شجاعت پیامبر(ص) در شکستن خرافات؛ وقتی حقیقت بر سنت‌های جاهلی غلبه کرد

پیامبر اکرم(ص) در طول حیات و رسالت خود، تنها به دعوت مردم به ایمان بسنده نکردند؛ بلکه با باورهای خرافی و سنت‌های نادرستی که زنجیر بر پای اندیشه و مانع رشد انسان‌ها بود، به مبارزه برخاستند؛ حتی آنجا که شکستن یک رسم ریشه‌دار، موجی از مخالفت‌ها را علیه ایشان برمی‌انگیخت. ماجرای ازدواج پیامبر(ص) با همسر سابق زید بن حارثه، نمونه‌ای از این ایستادگی تاریخی در مسیر اصلاح باورهای جاهلی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اوهام و خرافات همواره از مهم‌ترین موانع پیشرفت، تعالی و رشد فکری جوامع بوده‌اند؛ پیامبر اسلام(ص) نیز بخش مهمی از دوران رسالت و زندگی پربرکت خود را به مقابله با این باورهای نادرست و اصلاح اندیشه‌های خرافی اختصاص دادند.

بنابر روایت ایکنا، حجت‌الاسلام علیرضا قبادی، جامعه‌شناس و کارشناس دینی، در مجموعه گفتارهایی با رویکردی تازه و کاربردی، به بازخوانی بخش‌هایی کمتر مورد توجه از سیره پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پیامبر(ص) برای زندگی انسان‌ها، ایستادگی در برابر خرافات و باورهای بی‌پایه بود. به نظر می‌رسد تحقق کامل اهداف بعثت، بدون اصلاح این باورها و مقابله با آن‌ها امکان‌پذیر نبود. بسیاری از مفسران، عبارت «إِصْرَ وَالْأَغْلَالَ» در آیه ۱۵۷ سوره اعراف را ناظر بر برداشتن بارهای سنگین و زنجیرهایی می‌دانند که پیامبر(ص) از دوش و پای مردم برمی‌داشت؛ زنجیرهایی که می‌توان آن‌ها را ناظر بر اوهام و خرافات دانست، چراکه این باورهای نادرست، مانعی جدی در مسیر رشد و تعالی انسان و باری سنگین بر دوش او به شمار می‌روند.

از همین رو، رسول خاتم(ص) در هیچ مرحله‌ای از زندگی و رسالت خویش از مبارزه با خرافات غافل نشدند. حتی در مواردی که یک باور نادرست می‌توانست به تقویت جایگاه و اهداف ایشان بینجامد، باز هم حقیقت را بر منافع شخصی ترجیح دادند. نمونه روشن این رویکرد را می‌توان در ماجرای خورشیدگرفتگی هم‌زمان با درگذشت فرزندشان ابراهیم مشاهده کرد.

در آن زمان، برخی مردم میان مرگ فرزند پیامبر(ص) و خورشیدگرفتگی ارتباط برقرار کردند؛ تصوری که می‌توانست بر ارادت و علاقه آنان به پیامبر بیفزاید. با این حال، ایشان چنین ارتباطی را نپذیرفتند و با روشنگری، واقعیت را برای مردم توضیح دادند و اجازه ندادند یک باور خرافی، حتی به سود جایگاه خودشان، در جامعه رواج پیدا کند.

این رفتار، یکی از تفاوت‌های بنیادین پیامبران الهی با سیاست‌پیشگان و حاکمان ناحق را آشکار می‌کند. پیامبر(ص) نه‌تنها شخصاً با خرافات مبارزه می‌کردند، بلکه نمایندگان و فرستادگانی را نیز که برای دعوت مردم به اسلام اعزام می‌کردند، به مقابله با اوهام و باورهای نادرست سفارش می‌کردند. توصیه و تأکید ایشان به «معاذ بن جبل» هنگام اعزام به یمن، نمونه‌ای از این رویکرد است.

اگر خرافه یا خرافات را مجموعه‌ای از باورهای فاقد مبنای معتبر و ناسازگار با واقعیت بدانیم، نمی‌توان رسالت پیامبر(ص) را جدا از مبارزه با آن‌ها تصور کرد. حتی می‌توان گفت بخش قابل توجهی از رسالت ایشان در اصلاح اندیشه‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای خرافی مردم خلاصه می‌شد.

از آنجا که مبارزه با خرافات با بخش‌های مختلف رسالت پیامبر(ص) پیوند خورده بود، نمی‌توان همه نمونه‌های آن را در یک گفتار برشمرد. با این حال، در اینجا به یکی از مصادیق مهم اشاره می‌شود؛ موضوعی که مقابله با آن، با توجه به فضای حاکم بر آیات قرآن، به شجاعت ویژه‌ای نیاز داشت، زیرا از سنت‌های ریشه‌دار و رایج در جامعه عرب جاهلی محسوب می‌شد.

قرآن کریم در سوره احزاب، پیامبر(ص) را به مقابله با این رسم نادرست فراخواند. برای درک بهتر اهمیت این اقدام که در سال پنجم بعثت رخ داد، ابتدا باید به پیشینه تاریخی آن اشاره کرد.

«زید بن حارثه» غلامی بود که برادرزاده حضرت خدیجه(س) او را خریداری کرده و به ایشان بخشیده بود. پس از ازدواج حضرت خدیجه(س) با پیامبر(ص)، ایشان زید را به رسول خدا(ص) هدیه کردند. پیامبر(ص) نیز او را آزاد ساختند؛ اما زید که علاقه فراوانی به ایشان داشت، پس از آزادی، ماندن در کنار پیامبر را به بازگشت نزد خانواده و قبیله خود ترجیح داد.

پیامبر(ص) نیز به دلیل علاقه و محبت خود، زید را به فرزندخواندگی پذیرفتند و او را فرزند خود معرفی کردند؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مردم وی را با نام «زید بن محمد» می‌شناختند. مدتی بعد، پیامبر(ص) دخترعمه خود را به ازدواج زید درآوردند، اما زندگی مشترک آن دو پس از مدتی به جدایی و طلاق انجامید.

پس از این اتفاق، خداوند به پیامبر(ص) فرمان داد با «زینب»، همسر سابق زید، ازدواج کنند. پذیرش چنین دستوری در آن جامعه کار ساده‌ای نبود؛ چراکه مطابق سنت رایج در میان اعراب جاهلی، فرزندخوانده هیچ تفاوتی با فرزند واقعی نداشت و همان احکام و جایگاه فرزند تنی برای او در نظر گرفته می‌شد.

قرآن کریم این پندار را نادرست دانست و میان فرزند حقیقی و فرزندخوانده تفاوت قائل شد. بر همین اساس، پیامبر(ص) مأمور شدند با انجام این ازدواج، عملاً با یکی از باورهای ریشه‌دار و نادرست جامعه آن روز مقابله کنند.

در آیه ۳۷ سوره احزاب آمده است: «... و در دل خود چیزی را پنهان می‌داشتی که خدا آشکارکننده آن بود و از مردم می‌ترسیدی، در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی؛ پس هنگامی که زید نیاز خود را از همسرش به پایان برد (و او را طلاق داد)، وی را به همسری تو درآوردیم...»

محتوای این آیات نشان می‌دهد که شکستن چنین سنتی، شجاعت و ایستادگی قابل توجهی می‌طلبید. مخالفان پیامبر(ص) نیز از این موضوع برای فضاسازی و ایجاد فشار علیه ایشان بهره بردند؛ با این وجود، رسول خدا(ص) با اقدامی شجاعانه در برابر این رسم نادرست ایستادند و زمینه برچیده شدن یکی از سنت‌های خرافی و ریشه‌دار جامعه جاهلی را فراهم کردند.

کد مطلب 2283763

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار