بشر امروز دچار فراموشی جمعی و ساختاری شده است/ با ذکر به خدا بازگردیم

 به گفته رحمتی: «انسان به سبب ساختار وجودی‌اش همواره با فراموشی عجین بوده است و نمونه تمثیلی آن را در «رسالة الطیر» ابن‌سینا می‌بینیم که چگونه مرغانِ اسیر، وطن مالوف و جایگاه ازلی خود را از یاد بردند و اسارت را قاعده اصلی زندگی پنداشتند.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، به همت مجمع فلاسفه ایران و با مشارکت شهر فلسفه ایران، نشست «هستی‌شناسی یاد و فراموشی» با حضور دکتر انشاءالله رحمتی، رئیس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا، و دکتر حکمت‌الله ملاصالحی، استاد پیشکسوت باستان‌شناسی دانشگاه تهران، برپا شد.

سرآغاز تاریخی‌شدن انسان، سرآغاز فراموشی هستی است.

در ابتدای این نشست، دکتر حکمت‌الله ملاصالحی به تبیین جایگاه «یادآوری» در سنت‌های فکری و عرفانی پرداخت و اظهار داشت: کار شاعر و بیش از آن، رسالت پیامبران و اولیاء الهی، همواره یادآوری بوده است. مولانا نیز در ابیات عمیق خود انسان را در آغاز، مظهر وحدت و پیوستگی با حقیقت ازلی می‌داند، اما با تنزل در عالم ماده و ورود به ساحت کثرت، انسان دچار «تاریخی‌شدن» و فراموشی اصالت خویش می‌گردد.

وی ادامه داد: سرآغاز تاریخی‌شدن انسان، همزمان با سرآغاز فراموشی هستی است. انسان تاریخی مدام در چنبره زمان، مکان، روزمرگی و کشمکش‌های زمینی گرفتار می‌شود، در حالی که پرسش از هستی، مقدم بر خود تاریخ و تاریخ‌مندی است.

این استاد پیشکسوت دانشگاه تهران با اشاره به بحران ملال در دنیای جدید تصریح کرد: بسیاری از بحران‌های روحی و افسردگی‌های انسان در روزگار مدرن، ریشه در انقطاع از وجود دارد. در هیچ دوره‌ای انسان به اندازه عصر حاضر از رفاه مادی و امکانات آموزشی برخوردار نبوده، اما همزمان در هیچ دوره‌ای این‌قدر از «وجود» خود بیگانه نبوده است؛ زیرا انسان مدرن در چرخ‌دنده‌های تاریخ‌زدگی و خاطرات زودگذر غرق شده است.

ملاصالحی با تشریح مفهوم هبوط و گناه آگاهی افزود: احساس گناه و گناه آگاهی عمیقی که در جان انسان بیدار می‌شود، گویای آن است که انسان پیشاپیش «پاکی و عصمت» را زیسته است. اولیای الهی و عارفان بزرگ نیز عمیق‌ترین حس تقصیر را ابراز می‌کنند، چرا که فاصله میان مقام اصلی و وضعیت کنونی‌شان را عمیق‌تر درک می‌کنند.

وی در بخش دیگری از سخنانش به ریشه‌شناسی واژه حقیقت در زبان یونانی پرداخت و خاطرنشان کرد: برای یونانیان باستان، شناخت و معرفت به معنای به‌خاطر آوردن خود و حقیقت ازلی بود. واژه حقیقت (Aletheia) نیز از حرف نفی و «فراموشی» تشکیل شده که به معنای غلبه بر فراموشی و بازگشت به یاد ازلی است. در زبان فارسی نیز ریشه‌های واژگانی «یاد» و «آموختن» همگی حکایت از به یاد آوردن و اتصال به اصل درون دارند.

ملاصالحی در پایان با نقد اصالت‌بخشی به عقل ابزاری مدرن بیان کرد: انسان مدرن با شعار «می‌اندیشم، پس هستم» تعریف می‌شود و تمامی محوریت به «فکر» داده شده است، اما در سنت‌های معنوی، «ذکر» و یاد ازلی امری بنیادین‌تر و فراسوی فکر مفهومی است. بازگشت به هستی‌شناسی یاد، تنها راه نجاتی است که می‌تواند انسان امروز را بار دیگر با گوهر ازلی پیوند دهد.

بشر امروز دچار «فراموشی جمعی» و ساختاری شده است

در ادامه این نشست، دکتر انشاءالله رحمتی به تبیین زیرساخت‌های متافیزیکی یاد و فراموشی پرداخت و اظهار داشت: انسان به سبب ساختار وجودی‌اش همواره با فراموشی عجین بوده است و نمونه تمثیلی آن را در «رسالة الطیر» ابن‌سینا می‌بینیم که چگونه مرغانِ اسیر، وطن مالوف و جایگاه ازلی خود را از یاد بردند و اسارت را قاعده اصلی زندگی پنداشتند.

وی افزود: با این حال، بشر امروز دچار یک «فراموشی جمعی» و ساختاری شده است؛ وضعیتی شبیه به فردی که بر اثر صدمه شدید، تمام حافظه خود را از دست داده و دیگر زیرساخت متافیزیکی و فلسفی برای بازگرداندن خاطره ازلی را در اختیار ندارد. فلسفه‌های مدرن و سوژه دکارتی یا انسانِ پرتاب‌شده در آرای هایدگر، هیچ دریچه‌ای به سوی عالم ملکوت باز نمی‌کنند و تمام هم‌وغم خود را معطوف به سازگاری با همین اسارت زمینی کرده‌اند؛ از این رو پیش از هر دعوت اخلاقی، نیازمند یک «یادآوری متافیزیکی» هستیم.

رئیس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا با اشاره به نظریه معرفت‌شناسی افلاطون یادآور شد: در نگاه افلاطون و سقراط، شناخت و معرفت به معنای یادگیری از صفر نیست، بلکه به‌خاطر آوردن (Anamnesis) است. چنان‌که در رساله «منو» نشان داده می‌شود، جان انسان پیشاپیش به حقایق آگاه بوده و آموزش تنها حکم قابلگی را دارد تا ذهن را برای تولد دوباره معارف تحریک کند.

رحمتی با تشریح روایت اسلامی و آیه شریفه میثاق (ألست بر ربکم) گفت: در حکمت اسلامی، این پیوند ازلی بر اساس «تاریخ قدسی» تبیین می‌شود. برخلاف رویکردهای تقلیل‌گرایانه، حکما این واقعه را یک امر حقیقی در ساحت ملکوتی عالم می‌دانند که دو وظیفه اگزیستانسیو برای انسان رسم می‌کند: نخست «بازیابی ازلیت» و دوم «پیش‌دستی بر ابدیت» و ساختن آن از درون همین لحظات محدود دنیوی.

وی همچنین تصریح کرد: عارف واقعی در «اکنون همیشگی» زندگی می‌کند. انسانِ گرفتار در دغدغه‌های روزمره، بنده وقت‌های متفرق و پراکنده است، اما کسی که با ذکر و یاد ازلی پیوند خورده، وسعت وقتش از ازل تا ابد امتداد می‌یابد.

این استاد فلسفه در بخش دیگری از سخنانش به پیامدهای این هستی‌شناسی در روابط انسانی و هنر اشاره کرد و افزود: دوستی‌های اصیل و عشق عفیف ریشه در شناخت و عهد ارواح در عالم ذر دارند. همچنین موسیقی در حکمت ایرانی-اسلامی، یک هنر قدسی و تداعی‌گر نغمه‌ها و نواهای ازلی است.

رحمتی در پایان با تأکید بر لزوم پاسداری از متافیزیک یاد خاطرنشان کرد: اگر این میراث معنوی و متافیزیکی در جامعه و میان نسل جوان زنده بماند، مابقی دستاوردهای فرهنگی ما نیز حفظ خواهد شد؛ در غیر این صورت، میراث ما تنها به ارزش‌های موزه و باستان‌شناختی فرو خواهد کاست.

216216

کد مطلب 2288517

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

آخرین اخبار