چرا شیطان بیش از همه به سراغ مؤمنان می‌رود؟ | تبیین یک روایت از امام صادق(ع)

چرا شیطان بیش از دیگران، مؤمنان را هدف وسوسه‌های خود قرار می‌دهد؟ امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره، از تمرکز ابلیس بر اهل ایمان سخن می‌گویند و تأکید می‌کنند که او از دیگران فارغ شده است؛ تعبیری تأمل‌برانگیز که این پرسش را پیش می‌کشد: آیا مؤمن‌بودن، انسان را در معرض حملات بیشتری قرار می‌دهد؟ بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن، از راز این تقابل و محدودیت قدرت شیطان در برابر اراده انسان پرده برمی‌دارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، چرا کسانی که در مسیر ایمان و بندگی گام برمی‌دارند، گاه بیش از دیگران با وسوسه‌ها و دشواری‌های معنوی روبه‌رو می‌شوند؟ امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره، از تمرکز شیطان بر مؤمنان سخن می‌گویند و از دیگران با این تعبیر یاد می‌کنند که ابلیس از کار آنان فارغ شده است. اما این سخن به چه معناست؟ آیا شیطان تنها در پی منحرف‌کردن مؤمنان است و گمراهان را به حال خود رها می‌کند؟ بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش را باید در ارزش ایمان، شیوه‌های گمراه‌سازی شیطان و محدودیت قدرت او جست‌وجو کرد.

پرسش؛ چرا مؤمنان آماج حملات شیطان‌اند؟

بنابر روایت حوزه، یکی از پرسش‌های مهم در مسیر دینداری، چرایی شدت وسوسه‌های شیطانی برای اهل ایمان است. امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره می‌فرمایند:

«یَا زُرَارَةُ إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَکَ وَلِأَصْحَابِکَ فَأَمَّا الْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ»؛ ای زراره، شیطان تنها تو و یارانت را هدف گرفته است؛ اما از دیگران فارغ شده است. (۳)

این روایت ممکن است در نگاه نخست این پرسش را به ذهن بیاورد که چرا مؤمنان باید با فشار بیشتری از سوی شیطان مواجه شوند، درحالی‌که به نظر می‌رسد دیگران از چنین هجمه‌ای در امان‌اند؟ آیا این وضعیت با عدالت الهی سازگار است؟

برای پاسخ، باید مفاد روایت را با توجه به معنای واژگان آن و دیگر آموزه‌های قرآن و روایات بررسی کرد.

 ۱. شیطان بر کسانی تمرکز می‌کند که هنوز تسلیم نشده‌اند

برای فهم دقیق روایت، توجه به دو واژه «صَمَدَ» و «فَرَغَ» ضروری است. واژه «صَمَدَ» در زبان عربی بر قصدکردن و روی‌آوردن به سوی هدف دلالت دارد؛ در این روایت نیز بیانگر هدف‌گیری و تمرکز شیطان بر گروهی خاص است. «فَرَغَ» نیز به معنای فارغ‌شدن از کاری است که در اینجا می‌توان آن را عبور از مرحله‌ای از تلاش برای گمراه‌سازی دانست. (۱ و ۲)

بر این اساس، سخن امام صادق(ع) را می‌توان چنین فهمید که شیطان در برابر گروهی که همچنان بر ایمان و مسیر حق پای می‌فشارند، با مقاومت بیشتری روبه‌روست و ازاین‌رو تلاش خود را متوجه آنان می‌کند.

این وضعیت را می‌توان به سپاهی تشبیه کرد که برای تصرف یک منطقه مقاوم، نیرو و تجهیزات بیشتری به کار می‌گیرد؛ درحالی‌که برای مناطقی که پیش‌تر تسلط بر آنها را به دست آورده، به همان میزان از توان تهاجمی نیاز ندارد.

از این منظر، مؤمنانی که در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند، همچنان هدف تلاش شیطان برای منحرف‌کردن‌اند. بنابراین، تمرکز او بر اهل ایمان را می‌توان نشانه اهمیت حفظ سرمایه ایمان و دشواری دستیابی به این هدف دانست. (۴)

۲. ایمان، سرمایه‌ای است که شیطان در پی از بین بردن آن است

شیطان در منطق آموزه‌های دینی، دشمنی است که می‌کوشد انسان را از مسیر بندگی دور کند و سرمایه‌های معنوی او را از میان ببرد. از این منظر، ایمان و هدایت از مهم‌ترین اهداف او به شمار می‌روند.

کسی که از روی اختیار راه گمراهی را برگزیده است، در مقایسه با مؤمنی که در برابر دعوت شیطان مقاومت می‌کند، در موقعیت متفاوتی قرار دارد. قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید:

«إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ»؛ تو بر بندگان من تسلطی نخواهی داشت، مگر بر گمراهانی که از تو پیروی کنند. (حجر: ۴۲)

بر اساس این آیه، پیروی اختیاری از شیطان زمینه سلطه او را فراهم می‌کند. در مقابل، مؤمنان با حفظ ایمان و پایبندی به هدایت الهی، در برابر این سلطه مقاومت می‌کنند.

ازاین‌رو، می‌توان گفت آنچه مؤمن را در کانون وسوسه‌ها قرار می‌دهد، برخورداری او از سرمایه‌ای است که شیطان در پی تضعیف یا از بین بردن آن است؛ سرمایه‌ای که در قالب ایمان، معرفت و پایبندی به ولایت و اطاعت الهی جلوه می‌کند.

در نتیجه، شدت تلاش شیطان علیه مؤمنان را نباید نشانه بی‌عدالتی دانست؛ بلکه این مسئله در چارچوب تقابل میان ایمان و گمراهی قابل تحلیل است.

 ۳. فارغ‌شدن شیطان از گمراهان به معنای رهاکردن آنان نیست

یکی از نکات مهم در تفسیر این روایت، توجه به این مسئله است که «فارغ‌شدن» شیطان از دیگران، لزوماً به معنای پایان‌یافتن همه فعالیت‌های او در قبال آنان نیست.

قرآن کریم درباره گروهی که تحت تأثیر شیطان قرار گرفته‌اند، می‌فرماید:

«اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ»؛ شیطان بر آنان چیره شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است؛ آنان حزب شیطان‌اند. (مجادله: ۱۹)

این آیه نشان می‌دهد که تأثیرگذاری شیطان می‌تواند از مرحله وسوسه و دعوت به گمراهی فراتر رود و به وضعیتی برسد که انسان در اثر انتخاب‌ها و پیروی‌های خود، از یاد خدا فاصله بگیرد و در مسیر نادرست پایداری کند.

در چنین شرایطی، شیطان همچنان برای تثبیت انحراف و دورکردن انسان از بازگشت به مسیر حق تلاش می‌کند. تزیین اعمال نادرست، ایجاد دلبستگی‌های غافل‌کننده و بهره‌گیری از ظرفیت انسان‌های گمراه برای گسترش فساد، از جمله شیوه‌هایی است که در آیات قرآن به آنها اشاره شده است. (۶ تا ۹)

قرآن کریم از نقش شیاطین انس و جن در القای سخنان فریبنده به یکدیگر سخن می‌گوید (انعام: ۱۱۲) و در آیه‌ای دیگر، از تلاش شیطان برای آراستن زشتی‌ها در نظر انسان‌ها خبر می‌دهد (حجر: ۳۹).

بنابراین، تعبیر امام صادق(ع) را می‌توان ناظر به تفاوت موقعیت این دو گروه دانست: در مورد کسانی که در مسیر گمراهی قرار گرفته‌اند، شیطان برای ادامه انحراف و تثبیت آن تلاش می‌کند؛ اما در مورد مؤمنانی که هنوز در برابر او مقاومت دارند، هدف اصلی، منحرف‌کردن آنان از مسیر ایمان است.

البته این تبیین، به معنای بسته‌شدن راه بازگشت برای گمراهان نیست؛ امکان توبه و بازگشت به سوی خدا همچنان وجود دارد و همین مسئله، اهمیت مقاومت در برابر وسوسه‌ها و پرهیز از ناامیدی را دوچندان می‌کند.

 ۴. چرا کمینگاه شیطان بر سر راه مستقیم است؟

یکی دیگر از نکات روشنگر در این بحث، آیه‌ای است که از سوگند شیطان برای گمراه‌کردن انسان‌ها حکایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

«قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ شیطان گفت: به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، حتماً بر سر راه مستقیم تو در کمین آنان خواهم نشست. (اعراف: ۱۶)

توجه به تعبیر «صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ» در این آیه اهمیت ویژه‌ای دارد. شیطان اعلام می‌کند که در مسیر مستقیم الهی کمین خواهد کرد؛ یعنی می‌کوشد انسان‌ها را از رسیدن به مقصد درست بازدارد یا پس از ورود به این مسیر، آنان را از ادامه آن منصرف کند.

در واقع، هدف شیطان صرفاً دعوت انسان به یک گناه مشخص نیست؛ او می‌کوشد جهت حرکت انسان را تغییر دهد و پیوند او را با هدایت الهی تضعیف کند.

در مقابل، قرآن کریم انسان‌ها را از پیروی راه‌های پراکنده‌ای که آنان را از مسیر حق دور می‌کند، برحذر می‌دارد: «وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ»؛ از راه‌های گوناگون پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده و دور می‌سازد. (انعام: ۱۵۳)

در روایتی نیز پیامبر اکرم(ص) راه مستقیم را ترسیم کردند و از راه‌های فرعی متعددی سخن گفتند که بر هر یک از آنها شیطانی قرار دارد و مردم را به سوی خود فرامی‌خواند. (۱۲)

بر این اساس، مؤمنانی که در پی حفظ ایمان و حرکت در مسیر هدایت‌اند، در معرض تلاش مستمر برای انحراف قرار دارند. شیخ مفید نیز در روایتی نقل می‌کند که شیاطین بر مؤمنان، بیش از زنبورها بر گوشت هجوم می‌آورند. (۱۳)

این تعبیر، شدت و استمرار وسوسه‌ها را به تصویر می‌کشد؛ بااین‌حال، نباید از آن نتیجه گرفت که هر مؤمنی الزاماً بیش از هر فرد دیگری دچار وسوسه می‌شود یا هر دشواری و گرفتاری، نشانه حمله مستقیم شیطان است. مقصود اصلی، توجه‌دادن به جدیت تلاش شیطان برای دورکردن انسان از ایمان و اطاعت الهی است.

 ۵. با وجود تمرکز شیطان، اختیار مؤمن از بین نمی‌رود

در کنار بحث درباره شدت وسوسه‌ها، باید به نکته‌ای اساسی توجه کرد: قدرت شیطان، حتی در مواجهه با مؤمنان، نامحدود نیست و به معنای سلب اختیار انسان نخواهد بود.

قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ شیطان بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد. (نحل: ۹۹)

این آیه در کنار آیات دیگر، مرز مهمی میان وسوسه‌گری شیطان و تسلط قهری او بر انسان ترسیم می‌کند. شیطان می‌تواند انسان را به انجام کار نادرست دعوت کند، زشتی‌ها را در نظر او بیاراید و زمینه غفلت را فراهم سازد؛ اما این تأثیرگذاری به معنای اجبار انسان به گناه نیست.

قرآن کریم از زبان شیطان در قیامت نقل می‌کند:

«وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»؛ من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید. (ابراهیم: ۲۲)

این بیان، مسئولیت انسان در برابر انتخاب‌هایش را روشن می‌کند. وسوسه شیطان می‌تواند زمینه‌ساز انحراف باشد، اما پذیرش دعوت او به انتخاب انسان وابسته است.

در آیه بعدی از سوره نحل نیز آمده است که سلطه شیطان بر کسانی است که او را سرپرست خود می‌گیرند و به او شرک می‌ورزند. (نحل: ۱۰۰)

امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در توصیفی از نفوذ شیطان در انسان‌ها می‌فرمایند که شیطان در سینه‌های پیروان خود تخم می‌گذارد و آن را به جوجه تبدیل می‌کند و سپس در دامان آنان رشد می‌یابد. (۱۷)

این تصویر، بیانگر نفوذ تدریجی وسوسه‌ها در وجود کسانی است که به آن میدان می‌دهند. در مقابل، ایمان، توکل و پناه‌بردن به خدا می‌تواند زمینه مقاومت در برابر این نفوذ را فراهم کند.

از این منظر، تمرکز شیطان بر مؤمنان به معنای ناتوانی آنان یا تضمین مصونیت مطلق دیگران نیست. مؤمن نیز ممکن است در معرض لغزش قرار گیرد؛ اما می‌تواند با اختیار، تقوا، توکل و بازگشت به خدا در برابر وسوسه‌ها ایستادگی کند.

 جمع‌بندی

روایت امام صادق(ع) درباره تمرکز شیطان بر زراره و یارانش، پرسشی مهم درباره نسبت ایمان، وسوسه و عدالت الهی مطرح می‌کند. بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که تعبیر «فارغ‌شدن شیطان از دیگران» را نباید به معنای رهاکردن کامل گمراهان دانست؛ بلکه می‌توان آن را بیانگر تفاوت وضعیت کسانی دانست که در مسیر انحراف قرار گرفته‌اند با مؤمنانی که همچنان در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند.

از سوی دیگر، این روایت بر اهمیت حفظ ایمان و پایداری در مسیر هدایت تأکید دارد؛ زیرا شیطان می‌کوشد انسان را از مسیری که به بندگی و قرب الهی می‌انجامد، دور کند. بااین‌حال، قدرت او به معنای اجبار انسان نیست و مسئولیت انتخاب همچنان بر عهده خود انسان باقی می‌ماند.

بنابراین، مواجهه با وسوسه‌ها را می‌توان بخشی از میدان آزمون و انتخاب انسان دانست؛ میدانی که در آن، آگاهی، تقوا، توکل و پناه‌بردن به خدا نقش مهمی در حفظ ایمان دارند. پیام امیدبخش این آموزه آن است که شدت وسوسه‌ها، به‌خودی‌خود به معنای شکست نیست و انسان می‌تواند با پایداری و انتخاب آگاهانه، مسیر بندگی را ادامه دهد.

 پی‌نوشت‌ها و منابع

۱. محمد بن مکرم ابن‌منظور، لسان العرب، بیروت: دارصادر، ۱۴۱۴ق، ج ۳، ص ۲۵۸.

۲. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، تصحیح احمد حسینی اشکوری، تهران: مرتضوی، ۱۳۷۵ش، ج ۵، ص ۱۵.

۳. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق، ج ۸، ص ۱۴۵: «یَا زُرَارَةُ إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَکَ وَلِأَصْحَابِکَ فَأَمَّا الْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ».

۴. ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی،اخلاق در قرآن، تحقیق محمدحسین اسکندری، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۴۰۱ش، ج ۱، صص ۲۲۴ـ۲۳۵.

۵. قرآن کریم، سوره حجر، آیه ۴۲: «إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ».

۶. قرآن کریم، سوره مجادله، آیه ۱۹: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ».

۷. قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۱۱۲: «شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا».

۸. قرآن کریم، سوره حجر، آیه ۳۹: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ».

۹. قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۶۴: «وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ».

۱۰. قرآن کریم، سوره اعراف، آیه ۱۶: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ».

۱۱. قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۱۵۳: «وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ».

۱۲. احمد بن علی نسائی، تفسیر النسائی، بیروت: مؤسسة الکتب الثقافیه، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص ۴۸۵.

۱۳. محمد بن محمد شیخ مفید، *الاختصاص*، قم: المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق، ص ۳۰.

۱۴. قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۹: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ».

۱۵. قرآن کریم، سوره ابراهیم، آیه ۲۲: «وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی».

۱۶. قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۱۰۰: «إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ».

۱۷. سید رضی، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، تهران: دارالکتب العلمیه، ۱۳۷۵ش: «فَبَاضَ وَفَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَدَبَّ وَدَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ».

کد مطلب 2290606

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

آخرین اخبار