به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم رونمایی از رمان «سونامی» نوشته سیروس همتی، شامگاه چهارشنبه ۱۳ آبان در خانه خسرو افشار برگزار شد. در این مراسم جمعی از هنرمندان، نویسندگان، بازیگران و اهالی سینما حضور داشتند. مهدی شفیعی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیز از مهمانان ویژه این برنامه بود. اجرای مراسم را شهرام شکیبا بر عهده داشت.
در ابتدای مراسم، سیدمهدی شجاعی با خوشامدگویی به حاضران و چهرههای برجسته حاضر در این نشست گفت: «افتخار داریم در این محفل از هنرمند گرانمایه، آقای سیروس همتی، تقدیر و تجلیل کنیم. بهانه ما کتاب «سونامی» است، اما این کتاب فقط یک بهانه است؛ آنچه برای من اهمیت دارد، این است که عنوان هنرمند واقعاً زیبنده ایشان است. آنچه در طول این سالها از ایشان دیدهایم، اخلاق، ادب، مردانگی و مروت است. دقت داشته باشید که در این روزها ادب بسیار نایاب است. معتقدم ترازهایی را که میتوان در یک هنرمند دید، در ایشان میبینیم.»
او ادامه داد: «باور من این است که خالق اثر از خود اثر مهمتر است. بنابراین معتقدم بهتر است این محفل را بهعنوان فرصتی برای قدردانی از این شخصیت بدانیم و بگوییم که داشتن چنین کمالاتی در هنر تا چه اندازه ارزشمند است؛ کمالاتی که شاید امروز چندان رایج نباشند، اما ما بهخوبی قدرشان را میدانیم.»
سیروس همتی: ایده «سونامی» از یک فیلم مستند شکل گرفت
در ادامه مراسم، سیروس همتی از حاضران قدردانی کرد و گفت: «از همه عزیزانی که به این مراسم آمدند تشکر میکنم؛ بهویژه آقای شفیعی، معاون محترم هنری، که روز گذشته با خرید ۱۰۰ جلد از کتاب «سونامی»، پرچم هنر و قلم را بالا بردند.»
او درباره زمان نگارش و رونمایی کتاب توضیح داد: «کتاب «سونامی» سال گذشته نوشته شد. در خرداد و تیر سال گذشته میخواستیم این کتاب را رونمایی کنیم که به دلیل وقوع جنگ ۱۲ روزه، این اتفاق محقق نشد. در ادامه، جنگ رمضان رخ داد و باز هم امکان برگزاری مراسم فراهم نشد، اما این بار تصمیم گرفتیم به مناسبت پنجم نوامبر، روز جهانی سونامی، مراسم رونمایی کتاب را برگزار کنیم. خوشحالم که این مراسم برگزار شد و در خدمت شما هستم.»
همتی همچنین از منتقدان حاضر در مراسم تشکر کرد و افزود: «از آقای قادری تشکر میکنم که با جایگاه ویژه خود پذیرفتند کتاب بنده را نقد و بررسی کنند. همچنین از آقای رسول نجفیان تشکر میکنم. وقتی پیشنهاد شد که ایشان کتابم را نقد کنند، بسیار خوشحال شدم. به یاد دارم که ایشان در پشت صحنه تئاتر «مردههای بیکفنودفن» و در تمام روزهای تمرین و حتی ۳۰ شب اجرا، تا زمانی که صحنه آماده شود، کتاب میخواندند و مطالعه میکردند. آقای نجفیان وجهه ادبی بسیار بالایی دارند و حضورشان برایم افتخار است.»
او درباره بخش ویژه برنامه نیز گفت: «امشب قرار است بخشی از کتاب را سونامیخوانی کنیم. به عبارت دیگر، سه بخش از کتاب را انتخاب کردهایم تا بخوانیم. دلیل اول این کار ایجاد تنوع در جلسه است و دلیل دوم اینکه در این بخشها توصیف حالات و روحیات شخصیتها را کمتر کرده و به دیالوگ افزودهایم تا جنبه دراماتیک آن بخشها از کتاب بیشتر شود.»
در ادامه، کلیپی از تمرین سونامیخوانی سیروس همتی و گروه همکارانش پخش شد.
رسول نجفیان: «سونامی» روایت چیزهایی است که به بشر تحمیل میشود
رسول نجفیان، نخستین منتقد این نشست، برای نقد و بررسی کتاب به روی صحنه آمد. او با تشکر از سیروس همتی گفت: «از سیروس همتی تشکر میکنم که مرا قابل دانستند تا درباره اثرش صحبت کنم. آقای همتی انسانی بسیار پرتلاش در هر زمینهای هستند و هیچوقت او را ناامید ندیدهام. معتقدم تا زمانی که کسانی در عرصه هنر حضور دارند و تلاش میکنند، هیچوقت نباید ناامید شویم.»
او با اشاره به نسبت نیاز و ضرورت با شکلگیری هنر ادامه داد: «در سالهای ابتدایی خلقت، ضرورت هنر فقط شکم بود؛ در غارها، هر کسی که بیشتر شکار میکرد، هنرمند و سلطان بود و احترام داشت. دلیلش این بود که اگر شکار نمیکردند، از گرسنگی میمردند. شاید بتوان گفت نیاز، باعث کشاندن بشر به هنر میشود. از مارلون براندو پرسیدند اولین درس بازیگری چیست؟ پاسخ داد: «اینکه هنرمند گرسنه جلوی دوربین نرود.» گرسنگی شور را از بین میبرد. به نظرم نیاز و ضرورت باعث ایجاد شور در افراد میشود و همهچیز را به حرکت درمیآورد. چخوف در نوشتهای میگوید: «هنر، درک ضرورت است.» شاخکهای حسی و عاطفی هنرمند زودتر از مردم شهرش به حرکت درمیآید و درد را فریاد میزند.»
نجفیان درباره مفهوم سونامی در این رمان توضیح داد: «مولانا درباره گزاف و زایش جنون، از سونامی یاد کرده است. دقت داشته باشید که سونامی فقط در آب نیست؛ آب وقتی دیوانه میشود، سیل راه میافتد و آب به جنون میرسد. زلزله، جنون خاک است و آتشفشان، جنون آتش؛ با همین تعریف، سونامی هم جنون آب است. البته سونامی دومی هم داریم که دستساز بشر است. در کتاب سیروس همتی، این نوع از سونامی را میبینیم؛ چیزهایی که به بشر تحمیل میشود و شبیه به یک سونامی است. جانیهای امروز آنقدر زیاد شدهاند و دست به جنایتهای بزرگ میزنند که مهلکتر از سونامی آب هستند. بچهها و آدمهای بیگناهی که تکهتکه شدهاند و متأسفانه کار به جایی رسیده است که میگویند: «هیتلر خیلی ملاطفت میکرده است!»»
او ادامه داد: «سونامی دستساز و تحمیلی از طرف قدرت رخ میدهد. وقتی رمان «سونامی» را میخواندم، دیدم چقدر مقوله «اراده معطوف به قدرت» نیچه جدی است. او اشاره میکند که فاتحان، سلطهگران نظامی هستند و به قول فوکو، آنها هستند که حرف آخر را میزنند. آنها برای ما مد و فرهنگ میسازند و ماجرا آنقدر جدی میشود که احساس حقارت میکنیم که چرا شبیه به آنان نیستیم؟ کتاب «سونامی» سیروس همتی به این مقولات اشاره دارد؛ ماجرا از این قرار است که عدهای قدرتمند، بهصورت پنهانی جزیرهای را غصب میکنند و مردمی که به تبار و خاطرات خود تکیه دارند، مجبور میشوند از خاطرات و نوستالژیهایشان دور شوند.»
نجفیان با اشاره به جایگاه خاطره در آثار ادبی افزود: «خاطرات و نوستالژیها در تمامی آثار بشری وجود دارند؛ از دوران کهن ادبیات گرفته تا امروز؛ از شکسپیر تا مارسل پروست که هفت جلد کتاب «در جستوجوی زمان از دسترفته» را مینویسد. همه اینها بازآفرینی خاطرات هستند و این پرسش را مطرح میکنند که ما کجا بودیم و از کجا آمدیم و چرا ما را به این غربت انداختید؟ شاعران ادبیات ما از بهشتی یاد میکنند که ما از آن رانده شدهایم و میپرسند آن بهشت کجاست؟ همه ما دنبال آن بهشت هستیم و بسیار دردناک است که خانه ما را روی سرمان خراب میکنند و مجبور میشویم از خانهمان خارج شویم.»

ماجرای جزیرهای که ساکنانش از بازگشت به آن محروم شدند
نجفیان با اشاره به چگونگی شکلگیری ایده نگارش رمان «سونامی» گفت: «سیروس همتی فیلم مستندی از ساتیار امامی میبیند و همان فیلم شاخکهای این هنرمند را تکان میدهد و باعث میشود «سونامی» را بنویسد. باید اشاره کنم که ساتیار امامی فیلمی درباره جزیره آشوراده در شمال شرق کشورمان ساخته است؛ جزیرهای که آب آن را فراگرفته و مردمش مجبور میشوند آنجا را ترک کنند. آن جزیره تکیهگاه عاطفی آن مردم است و بسیار سخت است که آنها را از تکیهگاه عاطفیشان خارج کنند.»
او ادامه داد: «زمانی که این خاک دوباره بالا میآید و نمایان میشود، اجازه پیدا نمیکنند به وطن خود بازگردند. سیروس همتی تحت تأثیر آن فیلم و تلاشهای مردم آن جزیره، با وجود اسناد و مدارکی که دارند و اجازه حضور و زندگی دوباره در آنجا را پیدا نمیکنند، کتاب «سونامی» را مینویسد. البته جالب است بدانید که آن مردم از لطف امام حسین(ع) استفاده میکنند و هر سال در روز عاشورا اجازه پیدا میکنند مراسمی را در جزیره اجرا کنند. مردم آنجا تعریف میکردند که وقتی برای مراسم عاشورا به آشوراده میروند، در خلال مراسم به داخل جزیره میروند تا رد و اثری از خانهشان پیدا کنند. «سونامی» تحت تأثیر این فیلم شکل گرفته و بسیار زیباست. به نظرم مارسل پروست باید میگفت: «در جستوجوی زمان و مکان از دسترفته»؛ چراکه خیلیها به دنبال مکان از دسترفته هستند.»
نجفیان همچنین با اشاره به اینکه رمان «سونامی» او را به یاد فیلمی از فرانچسکو رزی انداخته است، گفت: «فرانچسکو رزی اشاره میکند که با وقوع انقلاب مائوییستها، شاهزادهها از قصر بیرون رانده میشوند. یکی از این شاهزادهها پسربچهای است که بسیاری از خاطراتش در همان قصر شکل گرفته است. انقلابیون برای تحقیر او میگویند باید رفتگر این قصر شود. او در آن فیلم مشهور مشغول تمیز کردن قصر است که ناگهان دیواری را پیدا میکند که در زمان شاهزاده بودنش، یک قوطی کبریت را در آنجا جا گذاشته بود؛ قوطی کبریتی که داخلش یک سوسک قرار داده بود. او قوطی را بیرون میآورد و نگاه میکند و صحنه بدیعی خلق میشود. رمان «سونامی» از این نظر شبیه به همان فیلم است.»
در ادامه، سیروس همتی درباره مستند ساتیار امامی توضیح داد: «نام فیلم «رویای بچههای آشور» است. ساتیار امامی فیلمساز و عکاس حرفهای است و یک روز از من دعوت کرد درباره فیلمنامهای صحبت کنیم. وقتی فیلمنامه تمام شد، از من پرسید: «حوصله تماشای یک فیلم مستند را داری؟» پاسخ دادم: «من عاشق فیلم مستند هستم.» فیلم «رویای بچههای آشور» را دیدیم که درباره جزیره آشوراده در گرگان است. جزیره را آب میگیرد و به همین بهانه مردم آنجا را به شهرهای اطراف میبرند و از آن زمان به بعد، این مردم حق ورود به جزیره مادری خود را ندارند و فقط در روزهای عاشورا و تاسوعا اجازه دارند به آنجا بیایند و مراسم برگزار کنند. بسیاری از همان افراد به خارج از کشور رفتهاند، اما شب عاشورا و تاسوعا به ایران میآیند و مراسم خود را برگزار میکنند.»
نجفیان: رمان «سونامی» از افسانههای کهن بهخوبی استفاده کرده است
نجفیان در بخش دیگری از سخنانش درباره شکل و شیوه روایت رمان «سونامی» گفت: «پرداخت سیروس همتی در این رمان فوقالعاده است. او چند صفحه را خالی میگذارد که در ابتدا از دیدن آنها تعجب کردم، اما سپس متوجه شدم چه پرداخت زیبایی در پس آن نهفته است. با روح معنا در شکل و صورت هوا و هوس درگیر میشود. این اتفاق بسیار خوب است. از نظر جملهبندی دستوری هم اتفاق خوبی رخ داده است؛ برخی جملات در زمان حال هستند، برخی در زمان ماضی و... . نویسنده خودش را از عباراتی مثل «او گفت» و «او جواب داد» خلاص کرده و نمایش را در رمان آورده است.»
او افزود: «از سوی دیگر، رمان «سونامی» از افسانههای کهن بهخوبی استفاده کرده است؛ از پری و غول دریایی تا غول رباتیک فلزی را در دل خود جای داده است. به نظرم در این کتاب عشق وجود دارد؛ وقتی شعری از غزلیات شمس آورده میشود، دغدغههای او نیز دیده میشود. به نظرم یک جامعه از قحطی و گرسنگی هیچ بلایی سرش نمیآید و خودش را تجدید میکند، اما زمانی که فرهنگ و خاطراتش را از آن جامعه بگیرند، نابود میشود. متأسفانه در برخی لحظات زندگی جوانهای عصر خود میبینم که هیچ نوستالژیای در ذهن ندارند و این موضوع فاجعه است. پس به هنرمندانی که درد را فریاد میزنند و همدل میشوند، درود میفرستم.»
قادری: «سونامی» یک کمدی سطح بالا و اثری گروتسک است
در ادامه، شمس، دیگر کارشناس برنامه که امکان حضور در مراسم را نداشت، در قالب پیامی ویدئویی به بیان دیدگاههای خود درباره این رمان پرداخت و گفت: «به واسطه مشغله ناخواسته، توفیق حضور در جمع شما را از دست دادم. قبل از هر چیز باید بگویم که از اواسط دهه ۱۳۸۰ با قلم سیروس همتی و نمایشنامههای او آشنا شدم. قلم او در پرداخت به مضامین مختلف، بهویژه موضوعات اجتماعی، بسیار تواناست و مرا به وجد میآورد. در قلم او همواره شوخطبعی، شیرینکُنشی و روانی وجود دارد. این داستان بلند هم از کارهای قبلی او مستثنا نیست.»
او ادامه داد: «پس از خواندن «سونامی»، اولین چیزی که از ذهنم گذشت، عبارت «غریب آشنا» بود. اینکه چطور یک محصول توأمان که نزدیک و در دسترس است، دور و بعید از مخاطبش میایستد. در تاریخ رمان مدرن، آثار متعددی داریم که میتوان آنها را ذیل عنوان غریب آشنا فهم کرد؛ آثاری که در جغرافیایی ظاهراً نزدیک اما دور ساخته میشوند. در آن جغرافیا قوانینی شکل میگیرد که با زیست تجربهشده ما همنواییهای جالبی دارد. کتاب «سونامی» سیروس همتی هم همینگونه است. او جغرافیایی خیالی اما مطلوب میسازد. زندگی روزمره را برای مردمش آسان میگیرد و روابط انسانی جالبی در آنجا حکمفرماست، اما این جغرافیای برساخته، ذیل شیرینی قلم سیروس، به سمت یک تراژدی و احتمالاً دستکاری توسط بیگانگان میرود و همان جغرافیای مثالین را به تبعیدگاهی بغرنج تبدیل میکند.»
در بخش دیگری از مراسم، نصرالله قادری، نویسنده و فیلمساز، به نقد و بررسی رمان پرداخت. او در مقدمه سخنانش گفت: «سیروس همتی را از دهه ۱۳۶۰ میشناسم؛ زمانی که بازیگر من بود و کارهای محیرالعقول میکرد. این آشنایی تا به امروز که مو سپید کرده است، ادامه داشته، اما در این جلسه از معرفی او در این زمان کوتاه میگذرم. درباره دنیای رمان باید بگویم که این اثر یک معنا دارد که در ذهن نویسنده قرار دارد؛ ممکن است این معنا به ذهن مخاطب برسد یا بعداً آن را کشف کند.»
قادری با اشاره به چندمعنایی بودن آثار ادبی و نمایشی افزود: «عمده نمایشنامهها و فیلمنامهها دارای معناهای متکثر هستند. شاید بهتر باشد بگویم به تعداد مخاطبان آنها، معنا وجود دارد و هر کس بر اساس دانش و نگرش خود معنایی از اثر استنباط میکند که الزاماً نمیتواند معنای مورد نظر نویسنده باشد. هنر و ادبیات ما از دهه ۱۳۴۰ تحت تأثیر یک حزب قرار میگیرد که همچنان این دیدگاه در خوانش ما از هنر وجود دارد. این دیدگاه میگوید هنر ما همیشه باید بر حکومت باشد، نه در حکومت. یعنی نوع نگاه، سیاسی است و هنرمند باید چیزی گفته باشد که در برابر حاکمیت باشد، اما من فقط با شکل رمان کار دارم.»
او با تأکید بر وجه کمیک اثر گفت: «این رمان، کمیک است. بهمحض اینکه از کمیک سخن میگوییم، به دلیل تصوری که از کمدی داریم و آن را هنر بیارزش میدانیم، تصور میکنیم این رمان هم نمیتواند معنای عمیقی داشته باشد. متأسفانه تصور از کمیک، کمدی سطح پایین است، نه کمدی سطح بالا.»
قادری در ادامه با اشاره به تأثیر کتاب «مرشد و مارگریتا» نوشته بولگاکف بر شکلگیری این نوع کمدی گفت: «چنین نوعی از کمدی از طریق کتاب «مرشد و مارگریتا» وارد ادبیات شد. این آثار تراژدینما هستند و به همین دلیل تلاش میکنند ژانری به نام تراژدیـکمدی خلق کنند. دنیای گروتسک، دنیای وحشت و ترس از جنگ است. بنابراین باید با نگاه کمیک به اثر نگاه کرد تا ادراک عمیقی از آن داشته باشیم.»
خانه در برابر بیخانمانی؛ محور اصلی رمان «سونامی»
او با اشاره به مفهوم خانه در رمان همتی گفت: «در این نگاه، اولین مفهوم برجسته، خانه است. خانه در برابر بیخانمانی قرار میگیرد که رعبآور است. زمانی که یک انسان به دنیا میآید، چهار خانه دارد و هر چهار خانه در رمان آقای همتی مورد اشاره قرار گرفته است. اولین خانه هر انسان، آغوش مادر است. دومین خانه، وطن است که محدود به خاک و جغرافیا نیست. گاهی اوقات انسان در وطن خود زندگی میکند، اما احساس غربت میکند. سومین خانه، عشق است. عاشق در برابر معشوق حاضر است هر آنچه دارد قربانی کند. چهارمین خانه هم نیستان است؛ منظورم همان خانهای است که مشتاقیم به آن برگردیم و باید برگردیم. بنابراین مشخصترین وجه این رمان، خانه در برابر بیخانمانی است. سونامی باعث میشود آدمها خانه خود را از دست بدهند و بیخانمان شوند.»
قادری در ادامه به شیوه روایت رمان اشاره کرد و گفت: «سیروس همتی برای رسیدن به این مفهوم، از تکنیک شهرزاد قصهگو استفاده میکند که استاد تعلیق جهان هستی است. این تعلیق، خودآگاه یا ناخودآگاه از هوشیاری زنانه استفاده میکند که الزاماً مختص زنان نیست. هر هنرمندی باید دارای هوشیاری زنانه باشد که اولین گام آن مَکر است. بنابراین وقتی در قصه ما خانه از دست میرود، دوباره باید به خانه برگردند. در این خانه مادری هست که قصهگوست و برای نوه خود قصه میگوید. رمان «سونامی» تلاش میکند از مادر استفاده کند تا داستان را پیش ببرد.»
او درباره ویژگیهای کمیک این اثر نیز توضیح داد: «علت کمیک بودن این اثر این است که هر سه مؤلفهای که هانری برگسون در رساله «خنده» به آن اشاره میکند، در این رمان وجود دارد. اولین مؤلفه، تکرار است. منظور از تکرار، تکرار کلمات نیست، بلکه وضعیتی ثابت میماند و زندگی تحول پیدا میکند. از آنجا که این وضعیت مکرراً تکرار میشود، خندهدار میشود. اگر ادراک ما از خنده، قهقهه باشد، در دنیای اثر با خنده برونریز یا قهقهه روبهرو نیستیم، بلکه خنده انواعی دارد که در دنیای گروتسک، به شکل خندهای بر لب خشکشده معنا پیدا میکند. آنقدر وحشت زیاد است که اتفاقات خندهدار جلوه میکنند، اما جرئت خندیدن از آدم سلب میشود.»
وارونهسازی و روایت حلقوی؛ از دیگر ویژگیهای رمان
قادری در ادامه، وارونهسازی و تداخل روایتها را از دیگر ویژگیهای «سونامی» دانست و گفت: «اتفاق مهم دیگر در این رمان، قلب یا وارونهسازی است. کسی برای از بین بردن دیگری دست به کارهایی میزند، اما خودش در همان دامی که ایجاد کرده، از بین میرود. نکته سوم، تداخل متقابل رشتههاست. در جریان رمان، رشتههای مختلفی را میبینیم که در پایان داستان، بهجای اینکه به اغتشاش کامل برسند، به انسجام میرسند و داستان تمام میشود.»
او افزود: «با این سه دیدگاه که بیان کردم، مهمترین نکته برای معناگیری مخاطب این است که رمان بهصورت حلقوی پیش میرود. به عبارت دیگر، اینگونه نیست که ساده و سرراست از جایی آغاز کند و سپس به میانه و پایان برسد. این رمان بسیاری از فرمولهای متعارف را که منتقدان میشناسند، رعایت نمیکند، بلکه از تکنیک هوشیاری زنانه شهرزاد قصهگو استفاده میکند.»
قادری با اشاره به شخصیت زن اصلی داستان گفت: «نکته اساسی این تکنیک این است که بانوی نقش اصلی، زنی نجاتدهنده است. او کسی را نجات داده که غریبه است و به همین دلیل در جامعه مطرود شده؛ تنها به این دلیل که چرا بهعنوان یک زن، مردی نامحرم را از درون آب نجات داده است. در نقطه مقابل، غریبهای را داریم که عاشق این زن است و حتی موضوع بیخانمانی نیز در این میان مطرح میشود. ستیزی که در این داستان شکل میگیرد، به مخاطب هشدار میدهد.»
او در بخش دیگری از سخنانش به نشانههای ادبی و مفاهیم پنهان رمان اشاره کرد و گفت: «در بخشی از رمان، عدهای زنده ماندن را مترادف با زندگی کردن میدانند؛ افرادی که حاضرند سند خانه خود را بدهند تا لقمهای نان بگیرند و زنده بمانند. از سوی دیگر، نشانههایی وجود دارد که رمزهای ادبی رمان هستند. سه بخشی که صفحه را خالی میگذارد و به مخاطب میگوید: «آنجایی که من چیزی نگفتم، تو هم نتوانستی کاری انجام بدهی!» افرادی که فقط حاضر نیستند زنده بمانند، بلکه میخواهند زندگی کنند. زندگی کردن یعنی در حد توان، باید چیزی به این کائنات اضافه کنیم.»
قادری ادامه داد: «نویسنده به ما هشدار میدهد که باید خودت را جای تکتک افراد حاضر در داستان قرار بدهی، چراکه خویشتن خودت را از تو دزدیدهاند! در رمان از سنت جنوب استفاده میشود؛ مراسمی برای برگرداندن آدمهایی که دریا آنها را بلعیده است. از سنت شمال هم استفاده میکند؛ یعنی از هر دو مکانی حرف میزند که دریا دارند. او از جنان حرف میزند؛ تکهای از بهشت که روی زمین افتاده است و انگار میخواهند این تکه را بدزدند. این قطعه بهشت که میخواهند از ما بدزدند، همان منِ درون است.»
او همچنین با نقل خاطرهای از یکی از جلسات نقد و بررسی آثار اوژن یونسکو گفت: «در یکی از جلسات نقد و بررسی از آقای یونسکو سؤال میپرسند که آیا زمانی که رمان «کرگدن» را مینوشتید، به حقوق زنان هم فکر میکردید؟ ایشان پاسخ میدهد: «بله.» در پایان همان جلسه به آقای یونسکو میگویند اگر حرف نگفتهای دارید، بفرمایید. ایشان هم میگوید: «تا به امروز، این نمایشنامه در همه کشورها بهجز شوروی اجرا شده و چهار هزار رساله هم از آن نوشته شده است. تا به امروز هیچکس درباره اینکه آیا این کتاب درباره آزادی زنان هم نوشته شده است، حرفی نزده بود و من هم به آن فکر نکرده بودم. اما اکنون که درباره این موضوع صحبت شد، احساس میکنم بله، من هم به همین موضوع فکر کرده بودم!»»
مخاطبان از جهانبینی متفاوت همتی و ظرفیت جهانی رمان گفتند
در بخش پایانی مراسم، دیدگاه تعدادی از مخاطبان کتاب «سونامی» درباره این اثر در قالب پیامهای ویدئویی پخش شد. یکی از خوانندگان رمان گفت: «پیشتر کتابهای «ریحانه» و «آینه» را از آقای همتی خواندهام. آنچه در این کتاب مشهود است، جهانبینی متفاوت آقای همتی است. به نظرم نگاه او به موضوعات بسیار متفاوتتر از ۱۰ سال قبل شده است. سیروس همتی وجوه گوناگونی دارد. او هم معلم بوده، هم نویسنده است و هم وجهه بازیگری دارد. به نظرم تلفیق این جنبهها به او بسیار کمک کرده تا بتواند رمانی کمنقص و درست بنویسد.»
او افزود: «این کتاب علاوه بر اینکه ادبیات است، سینما هم هست؛ دکوپاژ دارد، پیرنگ دارد، شخصیتپردازی دارد و... . برداشت من این است که گاهی اوقات باید بتوانیم با سونامی درون خود مبارزه کنیم تا به هدفمان برسیم. علاوه بر این، شکل دیگری از آداب و رسوم جامعه ایرانی را در این رمان به تصویر کشیده که برایم بسیار جذاب بود.»
یکی دیگر از مخاطبان نیز با اشاره به ظرفیت بینالمللی این اثر گفت: «مهمترین چیزی که میتوانم درباره رمان «سونامی» بگویم، این است که این کتاب قابلیت جهانی شدن دارد. موضوع آن بسیار جهانشمول است و محدود به هیچ قاره، منطقه و کشوری نمیشود. هر آدمی در هر جای دنیا این کتاب را بخواند، میتواند احساس کند نویسنده اثر را منحصراً برای مردم آن ناحیه نوشته است.»
او ادامه داد: «در این رمان اتفاقات بسیار جذابی در جریان است؛ عاشقانه خوبی بین آشور و بلوا شکل گرفته، تعلیق و کشش خوبی در متن برقرار است و هیجان بزرگی در پیش است. البته با پایانبندی تکاندهندهای روبهرو هستیم که مشخص میکند دلیل این سونامی چه بوده است.»
مخاطب دیگری نیز با اشاره به بازتاب فرهنگهای بومی ایران در رمان «سونامی» گفت: «خوبی سوژه این کتاب این است که پیوند فرهنگهای بومی ایران را به تصویر کشیده است. این اثر زمانی به اوج خودش میرسد که مخاطب پس از خواندن آن، تا مدتها درگیرش خواهد بود و با شخصیتها زندگی خواهد کرد. این کتاب را به شما پیشنهاد میدهم.»
مراسم رونمایی از رمان «سونامی» در پایان با رونمایی از کتاب و جشن امضای آثار سیروس همتی به پایان رسید.
۵۹۲۴۴





نظر شما