وقتی تریاک منبع عمده درآمد ایران بود / بازخوانی سفرنامه نخستین دیپلمات ژاپنی در تهران

به‌گزارش سفرنامه آکی‌ئو کازاما، نخستین وزیرمختار ژاپن در ایران (۱۳۰۸ تا ۱۳۱۱)، کشت و صادرات آزادانه تریاک در آن سال‌ها یکی از منابع عمده درآمد کشور بود. در این خاطرات آمده است که ایران در پاسخ به هشدارهای جامعه ملل برای توقف این تجارت، اعلام کرده بود تنها در صورتی کشت خشخاش را متوقف می‌کند که محصولی با درآمد مشابه جایگزین آن شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از انتخاب؛  سفرنامه کازما، سفرنامه خاطرات آکی ئوکازما، نخستین وزیرمختار ژاپن در ایران است. ایران خاطرات از سال ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۱ ادامه دارد. کتاب فوق با ترجمه دکتر هاشم رجب‌زاده، از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسیده است.

کشت تریاک

 کشت تریاک منبع درآمد عمده برای ایران است، چون ایران به موافقتنامه تریاک نپیوسته است این ماده را آزاد و آشکارا از ایران صادر می‌کنند، اما آن‌هایی که این تریاک را وارد (کشور دیگر)، حمل و خرید و فروش می‌کنند، معمولاً از اتباع ممالک عضو این قرار دادند؛ پس نمی‌توانند بیش از حد معین داد و ستد تریاک بکنند. از آن‌جا که این وضع زبان‌های گوناگون دارد جامعه ملل نگران و در تلاش است که اگر بتواند کاشت و برداشت و تجارت تریاک را یکسره براندازد.

دولت ایران در پاسخ می‌گوید که اگر محصول جایگزینی برای تریاک با درآمدی برابر آن باشد از منع کشت تریاک دریغ نخواهد کرد، اما این به هیچ روی امکان‌پذیر نیست، و هرچه هم که کارشناسان جامعه ملل فکر و تحقیق بکنند باز نخواهند توانست حاصل زرعی به گرانی تریاک بیابند.

ایرانی‌ها با این‌که خشخاش می‌کارند خود به اندازه چینی‌ها که از مقصدهای صدور این ماده است تریاک مصرف نمی‌کنند. می‌گویند که بوی خوش تریاک ایران در جهان همتا ندارد و در چین هم تا تریاک ایران را با محصول محلی نیامیزند، کیف و لذتی چنان‌که باید از مصرف آن نمی‌برند در عربستان و مصر جز تریاک، ماده مخدر قوی و تندی را به نام حشیش که از شاهدانه هندی به دست می‌آید مصرف کنند. سه ماده عرق و تریاک و حشیش را ممتازترین چیزهای مست و تخدیرکننده می‌شناسند.

داستانی در ایران هست که می‌گوید که سه مرد که هر کدام آن‌ها یکی از این سه ماده را مصرف کرده بود نیمه شب پشت دروازه شهری رسیدند. آن مرد که مست می‌بود، چون دروازه را بسته یافت به فریاد بلند گفت: زود دروازه را بشکنیم! من آن را با شمشیر از هم می‌درم مردی که از تریاک نشئه بود گفت: نه، تا آفتاب درآید در این‌جا صبر می‌کنیم، بی دردسرتر است که صبح که دروازه را باز کردند توی شهر برویم. مرد سوم که حشیش کشیده و در عالم هپروت سیر می‌کرد، آهسته و نجوا مانند گفت: هیچ کدام از این دو راه خوب نیست اگر در سوراخ کلید دقیق بشویم و هیکل خودمان را خوب باریک بکنیم می‌توانیم از این سوراخ بگذریم و وارد شهر بشویم. این داستان که در ایران همچون مَثَلِ رایج است نشان می‌دهد که اندازه و طبیعت این سه گونه مستی و بی‌خودی تا چه پایه با هم تفاوت دارد...

۲۵۹

کد مطلب 2283096

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین