تکل دو پای امیرحسین محمودی زیر پای خودش؛ هشدار به وقوع بیرو گیت دو

مصاحبه بازیکن جوان پرسپولیس برای او دردسرساز شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ تا پیش از حضور امیرحسین محمودی در میکسدزون ورزشگاه قلعه‌حسن‌خان و آن صحبت‌های تند درباره مدیریت باشگاه پرسپولیس و عذرخواهی از کادر فنی تیم ملی به دلیل کم بازی کردن در تیم باشگاهی‌اش، ورق به سود این بازیکن جوان بود. اما با همان چند جمله، همه‌چیز تغییر کرد.

تا قبل از این مصاحبه، مهدی تارتار زیر فشار انتقادها قرار داشت که چرا با وجود چنین بازیکن بااستعدادی، کمتر از او استفاده می‌کند. در این دوازده هفته کمتر روزی بود که رسانه‌ها و هواداران بابت نیمکت‌نشینی محمودی از سرمربی پرسپولیس انتقاد نکنند. اما حالا فضا کاملاً وارونه شده است.

محمودی پس از شکست پرسپولیس، هرچند در ابتدای صحبت‌هایش از هواداران عذرخواهی کرد، اما خیلی زود بحث را به گلایه از مدیریت باشگاه و شرمندگی مقابل کادر فنی تیم ملی کشاند. گویی در آن شرایط، مسئله شخصی‌اش مهم‌تر از شکست تیم بود.

صحبت از بازیکنی است که از ده‌ دوازده سالگی در آکادمی پرسپولیس پرورش یافته، در این باشگاه رشد کرده و فصل گذشته توانسته خودش را نشان دهد. قرارداد اولیه او در سطح بازیکنان جوان و آماتور بوده و طبیعی است که دستمزدش با ستاره‌های حرفه‌ای و درجه‌یک پرسپولیس قابل مقایسه نباشد.

اما آیا این اختلاف قرارداد به معنای آن است که بازیکنی که هنوز جایگاه ثابتی در ترکیب اصلی ندارد، بتواند خواهان افزایش نجومی دستمزدش شود؟

بله، قرارداد امیرحسین محمودی باید اصلاح شود. در این تردیدی نیست. حتی بهتر است باشگاه با توافق طرفین، قرارداد او را از سه سال به پنج یا شش سال افزایش دهد و به شکلی منطقی و پلکانی، متناسب با تعداد بازی‌ها، کیفیت عملکرد و میزان تأثیرگذاری‌اش، دستمزد او را به سطح بازیکنان درجه‌یک پرسپولیس برساند.

این حق اوست؛ اما به شرط آنکه ابتدا به بازیکن ثابت پرسپولیس تبدیل شود، در زمین فوتبال تأثیرگذار باشد و شایستگی دریافت چنین قراردادی را اثبات کند.

نه امروز، نه با فشار، نه با تهدید و نه با ایجاد حاشیه.

هواداران پرسپولیس باید نسبت به این اتفاقات هوشیار باشند. تجربه بازیکنانی مانند علیرضا بیرانوند، مهدی ترابی و دانیال اسماعیلی‌فر نشان داده که اختلافات قراردادی چگونه می‌تواند به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل شود.

اینکه محمودی در آغاز دوران حرفه‌ای خود وارد مسیری شود که بیرانوند در سی‌سالگی و پس از سال‌ها حضور در بالاترین سطح فوتبال ایران تجربه کرد، زنگ خطر بزرگی است؛ زنگ خطری که باید پیش از دیر شدن به صدا درآید.

و بزرگ‌ترین قربانی احتمالی این ماجرا کسی نیست جز خود امیرحسین محمودی.

شاید باشگاه‌های دیگر از همین حالا به او وعده قراردادهای سنگین داده باشند. شاید اطرافیانش اعداد و ارقامی را در گوش او زمزمه کنند که هر بازیکن جوانی را وسوسه می‌کند. اما فراموش نکنیم که حتی بازیکنی مانند بیرانوند، با آن سابقه و تجربه و افتخارات، پس از جدایی از پرسپولیس نتوانست به‌سادگی همان جایگاه و کیفیت سابق را تکرار کند.

محمودی هنوز حتی به بازیکن ثابت پرسپولیس تبدیل نشده است!

تا دیروز بحث بر سر این بود که چرا تارتار به محمودی بازی نمی‌دهد. امروز باید پرسید چرا بازیکنی که هنوز در ابتدای مسیر حرفه‌ای خود قرار دارد، چنین راه پرخطری را انتخاب کرده است.

اگر قرار باشد بی‌دلیل لی‌لی به لالای او بگذارند، اگر هواداران بدون توجه به واقعیت‌ها پشت هر خواسته‌اش بایستند، دور از انتظار نیست که با بحرانی شبیه ماجرای بیرانوند روبه‌رو شویم؛ آن هم با بازیکنی که هنوز بخش بزرگی از مسیر حرفه‌ای فوتبالش را طی نکرده است.

ممکن است محمودی در ادامه همین فصل به ترکیب اصلی برسد، بدرخشد و به ستاره پرسپولیس تبدیل شود. در آن صورت، باشگاه باید با افزایش منطقی دستمزد و تمدید بلندمدت قرارداد، ارزش واقعی او را به رسمیت بشناسد.

اما الان نه! حالا نه! با زور نه! با تهدید نه!

در این میان، امیر قلعه‌نویی نیز مسئولیت مهمی دارد. اگر واقعاً به آینده این بازیکن علاقه‌مند است، باید بداند که دعوت مداوم یک بازیکن جوان به تیم ملی، در حالی که هنوز نتوانسته جایگاه ثابتی در باشگاهش پیدا کند، ممکن است ناخواسته تصوری نادرست از موقعیت حرفه‌ای او ایجاد کند.

چه‌بسا بهترین کمک به محمودی در این مقطع، آن باشد که برای مدتی از فضای تیم ملی فاصله بگیرد و تمام تمرکزش را روی اثبات توانایی‌هایش در پرسپولیس بگذارد. البته تصمیم درباره دعوت به تیم ملی باید بر اساس شایستگی فنی باشد، نه تنبیه بابت یک مصاحبه.

چه تارتار بماند و چه روزی از پرسپولیس برود، محمودی باید بداند که بزرگ شدن در فوتبال با تغییر مربی و افزایش رقم قرارداد اتفاق نمی‌افتد.

از محمودی بااستعدادتر هم در فوتبال ایران داشته‌ایم؛ بازیکنانی که حتی به ستاره پرسپولیس تبدیل شدند، اما در نهایت از سطح اول فوتبال محو شدند.

مثال می‌خواهید؟ پیام صادقیان.

کاری که پیام صادقیان با استعداد خودش کرد، محمودی هنوز یک‌صدم آن را هم انجام نداده است. با این حال، سرنوشت او باید برای هر بازیکن جوانی درس عبرت باشد.

بازیکنان دیگری هم بودند که روزی درباره آینده‌شان از حضور در دورتموند و باشگاه‌های بزرگ اروپایی صحبت می‌شد، اما چنان از سطح اول فوتبال ناپدید شدند که امروز برای پیدا کردن نامشان باید ذره‌بین برداشت.

رضا حقیقی یکی دیگر از نمونه‌هاست. بازیکنی که حتی حضور در جام جهانی را تجربه کرد، اما درگیر ماجراهای قراردادی و حاشیه‌هایی شد که در نهایت مسیر حرفه‌ای‌اش آن‌طور که انتظار می‌رفت پیش نرفت.

درباره محمودی، خاطره‌ای وجود دارد که حالا معنای بیشتری پیدا کرده است.

فصل گذشته، پس از دومین یا سومین بازی او در ترکیب اصلی پرسپولیس، در جمع‌های خودمانی این پرسش را مطرح کرده بود که چه چیزی از سروش رفیعی کم دارد؟

همان روز یکی از بازیکنان در گفت‌وگویی دوستانه به من هشدار داد:

«این بچه همان‌قدر که فوتبالش خوب است، متأسفانه برای بزرگ شدن عجله دارد. می‌ترسم همین آتش و عجله، مانع پیشرفتش شود.»

آن روز چندان این حرف را جدی نگرفتم، اما حالا با اتفاقات این فصل و حاشیه‌هایی که شکل گرفته، بهتر متوجه منظور او می‌شوم.

پرسپولیس یک کودک ده‌ساله را به آکادمی خود آورده، برای پرورش او هزینه کرده و در نهایت او را به تیم بزرگسالان رسانده است. اگر این باشگاه نتواند از چنین بازیکنی محافظت کند، شخصیت حرفه‌ای او را شکل دهد و استعدادش را به مسیر درست هدایت کند، باید در فلسفه آکادمی خود تجدیدنظر کند.

اصلاً چرا باید از نونهالان تا امید هزینه کرد، مربی استخدام کرد، امکانات فراهم کرد و سال‌ها برای پرورش یک بازیکن زحمت کشید، اگر قرار باشد بازیکن آکادمی پیش از آنکه به ستاره تبدیل شود، مقابل باشگاهی که او را پرورش داده شاخ‌وشانه بکشد؟

با چنین روندی، شاید بهتر باشد در آکادمی را قفل کنند و بازیکنان موردنیازشان را از باشگاه‌های دیگر بخرند! دست‌کم تکلیف هزینه‌ها و انتظارات روشن خواهد بود.

اما واقعیت این است که پرسپولیس نباید از پرورش استعداد دست بکشد؛ باید یاد بگیرد چگونه در کنار پرورش یک فوتبالیست خوب، یک بازیکن حرفه‌ای نیز بسازد.

امیدوارم امیرحسین محمودی پیش از آنکه دیر شود به خودش بیاید. او استعداد بزرگی دارد، اما استعداد به‌تنهایی برای بزرگ شدن کافی نیست. گاهی بزرگ‌ترین دشمن یک بازیکن جوان نه مربی است، نه مدیریت باشگاه و نه حتی رقیبانش؛ بلکه عجله خودش برای رسیدن به جایگاهی است که هنوز به دست نیاورده است.

محمودی باید بداند که اول باید در زمین فوتبال بزرگ شد و بعد پای میز مذاکره، قرارداد بزرگ خواست. نه برعکس.

و در این میان، امیر قلعه‌نویی می‌تواند نقش مهمی در آینده او داشته باشد؛ می‌تواند مانند یک پدر، راه درست را نشانش دهد یا ناخواسته با حمایت‌های حساب‌نشده، او را در مسیری قرار دهد که پایان خوشی ندارد.

منتظر می‌مانیم ببینیم قلعه‌نویی در حق محمودی پدری می‌کند یا با تصمیمی اشتباه، آینده یکی از استعدادهای فوتبال ایران را به خطر می‌اندازد.

خواهیم دید!

257 251

کد مطلب 2299107

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین