پیش از برگزاری انتخابات اختلافاتی بین نخبگان سیاسی وجود داشت که به دلیل عدم مراقبت نخبگان سیاسی و مد نظر قرار ندادن مؤلفه وحدت ملی این اختلافها به سطح جامعه کشیده شد.
فارغ از این مسئله حل نشدن دغدغههای مردم و عدم تحقق وعدههای اقتصادی توسط دولت نهم به دلخوری توده جامعه دامن زد زیرا مردم به وضوح میدیدند که نه تنها معضل بیکاری و تورم حل نشده بلکه افزایش یافته و این عوامل به گسترش شکاف اجتماعی موجود در جامعه کمک کرد.
شکاف اجتماعی، طبقاتی و بین نسلی قبل از انتخابات با اختلاف نظر سیاستمداران بعد از انتخابات عمیقتر شد در حالی که در کشورهای توسعهیافته شکافهای اجتماعی مدیریت میشوند تا وحدت ملی تأمین شود و نیروهای انقلاب پراکنده نشوند. اما متأسفانه در حال حاضر یک بیتدبیری در کشور ما وجود دارد و حاصل این بیتدبیری گسترش هر روزه شکاف موجود است.
البته نخبگان موجود تلاشی برای ترمیم شکافها انجام نمیدهند هرچند در حوادث رخ داده هر دو سوی این ماجرا مقصر هستند ولی حداقل انتظار از افرادی که قدرت رسمی و ثروت را در اختیار دارند این است که تدبیر بیشتری را به کار گیرند.
وظیفه جناح پیروز این است که سخن منتقدان را بشنود و نصیحت دلسوزان را به کار بگیرد و مخالفان خود را به رسمیت بشناسد در غیر این صورت مشکلات زیادی دامنگیر جامعه میشود که تبدیل به یک بحران میشود. برگزاری انتخابات همیشه زمینه دلخوری را به وجود میآورد؛ این مسئله در مورد انتخابات پرشوری همانند انتخابات 88 بیشتر صادق است به گونهای که افرادی که جزو جناح بازنده هستند امکان دارد به التهابات دامن بزنند که باید توسط جناح پیروز مدیریت شود.
برنده انتخابات باید مدیریت کشور را در دست بگیرد و با مخالفان خود تعامل کند اما متأسفانه شاهد بودیم که در جریان انتخابات اخیر جناح پیروز بیشتر عصبانیت خود را بروز میداد و این واکنش در حالی صورت گرفت که مقام معظم رهبری در دیدار بعد از انتخابات تأکید کردند که آقای احمدینژاد که 24 میلیون موافق و 14 میلیون مخالف دارد باید بتواند با مخالفان خود ارتباط برقرار کند.
با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری جریان برنده انتخابات نه تنها به مخالفان خود اهمیت نمیدهد بلکه دوستان و همراهان قدیمی خود را به کنار گذاشته و به نظرات مخالفان و منتقدان بیتوجهی میکند. فارغ از این مسئله بسیاری از حامیان دولت و مشاوران ایشان هتاکی و بیحرمتی به شخصیتهای اصیل انقلاب و کسانی که در دفاع مقدس کارنامه درخشانی داشتند را در اولویت کار خود قرار دادند.
حل این مشکل و جلوگیری از انشقاق نیروهای سیاسی نیازمند به کارگیری راهکارهای حضرت امام (ره) است زیرا در دوران امام خمینی(ره) نیز اختلافنظر وجود داشت اما با دعوت امام به وحدت کلمه، فضای وحدت بر کشور حاکم میشد.
حفظ وحدت در کشوری که قومیتهای متعدد دارد یک ضرورت است بنابراین دعوت به وحدت ضمن به رسمیت شناختن سلایق سیاسی باید صورت بگیرد زیرا هر دو جناح سیاسی ریشه در انقلاب دارند گرچه برخی از صاحبان قدرت حرمت این جریانها را حفظ نمیکنند و به آنان بیحرمتی مینمایند که چنین رویکردی زمینه آسیب به کشور را فراهم میکند.
گروهی که حرمت جریانهای اصیل انقلاب را پاس نمیدارد برای حفظ موقعیت خود به روشهای پوپولیستی اتکا میکند و سعی مینماید که به شکافهای سیاسی جامعه دامن بزند.
برای برونرفت از این مشکل که با گذر زمان نه تنها حل نمیشود بلکه گسترش مییابد، باید به ریشسفیدی بزرگان کشور و شخصیتهای اصیل انقلاب مانند آقایان هاشمی، ناطق نوری و مهدوی کنی امیدوار بود.
فارغ از ریشسفیدی میتوان اقداماتی را در جهت اصلاح قانون انتخابات انجام داد تا مردم مطمئن شوند که رأی آنها مؤثر است و جناح بازنده میتواند با توسل به روشهای مدنی به خواستههای قانونی خود در آینده دست پیدا کند.
البته به رسمیت نشناختن حقوق مخالفان و سلب آزادیهای سیاسی این گروه و محروم کردن آنها از راهکارهای مدنی برای بیان اعتراضات موجب میشود که این گروه به راهکارهای غیر مدنی دست بزنند بنابراین برای برونرفت از این مشکل نباید راهکارهای مدنی را از معترضان سلب کرد.
نماینده مجلس هفتم





نظر شما