کتاب «خانه‌ام همین جاست» به خاطرات افسانه قاضی‌زاده پرستار اعزامی در جبهه جنگ اختصاص دارد که توسط گلستان گردآوری شده و به زودی از سوی انتشارت سوره مهر به چاپ پنجم می‌رسد.

به گزارش خبرآنلاین، در اوایل کتاب «خانه‌ام همین جاست»، راوی از دوران انقلاب و پخش اعلامیه می‌گوید و سپس به شروع جنگ می‌‌پردازد. به محض شروع جنگ، برای کمک به مجروحان به بیمارستان شهر می‌‌رود و از آنجا به قبرستان جنت‌آباد رفته و مشغول غسل و کفن شهیدان می‌‌شود.

گلستان جعفریان در بخش اشاره کتاب خانه‌ام همین جاست می‌نویسد: گفت‌و‌گوی من با خانم افسانه قاضی‌زاده سه ماه طول کشید. این بانوی صبور و آرام که هنوز لهجه جنوبی اش را حفظ کرده است، برایم میزبان مهربانی بود. روز‌ها و ساعت‌ها در اتاق پذیرایی خانه‌شان در مهرشهر کرج می‌نشستم و او از سخت‌ترین روزهای زندگیش در خرمشهر که آتش جنگ به دامنش افتاده بود صحبت می‌کرد. نگاه و تفسیرش به آن وقایع بزرگ و تاریخی چنان ساده و راحت بود که من برای نخستین بار دریافتم که درباره حادثه‌های بزرگ هم می‌توان با آرامش و صمیمیت حرف زد.

کتاب خانه‌ام همین جاست، شرح مختصری از یک مقطع حساس در زندگی یک دختر خرمشهری است که به دلیل قرار گرفتن در موقعیتی خاص، رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که در حالت عادی تقریباً غیرمنتظره است.

بخش پایانی کتاب حاوی 10 تصویر مرتبط با موضوع خاطرات است که در آن عکس‌ها و اسنادی از آن دوران ارائه شده است.

«وقتی در اولین روزهای پاییز سال 1359 هواپیماهای عراقی بمب‌های خود را روی خانه‌ها و کوچه‌ها و خیابان‌های خرمشهر ریختند، افسانه هجده سال بیشتر نداشت. او بدون لحظه‌ای تأمل چادرش را سر می‌کند، بند کتانی‌هایش را می‌بندد و با وجود نگرانی‌های پدر و مادرش، به کوچه‌ها و خیابان‌های بمباران شده می‌شتابد. وقتی به خود می‌آید، می‌بیند که در دل جنگ فرو رفته است.

اولین برخورد افسانه با جنگ در شهرش خرمشهر است. او که برای توزیع پلاکارت‌های روز اول مهر راهی مدرسه شده است با صدای اولین انفجار‌ها، آماده می شود و به عنوان یک پرستار، عوض مدرسه راه مسجد را در پیش می‌گیرد. افسانه کار رسیدگی به مجروحان را در کنار سایر دختران دبیرستانی شروع می‌کند. خانواده افسانه سوار بر وانتی پر از جمعیت همسایه‌ها شهر را ترک می‌کنند. اما او به همراه پروانه و محمد جواد (خواهر و برادرش) حاضر به ترک شهر نمی‌شود و مسجد را برای امداد رسانی انتخاب می‌کند.»

 

در بخش هایی از کتاب می خوانیم:
«حضور این دختر جوان در جنت آباد (قبرستان) خرمشهر که برای کمک به شست و شو و کفن و دفن اجساد شهدای شهر رفته است، از صحنه‌های تکان دهنده و تاثیر گذار خاطرات وی محسوب می‌شود: «توی عمرم این همه مرده ندیده بودم. جلوی غسالخانه صد‌ها جسد را دایره وار روی هم ریخته بودند و اطرافشان را زنجیر کشیده بودند تا کسی نزدیک نشود. هر ماشینی هم کشته می‌آورد، روی آن‌ها خالی می‌کرد. خیلی‌ها شناسایی شده بودند و جسدهای زیادی هم مانده بود تا خانواده‌ها بیایند و کشته‌هایشان را دفن کنند. نزدیک غسالخانه مردم جمع شده بودند و همه منتظر بودند که شهیدشان را غسل و کفن کنند و بدهند بیرون. آن وقت هرکس جسد عزیزش را بر می‌داشت و برای دفن می‌برد.»

*
«...چند گروه مشخص توی شهر مانده بودند. یک عده که کاری به دین و مذهب نداشتند ولی می گفتند خرمشهر وطن ماست. یک عده هم بچه های بسیجی و مذهبی که با اعتقاد می جنگیدند و عده ای هم از روستایی ها که می گفتند سر و صدا می خوابد و دلشان نمی آمد گاو و گوسفندهایشان را رها کنند. من هم می خواستم مثل آن ها همه چیز را به همین سادگی ببینم؛ اما خرمشهر داشت سقوط می کرد...»
«...وقتی برای نظافت وارد اولین اتاق عمل شدم، وحشت کردم. کف اتاق پر بود از خون و چرک و دست و پای قطع شده و پوست بدن. یک پسر پانزده، شانزده ساله در اتاق بود که داشت تمیز می کرد. گفتم: «کسی نیست به شما کمک کند؟ چرا این قدر اتاق ها کثیف اند؟»

همین جور که کار می کرد گفت: «خانم از صبح تا حالا چندین نفر را توی این اتاق عمل کردند. بعضی از خدمه ها هم به خاطر اضطراب و نگرانی کار را ترک کرده اند و به خارج منطقه رفته اند. کسی نمانده که این کارها را بکند. فقط من و برادرهایم کارهای خدماتی را انجام می دهیم.»»
 

این کتاب در هفت فصل تدوین شده است. در اوایل کتاب، راوی از دوران انقلاب و پخش اعلامیه می‌گوید و سپس به شروع جنگ می‌‌پردازد. به محض شروع جنگ، برای کمک به مجروحان به بیمارستان شهر می‌‌رود و از آنجا به قبرستان جنت‌آباد رفته و مشغول غسل و کفن شهیدان می‌‌شود. در آنجا با صحنه‌های دردناکی مواجه می‌‌شود که تا به حال نه دیده و نه شنیده است، پس به مسجد جامع شهر می‌‌رود و مشغول تدارکات می‌‌شود و مدتی را هم در بیمارستان در اتاق عمل مشغول به خدمت می‌شود. در بیست‌سالگی با یک جانباز ازدواج می‌‌کند و زندگی ساده‌ای را شروع می‌‌کند.

 

 

بنابرگزارش پایگاه خبری سوره مهر، دو کتاب «زیبایی و هنر» و «هنر مشروح» که به همت سعید خاوری نژاد ترجمه شده؛قرار است از سوی سوره مهر منتشر شوند. سعید خاوری نژاد درباره این دو کتاب گفت: کتاب اول «زیبایی و هنر» نوشته پروفسور الیزابت پرتجان است. در این کتاب که انتشارات دانشگاه آکسفورد آنرا در سال 2005 منتشر کرده به بررسی معنای مفهوم زیبایی در حوزه نقاشی در بازه زمانی 200 سال گذشته در اروپا پرداخته می‌شود.

وی ادامه داد: مقوله زیبایی از آن دست مفاهیم هنری است که تعریف و تحلیل آن در زمان‌های مختلف دچار رویکردهای مختلفی شده و نظرات گوناگونی درباره ملاک زیبایی و زیبا بودن نقاشی ارائه شده است. نویسنده این اثر(زیبایی و هنر) با تمرکز بر 4 دوره زمانی شامل آلمان در قرن 18 فرانسه در قرن 19 انگلستان در دوران ویکتوریای و دوران مدرن به ارائه نظرات زیبایی شناسان برجسته پرداخته است.

وی درباره کتاب دومش نیز گفت: کتاب «هنر مشروح» نوشته رابرت کامینگ چاپ انتشارات آرکتورس در سال 2001 است. در این اثر به 45 شاهکار نقاشی در تاریخ هنر پرداخته شده است و ضمن ارائه اطلاعاتی پیرامون نقد اثر هنری به معرفی نقاش‌ها و دادن اطلاعاتی مفید درباره اثر هنری، تکنیک خلق آن یا موارد مربوط به آن تمرکز خواهد شد.

وی در ادامه اظهار داشت: روند انتخاب آثار بر اساس تقویم زمانی بوده که نویسنده با توجه به نکات ریز و پنهان در دل اثر هنری به توضیحات پیرامون نکات ظریف ناگفته اثر و کشف ندانسته‌های زیادی درباره آثار هنری پرداخته است.همچنین تحلیل چگونگی و چرایی خلق نقاشی‌ها در دستور کار نویسنده بوده که در مجموع سعی وی بر آن استوار بوده که زوایای پنهان اثر هنری را به مخاطب بشناساند.

6060

کد خبر 275152

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مجید موسوی IR ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۷
    1 0
    این کتاب خاطرات یک پرستار اعزامی نیست درباره یک دختر محصل نوجوان خرمشهریه که با شروع جنگ و حمله عراق به خرمشهر توی شهر می مونه و هرکاری از دستش برمیاد انجام میده ، لطفا اصلاح کنید