در نشست بررسی معنویت در آثار رضا امیرخانی که عصر دوشنبه 16 بهمن‌ماه برگزار شد، اظهارات منتقدی که از آثار نویسنده تمجید کرد، با واکنش خود نویسنده روبرو شد.

ايسنا گزارش داد: در چهارمین نشست ادبی آیینه‌های روبه‌رو، سیدحسن حسینی به بررسی موضوع معنویت در آثار رضا امیرخانی پرداخت و در توضیح واژه معنویت گفت: باید منظور از معنویت مشخص باشد. در کشور ما 2000 کتاب در باره عرفان‌های نوظهور ترجمه، تالیف و منتشر شده است که گاه کتاب‌هایی هستند که در آمریکا هم مجوز انتشار هم نگرفته‌اند و آنچه که باید ما را از این کثرت‌گرایی دور کند، این است که به دنبال حرفی دیگر باشیم که از میان گفتارهای متفرق به وحدت برساند.
 

او افزود: برخی از امیرخانی انتقاد می‌کنند. من این انتقادها را قبول ندارم و به نظرم او به حاشیه نرفته است و حرف‌هایش به دل می‌نشیند. او علی‌رغم طعنه‌ها حرفش را می‌زند و ما می‌خواهیم امروز به این آدم بپردازیم. بنابراین وقتی از معنویت حرف می‌زنیم، نگران نیستیم که منظورمان چیست، زیرا حرف‌های او بدون در نظر گرفتن فقه و ولایت، مرجعیت و دین نیست.

حسینی ادامه داد: او ذاتا شیعه است و لازم نیست در این زمینه تلاش کند. «من او» نمایشگاهی از بحث‌های عاشقانه است و سخت‌گیرترین منتقدان معاصر هم وقتی درباره امیرخانی حرف می‌زنند، می‌گویند او در «من او» از عشق حرف زده و ما با این اثر مشکلی نداریم. وی همچنین ادامه داد: امیرخانی اهل دعا و روزه است و با آدم‌هایی از این دست دیزی دو نفره و فالوده می‌خورد و می‌خواهد رویکرد این آدم‌ها را زنده کند.

در ادامه این نشست حسینی با اشاره به حضور سه نسل از شخصیت‌ها در آثار امیرخانی ادامه داد: سه نسل در آثار امیرخانی دیده می‌شود. نسل اول نسل ابراهیم حنیف است. نسل دوم نسل خون است. نسل ارمیا و سهراب و مصطفی است. نسل سوم اما نسل قیدار است که از نسل پیامبران است. این نسل نسل مداراست. اما قطعا نسل مدارای امیرخانی به معنای هرچه تو گفتی درست است، نیست. او از یک جایی شروع کرده و به "قیدار" رسیده است و گاه آنچنان بلایی سر شخصیت‌هایش آورده که نگو. بلایی سر بسیجی تنهای بی‌وطن در آمریکا می‌آورد که سر ابوذر در زمان معاویه نیامده است.
 

حسینی با اشاره به برخی مسائلی که عرفان‌های نوظهور مطرح می‌کنند، اشاره کرد و گفت: گاهی عرفان‌های نوظهور امر به دعا می‌کنند تا لذت توبه درک شود. جایی در رمان قیدار به شهلا می‌گوید "من توبه کرده تو را بیشتر از گناه نکرده‌ات دوست دارم" اما این حرف امیرخانی نزدیک شدن به عرفان‌های نوظهور نیست.

او ادامه داد: اصل دیگری که در کارهای امیرخانی وجود دارد این است که گرفتاری برای عشق است و نمایش این موضوع را می‌توان در «بی وطن» دید.

وی ادامه داد: قهرمانان داستان‌های امیرخانی از اصحاب یمین هستند و به بهشت می‌روند اما درک این موضوع از اراده ما خارج است. تشدد قرار نیست به قهرمان‌ها آسیب بزند و راه بسیار مشخص است.

او در پایان صحبت‌های خود گفت: قرآن می‌گوید ما انسان را در رنج آفریدیم اما بعد از دشواری آسانی در راه است و راه توکل باز است. در آثار امیرخانی هم بحث و توکل به خوبی دیده می‌شود و او حرف‌های ظریفی از بحث‌های فقهی و اسلامی در آثارش وجود دارد و قهرمان‌های داستان‌های او نمونه‌هایی از اولیاء هستند.
 

امیرخانی: من با ادبیات جنگ و آیینی آشنا نیستم

رضا امیرخانی که طی سخنان محمدحسن حسینی کنار او نشسته بود، عنوان کرد: مرسوم نیست در جلسه ختم متوفی صحبت کنیم اما به کارهای خلاف زیاد عادت کرده‌ایم.

وی ادامه داد: اگر اسامی خاصی را که آقای حسینی از رمان‌های من طرح کرده‌اند از حرف‌های او حذف کنیم، سخنان ایشان بسیار کمک می‌کند. اما واقعا آثار من اینگونه که ایشان گفته‌اند نبوده. در نگاه ایشان تعبیرهای زیادی وجود دارد که بسیار شاعرانه است اما ربطی به آثار من ندارد.
 

او برای روشن‌تر کردن منظور خود گفت: من مدت‌ها برای اسم رمان قیدار فکر می‌کردم. در راه که می‌خواستیم برویم زنجان ناگهان به شهر قیدار برخورد کردم و فکر می‌کردم این اسم یکی از پیامبران است و اسم را اینگونه انتخاب کردم. امر به نوشتن امر ساده‌ای است و سهل و ممتنع. البته من مشکلی با حرف‌های آقای حسینی ندارم و حالا که خصوصا مولف مرده است. اینگونه نیست که نویسنده برای اثرش همه حواشی را در نظر داشته باشد.

این نویسنده در ادامه تصریح کرد: من اصولا با ادبیات مضاف مانند ادبیات جنگ و آیینی آشنا نیستم و وقتی توصیفی قرار است برای ادبیات آورده شود، کار سخت‌تر می‌شود و این قصه برای معنویت سخت‌تر هم هست. اگر نویسنده‌ای قصد داشته باشد در طرحش معنویت را مطرح کند، حتما مقهور طرح خودش می‌شود. معنویت در طرح نیست بلکه در نتیجه است. اگر من این چیزهایی را که ایشان گفته‌اند، می‌دانستم، نمی‌توانستم بنویسم‌شان.

در ادامه یکی از حاضران در جمع این انتقاد را به حسینی مطرح کرد که آنقدر از امیرخانی تعریف کرده است که جای هیچ‌گونه انتقادی باقی نمانده.

امیرخانی در پاسخ به این مساله گفت: من حرف شما را قبول دارم اما مجالس نقد ما اکنون به مجلس تعزیه تبدیل شده که کسی یک چیز می‌گوید و دیگری جواب می‌دهد و دست آخر می‌بینیم حرف‌ها تکراری است اما خوبی این نشست این بود که حرف‌های یک نفر و دیدگاه‌های یک نفر را شنیدیم.

 

6060

کد خبر 275206

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =