۰ نفر
۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۷
سفر به مریخ با جیب خالی

این روزها سرعت پیشرفت علم و تکنولوژی به قدری زیاد شده که آدم می‌ترسد شب خوابش ببرد و صبح که بیدار می‌شود ، ببیند نانوایی سر کوچه به جای شاطر یک ربات هوش مصنوعیِ گذاشته که سنگک را با لیزر می‌پزد!




ایلان ماسک در آن سوی دنیا موشک‌های غول‌پیکرش را مثل تخمه شکاندن
پرتاب می‌کند و روی هوا . دانشمندان در حال کشف آب در سیاراتی هستند که حتی تلفظ
اسم‌شان سه روز وقت می‌برد وآدم ستون فقراتش تاب بر می دارد. شرکت‌های فناوری از
تراشه‌های عصبی صحبت می‌کنند که آدم با آن‌ها می‌تواند به جای درس خواندن، زبان
چینی را از طریق بلوتوث دانلود کند!



حالا بیایید از کهکشان‌های دور دست و آسمان‌خراش‌های غول پیکر برگردیم
پایین؛ دقیقاً به نقطه‌ای از جغرافیا که ما شرف حضور داریم. اینجا دغدغه‌ی بشر وطن‌دار
اصلاً  مسائل پیچیده‌ی فضایی نیست. در حالی
که ناسا روی پروژه‌ی مسکونی کردن مریخ کار می‌کند، پدر خانواده در خانه‌ی ۷۰ متریِ
استیجاریِ خود، روی پروژه‌ی سنگینِ «چگونه با حقوقِ ریالی، ماه را به روز بیستم
برسانیم بدون اینکه کلیه‌ها آسیب جدی ببینند» تحقیق می‌کند. این خودش یک پروژه‌ی
هسته‌ای است که اگر آژانس انرژی اتمی از آن باخبر شود بلافاصله بازرس می‌فرستد تا
بفهمد این خانواده چطور با این تورم نجومی هنوز زنده است. و عجیب تر آنکه خنده هم
بر لب دارد!



عجب تناقض دلپذیری است! از یک طرف در اروپا و آمریکا آدم‌ها نگرانند
که هوش مصنوعی شغل‌شان را بدزدد و دیگر مجبور نباشند سر کار بروند. از آن طرف در جایی
که ما هستیم، هوش مصنوعی هنوز به فارسی‌زبانان که می‌رسد قفل می‌کند و در جوابِ
اینکه «با ۵۰ هزار تومان امشب چه خاکی بر سر بریزیم؟»، پیام می‌دهد: خطا در پردازش
اطلاعات؛ لطفاً گریه کنید!



در سطح جهان هم وضع دست‌کم در ظاهر منقش ومدرنش، شبیه فیلم‌های علمی تخیلیِ
درجه‌یک است. سیاستمداران گردن کلفت دنیا پشت تریبون‌های سازمان ملل درباره‌ی صلح
جهانی، توسعه پایدار و نجات کره‌ی زمین از گرمایشِ جهانی داد سخن سر می‌دهند، در
حالی که در کوچه‌پس‌کوچه‌های اقتصاد جهانی  تورم چنان تیغ کشیده که خریدن یک لپ‌تاپ معمولی
شبیه به مراسمِ وصیت‌نامه و تقسیم ارث بین وراث شده است. یعنی فرقی نمی‌کند تو در
نیویورک باشی یا تهران، اقتصاد جهانی طوری برنامه‌ریزی شده که هر چقدر بیشتر کار
کنی فاصله‌ات با خریدن یک پراید دست‌دوم یا یک آپارتمانِ قوطی‌کبریتی سی متری  بیشتر می‌شود. این یعنی قانونِ نسبیت انشتین در
اقتصاد کاملاً برعکس کار می‌کند؛ سرعت دور شدنِ قیمت‌ها از قدرت خرید  شما از سرعت نور هم بیشتر است!



مهندسان ناسا سال‌ها روی مواد ضدحرارت و ضدضربه کار می‌کنند تا سفینه
در برخورد با جو نسوزد، در حالی که کارمند و کارگر شریف ایرانی، سال‌هاست بدون هیچ
بودجه‌ی  رفاهی و بدون پشتوانه،  تنها با تکیه بر نیروی ایمان و قسط های معوقه،
تکنولوژیِ ساخت بدنِ ضدضربه در برابر تورمِ نجومی را روی تنِ رنجور خود
پیاده کرده‌اند. شهروند ایرانی امروز یک موجود فرازمینی است. او با یک دست قسط
وامِ عقب‌افتاده را می‌دهد با دست دیگر اخبار قیمت دلار را رصد می‌کند. با چشم چپ
به قیمت پیاز نگاه می‌کند و با چشم راست به ماهواره‌های استارلینک که از آسمان رد
می‌شوند لبخند می‌زند! این مقاومت تن‌به‌تن با گرانی قطعا باید در کتاب‌های گینس
به عنوان عجیب‌ترین شاخه ورزش استقامتی ثبت شود.



جهانِ امروز شبیه یک پارک بزرگ وسایل شهربازیِ خراب شده است. مسئولانِ
دنیا سوار ترن هواییِ جنگ‌های تجاری‌اند و جیغ می‌زنند و کیف میکنند،  ما مردمِ عادی هم در صف طولانیِ خرید مرغِ تنظیم‌بازاری
کارت‌بانکمان را می‌کشیم و دستگاه کارت‌خوان با صدایی نکره و ناامید کننده  می‌گوید: موجودی کافی نیست! و این کوتاه‌ترین،
عمیق‌ترین و فلسفی‌ترین جمله‌ی قرن بیست‌ویکم است. نه می‌شود به مریخ پناه برد، نه
می‌شود با موجودیِ کافی از چنگ تورم و گرانی دررفت.



با این حال، ما همچنان زنده‌ایم. چایی را تلخ می‌خوریم و به بدبختی‌هایمان
می‌خندیم و جوک می‌سازیم. تاریخ ثابت کرده است آنجا که علمِ اقتصاد، منطقِ ریاضی و
عقلِ سلیم همگی همزمان سکته کرده و ناتوان می شوند، طنز و ساختن جوک بزرگترین و
اثربخش ترین ابزار استقامت ملیِ ایرانیانست . که بی تردید نجانتش خواهد داد. پس تا
اطلاع ثانوی، به فرار به مریخ فکر نکنید. همین که بتوانید قبض برقِ ماه بعد را
تسویه کنید، خودش یکجور فتحِ کهکشان است!  لطفا چایتان را با لبخند  بنوشید.  اجرکم عندالله.
64

کد مطلب 2290038

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین