به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن و مؤلف تفسیر مشکاة، با اشاره به جایگاه صلح در آموزههای امام علی(ع) اظهار کرد: در نگاه علوی، جنگ آخرین راهکار برای مواجهه با مخالفان است. وی با استناد به نامه چهارم نهجالبلاغه، بر اهمیت مذاکره با دشمن و ضرورت بهرهگیری از نیروهای باانگیزه و وفادار تأکید کرد و گفت: حضور افراد سستعنصر و بیانگیزه در میدان نبرد، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه ممکن است زمینهساز آسیبهای بیشتر شود.
بنابر روایت ایکنا، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن و نویسنده تفسیر مشکاة، در ادامه سلسله نشستهای مجازی خود درباره تفسیر نهجالبلاغه، به بررسی نامه چهارم امام علی(ع) خطاب به عثمان بن حنیف پرداخت و دیدگاههای آن حضرت درباره سیاستهای جنگی، صلح و مدیریت منابع انسانی را تشریح کرد.
وی با بیان اینکه این نامه در آستانه جنگ جمل و خطاب به والی بصره نگاشته شده است، اظهار کرد: امام علی(ع) در این نامه، شیوه برخورد با مخالفان را تبیین میکنند و در گام نخست، صلح و مذاکره را مبنای مواجهه قرار میدهند. آن حضرت در همین زمینه میفرمایند: «اگر این جماعت به سایه طاعت و فرمانبرداری بازگشتند، این همان چیزی است که ما دوست داریم».
این مفسر قرآن افزود: تأکید امیرالمؤمنین(ع) بر مطلوب بودن صلح نشان میدهد که در آموزههای پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع)، جنگ انتخاب نخست نیست، بلکه زمانی مطرح میشود که راهکارهای دیگر به نتیجه نرسند. این رویکرد با آموزههای قرآن کریم نیز هماهنگ است؛ چنانکه به پیامبر اسلام(ص) توصیه شده است با اهل کتاب بر پایه اشتراکات به تفاهم و همزیستی برسد و جهاد نیز در چارچوب دفاعی، نه تهاجمی، مدیریت شود.
انصاری با اشاره به آیه ۶۱ سوره انفال که بر پذیرش پیشنهاد صلح تأکید دارد، تصریح کرد: امام علی(ع) نیز همین اصل را مبنای رفتار خود قرار میدهند و به کارگزارشان سفارش میکنند که در صورت تمایل دشمن به صلح، این پیشنهاد را نپذیرفتن در پیش نگیرند. با این حال، اتخاذ رویکرد صلحجویانه به معنای کنار گذاشتن آمادگی نظامی و توکل بر خدا نیست؛ چراکه همواره این احتمال وجود دارد که دشمن در پس پیشنهاد صلح، نیت فریب یا خیانت داشته باشد.
وی در ادامه به بخش پایانی نامه امام علی(ع) اشاره کرد و گفت: امیرالمؤمنین(ع) در این بخش، فرمانده خود را به استفاده از نیروهای مطیع و وفادار و دوری از افراد سستعنصر توصیه میکنند. بر اساس این رهنمود، در سازماندهی نیروها باید افرادی در اولویت قرار گیرند که از آمادگی و تعهد لازم برخوردارند و در شرایط دشوار، جان خود را برای انجام مسئولیت به خطر میاندازند؛ نه کسانی که در میدان نبرد دچار سستی میشوند و با بهانهتراشی از انجام وظایف خود فاصله میگیرند.
مؤلف تفسیر مشکاة با اشاره به عبارت «فَإِنَّ الْمُتَثَاقِلَ مُغِیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ» اظهار کرد: این عبارت را میتوان یکی از اصول مهم در مدیریت دانست. امام علی(ع) در این بیان یادآور میشوند که نبودن نیروی سست و کمانگیزه در میدان، بهتر از حضور اوست؛ زیرا چنین فردی نهتنها کمکی به پیشبرد امور نمیکند، بلکه ممکن است روند کار را مختل کرده و به مجموعه آسیب برساند.
وی ادامه داد: این اصل در مدیریت سازمانها و انتخاب همکاران نیز کاربرد دارد. مدیر موفق کسی نیست که صرفاً بر تعداد نیروها و ظاهر پرجمعیت مجموعه تکیه کند، بلکه باید کیفیت عملکرد، انگیزه، تعهد و میزان پایبندی افراد به مسئولیتهایشان را در اولویت قرار دهد.
انصاری در پایان تأکید کرد: نامه چهارم نهجالبلاغه صرفاً نوشتهای تاریخی متعلق به سالهای ۳۵ و ۳۶ هجری نیست، بلکه میتوان آن را منشوری حکیمانه برای دورههای مختلف تاریخی و عرصههای گوناگون مدیریتی دانست؛ منشوری که بر وفاداری، پایداری، انتخاب نیروهای شایسته و تقدم صلح بر جنگ تأکید میکند.






نظر شما