«امیر المؤمنین صراحت به خرج داد؛ سیاست او صریح بود، نمی خواست کارى را که می خواهد بکند در دلش مخفى نگه دارد و بگوید فعلا حرف صریحى نزنم تا این مردم که امروز آمدند و با مابیعت کردند، خیال کنند که این نظم موجود، همانطورى که هست حفظ می​شود.»

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی» اثر استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری که به مطالبی چون آزادی تفکر، عوامل انقلاب اسلامی، پیرامون جمهوری اسلامی، عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی و معنویت در انقلاب اسلامی پرداخته است، یکی از بهترین آثاری است که می توان درباره اهداف شکل گیری انقلاب اسلامی و چالیش های پیش رو و آینده آن مطالعه کرد. کتابی که برگرفته از متن سخنرانی های صریح، دلنشین و پرمغز استاد مطهری تدوین شده و هنوز هم خواندنی و آموزنده است. «سخنرانی در مسجد الجواد؛ ماهیت و عوامل انقلاب اسلامی، مصاحبه در تلویزیون پیرامون جمهوری اسلامی، مصاحبه دکتر سروش با استاد شهید پیرامون جمهوری اسلامی، سخنرانی در مسجد فرشته؛ عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی، معنویت در انقلاب اسلامی و همچنین روحانیت و انقلاب اسلامی» از جمله بخش های این کتاب است؛ کتابی که انتشارات صدرا منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

 

در بخشی از کتاب، سخنرانی آیت الله مطهری درباره «عدالت اجتماعی» منتشر شده که در ادامه بخش هایی از آن را می خوانید:

«بعد از پذیرش خلافت، حضرت می فرماید: ان فى العدل سعة. در عدالت ظرفیت ‏و گنجایشى است که در چیز دیگرى نیست. گویا در آن هنگام‏ عده‏اى از باب نصیحت‏ به حضرت می گفتند، اگر شما به این صورت عمل‏کنید، عده‏اى ناراضى و ناراحت می شوند. على در جوابشان این کلام لطیف را فرمود که: ان فن العدل سعة. اگر ظرفى باشد که همه‏ گروهها و همه افراد را در خود بگنجاند و رضایت همه را بدست‏آورد، آن ظرف عدالت است. اگر کسى با عدالت راضى نشد ظلم او را راضى نمی‌کند یعنى خیال نکنید آن کسانیکه از عدالت ناراضى ‏می‌شوند اگر من عدالت را کنار بگذارم و بجاى آن ظلم را انتخاب‏ کنم، آنها راضى خواهند شد...

امیر المؤمنین صراحت ‏به خرج داد. سیاست او صریح بود. نمی خواست کارى را که می خواهد بکند در دلش مخفى نگه دارد و بگوید فعلا حرف صریحى نزنم تا این مردم که امروز آمدند و با مابیعت کردند، خیال کنند که این نظم موجود، همانطورى که هست‏ حفظ می شود. ولى بعد که روى کار سوار شدیم برنامه‏هائى را که ‏می خواهیم اجرا می کنیم. در نگاه على معناى این عمل اغفال است. به همین جهت است که بالصراحه اعلام می کند اى کسانیکه امروز بامن بیعت می کنید، بدانید که من شما را اغفال نمى‏کنم، برنامه‏حکومتى من چنین است.

 

با اعلام این برنامه از همان روزهاى اول مخالفت ‏با حکومت‏على(ع) آغاز شد. اولین مخالفت رسمى در شکل جنگ جمل متجلى‏گردید...بدنبال جنگ جمل، جنگ صفین بپا شد. معاویه که از بستگان عثمان بود، حدود بیست ‏سال فعال ما یشاء و حاکم مطلق‏منطقه سوریه بود و در این مدت توانسته بود پایه‏هاى حکومتش را به اندازه کافى مستحکم کند. على(ع) بعد از بیعت فرموده بود من به ‏هیچ وجه حاضر نیستم پاى ابلاغ معاویه را امضاء کنم و او باید بر کنار شود. مصلحت اندیشان می گفتند آقا بطور موقت هم که شده‏ مدتى او را بر سر کار نگه دارید. فرمود هرگز این کار را نمی کنم و به دنبال این پاسخ، معاویه جنگ صفین را به راه انداخت.

بدنبال جنگ صفین جنگ خوارج بر پا شد، که ماجرایش را همه کم و بیش می دانید. نتیجه این شد که در مدت چهار سال و چند ماه خلافت على به علت ‏حساسیتى که حضرت در امر عدالت داشت، دائما در حال مبارزه بود و آنى راحتش نمی گذاشتند.او حکومت را براى اجراى عدالت می خواست و همین شدت عدالتخواهى بالاخره ‏منجر به شهادتش در محراب شد.

...روش على(ع) به وضوح بما می آموزد که تغییر رژیم سیاسى و تغییر و تعویض پست ها و برداشتن افراد ناصالح و گذاشتن افراد صالح به‏جاى آنها بدون دست زدن به بنیادهاى اجتماع از نظر نظامات ‏اقتصادى و عدالت اجتماعى، فایده‏اى ندارد و اثر بخش نخواهد بود. به على(ع) می گفتند قانون که عطف بما سبق نمی کند شما هر کارى ‏میخواهید بکنید، بکنید ولى از امروز به بعد. می خواهى رعایت ‏عدالت ‏بکنى، رعایت مساوات بکنى بسیار خوب، ولى از امروز. آنچه‏که در زمان خلیفه پیشین صورت گرفته است مال سابق است و ارتباطى‏به دوران حکومت‏ شما ندارد.

و على(ع) در جواب همه این به اصطلاح نصیحتها می فرمود: نخیر، قانون الهى عطف بما سبق می کند، ان الحق القدیم لا یبطله شیئى. حق کهنه را چیزى نمی تواند باطل کند. وقتى بر من ثابت است‏ حق‏ این است و باطل آن، و لو سالها از روى آن گذشته فرقى نمی کند، من ‏باید حق را به موضع اصلیش برگردانم.

در مورد وضع آینده انقلاب اسلامى خودمان یکى از اساسی ترین مسائل، همین مسئله عدالت اجتماعى است. در این مورد این سؤال اساسى مطرح است که از عدالت اجتماعى اسلام چه ‏برداشتى داریم، چون برداشتها در مورد عدالت اجتماعى بسیار متفاوت است. یک عده تصورشان از عدالت اجتماعى این است که ‏همه مردم در هر وضع و شرایطى هستند و هر جور در جامعه عمل‏ می کنند و هر استعدادى دارند، اینها باید عینا مثل یکدیگر زندگى‏کنند. از دید این دسته عدالت اجتماعى به این معنى است که‏مثلا اگر لباس می پوشیم، لباس همه باید یکسان باشد. اگر شما لباس ‏از پارچه نخى می پوشید، من هم باید از پارچه نخى لباس تهیه کنم. اگر من پارچه پشمى می پوشم. شما هم باید پارچه پشمى به تن کنید. از دید این دسته همه افراد در واقع نوعى جیره‏بندى می شوند. همه باید به اندازه استعدادشان کار کنند ولى هر کس به اندازه احتیاجش‏ باید در آمد داشته باشد. ممکن است استعداد من نصف استعداد کار شما باشد، ولى من دو برابر شما عائله داشته باشم از این جهت من‏ باید دو برابر شما درآمد داشته باشم. این برداشت از عدالت‏اجتماعى، «اجتماعى‏» محض است. یعنى فقط روى جامعه فکر می کند. براى فرد فکر نمی کند. فرد در این بینش اصالتى ندارد. فقط جامعه‏ وجود دارد، جامعه کار می کند و جامعه باید خرج کند.

نوع دیگر برداشت از عدالت اجتماعى، برداشتى است که روى ‏فرد و اصالت و استقلال او فکر می کند. این نظر می گوید: باید میدان‏ را براى افراد باز گذارد و جلوى آزادى اقتصادى و سیاسى آنها را نباید گرفت. هر کس باید کوشش کند ببیند چقدر درآمد می تواندداشته باشد و آن در آمد را به خود اختصاص دهد. دیگر به فرد مربوط نیست که سهم دیگرى کمتر است ‏یا بیشتر. البته جامعه در نهایت امر باید براى آنکه افراد ضعیف باقى نمانند، از طریق بستن مالیات بر اموال افراد غنى زندگى افراد ضعیف را در حدى که از پا در نیایند تامین کند...»

6060

کد خبر 275196

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =