به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از فرادید؛ سریال کرهای «امپراتور دریا» زندگی شخصیت «جانگ بوگو» را به داستانی پرماجرا از بردگی، عشق، دزدان دریایی، جنگ و قدرت تبدیل کرده است. اما شخصیت تاریخی و واقعی جانگ بوگو، خود چنان زندگی شگفتانگیزی داشته که برای جذاب بودن نیازی به بسیاری از داستانهای ساختگی سریال ندارد. جانگ بوگو در سده نهم میلادی از خانوادهای غیراشرافی برخاست، در چین به یک سرباز تبدیل شد، سپس به شیلا بازگشت و یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی شرق آسیا را ایجاد کرد؛ قدرتی که سرانجام آنقدر بزرگ شد که خودِ حکومت شیلا از آن احساس خطر کرد. درباره تولد و کودکی جانگ بوگو اطلاعات چندانی نداریم. منابع تاریخی کرهای حتی درباره پدر و پدربزرگ او نیز اطلاعی ارائه نمیکنند. نام اصلی او احتمالاً «گونگبوک» یا «گونگپا» بوده است که بعدها با نام جانگ بوگو شناخته شد. بنابراین بخشهایی از سریال که کودکی او، خانوادهاش و زندگیاش در اسارت را با جزئیات روایت میکند، پشتوانه تاریخی قطعی ندارد.
آنچه از طریق منابع تاریخی میدانیم این است که جانگ بوگو در جوانی به چین رفت و در ارتش سلسله تانگ، در منطقه وونینگ، خدمت کرد. او در آنجا علاوه بر تجربه نظامی، با دنیای گسترده تجارت دریایی شرق آسیا نیز آشنا شد. در آن دوران، بازرگانان و مهاجران شیلا در بنادر چین فعال بودند و مسیرهای دریایی چین، شیلا و ژاپن شبکهای مهم برای جابهجایی کالا و انسان ایجاد کرده بود.
جانگ بوگو در همین دوره با یکی از مشکلات بزرگ این شبکه نیز روبهرو شد؛ دزدی دریایی و ربوده شدن مردم شیلا. منابع تاریخی این مسئله را یکی از انگیزههای مهم بازگشت او به شیلا میدانند.
در سال ۸۲۸ میلادی، جانگ بوگو نزد پادشاه هونگدوک رفت و پیشنهادی جسورانه ارائه کرد؛ ایجاد یک پایگاه دریایی قدرتمند برای مقابله با دزدان دریایی و حفاظت از تجارت دریایی. پادشاه پیشنهاد او را پذیرفت و چئونگههجین در جنوب غربی شبهجزیره کره تأسیس شد. منابع تاریخی شمار نیروهای تحت فرمان او را حدود ۱۰ هزار نفر ذکر میکنند.
چئونگههجین خیلی زود چیزی فراتر از یک پایگاه نظامی شد. جانگ بوگو از آنجا شبکهای از تجارت و حملونقل دریایی میان شیلا، چین و ژاپن ایجاد کرد و به یکی از مهمترین چهرههای تجارت دریایی شرق آسیا تبدیل شد. او هم نیروی نظامی داشت، هم کشتی و بندر و هم ارتباط با بازرگانان. به همین دلیل در پژوهشهای جدید گاهی از او با لقب «پادشاه دریای زرد» یاد میشود؛ هرچند «امپراتور دریا» عنوان تاریخی رسمی او نبود.
مردی که پادشاه شیلا را به تخت نشاند
قدرت جانگ بوگو سرانجام از تجارت فراتر رفت و به قلمروی سیاست هم رسید. در دهه ۸۳۰ میلادی، شیلا گرفتار کشمکشهای شدید بر سر سلطنت بود. یکی از مدعیان تاجوتخت، کیم وو جینگ، به چئونگههجین پناه برد و جانگ بوگو تصمیم گرفت از او حمایت کند.
در سال ۸۳۸ میلادی، نیروهای جانگ بوگو در جنگ وارد عمل شدند و به پیروزی رسیدند. یک سال بعد کیم وو جینگ با نام شینمو بر تخت شیلا نشست.
این اتفاق نقطه عطف زندگی جانگ بوگو بود. مردی که زمانی جایگاه سیاسی مشخصی نداشت، اکنون آنقدر قدرت داشت که در تعیین پادشاه شیلا نقش ایفا کند. پادشاه جدید نیز به پاس کمک او امتیازات و ثروت قابلتوجهی در اختیارش گذاشت. اما همین قدرت بعدها به تهدیدی برای جانگ بوگو تبدیل شد.
قدرتی که دربار را ترساند
جانگ بوگو تلاش کرد دخترش را با خاندان سلطنتی پیوند دهد، اما اشراف شیلا با این ازدواج مخالفت کردند. ساختار اجتماعی شیلا بسیار طبقاتی بود و خاندانهای اشرافی حاضر نبودند مردی با پیشینه غیراشرافی را همسطح خود بدانند؛ حتی اگر او ثروت و نیروی نظامی فراوانی در اختیار داشت.
از اینجا رابطه جانگ بوگو با حکومت مرکزی بهتدریج تیره شد. او دیگر صرفاً فرمانده یک پایگاه دریایی نبود؛ نیروی نظامی، ثروت، شبکه تجاری بینالمللی و نفوذ سیاسی داشت. برای دربار، چنین قدرت مستقلی میتوانست خطرناک باشد.
در سال ۸۴۶ میلادی، حکومت تصمیم گرفت او را از میان بردارد. برای این کار از «یومجانگ»، یکی از افراد سابق جانگ بوگو، استفاده شد. براساس روایت تاریخی، یومجانگ وانمود کرد که از حکومت بریده و به چئونگههجین پناه آورده است. جانگ بوگو به او اعتماد کرد و در جریان یک میهمانی یومجانگ با شمشیر او را به قتل رساند.
پایان امپراتوری دریایی
پس از مرگ جانگ بوگو، شبکهای که ساخته بود برای مدتی به فعالیت خود ادامه داد، اما حکومت شیلا سرانجام چئونگههجین را برچید. در سال ۸۵۱ میلادی ساکنان آن منطقه جابهجا شدند و پایگاه دریایی مهم جانگ بوگو برای همیشه از میان رفت.
با این حال، میراث او باقی ماند. جانگ بوگو در دورهای که قدرت سیاسی عمدتاً در دست خاندانهای اشرافی بود، توانست بر پایه تجارت، دریانوردی و نیروی نظامی به قدرتی کمسابقه دست پیدا کند. او نشان داد که در شرق آسیا، کنترل دریا و مسیرهای تجاری میتواند به اندازه کنترل سرزمین قدرت سیاسی ایجاد کند.
به همین دلیل، زندگی واقعی او بهراستی جذابیتی شبیه یک داستان تخیلی دارد؛ مردی با پیشینهای مبهم که در چین سرباز شد، به شیلا بازگشت، یک قدرت دریایی بزرگ ساخت، در تعیین پادشاه نقش داشت و سرانجام به دلیل همان قدرتی که ساخته بود، به دست حکومت مرکزی کشته شد.
البته باید میان این زندگی واقعی و روایت «امپراتور دریا» تفاوت گذاشت. ماجراهای عاشقانه، بسیاری از شخصیتهای فرعی، جزئیات کودکی و بخش قابلتوجهی از ماجراهای مربوط به دزدان دریایی برای درام تلویزیونی ساخته شدهاند؛ اما هسته اصلی داستان، یعنی فعالیت جانگ بوگو در چین، تأسیس چئونگههجین، مبارزه با دزدان دریایی، تجارت با چین و ژاپن، دخالت در سیاست شیلا و سرانجام قتل او، ریشه در منابع تاریخی دارد.
۲۵۹






نظر شما