نگار علی- تهدیدهای اخیر مقامهای ایرانی درباره هدف قرار دادن کابلهای زیردریایی خلیج فارس، بار دیگر توجهها را به زیرساختی جلب کرده است که بخش بزرگی از ارتباطات بینالمللی اینترنت بر آن تکیه دارد. دو مقام ارشد امنیتی ایران در گفتوگو با خبرگزاری «رویترز» مدعی شدهاند تهران در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، طرحهایی برای هدف قرار دادن این کابلها دارد و ممکن است مانع تعمیر آنها نیز شود. بااینحال، در گزارش رویترز نام کابلهای مورد تهدید اعلام نشده است. بررسی دادههای شرکت پژوهشی «تلجئوگرافی» نشان میدهد سه سامانه فعال ارتباطی از تنگه هرمز عبور میکنند؛ سامانههایی که آسیب به آنها میتواند ارتباطات اینترنتی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد.
هفت کابل مورد اشاره ایران کداماند؟
یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ هشدار داد در صورت حمله به زیرساختهای ایران، هفت کابل اصلی اینترنت در تنگه هرمز نیز ممکن است هدف قرار بگیرند. دو مقام ارشد امنیتی کشور نیز روز جمعه ۱ آبان به رویترز گفتند تهران برای هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی زیردریایی خلیج فارس در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل طرحهایی تدوین کرده است.
با وجود این اظهارات، نه رویترز و نه مقامهای ایرانی جزئیات کافی برای شناسایی هفت کابل را منتشر نکردهاند. در نتیجه، نمیتوان فهرست مشخصی را بهعنوان همان هفت کابل مورد اشاره مقام ایرانی معرفی کرد.
بررسی شرکت تلجئوگرافی از زیرساختهای ارتباطی تنگه هرمز، سه سامانه فعال را شناسایی میکند که از این گذرگاه عبور میکنند: «فالکون»، «آسیا ـ آفریقا ـ اروپا ۱» و «گلف بریج اینترنشنال». این فهرست، اطلاعاتی درباره سامانههای فعال عبوری از تنگه ارائه میدهد اما نباید آن را با فهرست رسمی هفت هدف ادعایی یکی دانست.
کابل فالکون از بندرعباس و چابهار به شبکه ارتباطی بینالمللی متصل است
کابل «فالکون» (FALCON) یکی از سامانههای بینالمللی ارتباطات زیردریایی منطقه است. این سامانه از جمله از طریق ایستگاههای ساحلی بندرعباس و چابهار به شبکه ارتباطی بینالمللی متصل میشود.
اهمیت چنین سامانههایی تنها به انتقال ترافیک اینترنت کاربران خانگی محدود نیست؛ اپراتورهای ارتباطی، شرکتها و ارائهدهندگان خدمات دیجیتال نیز برای برقراری ارتباط با شبکههای خارج از کشور به مسیرهای بینالمللی وابستهاند. آسیب به یک کابل میتواند بخشی از ظرفیت ارتباطی را از دسترس خارج کند، هرچند میزان اختلال به مسیرهای جایگزین و نحوه توزیع ترافیک بستگی دارد.
کابل AAE-1 آسیا، خاورمیانه و اروپا را به هم متصل میکند
سامانه «آسیا ـ آفریقا ـ اروپا ۱» (AAE-1) حدود ۲۵ هزار کیلومتر طول دارد و کشورهای آسیایی را از مسیر خاورمیانه و شمال آفریقا به اروپا متصل میکند. این سامانه در کشورهای متعددی از جمله عمان، امارات، قطر و عربستان سعودی ایستگاههای اتصال دارد.
اهمیت AAE-1 در گستردگی شبکه آن است؛ این کابل صرفاً یک اتصال محلی میان دو کشور نیست، بلکه بخشی از زیرساخت ارتباطی چندمنطقهای محسوب میشود. بااینحال، اختلال در بخشی از مسیر آن الزاماً به معنای قطع کامل ارتباط میان تمام کشورهای متصل نیست؛ شبکههای بینالمللی معمولاً از چند مسیر و سامانه برای انتقال داده استفاده میکنند.
کابل GBI ارتباطات بینالمللی کشورهای خلیج فارس را تقویت میکند
سامانه «گلف بریج اینترنشنال» (GBI) با هدف تقویت ارتباطات بینالمللی کشورهای خلیج فارس توسعه یافته و از مسیرهای زیردریایی و نقاط اتصال منطقهای استفاده میکند.
این سامانه برای ارتباطات منطقهای اهمیت دارد؛ زیرا اختلال در آن میتواند بر ظرفیت ارتباطی اپراتورها و مشتریان سازمانی اثر بگذارد. شدت پیامدها به این بستگی دارد که هر اپراتور چه میزان از ترافیک خود را از این کابل عبور میدهد و تا چه اندازه میتواند آن را به مسیرهای دیگر منتقل کند.
اطلاعات مسیر این سه سامانه در تحلیل منتشرشده از سوی تلجئوگرافی درباره زیرساختهای زیردریایی تنگه هرمز آمده است. نقشه عمومی کابلهای زیردریایی نیز امکان بررسی مسیرها و ایستگاههای اتصال را فراهم میکند.
گفتنی است که کابلهای زیردریایی اینترنت را از یک کشور به کشور دیگر «تحویل» نمیدهند، بلکه بخشی از زیرساخت انتقال داده میان شبکههای ارتباطی جهان هستند. این کابلها اپراتورهای اینترنت، مراکز داده و شبکههای کشورهای مختلف را به یکدیگر متصل میکنند و امکان تبادل اطلاعات در هر دو جهت را فراهم میآورند.
برای مثال، هنگامی که کاربری در ایران یک وبسایت میزبانیشده در اروپا را باز میکند، درخواست او ابتدا از شبکه اپراتور اینترنت عبور میکند و سپس از طریق مسیرهای ارتباطی بینالمللی به شبکه مقصد میرسد. پاسخ وبسایت نیز از طریق شبکه به دستگاه کاربر بازمیگردد. کابل زیردریایی ممکن است بخشی از این مسیر ارتباطی باشد، اما تمام دادهها الزاماً از یک کابل مشخص عبور نمیکنند و مسیر انتقال به ساختار شبکه و ظرفیت مسیرهای موجود بستگی دارد.
چرا کابلهای زیردریایی برای اینترنت حیاتیاند؟
کابلهای زیردریایی فیبر نوری، ستون اصلی ارتباطات داده میان کشورها و قارهها هستند.
برخلاف تصور رایج، بخش عمده اینترنت بینالمللی از طریق ماهواره منتقل نمیشود؛ کابلهای فیبر نوری زیردریایی ظرفیت بسیار بالایی دارند و بخش اصلی تبادل داده میان شبکههای جهانی را بر دوش میکشند.
طبق ارقامی که رویترز به نقل از اتحادیه بینالمللی مخابرات منتشر کرده است، حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهان از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود. بااینحال، این عدد به سهم کابلهای زیردریایی در کل ارتباطات جهانی اشاره دارد، نه سهم تنگه هرمز از ترافیک اینترنت جهان.
آلن مادولین، مدیر تحقیقات تلجئوگرافی، به رویترز گفته است کمتر از یک درصد پهنای باند ارتباطات بینالمللی از تنگه هرمز عبور میکند. این دو آمار با یکدیگر تناقض ندارند: کابلهای زیردریایی در مجموع نقش بسیار بزرگی در اینترنت جهان دارند، اما سهم یک گذرگاه جغرافیایی خاص از این شبکه بسیار کمتر است.
آیا حمله به کابلهای تنگه هرمز اینترنت جهان را قطع میکند؟
بر اساس ارزیابی تلجئوگرافی، آسیب به کابلهای عبوری از تنگه هرمز بهتنهایی لزوماً اختلال گستردهای در اینترنت جهان ایجاد نمیکند. پیامد مستقیمتر چنین رخدادی احتمالاً متوجه ارتباطات کشورهای منطقه خواهد بود؛ بهویژه کشورها و اپراتورهایی که برای اتصال بینالمللی به مسیرهای عبوری از خلیج فارس وابستگی بیشتری دارند.
بااینحال، نمیتوان دامنه اختلال را تنها بر اساس تعداد کابلهای آسیبدیده تعیین کرد. چند عامل در شدت پیامدها نقش دارند:
-
تعداد کابلهای آسیبدیده: قطع یک کابل با قطع همزمان چند سامانه متفاوت است.
-
ظرفیت مسیرهای جایگزین: اگر اپراتورها نتوانند ترافیک را به مسیرهای دیگر منتقل کنند، احتمال کاهش سرعت یا اختلال در خدمات افزایش مییابد.
-
میزان وابستگی هر کشور و اپراتور: همه کشورها و شرکتها از مسیرهای یکسانی استفاده نمیکنند.
-
محل آسیب: قطع یک بخش از کابل ممکن است آثار متفاوتی با آسیب به نقاط اتصال یا چند مسیر همزمان داشته باشد.
-
مدتزمان تعمیر: هرچه بازگشت کابلها به مدار بیشتر طول بکشد، فشار بر مسیرهای جایگزین و خدمات دیجیتال نیز ادامهدارتر خواهد بود.
به همین دلیل، حتی اگر یک حمله به قطع کامل اینترنت منجر نشود، ممکن است هزینه ارتباطات، کیفیت خدمات یا پایداری اتصال در برخی کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.
اختلال در کابلها چه اثری بر اقتصاد دیجیتال دارد؟
پیامد آسیب به کابلهای ارتباطی به کاربران اینترنت محدود نمیشود. بانکها، شرکتهای پرداخت، پلتفرمهای تجارت الکترونیک، خدمات ابری و شرکتهایی که دادههای خود را میان مراکز مختلف جابهجا میکنند، به ارتباطات پایدار بینالمللی نیاز دارند.
در صورت کاهش ظرفیت ارتباطی یا اختلال در مسیرهای مورد استفاده، ممکن است دسترسی به برخی خدمات خارجی کند شود، ارتباط میان مراکز داده با مشکل مواجه شود یا تراکنشهای برخط با تأخیر و اختلال روبهرو شوند. البته وقوع هر یک از این پیامدها قطعی نیست و به معماری شبکه، مسیرهای جایگزین و میزان وابستگی سرویس مربوط بستگی دارد.
برای کشورهای حاشیه خلیج فارس که در سالهای اخیر سرمایهگذاری زیادی در مراکز داده، خدمات ابری و زیرساختهای هوش مصنوعی انجام دادهاند، پایداری شبکههای ارتباطی اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد. این خدمات برای فعالیتهای روزمره به ارتباط مطمئن با کاربران، شرکای تجاری و دیگر مراکز داده وابستهاند.
چرا تعمیر کابلها در شرایط جنگی دشوار میشود؟
آسیب به کابل زیردریایی پایان ماجرا نیست؛ بازگرداندن آن به مدار نیز به تجهیزات تخصصی، کشتیهای تعمیراتی، دسترسی به محل آسیب و مجوزهای لازم نیاز دارد.
تلجئوگرافی گزارش داده است که خرابی کابلها در سراسر جهان پدیدهای غیرمعمول نیست و سالانه حدود ۲۰۰ حادثه در این حوزه رخ میدهد. بخش عمده این حوادث ناشی از فعالیتهای عادی دریایی، از جمله لنگر انداختن کشتیها و عملیات ماهیگیری است.
اما شرایط جنگی، تعمیر را پیچیدهتر میکند. افزایش هزینه بیمه، محدودیت دسترسی کشتیهای تعمیراتی به منطقه، دشواری دریافت مجوز و خطر فعالیت در آبهای ناامن میتواند زمان بازگشت کابل به مدار را افزایش دهد.
آیا همه کشورهای خلیج فارس به کابلهای تنگه هرمز وابستهاند؟
خیر. وابستگی کشورهای منطقه به مسیرهای زیردریایی یکسان نیست و همین تفاوت میتواند در تعیین دامنه اختلال نقش مهمی داشته باشد.
بر اساس تحلیل تلجئوگرافی، بحرین، کویت و قطر از مسیرهای ارتباطی زمینی از طریق عربستان سعودی نیز بهره میبرند؛ کویت با عراق هم اتصال زمینی دارد. امارات نیز دارای مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه است و بخش مهمی از ایستگاههای اتصال کابلهای زیردریایی آن در فجیره، در سمت دریای عمان، قرار دارند.
در عربستان سعودی نیز بخش عمده ظرفیت کابلهای زیردریایی بینالمللی از ایستگاههای ساحل دریای سرخ تأمین میشود، نه فقط از ساحل خلیج فارس.
این مسیرهای جایگزین به معنای مصونیت کامل نیستند. ظرفیت شبکه زمینی ممکن است برای انتقال تمام ترافیک مسیرهای قطعشده کافی نباشد و خود مسیرهای زمینی نیز در برابر اختلال و آسیب آسیبپذیرند. بنابراین، وجود مسیر جایگزین میتواند از شدت اختلال بکاهد، اما تضمینی برای حفظ کیفیت عادی خدمات نیست.
چرا دریای سرخ نیز اهمیت دارد؟
تنگه هرمز تنها گذرگاه مهم ارتباطات زیردریایی در منطقه نیست. دریای سرخ نیز یکی از مسیرهای مهم انتقال داده میان اروپا، شرق آفریقا و آسیاست.
مادولین به رویترز گفته است مسیر دریای سرخ حدود سه درصد تقاضای جهانی ارتباطات بینالمللی و نزدیک به ۱۰ درصد تبادل داده میان مناطق مختلف جهان را پوشش میدهد. این ارقام به شاخصهای متفاوتی اشاره دارند و نباید با سهم تنگه هرمز از پهنای باند بینالمللی یکسان تلقی شوند.
در آخر باید گفت که آنچه از دادههای فنی میتوان گفت، این است که سه سامانه فعال «فالکون»، «آسیا ـ آفریقا ـ اروپا ۱» و «گلف بریج اینترنشنال» از تنگه هرمز عبور میکنند و آسیب به این مسیرها میتواند ارتباطات کشورهای منطقه را تحت فشار قرار دهد. شدت و گستره پیامدها به تعداد کابلهای آسیبدیده، ظرفیت مسیرهای جایگزین، میزان وابستگی اپراتورها و مدتزمان تعمیر بستگی دارد.
۲۲۷۲۲۷





نظر شما