به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، چشمزخم از دیرباز در فرهنگها و تمدنهای مختلف مطرح بوده است. برخی آن را نتیجه حسادت میدانند و عدهای معتقدند حتی نگاه همراه با تعجب و تحسین نیز ممکن است آثار منفی داشته باشد. در آموزههای اسلامی نیز به حقیقت چشمزخم اشاره شده است؛ اما پرسش مهم این است که چنین اثری چگونه میتواند اتفاق بیفتد؟
فلسفه اسلامی با طرح مباحثی مانند تجرد نفس، قدرت قوه خیال و تأثیر روح بر بدن، امکان اثرگذاری نفس انسان بر جهان مادی را بررسی میکند. آیا این مبانی میتوانند واقعیت چشمزخم را توضیح دهند؟
چشمزخم چیست و آیا واقعیت دارد؟
در نگاه عمومی، چشمزخم آسیبی است که ممکن است بر اثر نگاه همراه با حسادت، تعجب یا تحسین شدید به انسان یا داراییهای او وارد شود. این باور در فرهنگهای گوناگون وجود داشته و در منابع اسلامی نیز روایاتی درباره آن نقل شده است.
در روایتی مشهور آمده است: «الْعَیْنُ حَقٌّ»؛ یعنی چشمزخم حقیقت دارد (بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ۲۶).
همچنین برخی مفسران، از جمله علامه طباطبایی، در تفسیر آیه ۵۱ سوره قلم، احتمال ارتباط آیه با چشمزخم را مطرح کردهاند.
بااینحال، باید میان پذیرش یک باور در متون دینی و اثبات علمی سازوکار آن تفاوت قائل شد. فلسفه اسلامی میکوشد امکان چنین تأثیری را با استفاده از مبانی مربوط به نفس و رابطه روح و ماده توضیح دهد؛ اما این مسئله بهتنهایی اثبات تجربی چشمزخم محسوب نمیشود.
چگونه ممکن است روح انسان بر جسم تأثیر بگذارد؟
برای فهم فلسفی چشمزخم، ابتدا باید با یکی از مبانی مهم فلسفه اسلامی آشنا شویم: تجرد نفس.
بر اساس دیدگاه فیلسوفانی مانند ملاصدرا، نفس انسان حقیقتی فراتر از جسم مادی دارد و تمام فعالیتهای آن را نمیتوان به فرایندهای جسمانی فروکاست.
یکی از تواناییهای نفس، قوه خیال است. انسان با استفاده از این قوه میتواند تصاویری را در ذهن خود ایجاد کند و این تصورات گاهی بر وضعیت جسمانی او تأثیر بگذارند.
برای مثال، تصور یک موقعیت ترسناک ممکن است باعث تپش قلب، لرزش بدن و افزایش تعریق شود. همچنین اضطراب و تلقین منفی میتوانند بر احساس درد، کیفیت خواب و وضعیت عمومی بدن تأثیر بگذارند.
در مقابل، امیدواری و آرامش روانی نیز گاهی به بهبود وضعیت جسمانی کمک میکنند.
فخر رازی و دیگر فیلسوفان نیز در مباحث مربوط به رابطه نفس و بدن، به تأثیر حالات نفسانی بر وضعیت جسمانی پرداختهاند.
این نمونهها نشان میدهند که حالات روانی انسان میتوانند آثار واقعی جسمانی داشته باشند؛ اما هنوز باید به پرسش مهمتری پاسخ داد: آیا این تأثیر میتواند از بدن انسان فراتر برود؟
آیا نفس انسان میتواند بر جهان خارج از بدن اثر بگذارد؟
در فلسفه اسلامی، نفس صرفاً بهعنوان نیرویی وابسته به بدن در نظر گرفته نمیشود. برخی فیلسوفان، بهویژه ملاصدرا، درباره قدرت نفس و تأثیر آن در عالم طبیعت مباحث گستردهای مطرح کردهاند.
بر اساس برخی تقریرهای فلسفی، نفسهای برخوردار از قدرت و کمال بیشتر میتوانند در شرایط خاص، آثاری فراتر از بدن خود ایجاد کنند.
در این چارچوب، جهان انسان و جهان طبیعت کاملاً بیارتباط با یکدیگر نیستند و رابطه نفس و ماده نیز به رابطه ذهن و مغز محدود نمیشود.
البته از این مبانی نمیتوان نتیجه گرفت که هر انسان عادی با هر تصور یا نگاهی قادر است بر اشیای بیرونی اثر بگذارد. همچنین باید توجه داشت که اثبات تجرد نفس، بهخودیخود اثباتکننده توانایی انتقال نیرویی نامرئی از چشم به دیگران نیست.
بنابراین، مباحث فلسفی درباره قدرت نفس را باید بهعنوان مبانی احتمالی برای تبیین این پدیده در نظر گرفت، نه دلیلی قطعی بر وقوع آن.
چشمزخم چگونه اتفاق میافتد؟ نقش حسادت و تعجب
یکی از توضیحاتی که در برخی تقریرهای فلسفه اسلامی برای چشمزخم مطرح شده، ارتباط آن با شدت حالات نفسانی است.
فرض کنید فردی با زیبایی، موفقیت یا دارایی چشمگیری روبهرو میشود. این مواجهه ممکن است در او تعجب، شگفتی یا حسادت شدیدی ایجاد کند.
گاهی این احساس با حسادت و ناخشنودی از نعمت دیگری همراه است. در چنین شرایطی، فرد ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه آرزوی ازبینرفتن آن نعمت را داشته باشد.
اما آیا چشمزخم همیشه به حسادت نیاز دارد؟
در برخی دیدگاههای سنتی، شدت تعجب و توجه نیز میتواند در ایجاد چشمزخم مؤثر باشد؛ حتی اگر فرد نیت بدی نداشته باشد. به همین دلیل در باورهای دینی و فرهنگی، احتمال چشمزخمزدن به فرزند، خود یا داراییهای شخصی نیز مطرح شده است.
بااینحال، تعبیرهایی مانند «انفجار انرژی روانی»، «ارتعاشات روح» یا «پرتاب نیروی متراکم» نباید بهعنوان اصطلاحات علمی اثباتشده معرفی شوند. این تعابیر بیشتر بیانهای تشبیهی برای توضیح یک تفسیر متافیزیکی هستند.
چرا به این پدیده چشمزخم میگویند؟
اگر عامل اصلی چشمزخم را نفس و حالات درونی انسان بدانیم، چرا این پدیده با نام چشم شناخته میشود؟
پاسخ را باید در نقش چشم در ارتباط انسان با جهان پیرامون جستوجو کرد.
چشم یکی از مهمترین ابزارهای دریافت اطلاعات و توجه انسان است. بسیاری از هیجانها و حالات نفسانی نیز در مواجهه بصری با دیگران شکل میگیرند.
وقتی انسان زیبایی یا موفقیت دیگری را میبیند، ممکن است احساسات شدیدی در او ایجاد شود. از این منظر، چشم وسیله ارتباط و آغازگر توجه است؛ نه لزوماً عامل مستقلی که نیرویی مادی از آن خارج شود.
در منابع لغوی نیز چشمزخم به آسیبی گفته شده که از طریق نگاهکردن به دیگری وارد میشود.
بنابراین، در تبیین فلسفی مورد بحث، چشم را میتوان دریچه ظهور و تمرکز حالات نفسانی دانست.
چرا گفتن «ماشاءالله» برای جلوگیری از چشمزخم توصیه شده است؟
در آموزههای دینی، برای پیشگیری از چشمزخم، بر یاد خدا و توجه به منشأ نعمتها تأکید شده است.
یکی از ذکرهای نقلشده در روایات چنین است:
«ما شاءَ اللّهُ، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
یعنی: آنچه خدا بخواهد همان میشود و هیچ نیرو و توانی جز به یاری خدای بلندمرتبه و بزرگ وجود ندارد.
از منظر معنوی، گفتن «ماشاءالله» میتواند توجه انسان را از خود نعمت به خداوند، بهعنوان منشأ همه زیباییها و نعمتها، معطوف کند.
در این نگاه، یاد خدا به مهار حسادت، خودبینی و دلبستگی افراطی کمک میکند و انسان را به نگرشی متعادلتر میرساند.
البته این توضیح، یک تفسیر معنوی از کارکرد ذکر است و نباید آن را سازوکاری فیزیکی و اثباتشده برای دفع امواج یا انرژی نامرئی تلقی کرد.
آیا چشمزخم از نظر علمی اثبات شده است؟
برای پاسخ دقیق به این پرسش باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم:
- باور دینی: در برخی روایات اسلامی، چشمزخم واقعیت دانسته شده است.
- امکان فلسفی: برخی مبانی فلسفه اسلامی، مانند تجرد نفس و قدرت آن، امکان تأثیرگذاری غیرمادی نفس را بررسی میکنند.
- اثبات علمی: تاکنون شواهد تجربی معتبر و تکرارپذیری که نشان دهند نگاه یا حسادت یک فرد، بدون واسطه شناختهشده فیزیکی یا رفتاری، مستقیماً موجب آسیب به دیگری میشود، در دست نیست.
ازاینرو، نمیتوان صرفاً با استناد به تجرد نفس یا تأثیر حالات روانی بر بدن، چشمزخم را از نظر تجربی اثباتشده دانست.
جمعبندی؛ چشمزخم خرافه است یا واقعیتی فراتر از آن؟
چشمزخم از منظر دینی، فلسفی و علمی باید در سه سطح متفاوت بررسی شود.
در آموزههای دینی، روایاتی درباره حقیقت چشمزخم وجود دارد. در فلسفه اسلامی نیز مباحثی مانند تجرد نفس، قوه خیال و تأثیر نفس بر ماده، زمینهای برای طرح تبیینهای متافیزیکی این پدیده فراهم میکنند.
بااینحال، این مبانی فلسفی بهتنهایی ثابت نمیکنند که نگاه همراه با حسادت یا تعجب میتواند مستقیماً به دیگری آسیب برساند. چنین ادعایی به استدلال اختصاصی و شواهد تجربی مستقل نیاز دارد.
بنابراین، نه میتوان بدون بررسی، تمام آموزههای مربوط به چشمزخم را خرافه دانست و نه میتوان هر اتفاق ناخوشایندی را به چشمزخم نسبت داد.
شاید مهمترین پیام اخلاقی این آموزه، توجه به مهار حسادت، پرهیز از نگاه آسیبزا، قدردانی از نعمتهای دیگران و پیوند قلب با یاد خدا باشد.
منبع:مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی





نظر شما