پناهگاه توهم؛ چرا افراد آسیب‌دیده جذب فرقه‌های انحرافی می‌شوند؟

چرا برخی افراد به‌جای یافتن آرامش در ایمان، جذب فرقه‌های انحرافی می‌شوند؟ پاسخ را باید گاهی در زخم‌های پنهان روان جست‌وجو کرد؛ جایی که احساس حقارت، تنهایی و نیاز به دیده‌شدن، انسان را در برابر وعده‌های فریبنده آسیب‌پذیر می‌کند. فرقه‌ها با سوءاستفاده از این خلأ، ابتدا احساس بی‌ارزشی را تشدید می‌کنند و سپس با القای حس برگزیدگی و برتری، نوعی عظمت کاذب می‌سازند. اما این احساس قدرت تا چه اندازه واقعی است؟ روان‌شناسی و آموزه‌های قرآن چه تفاوتی میان عزت حقیقی و توهم عظمت ترسیم می‌کنند؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، چه چیزی باعث می‌شود انسانی که سال‌ها احساس حقارت و بی‌ارزشی کرده، ناگهان خود را عضوی از یک گروه برگزیده بداند؟ روان‌شناسی نشان می‌دهد که گاهی پشت گرایش به فرقه‌های انحرافی، نه ایمان عمیق، بلکه زخمی پنهان در عزت نفس انسان قرار دارد؛ زخمی که فرقه‌ها با وعده عظمت و احساس خاص‌بودن از آن سوءاستفاده می‌کنند.

جذب شدن به فرقه‌های انحرافی همیشه از باورهای اعتقادی آغاز نمی‌شود. گاهی فرد در جست‌وجوی چیزی است که سال‌ها از آن محروم بوده: احساس ارزشمندی، تعلق، امنیت روانی و دیده‌شدن.

بنابر روایت ابنا، فرقه‌ها با شناخت همین نیازها، تصویری فریبنده از نجات، برتری و عضویت در یک جمع خاص ارائه می‌کنند. در چنین فضایی، فردی که پیش‌تر احساس حقارت می‌کرد، به‌تدریج خود را برگزیده و متفاوت از دیگران می‌بیند. اما آیا این احساس عظمت، نشانه رشد معنوی است یا پوششی برای عمیق‌تر شدن یک آسیب روانی؟

 ۱. عقده حقارت چگونه انسان را به سوی فرقه‌ها می‌کشاند؟

یکی از مفاهیم مهم در روان‌شناسی برای فهم این مسئله، «عقده حقارت» است. آلفرد آدلر معتقد بود احساس حقارت، به‌ویژه زمانی که فرد نتواند به شیوه‌ای سالم با آن مواجه شود، ممکن است به رفتارهای جبرانی و برتری‌جویی افراطی منجر شود.

در این وضعیت، فرد به جای حل مشکلات درونی خود، تلاش می‌کند تصویری بزرگ‌تر و قدرتمندتر از خویشتن بسازد.

پژوهش‌های روان‌شناسی دین نیز نشان می‌دهند که سبک دلبستگی ناایمن می‌تواند در گرایش برخی افراد به گروه‌های فرقه‌ای نقش داشته باشد. این گروه‌ها گاهی با ایجاد نوعی دلبستگی جایگزین، به‌ویژه از طریق رهبرانی که نقش یک والد حمایتگر و بی‌نقص را ایفا می‌کنند، نیازهای عاطفی اعضا را هدف قرار می‌دهند [۱].

در چنین شرایطی، فرقه فقط یک گروه اعتقادی نیست؛ بلکه به پناهگاهی روانی تبدیل می‌شود که فرد در آن احساس تعلق و امنیت می‌کند.

 ۲. فرقه‌ها چگونه احساس حقارت را به توهم عظمت تبدیل می‌کنند؟

یکی از روش‌های اثرگذاری گروه‌های فرقه‌ای، دست‌کاری تدریجی احساس ارزشمندی افراد است.

این فرایند ممکن است در دو مرحله اتفاق بیفتد:

مرحله نخست؛ ایجاد وابستگی و تضعیف اعتمادبه‌نفس

فرد به‌تدریج با تحقیر، محدودیت، سرزنش و القای ناتوانی روبه‌رو می‌شود. گاهی نیز ارتباط او با منابع حمایتی خارج از گروه محدود می‌شود تا وابستگی روانی‌اش افزایش یابد.

مرحله دوم؛ القای احساس برگزیدگی و برتری

پس از تضعیف اعتمادبه‌نفس، گروه تصویری متفاوت از هویت فرد ارائه می‌کند: تو با دیگران فرق داری، حقیقت فقط نزد ماست و عضویت در این جمع نشانه برگزیده‌بودن توست.

در نتیجه، فردی که پیش‌تر احساس بی‌ارزشی می‌کرد، اکنون خود را صاحب حقیقتی انحصاری می‌بیند.

مطالعات فرقه‌شناسی نیز به نقش فریب، وابسته‌سازی عاطفی و دست‌کاری عزت نفس در کنترل اعضا اشاره کرده‌اند [۳، ۴، ۵].

به این ترتیب، فرقه ابتدا زخم حقارت را عمیق‌تر می‌کند و سپس با ارائه تصویری خیالی از عظمت، برای همان زخم نسخه‌ای فریبنده می‌پیچد.

این همان چیزی است که می‌توان آن را «پناهگاه توهم» نامید.

 ۳. قرآن درباره فرقه‌گرایی و تفرقه چه می‌گوید؟

قرآن کریم بارها مسلمانان را از پراکندگی، اختلاف و تبدیل دین به گروه‌های متخاصم برحذر داشته است. سه آیه از قرآن، ابعاد مهم این هشدار را روشن می‌کنند.

آیه نخست: وحدت، محور پیوند ایمانی

خداوند در آیه ۱۰۳ سوره آل‌عمران می‌فرماید:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»

یعنی: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، اعتصام جمعی را با تمسک به کتاب و سنت الهی مرتبط می‌داند. این آیه نشان می‌دهد که پیوند دینی، نباید بهانه‌ای برای جدایی و تفرقه میان مؤمنان باشد [۶].

آیه دوم: اختلاف پس از روشن‌شدن حقیقت

در آیه ۱۰۵ سوره آل‌عمران آمده است:

«وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»

یعنی: مانند کسانی نباشید که پس از آمدن دلایل روشن، پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ برای آنان عذابی بزرگ است.

در تفسیر نور، تفرقه از عواملی دانسته شده که هم قدرت و انسجام جامعه را در دنیا تضعیف می‌کند و هم پیامدهای اخروی دارد [۷].

آیه سوم: هشدار درباره تبدیل دین به فرقه‌های پراکنده

خداوند در آیه ۱۵۹ سوره انعام می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ»

یعنی: کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به گروه‌های مختلف تقسیم شدند، تو هیچ پیوندی با آنان نداری.

تفسیر نمونه این آیه را هشداری درباره فاصله گرفتن از مسیر وحدت و گرفتار شدن در اختلاف و نفاق می‌داند [۸].

مجموع این آیات نشان می‌دهد که دین، نباید به ابزاری برای انحصارطلبی، برتری‌جویی و ایجاد مرزهای ساختگی میان انسان‌ها تبدیل شود.

 ۴. عزت واقعی چه تفاوتی با عظمت قلابی دارد؟

در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، ایمان حقیقی انسان را از احساس حقارت رها می‌کند و به او عزت و عظمت می‌بخشد.

در یکی از بیانات ایشان آمده است:

«ایمان انسان مؤمن را از محدودیت خارج می‌کند، از حقارت نجات می‌دهد و به عظمت می‌رساند» [۹].

اما تفاوت مهمی میان این عظمت معنوی و احساس برتری القاشده از سوی فرقه‌ها وجود دارد.

عزت واقعی از ارتباط با خدا، شناخت حقیقت و رهایی از وابستگی‌های تحقیرآمیز حاصل می‌شود؛ در حالی که عظمت قلابی، به تأیید یک گروه بسته و اطاعت از رهبری خودمحور وابسته است.

در تحلیل جامعه جاهلی نیز بر این نکته تأکید شده است که انسان محروم از معرفت توحیدی ممکن است در برابر عظمت‌های پنداری خضوع کند؛ زیرا ضعف درونی خود را معیار شناخت قدرت و عظمت قرار می‌دهد. در مقابل، انسان خداشناس با اتکا به قدرت الهی، فریب عظمت‌های پوشالی را نمی‌خورد [۱۰].

از این منظر، فرقه به انسان عزت نمی‌بخشد؛ بلکه تصویری وابسته و شکننده از عزت به او عرضه می‌کند.

 ۵. چرا تفرقه، عزت جامعه را نیز از بین می‌برد؟

فرقه‌گرایی تنها یک آسیب فردی نیست؛ بلکه می‌تواند انسجام اجتماعی و قدرت جمعی را نیز تضعیف کند.

در بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، اختلاف و تفرقه از عوامل ضعف امت اسلامی و از دست رفتن عزت آن معرفی شده است [۱۱].

همچنین در تحلیل وحدت اسلامی، بر این موضوع تأکید شده که همبستگی مسلمانان ضرورتی برای حفظ عزت، بقا و پیشرفت جوامع اسلامی است [۱۲].

وقتی گروهی خود را تنها صاحب حقیقت بداند و دیگران را فاقد ارزش یا ایمان معرفی کند، زمینه گفت‌وگو، اعتماد و همبستگی از میان می‌رود.

بنابراین، فرقه‌گرایی می‌تواند هم‌زمان دو آسیب ایجاد کند: از یک سو فرد را گرفتار وابستگی روانی و توهم برتری می‌کند و از سوی دیگر، جامعه را به سوی اختلاف و تضعیف می‌کشاند.

جمع‌بندی؛ راه رهایی از فرقه، بازگشت به عزت واقعی است

چرا انسان‌های آزرده به فرقه‌های انحرافی پناه می‌برند؟ پاسخ را باید در ترکیبی از نیازهای عاطفی، احساس حقارت، دلبستگی ناایمن و جست‌وجوی هویت و معنا جست‌وجو کرد.

فرقه‌ها با سوءاستفاده از این نیازها، ابتدا احساس ضعف و وابستگی ایجاد می‌کنند و سپس با وعده برگزیدگی و عظمت، تصویری دروغین از ارزشمندی به فرد می‌دهند.

اما عزت حقیقی از تحقیر دیگران، اطاعت بی‌چون‌وچرا یا عضویت در یک جمع انحصارطلب به دست نمی‌آید. قرآن، راه را در اعتصام به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه نشان می‌دهد.

انسان برای رهایی از احساس حقارت، به فرقه نیاز ندارد؛ به شناخت خویشتن، التیام زخم‌های درونی و پیوند آگاهانه با حقیقت نیازمند است. عزت واقعی، در اتصال به خداست؛ نه در توهم برگزیده‌بودن.

پی‌نوشت و منابع:

[۱] پژوهش‌های معاصر روان‌شناسی دین درباره سبک دلبستگی ناایمن و پیوستن به فرقه‌ها، ص ۵.

[۲] ناصحی و رئیسی، «مروری بر نظریات آدلر»، مجله مطالعات علوم اجتماعی، ص ۵.

[۳] «سایه تاریکی»، جوان‌آنلاین، ۱۳۹۰.

[۴] «القاء کاذب حس مهم بودن...»، معرفت ادیان، صص ۳۹–۴۰.

[۵] Langone, “Deception, Dependency, and Dread,” ICSA, pp. 1–3.

[۶] طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۱۶۸، ذیل آیه ۱۰۳ آل‌عمران.

[۷] قرائتی، تفسیر نور، ذیل آیه ۱۰۵ آل‌عمران.

[۸] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۴۸، ذیل آیه ۱۵۹ انعام.

[۹] بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۳۶۸/۸/۱۸، به نقل از پژوهش دانشگاهی، ص ۳۹.

[۱۰] همان، صص ۳۹–۴۰.

[۱۱] KHAMENEI.IR، «درس اخلاق: تفرقه، کمزوری اور عزت گنوانے کا سبب ہے»، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲.

[۱۲] شبستان، «وحدت اسلامی در اندیشه رهبر شهید»، ۱۴۰۵.

کد مطلب 2298176

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار