به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:اعتراضات و آشوبهای خیابانی که گستره بزرگی از اروپا را در بر گرفته، از پاریس شروع شد و در ادامه به اسپانیا، پرتغال، یونان، آلمان و بلژیک و برخی دیگر از پایتختهای اروپایی امتداد یافت. جنس اعتراضها نیز عمدتا مربوط به وضعیت اقتصادی سخت کشورهای اروپایی است که دامنه آن، دانشآموزان، دانشجویان، بیکاران و ... را در برمیگیرد.
اینکه سیاستهای اقتصادی و مالی و پولی دولتهای اروپایی چه سهمی از بروز این آشوبها را به خود اختصاص میدهد جای خود، اما آیا نمیتوان فرض کرد که در پس این حوادث، یک جریان وجود دارد؟ به راستی چه کسانی در صحنه بینالملل از این وضعیت اقتصادی سود میبرند؟
تأثیر مستقیم و شدید جنگ روسیه و اوکراین در مرحله اول و در مرحله بعد جنگ در خلیج فارس بر اقتصاد جهانی را نمیتوان انکار کرد. اما یک بازیگر دیگر هم هست که این سالها نمیتوان نقش آن را در تحولات جهانی نادیده گرفت؛ اسرائیل!
حال سوال این است که تحولات اخیر اروپا را چگونه میتوان به اسرائیلیها مرتبط دانست؟ برای پاسخ به این سوال، نیاز است رویدادها و تحولات میان دولتهای اروپایی و اسرائیل طی سالهای اخیر را مرور کنیم. فارغ از ظهور امواج یهودستیزی در جوامع اروپایی، اولین چالشی که سبب شد دولتهای این قاره در برابر تلآویو صفآرایی کنند، حکم بازداشت دادگاه بینالمللی کیفری برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و یوآف گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ بود.
برخلاف آنچه نتانیاهو تصور میکرد، به غیر از چند کشور اروپای شرقی مانند مجارستان، تمامی پایتختهای اروپایی از این حکم استقبال کردند و کشورهایی مثل بلژیک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، ایتالیا، هلند، نروژ، اسپانیا و پرتغال، بهطور مشخص خود را پایبند به حکم دادگاه بینالمللی کیفری دانستند. چالشهای اسرائیل با متحدان سنتیاش در اروپا به همین حکم خلاصه نمیشود. بهطور مثال، حمله اسرائیلیها به مواضع نیروهای یونیفل در جنوب لبنان، از جمله منطقه تحت مسئولیت نیروهای ایتالیایی در دهم اکتبر ۲۰۲۴، واکنش تند رم را به دنبال داشت و جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا این حمله را محکوم کرد.
این حملات در مارس ۲۰۲۶ باردیگر در جنوب لبنان تکرار شد. اوج اختلاف ایتالیا و اسرائیل چندی بعد در اوایل آوریل ۲۰۲۶ رخ داد که جورجیا ملونی اعلام کرد کشورش تصمیم گرفته توافقنامه دفاعی با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد. در عین حال، ایتالیاییها ۲۴ مهر خبر دادند که دادستانی رم کار تحقیقات از ۱۲ چهره اسرائیلی از جمله یسرائیل کاتس (وزیر جنگ)، ایال زامیر (رئیس ستاد ارتش) و ایتمار بنگویر (وزیر امنیت داخلی) این رژیم را آغاز کرده است؛ اتهام آنها مشارکت در سرکوب فعالان ایتالیایی است که در ماه می (اردیبهشت) در ناوگان صمود شرکت داشتند و همچنین دستگیری فعالانی که در جریان ناوگان قبلی به نوار غزه در سال گذشته میلادی نقش داشتند.
اختلافات تلآویو با پاریس هم از فروردین ۱۴۰۳ علنی شد و استفان سژورنی، وزیر خارجه وقت فرانسه در اظهاراتی گفت که برای بازگشایی مسیرهای ارسال کمکهای بشردوستانه به مردم فلسطین در غزه، اسرائیل باید تحت فشار و حتی تحریم قرار گیرد.او از بکارگرفتن اهرمهای فشار علیه اسرائیل هم سخن گفت و در نهایت فرانسه را از نخستین کشورهایی معرفی کرد که تحریمهای اتحادیه اروپا را علیه شهرکنشینان اسرائیلی پیشنهاد کرده است.
اما اوج تنش سیاسی میان فرانسه و اسرائیل در میانه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بروز کرد؛ جایی که رژیم صهیونیستی سفر آلیس روفو، وزیر نیروهای مسلح فرانسه به سرزمینهای اشغالی را در روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ لغو کرد.روزنامه یدیعوت آحارونوت، درباره این ماجرا نوشت اقدام تلآویو در پی تصمیم فرانسه برای جلوگیری از عبور هواپیماهای آمریکایی حامل سلاح از حریم هوایی فرانسه (برای جنگ علیه ایران) صورت گرفته است. همزمان، رسانههای آمریکایی نیز از توقف خریدهای نظامی رژیم صهیونیستی از فرانسه خبر دادند؛ تصمیمی که به گفته مقامات این رژیم، در واکنش به تغییر موضع پاریس در قبال تحولات لبنان گرفته شده بود.
با بالا گرفتن اعتراضات و شورشهای اجتماعی در شهرهای مختلف فرانسه طی هفته گذشته، نتانیاهو فرصت را مناسب دانست و درباره اتفاقات فرانسه به طعنه گفت احتمالاً این وضعیت، میتواند زمینهساز تغییری در ترکیب سیاسی فرانسه شود.در همین مدت برخی مقامها و رسانههای اسرائیلی هم از بروز حوادث خشونتبار در شهرهای فرانسه ابراز خوشحالی کردهاند.
از جمله کشورهایی که این روزها شاهد بروز ناآرامیهای اجتماعی است، پرتغال است. روابط این کشور با اسرائیل، طی چند سال گذشته، بهویژه بر سر جنایات رخداده در غزه تیرهتر شده است، بهطوری که ۲۳ شهریور امسال پائولو رنگل، وزیر خارجه پرتغال، طرح شهرکسازی صهیونیستی را بسیار مخرب خواند.او پس از دیدار با وارسن آقابکیان شاهین، وزیر امور خارجه فلسطین در لیسبون، انتقادهای بسیار تندی از رژیم حاکم بر تلآویو کرد و در نهایت راهحل دو دولتی را تنها راه تضمین همزیستی مسالمتآمیز بین اسرائیلیها و فلسطینیها دانست.
بلژیکیها هم خرداد ۱۴۰۴ و در پی اوج گرفتن جنایات اسرائیلی ها در غزه، واکنش تندی داشتند. معاون نخستوزیر بلژیک وضعیت غزه را یک فاجعه انسانی توصیف و اعلام کرد که کشورش لحن خود را در برابر رژیم صهیونیستی تشدید خواهد کرد.
شگفتآور اما خشونت شهرکنشینهای کرانه باختری علیه دیپلماتهای اروپایی در روز شنبه هفته گذشته بود. آنها به هیأتی متشکل از دیپلماتهای اروپایی در کرانه باختری حمله کرده و برخی از آنان، از جمله شهردار فرانسه را به شدت کتک زدند. این رویداد با واکنش تند دولتهای اروپایی همراه شد و اتحادیه اروپا رسما این اقدام را محکوم کرد و خواستار پاسخگویی دولت نتانیاهو شد.
حالا که کشورهای اروپایی دستخوش شدیدترین ناآرامیهای عمدتا از جنس اقتصادی شدهاند، به نظر میرسد اسرائیلی ها آن را وقت انتقام تلقی کردهاند... حتی اگر فرض را بر نداشتن هیچ نقش مستقیمی از سوی تلآویو و مسکو در حوادث اخیر پایتختهای اروپایی بگیریم، میتوان اسرائیل را در کنار روسیه، برندههای واقعی رویدادهای اخیر دانست.
سخن آخر اینکه؛ آیا میتوان نقش آمریکا را هم در ناآرامیهای اروپا لحاظ کرد؟ بله؛ با عطف به اینکه فعلا به نظر میآید افسار ترامپ در دستان نتانیاهو است.
17302





نظر شما