۰ نفر
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۸:۴۲

توران ولی‌مراد

نکن. نرو. نبین. نگو. نخند. نشین. نخوان. نخور. نخواب. نشنو. نزن. نمان. نپوش. نگو... گوش جوانان و نوجوانان و دختران و پسران ما از این "نه" ها پر است. یک کار مثبت کنیم. یک راه باز کنیم. یک حرف تشویقی. یک طرح تشویقی. طرح هایی که همه را دربر بگیرد تا بشود گفت طرح ملی است.

قرار شده یک روز، روز ملی دختران باشد. قرار نیست روزهای خاص در یک اسم و یک تبریک خلاصه شوند. کجاست آن طرح ها و برنامه هایی که دختران را سر شوق آورد؟ قدرت و قوت و اعتماد به نفس بخشد. فرصت ها را در اختیارشان گذارد. از دختر بودنشان شادشان کند و به وجود خود راضی شان؟ کو آن طرح ها و برنامه هایی که سنگ ها را از سر راه رشد و شکوفایی و تعالی دختران بردارد و راه ها را بگشاید؟ کو آن طرح ها و برنامه هایی که بر عزت دختران بیفزاید و کاری کند که به دختر بودن خود ببالند و آن ها را بر عرش نشاند در حالی که پایشان بر فرش است؟

سخنرانی یک مقام مسول که معلوم نیست چند نفر مخاطب دارد که اسمش کار نیست. مقام مسولی بیاید و بگوید که این کار باید بشود و آن کار نباید بشود با چند تا چاشنی دشنام به این و آن. جالب تر این که بیایند و از حیطه کاری که خودشان موظف به انجامش هستند انتقاد هم بکنند - نه از خودشان از آن حیطه کاری-. بلندگو در دست مقام مسول برای این است که برای دادن گزارش باشد نه سخنرانی. گزارش از کارهایی که در دست کار دارد و این که چه مقداری از کار انجام شده و چه مقدار و چه کارهایی در چه تاریخ هایی انجام خواهد شد. سخنرانی کار کارشناس است و محقق و کسی که از طرف مردم سخن می گوید، نه مقام مسول. مقام مسول موظف به پاسخگویی است.

از سخنرانی های مسولین که بگذریم می رسیم به اخبار طرح ها و برنامه ها. خبرها را نگاه کنید. طرح های پراکنده، بی رمق، کارهایی در حد دبستان، کارهایی که توسط خیریه ها هم می تواند انجام شود یا یک جمع کوچک در یک محل. تهیه کارت پستال، چهار عکس به دیوار به اسم نمایشگاه، چهار تا چراغ سر در چهار تا محل.. این کارها نه تنها طرح ملی نیست بلکه طرح استانی هم نیست؛ هر چند با بودجه دولتی و بودجه استانی است برای افراد خاص. طرح هایی که نه در حد دختران است و نه در حد یک روز ملی. روزی ملی طرح های ملی می خواهد که همه ملت را دربرگیرد و نفعش به ملت برسد، به همه ملت. همه ملت هم همه ملت هستند نه افراد خاص. کجاست آن طرح ها؟

کارشناسان و محققان و دلسوزان از یک طرف و مشاهدات و آمار و تجربه از طرف دیگر، دیگر به چه زبانی بگویند که دختران و جوانان با مشکلات هویتی روبرو هستند؟ جوانان می خواهند خودشان را بشناسند ولی کو دست یاری؟ می خواهند بدانند که هستند و چه می خواهند باشند و چه می خواهند و چه نمی خواهند. می خواهند به بودن و به هویت خود راضی باشند. نواقص بیرونی و تناقضات و فشارها و بی عدالتی ها و سوال ها و نیازها و مطالبات بی پاسخ آن ها را سردرگم کرده و پا به فرار. هم فرار از خود و هم خانواده و هم خانه. دیگر کدام آمار باید بگوید بحران در پیش است تا بیدارمان کند؟

عفت و حیا و شخصیت انسانی و انسان با کرامت و خردورزی و تقوا و تسلط بر نفس و بر شهوت و هوا و هوس کلمه نیستند که با کلام و سخنرانی و توپ و تشر به خط شوند. همه نشان از هویت هستند که با تمرین حاصل می شوند و در شخصیت شکل می گیرند و در عمل خود را نشان می دهند. کدامین طرح های ملی مطرح است تا جوانان ما را آگاه به خود و خردورز و مسلط بر نفس و با اعتماد به نفس در صحنه ظاهر می کند؟ آن ها هم که دارند و هر چه هم که دارند به همت خود و به تلاش خانواده دارند.

برای مسلمانان الگوی متعالی اعم از زن و مرد ائمه معصومین (ع) می باشند که به آن ها اقتدا می شود. هر جامعه برای خودش هم الگوهای عملی و رفتاری دارد که بزرگان آن جامعه هستند، شخصیت های موثر و پرنفوذ و قوی. کدام الگوی رفتاری را در جامعه به دختران معرفی کرده ایم که این نازنین دختران او را در صدر نشانند و مهرش را بر دل؟ بسیار بسیار زنان بوده اند و هستند که مدیر و مدبر و توانمند و کارآمد و شجاع و متعهد و دلسوزند و دختران نوجوان و جوان این مرز و بوم می توانند از وجود آن ها به خود ببالند اگر فقط به جامعه معرفی شوند. زنانی که زنده بر این خاک قدم برمی دارند و بر بزرگ زنان دو عالم فاطمه زهرا (س) اقتدا کرده اند. زنانی که در ابعاد مختلف رشد کرده و درخشیده اند و راه نشان داده اند و مقاومت کرده اند و خدمت کرده اند و همچنان پای آرمان های اصیل خود ایستاده اند.

زنانی که در این جامعه مردانه غریب مانده اند و دست جامعه هم از آنان کوتاه. جامعه ای مردانه، کشوری مردانه، صندلی ها همه مردانه، بلندگوها مردانه، همه امکانات در اختیار مردان و زنانی را هم اگر راه دهند مردانه راه میدهند تا آن ها مردانه بگویند و مردانه بمانند و سخن گفتنشان هم برای مردان در قدرت باشد. در این کویر خشک قحطی زده مردانه الگوی رفتاری دختران چه گونه معرفی می شود؟ چگونه است که آسمان سیاست و اقتصاد و اجتماع جامعه ما، خورشیدی از زنان به زنان و دختران نشان نمی دهد؟ خورشیدی که از وجودش گرما و انرژی هدیه شود؟

به قرآن نگاه کنیم که برای عالمیان زنان را به عنوان الگو معرفی می کند. در آیات پایانی سوره تحریم به همه از زن و مرد بگوید نگاه کنید به این دو زن که نمونه کفرند و نگاه کنید به این دو زن (مریم و زن فرعون) که نمونه اعلای انسانی هستند.

یک بار تحقیقی کردم در داستان های عامیانه معروف غربی در ارتباط با شخصیت زن در این داستان ها و تحلیل آن شخصیت ها. تحقیق و تحلیل محتوای داستان های سیندرلا، سفیدبرفی، زیبای خفته، دیو و دلبر، شاه قورباغه، شنل قرمزی، هنسل و گرتل، رپانزل، رامپل استین اسکین که داستانهای عامیانه غربی و برای همه شناخته شده اند.

اولین نکته قابل توجه این بود که شخصیت های اصلی همه این داستان ها دختران نوجوان هستند. این نکته توجه را جلب کرد به محتوای داستان ها که چه نگرشی نسبت به دختران به مخاطبان خود می دهد. دختران و پسران و در واقع همه کودکان و نوجوانان که مخاطبان این داستان ها هستند چه هویتی را برای دختران تعریف می کنند. به نسبت گستردگی مخاطب و تکرار این داستان ها روشن است که چه نقش مهمی درهمان مسیر ارائه شده در داستان برای مخاطب دارد و او را در همان مسیر تربیت می کند. جامعه غربی توسط این داستان ها دختران را زیبا می خواهد و جذاب چرا که در این قصه ها شخصیت های خود را در نهایت این نمودها خلق می کند.

تحقیق مذکور بیان کرد که همه دختران شخصیت اول این قصه ها از کاربرد عقل عاجزند ولی دلی مهربان دارند. در این داستان ها شخصیت دختر داستان زیبا روی در نهایت درجه، مهربان و بدون توانایی کاربرد عقل است که در لحظه ای هم که لازم است زیباترین لباس ها و قصرها را برای خود دارد. اگر زیبارو هم نیست ولی باز از کاربرد عقل محروم است مگر این که در مسیری شیطانی است. دخترانی رام، همراه و در خدمت تا جایی که وقتی شاهزاده با او همبستر می شود او خواب است در نقش یک مرده (در داستان زیبای خفته). فقط شاهزاده ای بیاید و او را بیابد و مرد زندگی او شود. زنی هم که توانمند است و قدرت تصمیم گیری دارد و افرادی را در خدمت، این زن یک جادوگرشیطانی است. این راه پیش پای دختران است در داستان های غربی جهت شکل دادن خواسته ها و ناخواسته ها و ایده آل ها و چه بودن و چه شدن.

سوال این است که ما جهت شکل دادن شخصیت دختران متناسب با فرهنگ اسلامی و شخصیت متعالی حاصل از ایمان به خدا و خردوزی و تصمیم گیرندگی و مسول، کدام برنامه ها و طرح ها را در دست داریم؟ کدام شخصیت های واقعی معاصر را در معرض دیدشان گذاشته ایم و کدام داستان ها را برایشان ساخته و پرداخته ایم؟ ما برای دختران خود چه کرده ایم؟ چه راهی را پیش پای دختران جامعه اسلامی گذاشته ایم؟ به پسرانمان چه آموخته ایم که با دختران چه گونه رفتار کنند؟ کرامت انسانی دختران را در کدام طرح ملی به نمایش و به آموزش و به تربیت گذاشته ایم؟

چرا باید کارشناسان مدام آمار از خودآرایی ها بدهند و بالا رفتن میزان آمار جراحی زیبایی بینی و پوست و مصرف لوازم آرایش، ولی نپرسند که چرا این گونه است. اگر جامعه اسلامی اعتقاد دارد که شخصیت و توانایی های انسانی و روح کمال جو است که قابل ستایش است، کدامین طرح ها را در جهت بارور کردن این باور برای جوانان و به خصوص دختران اجرا می کند؟ جامعه اسلامی که دختران را به داشتن حجاب فرامی خواند موظف است که به آنان بیاموزد که به خاطر حرمت انسانی خود کاری کنند که با شخصیت انسانی در جامعه خواسته شوند نه به خاطر جذابیت های جنسی. پس موظف است که همین را آموزش دهد و بپروراند.

نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوی دختران و پسران که این می کنند یا آن می کنند کاری بس گزاف و بیهوده و حتی ناجوانمردانه است وقتی در جهت آموزش و پرورش آنان در جهت شناختن ارزش های انسانی و شخصیتی خود طرحی ملی اجرا نمی شود. در این خلاء آموزش و پرورش و فرهنگسازی بدیهی است که صدای بلند غرب که هنر و تبلیغات و رسانه ها را در اختیار دارد به گوش جوانان برسد و دلشان را ببرد. دشنام دادن به غرب که دختران و جوانان ما را به راه خود می برد چاره کار نیست.

ما چه می کنیم که دختران ما در فرهنگی ایرانی اسلامی رشد کنند و در این فرهنگ به خود ببالند؟ رنگ جامعه خودشان را بگیرند و از تربیت جامعه خود سیراب شوند و به جامعه خود و از آن مهمتر به خودشان افتخار کنند؟ چه کسی پاسخگوست؟

کد خبر 244030

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =