید و...» از یک سو شرایط و وضعیت اسعد بن زراره را نشان می‌دهد و از سوی دیگر، جذابیت و اثرگذاری کلام وحی را آشکار می‌کند. پس از این دعوت، مجموعه‌ای از اصول و قوانین برای سامان دادن به زندگی فردی و اجتماعی انسان مطرح می‌شود؛ از جمله:

۱. هیچ چیزی را شریک خدا قرار ندهید.
۲. به پدر و مادر احسان کنید.
۳. فرزندان خود را از ترس فقر نکشید.
۴. به اعمال زشت و ناپسند نزدیک نشوید.
۵. انسانی را که خداوند کشتن او را حرام کرده است، جز به حق به قتل نرسانید.
۶. به مال یتیم نزدیک نشوید.
۷. پیمانه و میزان را به درستی و عدالت ادا کنید.
۸. هنگامی که سخن می‌گویید، عدالت را رعایت کنید.
۹. به عهد و پیمان الهی وفادار باشید.

با توجه به فرصت کوتاه ملاقات اسعد با پیامبر(ص) در مسجدالحرام، می‌توان گفت این آیات در قالبی فهرست‌وار، مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها و فرمان‌های اساسی برای اصلاح فرد و جامعه را پیش روی او قرار دادند.

در میان این توصیه‌ها همچنین بر این نکته تأکید می‌شود که خداوند هیچ‌کس را بیش از توانایی‌اش مکلف نمی‌کند. در پایان آیه ۱۵۱ نیز انسان‌ها به تعقل و در پایان آیه ۱۵۲ به توجه و تنبه نسبت به این اصول دعوت شده‌اند.

اما پرسش اصلی این است که اسعد بن زراره با شنیدن این آیات چه چیزی یافت که او را به پذیرش اسلام رساند؟

اسعد در جامعه‌ای زندگی می‌کرد که در آن خدایان گوناگون پرستش می‌شدند و ارزش جان انسان‌ها در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شد. او با چشم خود شاهد بود که چگونه برخی انسان‌ها با بی‌رحمی به قتل می‌رسند و جان افراد، گاه قربانی تعصب، انتقام‌جویی و درگیری‌های قبیله‌ای می‌شود.

او در محیطی زندگی می‌کرد که کینه‌توزی و تعصب‌های قبیله‌ای، زمینه‌ساز غارتگری و درگیری‌های خونین و طولانی بود. تبعیض، نابرابری، ضعیف‌کشی و انواع رفتارهای نادرست نیز در چنین جامعه‌ای به اموری عادی تبدیل شده بود.

اسعد در واقع جامعه‌ای را می‌دید که از یک نظام عادلانه و منصفانه برای تنظیم روابط انسانی محروم بود. او دردها، آسیب‌ها، مسائل و بحران‌های جامعه خود را از نزدیک لمس کرده بود و برای یافتن راهی برای درمان این مشکلات، از مدینه به مکه آمده بود.

با این حال، در مسیر جست‌وجوی راه‌حل، مسیر درستی را انتخاب نکرده بود. اما هنگامی که با پیامبر اکرم(ص) دیدار کرد و محتوای آیاتی را که آن حضرت تلاوت کردند شنید، گویی پاسخی روشن برای پرسش‌های خود یافت.

او در کلام وحی، مجموعه‌ای از اصول و ضوابط را مشاهده کرد که بر قانون‌مداری، مقابله با تبعیض‌های نادرست، رعایت عدالت و حفظ کرامت انسان تأکید داشت. از این منظر، اسلام برای او صرفاً یک آیین جدید نبود؛ بلکه پاسخی برای دردها و آسیب‌هایی بود که سال‌ها آنها را در جامعه خود مشاهده کرده بود.

از همین رو، سخنان پیامبر(ص) را تصدیق کرد و اسلام آورد؛ زیرا در تعالیم وحی، همان اصولی را یافت که می‌توانست جامعه را از بسیاری از نابسامانی‌ها و آسیب‌ها نجات دهد؛ اصولی که فطرت سالم انسان نیز می‌تواند آنها را درک و تأیید کند.

کد مطلب 2280572

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار